.:: شرکت چند منظوره بین المللی ستاره داوود - تاریخ و تمدن روسیه ::.

کانال های ما

تاریخ و تمدن روسیه


امپراتوری روسیه (به روسی: Российская империя) نام حکومتی قدرتمند بود که از ۲۲ اکتبر ۱۷۲۱ تا سرنگونی آن در فوریه ۱۹۱۷، به مدت ۱۸۶ سال بر بخش‌های عظیمی از اروپا،آسیا و آمریکا حکومت راند. پایتخت این امپراتوری شهر سن‌پترزبورگ و زبان رسمی آن روسی، واحد پول آن روبل بود و نیز پادشاهان آن تزار نامیده می‌شدند. امپراتوری روسیه پس ازامپراتوری بریتانیا و امپراتوری مغول، سومین امپراتوری بزرگ تاریخ از لحاظ وسعت محسوب می‌شود. نخستین تزار روسیه در این دوران پطر کبیر و آخرین آن نیکلای دوم بود. از مشهورترین و مقتدرترین امپراتوران و تزارهای روسیه می‌توان کاترین کبیر را نام برد که بیشترین دوران سلطنت را در میان آنان داشت و روسیه را به ابرقدرت اوراسیا تبدیل کرد.

تاریخ روسیه

تاریخروسیه از گروه نژادی اسلاوهای شرقی آغاز می‌شود که نهایتاً به روسیها، اوکراینی‌ها، و بلاروس‌ها تقسیم می‌شوند. نخستین ایالت اسلاویک شرقی، روس کیف، دین مسیحیت را در سال ۹۸۸ از امپراتوری بیزانس پذیرفت، که با شروع تجزیه بیزانس فرهنگ‌های اسلاویک فرهنگ روسیه را برای هفت قرن بعدی تعریف نمودند. روسیه کییف در نهایت به عنوان یک استان به چند ایالت تجزیه گردید که برای کسب مطالبات خود به عنوان وارثان تمدن و جایگاه غالب آن با یکدیگر رقابت می‌نمودند.

پس از قرن سیزدهم، حکومت مسکو تدریجاً بر مرکز فرهنگی سابق غلبه نمود. تا قرن هجدهم، دستگاه حکومت مسکو تبدیل به امپراتوری روسیه گردید که از لهستان در شرق تا اقیانوس کبیرامتداد می‌یافت. توسعه در جهت غرب موجب آگاه شدن روسیه نسبت به پیشرفت کند آن کشور و نیز ایجاد انزوایی برای آن کشور گردید که مراحل اولیه گسترش در آن واقع شده بود. رژیم‌های جانشین در قرن نوزدهم به یک چنین فشارهایی با ترکیبی از اصلاحات ناخواسته و سرکوب بیگاری روسی پاسخ دادند که لغو رعیت‌داری درسال ۱۸۶۱ از آن جمله بود اما این الغاء به قیمت ناخوشایندی برای رعیت‌ها تمام شد و فشارهای انقلابی را افزایش داد. بین لغو رعیت‌داری و آغاز جنگ جهانی اول در سال ۱۹۱۴، اصلاحات استولیپین، قانون اساسی سال ۱۹۰۶ و مجلس کشور تغییرات چشمگیری را در اقتصاد و سیاست روسیه ارائه نمود، اما تزار‌ها هنوز مایل به واگذاری حکومت استبدادی خود نبودند.

شکست نظامی و کمبود آذوقه سبب انقلاب روسیه در سال ۱۹۱۷ شد، و بلشویک‌ها و حزب کمونیست شوروی را به قدرت رساند. بین سال‌های ۱۹۲۲ تا ۱۹۹۱، تاریخ روسیه که اساساً تاریخ شوروی می‌باشد، به شکلی مؤثر به عنوان امپراتوری مبتنی بر ایدئولوژی تقریباً هم ارز با امپراتوری روسیه گردید. از همان سال‌های ابتدا، دولت روسیه بر مبنای یک حکومت تک حزبی از کمونیستها پایه‌گذاری شد، که با آغاز آن در مارس ۱۹۱۸، آن‌ها خود را بلشویک نام نهادند. اما تا اواخر دهه ۱۹۸۰، با ضعف ساختارهای اقتصادی و سیاسی که شرایطی حاد پیدا کرده بودند، در پایان دوره حکومت اتحاد شوروی، تغییرات چشمگیری در رهبری‌های اقتصادی و حزبی آن‌ها رخ داد.

