Home   |  تماس با ما و ارسال مطالب |  پروژه‌ها  | نرم‌افزارهاي مورد نياز |

home

 

22-02-2011

 

سوره يونس ، مكی 109 آيه

 

به نام خداوندِ رحم كنندهِ ( بخشنده ، گذشت كننده )  مهربان ( با شفقت ، با عاطفه )

  1. الر ، اين است آيات كتاب حكيم ( دانا و دانشمند ، حكم كننده ، قضاوت كننده )

  2. آيا باشد برای انسيان ( مردم ) تعجبی ( مايه شگفتی ) كه وحی كرديم به سوی مردی از ايشان ( خودشان ) كه هشدار بده انسيان ( مردم ) را و بشارت ده كسانی را كه ايمان آوردند [كه] بدرستی برای ايشان پيشرفت ( ترقی ، راهبردی ) راستی [از] نزد سرورشان [است] ، گفت كافران بدرستی اين حتما ساحری آشكاری است

  3. بدرستی سرور شما خداوند كسيست [كه] آفريد آسمانها و زمين [را] در شش ايامي ( دوران‌هايی ، هنگامه‌هايی ) سپس استيلا يافت ( مستولی شد ، چيره و برابر شد ) بر عرش ، تدبير ميكند فرمان ( كار ، امورات ) را ، نيست از شفاعت كننده‌ای ، مگر از بعد اذنش ، هان شمايان خداوند سرور شماست پس بندگی ( عبادت ) كنيد او را ، آيا پس متذكر نميشويد

  4. به سوی او مرجع ( محل مراجعت ) شماست جملگی ، وعده خداوند حقی است ، بدرستی اوست كه آغاز ميكند خلقت را ، سپس برميگرداند آن را برای اينكه جزا ( پاداش ) دهد كسانی را كه ايمان آوردند و عمل كردند صالحات را به عدالت و كسانی را كه كفران كردند برای ايشان است نوشيدنی از حميمی ( آب جوشی ) و عذابی دردناك به [سبب] آنچه كه كفران ميكردند

  5. او ( خداوند ) كسيست [كه] قرار داد خورشيد را سپيدی و ماه را نوری و تقديرش ( مقدر ، اندازه گيری ) كرد منازل ( محل اقامتی ) ، برای اينكه بدانيد عدد ( حساب و شمارش ) سالها و حساب ( تقويم ) را ، نيافريد خداوند آن را مگر به حقيقت ، تشريح ميكند آيات ( نشانه ها ) را برای قومی كه ميدانند

  6. بدرستی در اختلاف شب و روز و آنچه كه آفريد خداوند در آسمانها و زمين ، حتما نشانه هايی [است] برای قومی كه ميترسند ( تقوی ميكنند )

  7. بدرستی كسانی كه اميد ندارند ملاقات ما را و راضی شدند به زندگانی دنيا و اطمينان يافتند به آن و كسانی كه ايشان از آيات ( نشانه های ) ما غافلانند

  8. آنها ماوايشان آتش است به [سبب] آنچه كه كسب ميكردند

  9. بدرستی كسانی كه ايمان آوردند و عمل كردند صالحات را ، هدايت ميكند ايشان را سرورشان به ايمانشان ( باورشان ) ، جاری ميشود از زيرشان چشمه ها ، در باغهای پر نعمت ( متنعم ) [هستند]

  10. ندايشان در آن [اين است كه] پاكی تو ای خداوندا و تهيت ايشان در آن سلامی [است] و ندای ديگرشان اينكه ستايش برای خداوند سرور عالميان

  11. و اگر عجله كند خداوند برای انسيان ( مردم ) بدی را [همانند] تعجيل ايشان به خير ، حتما مقتضی شود ( گذرانده شود ) به سويشان  اجلشان ( موعدشان ) ، پس رها ميكنيم كسانی را كه اميد ندارند ملاقات ما را در طغيانشان [تا] حيران ( سرگشته ) باشند

  12. و زمانی كه حس كند ( لمس كند ، برسد ) انسان را ضرر ، ندا ( دعا ) كند ما را برای كنارش ( دراز كشيده ) يا نشسته ای يا ايستاده ای ، پس زمانی كه باز كرديم از او ضررش را ، رد شود ( بگذرد ) ، گويا ندا نكرده بود ما را به سوی گزندی ( زيانی ) كه لمس كرده بود او را ، آنچنان زينت داد برای اسراف كنندگان آنچه را كه عمل ميكردند