از این رو تاریخ فدراسیون جدید روسیه کوتاه می‌باشد و تنها به فروپاشی اتحاد شوروی در اواخر سال ۱۹۹۱ برمی گردد. از زمان دستیابی به استقلال روسیه خود را در صحنه بین‌المللی جانشین قانونی اتحاد شوروی سابق می‌داند. اما روسیه جایگاه خود را به عنوان ابرقدرت از دست داده چرا که مواجه با چالش‌های جدی در تلاش‌های خود برای ایجاد یک نظام جدید سیاسی و اقتصادی پس از شوروری سابق می‌باشد. در جدال بر سر مالکیت سوسیالیستی برنامه‌ریزی متمرکز دولتی اموال در حوزه شوروی (سابق)، روسیه در تلاش برای ایجاد اقتصادی مبتنی بر عناصر سرمایه‌داری بازار با پیامدهایی مشقت‌بار بوده‌است. حتی امروز هم روسیه در اموری یکسان همچون فرهنگ سیاسی و ساختار اجتماعی با تزارها و اتحاد شوروی سابق سهیم می‌باشد.

تاریخ و تمدن روسیه

تاریخ پیدایش کشور روسیه به سده 14 میلادی باز می‌گردد؛ زمانی که شهر مسکو به عنوان پایتخت تاجران انتخاب شده بود، ایوان مخوف نخستین فردی بود که بر مسکو حکومت می‌کرد؛ اما پس از چندی رومانُف‌ها کنترل کامل را در دست گرفتند و تقریباً 300 سال بر سرزمین‌های روسیه حکمرانی کردند. از جمله مهم‌ترین پادشاهان رومانف که تعبیرات و اصلاحات زیادی برای تبدیل شدن کشور روسیه به یک ابر قدرت انجام دادند، می‌توان به پتر کبیر و کاترین کبیر اشاره نمود.

در اوایل قرن بیستم، نارضایتی‌های زیادی بر اثر اوضاع نابسامان کشور شکل گرفت به طوری که شکست از ارتش ژاپن و همچنین جنگ جهانی اول، به این اعتراضات دامن زد. سرانجام در سال 1917 میلادی، با رهبری لنین، انقلابی شکل گرفت که موجب براندازی حکومت پادشاهی این کشور شد.

مدت زیادی از حکومت لنین نمی‌گذشت که لنین، با متحدان خود بر سر قدرت به جنگ پرداخت و سرانجام در سال 1924 میلادی، استالین، رهبری حزب کمونیست شوروی را در دست گرفت. از مهم‌ترین اقدامات استالین، صنعتی کردن کشور روسیه بود اما این رهبر، منتقد پذیر نبود و بسیاری از احزاب سیاسی را نابود کرد به طوری که در آن سال‌ها زندان‌های روسیه و شهرهای مهم این کشور مملو از زندانیان سیاسی بودند.

از مهم‌ترین وقایع تاریخی در این دوران در روسیه، هجوم کشور آلمان به خاک این کشور بود که در این درگیری‌ها، 27 میلیون شهروند شوروی جان خود را از دست دادند. در جنگ جهانی دوم، کشور روسیه یکی از بزرگ‌ترین پیروزی‌های خود را در تاریخ این کشور جشن گرفت و بیشتر مناطق اروپای شرقی را تحت کنترل خود درآورد؛ به همین دلیل حکومت شوروی در آن سال‌ها به قدرت زیادی دست یافت. استالین تا سال 1953 میلادی بر روسیه کنونی حکومت می‌کرد و طی این سال‌ها، حکومت شوروی را به یکی از ابر قدرت‌های دنیا تبدیل کرد. او برای به دست آوردن این قدرت عظیم، شهروندان ملت خود را به فنا سپرد.

پس از استالین، این خروشچف بود که کنترل اوضاع را در دست گرفت. اما این شخص، مخالف سرسخت استالین بود و سعی داشت ویژگی‌های اخلاقی بی‌رحمانه استالین را به مردم و دولتمردان آن زمان نشان دهد. علی رغم این دیدگاه، خروشچف از لحاظ سیاسی تفاوت چندانی با استالین نداشت. خروشچف هم قیام مردم کشورهای اروپای شرقی را سرکوب می‌کرد؛ بالاخره و در سال 1964 میلادی، این شخص بر اثر یک کودتای سیاسی برکنار شد و برژنف جانشین وی شد. در این زمان اوضاع مالی و اقتصادی مردم بدتر شد و هم چنان سرکوب‌های سیاسی ادامه یافت.

پس از مدتی مشکلات اقتصادی و سیاسی بر اثر جنگ با کشور افغانستان بیش‌تر از قبل افزایش پیدا کرد. در نهایت فردی به نام گورباچف توانست فضای سیاسی، اقتصادی و صنعتی روسیه را کمی توسعه دهد. پس از او، ولادیمیر پوتین، قدرت روسیه را به دست گرفت و تا امروز هم رئیس جمهور این کشور است.

تاریخ روسیه

بیش از دو سده روسیه تزاری بخشی از امپراتوری مغول بود. اما در سده پانزدهم، ولایت مسکووی که ناحیه کوچکی از سرزمین روسیه امروزی را در برمی گرفت، قدرت یافت، تا حدی که مغولانِ اردوی طلایی را به مبارزه طلبید. شاهزاده هادیان، ایوان بزرگ، از پرداخت خراج به مغول‌ها سر باز رد، فرمانروای بعدی ایوان چهارم، قلمروی ولایت مسکوی را توسعه داد. لقب او، «ایوان مخوف»، بیانگر این است که این نخستین تزار در تمام روسیه بود که بیشتر از او می‌ترسیدند تا اینکه دوستش داشته باشند.

رومانف‌ها

رومانف‌ها خاندانی اشرافی و قدرتمند در مسکو بودند. نخستین تزار روسیه، ایوان مخوف (۸۴ – ۱۵۳۰م) با خاندان رومانف وصلت نمود. رومن زاخارین جد اعلای رومانف‌ها برادر آناستازیا همسر ایوان مخوف تزار روسیه بود و پسری نیز به نام نیکیتا داشت که پدربزرگ اولین تزار رومانف یعنی میخائیل فئودوروویچ رومانف است. این خانواده به دلیل هم‌زمانی با ایوان مخوف (ایوان چهارم) و نیز به این دلیل که در دسیسه‌ها و توطئه‌های درباریان در حوادث پس از مرگ ایوان مخوف شرکت نداشتند در میان مردم روسیه محبوب بودند. ضمن اینکه فئودور نیکتایویچ رومانف پدر میخائیل رومانف اولین تزار روسیه مورد تأیید یک مقام مورد احترام روحانی در روسیه بود که حین جنگ با لهستانی‌ها در دوران هرج و مرج رهبری مردم روسیه را بر عهده داشت. پس از شکست لهستانی‌ها، مردم میخاییل یکم روسیه را به سلطنت برگزیدند. این خانواده تا ۳۰۰ سال و تا انتهای جنگ جهانی اول و زمان ظهور کمونیسم در روسیه با اقتدار حکومت می‌کردند.

عصر ناآرامی

پسر ایوان، فئودور اول، بوریس گودونف (۱۶۰۵–۱۵۵۱م) به عنوان تزار روسیه، جانشین او شد. وقتی او در سال ۱۶۰۵ میلادی از دنیا رفت، روسیه در هرج و مرج افتاد.

از سال ۱۶۰۵ میلادی تا ۱۶۱۳ میلادی هرج و مرج دوام یافت. اشراف برای سلطنت با یکدیگر جنگیدند و برزگران شورش کردند. دشمنان اصلی روسیه؛ لهستان و سوئد؛ هرج و مرج را غنیمت شمردند. در سال ۱۶۱۱م نیروهای لهستانی شهر سمولنسک روسیه را فتح کردند. یک سال بعد لهستانی‌ها مسکو را اشغال کرده و شاهزاده لهستانی را بر تخت تزار نشاندند. سپس سوئدی‌ها در سال ۱۶۱۳م شهر نووگورود را اشغال کردند.

نخستین تزار رومانف

روس‌ها برای واپس راندن لهستانی‌ها از مسکو یکپارچه شدند. آنان میخائیل رومانف ۱۷ ساله را در سال ۱۶۱۳ میلادی به مقام تزاری منصوب کردند. او فرزند بطرک مسکو فئودور نیکتایویچ رومانف بود. او توسط مردم روسیه و برخلاف میل باطنی خود به سلطنت انتخاب شد. جانشین‌های میخائیل رومانف، به مدت بیش از ۳۰۰ سال، یعنی تا زمان انقلاب روسیه در سال ۱۹۱۷ میلادی بر سرزمین روسیه حکمرانی کردند.