  13. و حتما نابود كرده ايم تمدنهايی را از قبل شما زمانی كه ظلم كردند و آمد ايشان را رسولانشان به بينات ( دلايل آشكار ) و نبودند برای اينكه ايمان آورند ، آنچنان جزا ميدهيم قوم مجرمان را

  14. سپس قرار داديم شما را جانشينان در زمين از بعد ايشان ، برای اينكه بنگريم كه چگونه عمل ميكنيد

  15. و زمانی كه تلاوت ميشود برای ايشان آياتمان بيناتی ( دلايل آشكاری )  ، گويد كسانی كه اميد ندارند ملاقات ما را بياور به قرآنی غير اين يا تبديل كن آن را ، بگو شايسته نميباشد برايم كه تبديل كنم آن را از نزد خودم  كه تبعيت [نه] ميكنم مگر آنچه را كه وحی ميشود به جانبم ، بدرستی من ميترسم كه عصيان كنم سرورم را [از] عذاب روزی عظيمی

  16. بگو اگر بخواهد خداوند ، تلاوت نميكردم آن را برای شما و آگاه نميكردم شما را به آن ، پس درنگ كرده ام در [ميان] شما عمری را از قبل آن ، آيا پس انديشه نميكنيد

  17. پس كيست ظالمتر از كسی كه افترا بست برای خداوند كذبی را يا تكذيب كرد به آياتش ، بدرستی رستگار نميشود مجرمان

  18. و بندگی ميكنند از غير خداوند آنچه را كه ضرر نميرساند ايشان را و نه نفع ميرساند ايشان را و ميگويند اينان شفاعت كنندگان ما هستند در نزد خداوند ، بگو آيا خبر ميدهيد خداوند را به آنچه كه نميداند در آسمانها و و نه در زمين ، پاك است او و متعالی است از آنچه كه شريك ميگردانيد

  19. و نبود انسيان ( مردم ) مگر امتی تكی ، پس اختلاف پيدا كردند و اگر نبود كلمه ای سبقت گرفته از سرورت ، حتما قضاوت ميشد مابين ايشان در آنچه كه اختلاف ميكنند

  20. و ميگويند چرا نازل نميشود برای او معجزه ای از سرورش ، پس بگو جز اين نيست كه غيب ( نا پيدا ) برای خداوند است ، پس چشم به راه باشيد كه من همراه با شما از چشم به راهان [هستم]

  21. و زمانی كه چشانديم انسيان ( مردم ) را رحمتی از بعد ضرری [كه] لمس كرده ايشان را ، آنگاه برای ايشان حيله ای [باشد] در آياتمان ، بگو خداوند سريعتر ترفندی [است] ، بدرستی رسولان ما مينويسند آنچه را كه مكر ميكنيد

  22. اوست كسی كه سير ميدهد شما را در خشكی و دريا تا گاهی كه شماييد در كشتی و جاری شود به ايشان به بادی پاكی و شادمان شوند به آن ، آيد آن را بادی توفنده ای و آيد ايشان را موج از هر ( تمام ) مكانی و گمان كنند كه بدرستی ايشان محاصره  شدند به ايشان ، بخوانند خداوند را خالص شدگان باشند برايش دين را اگر نجات دهی ما را از اين [مخمصه] حتما ميباشيم از شكر گزاران

  23. پس زمانی كه نجات داد ايشان را ، آنگاه ايشان تعدی ( جور می كنند )  در زمين به غير حق ، ای انسيان ( مردم ) جز اين نيست كه ستم شما برای خودتان [است] ، متاع زندگانی دنياست ، سپس به سوی ماست مراجعت شما ، پس خبرتان ميدهيم به آنچه كه عمل ميكرديد