تزار آلکسی

پتر یکم چهارمین تزار روسیه از دودمان رومانوف بود. پتر را با اصلاحات مشهور و وسیعی که در ساختار فرهنگی، اجتماعی، نظامی و علمی و حتی مذهبی روسیه به وجود آورد می‌شناسند. پتر کبیر فرمانروایی بود که سعادت کشورش را در غربی شدن می‌دانست او برای همین هدف تمام بنیان‌های کشور روسیه را از امور سطحی تا امور حساس هدف قرار داد، او الفبای زبان روسی را که در مناطق مختلف کشور تفاوت‌های محسوسی داشت را وحدت بخشید، تقویم میلادی را جایگزین تقویم سنتی روس‌ها کرد میلاد حضرت عیسی را به عنوان مبدأ تقویم پذیرفت درحالیکه مبدأ تقویم روسی باستان آغاز خلقت بود. پتر یکم نخستین روزنامه روسیه را بنیان گذاشت،لباس مردم روسیه را غربی کرد و قانون منع گذاشتن ریش برای مردان وضع کرد و فقط روحانیون و دهقانان را از این قانون معاف داشت، ارتش نوینی را برای روسیه به وجود آورد، نیروی دریایی روسیه را به سرعت گسترش داد و تسلیحات جدید برای ارتش تهیه نمود و ارتش سنتی روسیه را به یک ارتش مدرن و پر قدرت تبدیل کرد برای گسترش خاک روسیه شرق و غرب را در نظر گرفت. وسعت امپراتوری روسیه در دوران فرمانروایی پتر کبیر بیش از دو برابر گسترش یافت در شرق روس‌ها بخش‌های وسیعی از سیبری را تصرف کردند و در غرب نیز پتر کبیر در نبرد شمال موفق به شکست دادن سوئدی‌ها و تصرف بخش‌هایی از لیتوانی و لهستان شد و موفق به تصرف سواحل گسترده‌ای از دریای بالتیک شد در نتیجه این جنگ سیادت پادشاهی سوئد بر اروپای شمالی و سیادت لهستان بر اروپای شرقی پایان یافت و روسیه برتری اش را بر اروپای شمالی و شرقی تثبیت کرد. پتر به تحول علمی روسیه اهمیت بسیار می‌داد و فرهنگستان علوم سنت پترز بورگ را به عنوان جایی برای گردهم آیی دانشمندان مشهور آن روزهای امپراتوری روسیه به وجود آورد، پتر هم چنین شهر زیبای سنت پترز بورگ را بنا نهاد و آن شهر را با کاخ‌های باشکوه تزئین نمود تا آن شهر در جایگاهی برابر با شهرهای بزرگ اروپایی مانند پاریس و لندن باشد و سپس در سال ۱۷۱۲پایتخت روسیه را به این شهر منتقل کرد. پتر در سن۵۳ سالگی درگذشت. پس از پتر کبیر دورانی کوتاه مدت از سال ۱۷۲۵ تا ۱۷۴۱ هرج و مرج در روسیه حاکم بود و چندین تزار به قدرت رسیدند که توانایی‌های پتر را نداشتند تا اینکه در سال ۱۷۴۱ نوبت به دختر پتر کبیر ملکه الیزابت پتروونا رسید.

الیزابت روسیه

الیزابت دختر پتر یکم امپراتور اصلاح طلب روسیه بود او نیز تحت تربیت پدر و عقاید او بزرگ شده و دوران حکمرانی اش که از سال ۱۷۴۱ تا سال ۱۷۶۲ به مدت ۲۱ سال تا زمان مرگش ادامه داشت دورانی از پیگیری سیاست‌های فرهنگی، اقتصادی، سیاسی و نظامی پتر کبیر بود. او مانند پدرش برای گسترش نفوذ روسیه دست به اقدامات نظامی کشور گشایانه زد گرچه نسبت به پتر یکم به توفیقات کمتری در این راه رسید.

نبرد با امپراتوری لهستان که با دوک‌نشین لیتوانی متحد شده و یک حکومت واحد را به وجود آورده بودند یکی از مهم‌ترین موفقیت‌های او بود همچنین الیزابت در جنگ جانشینی اتریش توانست موفقیت آمیز ظاهر شود گرچه برخلاف خواسته‌هایش مناطق زیادی به خاک روسیه ملحق نشد. الیزابت پیش از مرگش خواهر زاده اش پتر سوم را به جانشینی انتخاب کرد که اما مدت شاهی پتر سوم به دلیل کودتا همسرش کاترین علیه او بسیار کوتاه (۱۸۵روز) بود.

کاترین کبیر

الیزابت هرگز ازدواج نکرد به همین خاطر فرزندی نداشت اما از حق حاکمیتش برای انتخاب فرمانروای بعد از خود استفاده کرد، او فرزند خواهرش کارل پطرس که بعدها به پتر سوم شهرت یافت را برای جانشینی اش در نظر گرفت . پتر سوم در آلمان متولد شده و رشد یافته بود و حتی زبان روسی را فبه خوبی صحبت نمی‌کرد از همین جهت الیزابت برای همسری او نیز یک دختر اشراف زاده آلمانی به نام «سوفیا آگوستا آنهالت زبرست» را برای همسری پتر سوم انتخاب کرد پس از آمدن پتر سوم به همراه سوفیا به روسیه از آن جا که نام سوفیا نام خواهر پتر کبیر بود که علیه او شوریده بود و مورد غضب پتر کبیر و منفور خاندان سلطنتی شده بود نام سوفیا تغییر کرد و او نام کاترین همسر محبوب پتر کبیر را برای خود برگزید.سرانجام ازدواج پتر سوم و سوفیا که حالا کاترین نامیده می‌شد در سال ۱۷۴۴ میلادی اتفاق افتاد، از این ازدواج یک پسر و یک دختر به دنیا آمدند با این وجود زندگی کاترین با پتر سوم زندگی شادی نبود، پتر خیلی زود بیمار گشت، او مبتلا به آبلهشده بود، این بیماری چهره پتر را بسیار زشت کرد، کاترین پس از بیماری سعی می‌کرد همسر خود را دلداری دهد اما علاوه بر چهره زشت شده پتر اخلاق او نیز بسیار تند شده بود، پتر هر روز وقت کم تری با همسرش می‌گذرانید و بیشتر وقتش را یا به انجام تشریفات نظامی و یا به رفتن به میکده‌ها و خوشگذرانی با دوستانش می‌گذراند به همین دلایل کاترین به کلی از همسرش فاصله گرفته بود، علاوه بر کاترین درباریان، فرماندهان ارتش و اشراف با نفوذ روسیه نیز از رفتارهای پتر سوم رنجیده شده بود و پذیرش پادشاهی او برای آنان دشوار بود. در سال ۱۷۶۲ الیزابت از دنیا رفت و پتر با عنوان پتر سوم به فرمانروایی رسید، اخلاق او اما پس از به قدرت رسیدن تغییری نکرد و خشم درباریان بیشتر می‌شد . کاترین هم چنین به دلیل بی‌توجهی‌های پتر سوم معشوق‌هایی بسیار برای خود برگزیده بود که همگی از متنفذین دربار و با نظامیان برجسته و اشراف پرنفوذ بودند . سرانجام تنها پس از ۱۸۵ روز از تاجگذاری پتر سوم کودتایی توسط کاترین و معشوقه های وی که شامل درباریان و محافظان قصر و اشراف و نظامیان صورت گرفت که نتیجه آن سرنگونی پتر سوم بود، کاترین که در هنگام کودتا در یکی از کاخ‌های بیرون از پایتخت به سر می‌برد خودش را به سرعت به پایتخت رسانید و خود را ملکه و فرمانروای روسیه خواند .