  24. جز اين نيست كه مثال ( حكايت ) زندگانی دنيا همانند آبی [است كه] نازل كرديم آن را از آسمان ، پس آميخت به آن نبات ( گياه ) زمين از آنچه كه ميخورد انسيان ( مردم ) و چهارپايان تا زمانی كه بگيرد زمين تجملاتش را ( آرايشش را ) و زينت يافت و گمان كرد اهلش [كه] بدرستی ايشان قادرانند برای آن ، رسيدش ( داده شدش ) فرمانمان شبانه ای يا روزانه ای ، پس قرار داديمش درو شده ای ، گويا وجود نداشت به ديروز ، آنچنان تشريح ميكنيم آيات را برای قومی كه تفكر ميكنند

  25. و خداوند ميخواند به سوی سرای سلامت و هدايت ميكند كسی را كه ميخواهد به سوی راهی مستقيمی ( راست و درستی )

  26. برای كسانی كه نيكی كردند نيكويی است و افزوده ای [باشد] و تكليف نميشود سيمايشان را سياهی ( گرد و غباری ) و نه ذلتی ، آنهايند اصحاب باغ [كه] ايشانند در آن جاودانان

  27. و كسانی كه كسب كردند بدی ها را ، جزای بدی به همانند آن است و تكليفشان ميشود ذلت ، نيست برای ايشان از خداوند از نگهدارنده ای ، گويا جز اين نيست كه پوشانده شد صورتشان تكه ای از شب تاريك شده ای را ، ايشانند اصحاب آتش ، ايشان در آن جاودانانند

  28. و روزی كه جمع آوری ميكنيم ايشان را جملگی ، سپس ميگوييم برای كسانی كه شرك ورزيدند ، مكانتان را باشيد شما و شريكانتان ، پس جدا می كنيم ميان ايشان را و گويد شريكانشان ، نبوده ايد [كه] ما را بندگی ( عبادت ) كنيد

  29. پس كافی است به خداوند شاهدی بين ما و بين شما ، بدرستی بوده ايم ما از بندگی ( عبادت ) شما حتما غفلت كنندگان

  30. اينجاست كه امتحان شوند هر ( تمام ) نفسی آنچه را كه سپری كرد و برگردانده شوند  به طرف خداوند سرپرست حقيقی ايشان و گم گشت از ايشان آنچه را كه افترا ميبستند

  31. بگو كيست كه روزی ميدهد شما را از آسمان و زمين يا كيست كه مالك ميشود گوش و ديدگان را و كيست كه خارج ميكند زنده را از مرده و خارج ميكند مرده را از زنده و كيست كه تدبير ميكند فرمان ( كار را ) ، پس به زودی ميگويند خداوند ، پس بگو آيا پس تقوی نميكنيد

  32. پس آن شما خداوند سرور شماست حق ( واقعی ) ، پس چه باشد بعد حق مگر گمراهی ، پس به كجا روانه ( برگردانده ) ميشويد

  33. آنچنان حقيقت يافت كلمه سرورت برای كسانی كه فسق ( نافرمانی ) كردند كه بدرستی ايشان ايمان نمی آورند

  34. بگو آيا از شريكان [انتخابي] شما [براي خداوند] كيست ( كسی هست ) [كه] آغاز ميكند خلقت را سپس برمي‌گرداند آن را ، بگو خداوند شروع ميكند خلقت را سپس برمي‌گرداند آن را ، پس كجا دروغ پردازی می كنيد

  35. بگو آيا از شريكانتان كسی هست كه هدايت كند به سوی حق ، بگو خداوند هدايت ميكند برای حق ، آيا پس كسی كه هدايت ميكند به سوی حقيقت ، مستحقتر است از اينكه تبعيت شود يا آن كس كه هدايت نميشود مگر اينكه هدايت شود ، پس چه شده برای شما چگونه حكم ميكنيد ( قضاوت ميكنيد )

  36. و تبعيت نميكند اكثرشان مگر گمانی را ، بدرستی گمان بی نياز نمی كند از حق چيزی را ، بدرستی خداوند دانايی است به آنچه كه عمل ميكنند

  37. و شايسته نباشد اين قرآن را كه افترا بسته شده باشد ( جعل شده باشد ) از [جانب] غير خداوند و ليكن تصديق آنكه پيش رويش است [از تورات و انجيل] و تشريح كتاب [است كه]  نيست شكی در آن از [جانب] سرور عالميان [است]

  38. يا ميگويند افترا بسته آن را ( جعل كرده است آن را ) ، بگو پس بياوريد به سوره ای همانندش را و بخوانيد از آن كس كه استطاعت داريد از غير خداوند اگر شماييد راستگويان