کاترین از سال ۱۷۹۶ میلادی به مدت ۳۴ سال بر روسیه حکومت کرد. کاترین پس از تاجگذاری همانند پتر کبیر به اصلاحات علاقه جدی نشان داد، او به نوسازی ارتش روسیه پرداخت به ویژه نیروی دریایی روسیه را که پتر کبیر آن را بنیان نهاده بود توسعه بخشید و نیروی دریایی بزرگ روسیه در دریای سیاه و دریای مدیترانه حضور پیدا کرد . در سال ۱۷۶۷ میلادی روسیه علیه امپراتوری عثمانی وارد جنگ شد که به پیروزی روسیه انجامید و روس‌ها جنوب سرزمین اوکراین، شبه جزیره کریمه و سرزمین مولداوی را تسخیر نمودند، همچنین کاترین موفقیت آمیز علیه لهستانی‌ها جنگید و به ادعای پادشاهی لهستان بر سرزمین لیتوانی پایان بخشید و تمام آلاسکا و بخش های از نروژ و سوئد را نیز زمینه خاک روسیه کرد. اما مهم تر از موفقیت‌های نظامی کاترین، تأثیرات فرهنگی و اجتماعی دوران سلطنت او بود . کاترین علاقه وافری به هنر و فلسفه داشت، او بسیاری از برجسته‌ترین هنرمندان سراسر اروپا را به روسیه دعوت می‌کرد و بناهای با شکوه، باغ‌های رویایی و کاخ‌های مجلل بسیاری در این دوران ساخته شد .کاترین هم چنین به جمع‌آوری آثار هنری علاقه بسیاری داشت و با هزینه‌های گزاف برجسته‌ترین آثار هنری ،از نقاشی‌ها، مجسمه‌ها، ظروف، پرده و مبلمان گرفته تا نقاشی‌های دیواری و شیشه کاری‌های مجلل را جمع‌آوری می‌کرد، او به کتاب نیز عشق می ورزید و کتابخانه بزرگ سلطنتی سن پترزبورگ را افتتاح کرد و ده هزار کتاب از سراسر جهان را در آن جا گرد آورد.او تلاش می‌کرد مردم عادی روسیه را نیز با فرهنگ و هنر آشنا سازد به همین خاطر صدها سالن نمایش، اپرا و سالن‌های رقص و موسیقی باشکوه در شهرهای روسیه ساخته شد و چندین دانشگاه نیز افتتاح گشت و بناهای سازهایی با قیمت زیاد در کشور ساخته شد اما همه این ساخت و سازها هزینه گزافی را موجب می‌شد که نارضایتی مردم را در پی داشت، از همه بد تر آنکه کشور روسیه هنوز از ساختار ارباب و رعیتی رنج میبرد و سیستم فئودالی در کشور حاکم بود، کاترین ابتدا سعی کرد تغییراتی در این سیستم ایجاد کند اما هم به دلیل مخالفت‌های بسیار اشراف که حتی نزدیکترین افراد به کاترین یعنی معشوق‌هایش را هم شامل می‌شدند و هم به دلیل اینکه انجام طرح‌های پر هزینه کاترین بدون مالیات و حمایت‌های همین اشراف ممکن نبود نتوانست اصلاحی در این زمینه صورت نماید، اما نارضایتی‌های مردمی ستم‌های بی‌حد اربابان و بی تفاوتی ملکه سرانجام به شورشی بزرگ بین سال‌های ۱۷۷۳ تا ۱۷۷۵ انجامید، دهقانان روسیه به رهبری یک قزاق به نام پوگاچف این قیام را انجام دادند . پوگاچف ادعا کرد پتر سوم همسر کاترین است و مدعی شد که پس از مدتی که در مصر اقامت کرده و حالا بازگشته است. او به مردم وعده داد سیستم ارباب رعیتی را براندازد، بردگان را آزاد کند و زمین‌ها را میان دهقانان تقسیم نماید، او حتی موفق شد شهر قازان از شهرهای بزرگ روسیه را تسخیر کند و چند ماه ان شهر را در دست داشته باشد گرچه این شورش سرانجام توسط ارتش روسیه سرکوب شد از آن به عنوان بزرگ‌ترین قیام دهقانی روسیه و منشأ قیام‌ها و انقلاب‌های بعدی یاد می‌گردد. کاترین کبیر سرانجام در سال ۱۷۹۶، در سن ۶۴ سالگی پس از ۳۴ سال فرمانروایی درگذشت.

تزار الکساندر دوم

تزار الکساندر دوم فرزند تزار نیکلای اول معروف به تزار آزادیبخش پس از پدرش به تخت سلطنت روسیه نشست. درسال۱۸۶۱ تزار الکساندر دوم سرفداری را در روسیه لغو می‌کند. او کسی بود که اولین گروه از آزادیخواهان روسی را که اغلب جزو شاهزادگان و اشراف و افسران ارتش و معروف به دکابریست‌ها بودند (چون در ماه دسامبر علیه تزار نیکلای اول شورش کردند) و مدت ۳۰ سال در سیبری با شدیدترین مجازات‌ها به حبس ابد محکوم شده بودند را آزاد کرد. تزار امیدوار است روسیه را مانند کشورهای اروپای غربی در راه مدرن‌سازی به حرکت درآورد. اما این اقدام به سود ثروتمندان تمام می‌شود و گروه قلیلی از دهقانان موفق به تهیه زمین می‌شوند. اکثر دهقانان فقیرتر از آن هستند که زمینی بخرند. این دهقانان از نظر فرهنگی عقب مانده تر از طبقات رنجبر اروپای غربی هستند.