  39. بلكه تكذيب كردند به آنچه  كه احاطه ندارند به علمش و فعلا نيامده [است] ايشان را تاويل آن ، آنچنان تكذيب كرد كسانی كه از قبل ايشان بودند ، پس بنگر چگونه باشد عاقبت ظالمان

  40. و از ايشان كسی [است] كه ايمان می آورد به آن و از ايشان كسی [است] كه ايمان نمی آورد به آن و سرور تو داناتر است به مفسدان

  41. و اگر تكذيب كردند تو را ، پس بگو برايم عملم و برای شماست عملتان ، شماييد مبرايان از آنچه كه عمل ميكنم و من مبرايی ( پاكی ) از آنچه كه عمل ميكنيد

  42. و از ايشان كسيست كه گوش فرا ميدهد به سويت ، آيا پس تو ميشنوانی كران را و اگر چه عقل ( انديشه ) نميكردند

  43. و از ايشان كسيست كه نظاره ميكند به سويت ، آيا پس تو هدايت [می توانی] بكنی  كوران را و [در حاليكه] نمی بينند ( نمی توانند به بينند )

  44. بدرستی خداوند ظلم نمی كند انسيان ( مردم ) را  چيزی و ليكن انسيان ( مردم ) خودشان را ظلم ميكنند

  45. و روزی كه جمع ميكند ايشان را گويا بدرستی درنگ نكردند مگر ساعتی از روز را ، شناخته ميشوند مابينشان ، زيان كرده است  كسانی كه تكذيب كردند به ملاقات خداوند و نبودند هدايت يافتگان

  46. و اگر نشان دهيم تو را بعضی از آن را كه وعده ميدهيم ايشان را يا بميرانيم تو را ، پس به سوی ماست مرجع ايشان ، سپس خداوند شاهدی برای آنچه كه عمل ميكنند

  47. و برای هر ( تمام ) امتی فرستاده ای [است] ، پس آنگاه كه آيد فرستاده ايشان ، قضاوت شود مابين ايشان به عدل و ايشان ظلم كرده نمی شوند

  48. و ميگويند كی باشد اين وعده ، اگر هستيد راستگويان

  49. بگو مالك نيستم برای خودم  ضرری و نه نفعی را مگر آنچه را كه خواست خداوند ، برای هر ( تمام ) امتی اجلی ( مهلتی ) [است] ، آنگاه كه آيد اجلشان ، پس تاخير نمی كنند ساعتی را و نه جلو می افتند

  50. بگو آيا ديده باشيد اگر داده شود ( بيايد ) شما را عذابش شبانگاهی يا روزانه ای ، چه چيز را عجله ميكنند از آن مجرمان

  51. آيا پس آنگاه ، آنچه كه واقع شود ( روی دهد ) ايمان آورديد به آن الان و [در حاليكه] به آن عجله می كرده ايد

  52. سپس گفته شود برای كسانی كه ظلم كردند ، بچشيد عذاب جاودان را ، آيا جزا می يابيد مگر به آنچه كه كسب ميكرديد

  53. و خبر ميگيرند تو را آيا حقی است آن ، بگو آری سوگند سرورم را [كه] بدرستی آن حتما حقی است و نيستيد شما  به عاجز كنندگان

  54. و اگر [باشد] برای هر ( تمام ) نفسی ( شخصی ) [كه] ظلم كرده است ، هر آنچه كه در زمين است ، حتما فديه دهد به آن و نهان كنند ندامت ( پشيمانی ) را ، زمانی كه ببيند عذاب را و قضاوت شود مابين ايشان به عدالت و ايشان ظلم كرده نميشوند

  55. بدانيد كه بدرستی برای خداوند است آنچه كه در آسمانها و زمين است ، بدانيد بدرستی وعده خداوند حقی است و ليكن اكثرشان نميدانند

  56. اوست كه زنده ميكند و می ميراند و به سوی او برگردانده می شويد

  57. ای انسيان ( مردم ) آمده است شما را موعظه ای ( اندرز و نصيحتی ) از [نزد] سرورتان و شفايی ( درمانی ) برای آنچه كه در دلهاست و هدايتی و رحمتی برای مومنان

  58. بگو به فضل خداوند و به رحمت او پس به آن ، پس بايد شادمان شوند ، اوست بهتری از آنچه كه جمع آوری ميكنند

  59. بگو آيا ديديد آنچه را كه نازل كرد خداوند برای شما از رزقی ( روزی ) ، پس قرار داديد از آن حرامی و حلالی را ، بگو خداوند اذن داد برای شما يا برای خداوند افترا ميبنديد

  60. و چيست گمان كسانی كه افترا ميبندند برای خداوند كذب را روز قيامت ، بدرستی خداوند حتما دارای فضلی برای انسيان ( مردم ) [است] و ليكن اكثرشان شكر نمی گزارند

  61. و نميباشيد در شانی ( حالت و وضعيتی ) و نميخوانيد از آن از قرآنی و عمل نميكنيد از عملی را ، مگر اينكه ماييم برای شما شاهدی زمانی كه فرو ميرويد ( مشغول ميشويد ) در آن و پنهان نميشود از سرورت از مثقال ( سنگين شده ) ذره ای در زمين و نه در آسمان و نه كوچكتر از آن و نه بزرگتر مگر اينكه در كتابی آشكاری [است]

  62. آگاه باشيد [كه] بدرستی دوستان خداوند نه ترسی برای ايشان [است] و نه ايشان اندوهگين ميشوند

  63. كسانی كه ايمان آوردند و تقوی ميكردند ( پرهيزگاری ميكردند )

  64. برای ايشان بشارت [است] در زندگانی دنيا و در آخرت ، نيست تبديلی برای كلمات ( سخنان ) خداوند ، آن است آن پيروزی ( رستگاری ) عظيم

  65. و اندوهگين نكند تو را سخن ايشان ، بدرستی عزت برای خداوند است جملگی ، اوست شنوای دانا

  66. بدانيد كه بدرستی برای خداوند است كسی كه در آسمانها و كسی كه در زمين است و تبعيت نميكند كسانی كه ميخوانند از غير خداوند شريكانی را كه تبعيت [نه] ميكنند مگر گمان را و ايشان [نيستند] مگر حدس ( گمان و تخمين ) زنندگان

  67. اوست كسی كه قرار داد برای شما شب را برای اينكه ساكن ( آرام و بی حركت ) شويد در آن و روز را بينايی ، بدرستی در آن حتما نشانه هايی [است] برای قومی كه ميشنوند

  68. گفتند اتخاذ كرد خداوند مولودی ( فرزندی ) را ، پاك است او ، اوست غنی ( ثروتمند ، بی نياز ) ، برای اوست آنچه كه در آسمانها و آنچه كه در زمين است كه [نيست] در نزد شما از دليلی ( حجتی ) به اين [تهمت]  ، آيا ميگوييد برای خداوند آنچه را كه نميدانيد

  69. بگو بدرستی كسانی كه افترا ميبندند برای خداوند كذب را ، رستگار نميشوند

  70. متاعی در دنياست ، سپس به سوی ماست مرجع ايشان ، سپس می چشانيم ايشان را عذاب شديد به [سبب] آنچه كه كفر ميورزيدند

  71. و تلاوت كن برای ايشان خبر نوح را زمانی كه گفت برای قومش ای قوم من ، اگر باشد بزرگ ( سنگين و غير قابل تحمل ) برای شما اقامتم  و تذكرم به آيات خداوند ، پس بر خداوند توكل كردم ، پس جمع كنيد كارتان ( اموراتتان ) را و شريكانتان را ، سپس نباشد كارتان برايتان اندوهی ، سپس مقتضی كنيد برايم و فرصت ندهيد مرا

  72. پس اگر پشت كرديد ، پس درخواست نميكنم شما را از اجری ، بدرستی اجر من [نيست] مگر بر خداوند و فرمان داده شدم كه باشم از مسلمانان ( تسليم شدگان )

  73. پس تكذيب كردند او را ، پس نجات داديم او و كسی را كه همراه با او بود در كشتی و قرار داديم ايشان را جانشينانی و غرق كرديم كسانی را كه تكذيب كردند به آيات ما ، پس بنگر كه چگونه بود عاقبت هشدار داده شدگان