او در ابتدای سلطنت با مشکلات مربوط به جنگ کریمه که در زمان پدرش آغاز شده بود دست به گریبان بود و البته توانست به شکلی آبرومندانه با دول متخاصم (انگلستان، فرانسه و عثمانی) صلح کند. او مردی روشنفکر بود که قصد آزادسازی سرف‌ها را داشت. از شوخی‌های تاریخ اینکه این تزار روشنفکر که در صدد انجام اصلاحات در کشورش بود بیشتر از دیگر تزارها توسط تروریست‌ها مورد سوءقصد قرار گرفت و نهایتاً در اثر یکی از همین سوءقصدها به شدت زخمی شد و در حالی که انجام اصلاحات وی نتیجه‌ای نداده بود فوت کرد. از عوامل ناکامی تزار در انجام اصلاحات می‌توان به مخالفت بویاردها (اشراف روسیه) و ایرادات نظام اداری روسیه اشاره کرد.

تزار الکساندر سوم

تزار الکساندر سوم مانند پدرش سیاست‌های مدرن‌سازی را دنبال می‌کند. کارخانجات جدید در سن‌پترزبورگ و مسکو احداث می‌شوند. جمعیت کارگری عظیمی در حومه این شهرها زندگی می‌کنند. اما آزادی‌های اجتماعی را برخلاف پدرش کاهش می‌دهد. روسیه باید پیشرفت کند بی‌آنکه خللی در خاندان سلطنت ایجاد کند. سانسور و حکومت پلیسی افزایش می‌یابد. تعقیب و آزار اقلیت‌ها خصوصاً یهودی‌ها شدت می‌گیرد.

تزار نیکلای دوم

در ۱۸۹۴ نیکلای دوم به جای پدرش به سلطنت می‌رسد و راه او را ادامه می‌دهد. در ۱۸۹۸ حزب سوسیال دموکرات کارگری روسیه مخفیانه نخستین کنگره اش را در مینسک روسیه بر پا می‌کند. برنامه حزب برمبنای کارل مارکس و انگلسکه پلخانف تشریح می‌کند تدوین می‌شود. پلخانف با ترور مخالف است و معتقد است که روسیه نخست باید دوره رشد سرمایه‌داری را طی کند تا سپس بتواند به دموکراسی و سوسیالیسم برسد.

حزب سوسیال دموکرات کارگری روسیه

در سال ۱۹۰۳ میلادی، دومین کنگره حزب سوسیال دموکرات کارگری روسیه در بروکسل و سپس در لندن تشکیل شد. در لندن این حزب به دو دسته تقسیم شد: بلشویک‌ها (اکثریت) منشویک‌ها (اقلیت). بلشویک‌ها معتقد بودند که نباید منتظر ماند تا پس از دوره سرمایه‌داری به سوسیالیسم برسیم. رهبر بلشویک‌ها «لنین» دو بار به اتهام فعالیت‌هایش به سیبری تبعید شد. لنین از سال ۱۹۰۰ در اروپای غربی زندگی می‌کرد.

جنگ روسیه - ژاپن

علت آغاز جنگ روسیه و ژاپن زمانی بود که نیکلای دوم به ژاپن سفر کرد و به بازدید از یکی از معابد ژاپن رفت در این هنگام یکی از موبدان که از وجود فردی بی ایمان چون نیکلای خشمگین شد با شمشیر به او حمله کرد، با واکنش سریع نگهبانان، آن موبد ازپای درآمد ولی نیکلای دوم که سخت ترسیده بود، حاکمان امپراطوری ژاپن را در این حادثه مقصر می‌دانست. پس از این حادثه، کدورت‌هایی ایجاد شد که تا زمان آغاز جنگ ادامه یافت.

در سال ۱۹۰۴ میلادی، امپراتوری روسیه علیه امپراتوری ژاپن اعلام جنگ کرد تا حکومتش را به منچوری و کره برساند. نیکلای دوم انتظار یک پیروزی آسان را داشت اما شکست‌های سختی خورد. هم‌زمان در روسیه تظاهرات آرامی در ۵ ژوئیه ۱۹۰۵ در مقابل کاخ زمستانی تزار در سن پترزبورگ برگزار می‌شود که به خاک و خون کشیده شد. این تظاهرات به یکشنبه خونین مشهور شد.