  74. سپس برانگيختيم از بعد او رسولانی را به سوی قوم ايشان ، پس آمدند ايشان را به بينات ( دلايل آشكار ) ، پس نبودند برای اينكه ايمان آورند به آنچه كه تكذيب كردند به آن از قبل ، آنچنان مُهر می كنيم  بر قلبهای متجاوزين ( متعديان )

  75. سپس برانگيختيم از بعد ايشان موسی و هارون را به سوی فرعون و درباريانش به نشانه هايمان ، پس خود بزرگی كردند و بودند قومی مجرمان

  76. پس آنگاه كه آمد ايشان را حق از نزدمان ، گفتند بدرستی اين حتما جادوی آشكاری است

  77. گفت موسی آيا ميگوييد بر حق زمانی كه آمد شما را ، آيا جادويی است اين و رستگار نميشود ساحران

  78. گفتند آيا آمدی ما را برای اينكه برگردانی ( منحرف كنی ) ما را از آنچه كه يافتيم بر آن پدرانمان ( اجدادمان ) را و باشد برای شما دو نفر خود بزرگی ( خودخواهی ) در زمين و نيستيم ما برای شما دو نفر به ايمان آورندگان

  79. و گفت فرعون بياوريد مرا به هر ( تمام ) ساحری دانايی

  80. پس آنگاه كه آمد ساحران ، گفت برای ايشان موسی [كه] بيافكنيد آنچه را كه شماييد افكندگان

  81. پس آنگاه كه افكندند ، گفت موسی آنچه را كه آورديد به آن جادو است ، بدرستی خداوند به زودی باطل ميكند آن را ، بدرستی خداوند اصلاح نميكند عمل مفسدان را

  82. و محقق می كند خداوند حق را به كلماتش و اگر چه كراهت داشته باشد مجرمان

  83. پس ايمان نياورد برای موسی مگر ذريه ای ( نسلی ) از قومش بر ترسی از فرعون و درباريانش كه [مبادا] فتنه اندازد [مصيبت زده و معذب كند] ايشان را و بدرستی فرعون حتما خودخواهی  در زمين [بود] و بدرستی او حتما از اسراف كنندگان [بود]

  84. و گفت موسی ای قوم من ، اگر شما ايمان آورديد به خداوند ، پس برای او توكل كنيد اگر شماييد مسلمانان ( تسليم شدگان )

  85. پس گفتند برای خداوند توكل كرديم ، سرور ما قرار نده ما را فتنه ای برای قوم ظالمان

  86. و نجات ده ما را به رحمتت از قوم كافران

  87. و وحی كرديم به سوی موسی و برادرش كه اقامت ( ماوا ) دهيد برای قوم شما دو تن به مصر ( شهر آباد ) خانه هايی را و قرار دهيد خانه هايتان را قبله ای و به پا داريد نماز را و بشارت ده مومنان را

  88. و گفت موسی سرور ما ، بدرستی تو دادی فرعون و درباريانش را زينتی و اموالی در زندگانی دنيا سرور ما ،  برای اينكه گمراه كنند از راهت ( مسير و سلوكت ) ، سرور ما محو كن بر اموال ايشان و سخت كن برای قلبهايشان ، پس ايمان نياورند تا اينكه ببينند عذاب دردناك را

  89. گفت اجابت شده است دعای ( درخواست ) شما دو نفر ، پس استقامت كنيد شما دو نفر و تبعيت نكنيد شما دو نفر راه كسانی را كه نمی دانند ( نادانند )

  90. و گذرانديم به پسران اسرائيل دريا را ( رود نيل را ) ، پس دنبال كرد ايشان را فرعون و سپاهيانش ستمگری و دشمنی تا اينكه دريابيد او را غرق شدن ، گفت ايمان آوردم [كه] بدرستی نيست خدايی مگر كسی كه ايمان آورد به او پسران اسرائيل و من از مسلمانان ( تسليم شدگان ) هستم

  91. آيا الان و [در حاليكه] عصيان كرده ای قبلا و بودی از مفسدان ( تبهكاران )

  92. پس امروز نجات ميدهيم به بدنت ( جسم و جنازه ات ) برای اينكه باشی برای كسی كه جانشين تو شود نشانه ای و بدرستی بسياری از انسيان ( مردم ) از آياتمان حتما غافلانند

  93. و حتما اقامت ( منزل ) داده ايم پسران اسرائيل را اقامت ( منزل ) راستی و رزق ( روزی ) داديم ايشان را از پاكی ها ، پس اختلاف نكردند تا اينكه آمد ايشان را علم ، بدرستی سرور تو قضاوت ميكند مابين ايشان روز قيامت در آنچه كه در آن اختلاف ميكردند

  94. پس اگر باشی در شكی از آنچه كه نازل كرديم به سويت ، پس سوال كن كسانی را كه ميخوانند كتاب را از قبل تو ، حتما آمده است تو را حق از [جانب] سرورت ، پس نباش از ترديد ( تمرد ) كنندگان

  95. و حتما نباش از كسانی كه تكذيب كردند به آيات خداوند پس ميشوی از زيان ( خسران ) كنندگان

  96. بدرستی كسانی كه تحقق يافت برای ايشان كلمه سرورت ، ايمان نمی آورند

  97. و اگر چه آيد ايشان را هر ( تمام ) نشانه ای ( معجزه ای ) را تا اينكه ببينند عذاب دردناك را

  98. پس چرا نبود قريه ای كه ايمان آورد ، پس نفع كند آن را ايمانش ، مگر قوم يونس زمانی كه ايمان آوردند بازكرديم ( برطرف كرديم ) از ايشان عذاب خواری را در زندگانی دنيا و متمتع كرديم ايشان را تا وقتی ( موعدی معلومی )

  99. و اگر ميخواست سرور تو ، حتما ايمان می آورد كسی كه در زمين است همگی ايشان را جملگی ، آيا پس تو [ميتوانی] مجبور كنی انسيان ( مردم ) را تا اينكه باشند مومنان

  100. و شايسته نباشد برای نفسی كه ايمان آورد مگر به اذن خداوند و قرار ميدهد ناپاكی ( كثافت و پليدی ) را برای كسانی كه تعقل نميكنند

  101. بگو بنگريد چه چيز در آسمانها و زمين [است] و كفايت نميكند آيات و هشدارها از قومی كه ايمان نمی آورند

  102. پس آيا چشم به راهند ( منتظرانند ) مگر همانند روزهای كسانی را كه سپری شدند از قبل ايشان ، بگو پس چشم به راه باشيد كه بدرستی من همراه با شما از منتظرانم

  103. سپس نجات ميدهيم رسولانمان را و كسانی را كه ايمان آوردند بدانگونه حقی ( واجبی ) است برايمان [كه] نجات دهيم مومنين را

  104. بگو ای انسيان ( مردم ) اگر شماييد در شكی از دينم ، پس عبادت نميكنم كسانی را كه بندگی ميكنيد از غير خداوند و ليكن بندگی ميكنم خداوند كسی را كه می ميراند شما را و فرمان يافتم كه باشم از مومنين

  105. و اينكه به پای دار صورتت را برای دين يكتاپرستی و حتما نباش از مشركين 

  106. و نخوان از غير خداوند آنچه را كه نفع نميكند تو را و ضرر نميكند تو را ، پس اگر انجام دهی پس بدرستی تو آنگاه از ظالمان [هستی]

  107. و اگر لمست كند ( برساندت ) خداوند به ضرری ، پس نباشد برطرف كننده ای ( گشاينده ای ) برای آن مگر او و اگر بخواهد ( اراده كند ، رد كند ) تو را به خوبی ، پس نباشد برگرداننده ( رد كننده ) برای فضلش ، نصيب ميكند به آن كسی را كه ميخواهد از بندگانش و اوست آمرزنده مهربان

  108. بگو ای انسيان ( مردم ) آمده است شما را حق از [جانب] سرورتان ، پس كسی كه هدايت يافت ، پس جز اين نيست كه هدايت ميشود برای خودش  و كسی كه گمراه گشت ، پس جز اين نيست كه گمراه ميشود برايش ( خودش ) و نيستم من برای شما به وكيلی ( مدافعی )

  109. و تبعيت كن آنچه را كه وحی ميشود به سويت و صبر كن تا اينكه حكم ( داوری ) كند خداوند و اوست بهترين حاكمان ( داوران ، قضات