با این رویدادها و سرانجام تسلیم شدن روسیه به ژاپن در ۱۹۰۵ میلادی، اعتصابات کارگری افزایش یافت. شوراهای کارگری برای هماهنگی اعتصابات تشکیل می‌شد. شورای سن‌پترزبورگ به رهبری لئو تروتسکی یکی از یاران سابق لنیننقش مهمی در این واقعه داشت. قیام کارگری سرکوب شد. اعضای شورا دستگیر شدند و تروتسکی به سیبری تبعید شد اما از آنجا گریخت. سپس نیکلای دوم قول داد که آزادی‌های مدنی بدهد و اصلاحاتی را به عمل آورد.

انتخابات دوما

در ۱۹۰۶ و ۱۹۰۷ میلادی، سه انتخابات برگزار شد. در دومای اول که به صورت انتخابات محدود برگزار شد مخالفان نیکلای دوم رأی آوردند. نیکلای دوم انتخابات را باطل کرد و انتخابات مجدداً برگزار شد. این بار مخالفان تندتری رأی آوردند. تزار باز هم دوما را منحل کرد. انتخابات سوم برگزار شد و این بار مطیعان تزار وارد دوما شدند. در ۱۹۱۲ میلادی، بلشویک‌ها راه خود را از دیگر گروه‌های سوسیال دموکرات جدا کردند. بلشویک‌ها اقدام به ایجاد یک حزب مستقل کردند.

تزارهای روس

  • پتر یکم (۷ مه ۱۶۸۲ – ۸ فوریه ۱۷۲۵)
  • کاترین اول روسیه (۸ فوریه ۱۷۲۵ – ۱۷ مه ۱۷۲۷)
  • پتر دوم روسیه (۱۸ مه ۱۷۲۷ – ۳۰ ژانویه ۱۷۳۰)
  • آنای روسیه (۳۰ ژانویه ۱۷۳۰ – ۲۸ اکتبر ۱۷۴۰)
  • ایوان ششم روسیه (۲۸ اکتبر ۱۷۴۰ – ۶ دسامبر ۱۷۴۱)
  • الیزابت روسیه (۶ دسامبر ۱۷۴۱ – ۵ ژانویه ۱۷۶۲)
  • پتر سوم روسیه (۵ ژانویه ۱۷۶۲ – ۹ ژوئیه ۱۷۶۲)
  • کاترین دوم روسیه (۹ ژوئیه ۱۷۶۲–۱۷ نوامبر ۱۷۹۶)
  • پاول یکم(۱۷ نوامبر ۱۷۹۶–۲۳ مارس ۱۸۰۱)
  • الکساندر اول (۲۴ مارس ۱۸۰۱–۱ دسامبر ۱۸۲۵)
  • نیکلای یکم (۱ دسامبر ۱۸۲۵ – ۲ مارس ۱۸۵۵)
  • الکساندر دوم (۲ مارس ۱۸۵۵–۱۳ مارس ۱۸۸۱)
  • الکساندر سوم (۱۳ مارس ۱۸۸۱–۱ نوامبر ۱۸۹۴)
  • نیکلای دوم (۲۰ اکتبر ۱۸۹۴ – ۱۵ مارس ۱۹۱۷
  •  

مطالب مرتبط


شهر های بزرگ روسیه
اقتصاد روسیه
رتبه بندی های جهانی
ایرانیان روسیه
فرهنگ و رسوم روسیه

گروه بین المللی ستاره داوود با خرید شرکت های کوچک و بزرگ مختلف و تبدیل آن ها به دپارتمان های تخصصی برای ارائه خدماتی کامل به هموطنان عزیز سراسر ایران ثبت گردید است. ما با استفاده از متخصصین رشته های مخالف توانسته ایم گامی بلند برای ارائه خدمات حقوقی ؛ تجاری ؛ ورزشی و غیره در کوتاه ترین زمان ممکن با اطمینانی مثال زدنی و هزینه ای اندک برداریم. ستاره داوود یک گروه چند ملیتی است که در تمامی جهان دارای دفاتر فعال و به مرکزیت کشور روسیه قرار دارد.
منوها

تماس با ما
  روسیه ، اوورالسکایا ، ساختمان ۱ دفتر شماره ۳۳۳
 

4339 246 (965) 7+ (روسیه)

9079 754 (202) 1+ (آمریکا)

4769 089 (208) 442 + (انگلستان)

  info@davidstar.net
ما را دنبال کنید :          
© حقوق کپی برداری برای شرکت چند منظوره بین المللی ستاره داوود محفوظ می باشد . طراحی و برنامه نویسی توسط طراحی و توسعه وب سایت صبا