Home   |  تماس با ما و ارسال مطالب |  پروژه‌ها  | نرم‌افزارهاي مورد نياز |

home

 

17-07-2013

 

 

سوره هود ، مكی 123 آيه

 

به نام خداوندِ رحم كنندهِ ( بخشنده ، گذشت كننده )  مهربان ( با شفقت ، با عاطفه )

  1. الر ، كتابی است [كه] تحكيم يافت ( محكم شد ) آيات آن ، سپس تفصيل يافت ( تشريح شد ) از نزد حكيمی آگاهی

  2. كه هرگز بندگی ( عبادت ) نكنيد مگر خداوند را [كه] بدرستی من برای شما از [نزد] او هشدار دهنده ای و بشارت دهنده ای [هستم]

  3. و اينكه آمرزش بخواهيد سرورتان را ، سپس برگرديد ( توبه كنيد ) به سوی او ، متمتع ميكند شما را متاعی نيكويی تا مدتی معلومی و می آورد ( می دهد ) هر ( تمام ) دارای فضلی را فضلش  و اگر روی برگردانديد ، پس من ميترسم برای شما عذاب روزی بزرگی را

  4. به سوی خداوند است مرجعتان ( مراجعت شما ) و اوست برای هر ( تمام ) چيزی قادری ( توانايی )

  5. آگاه باشيد [كه] بدرستی ايشان می پيچند سينه هايشان را برای اينكه مخفی كنند از او ، آگاه باشيد زمانی كه ميپوشانند جامه هايشان را ، ميداند آنچه را كه سری ( پنهان ) ميكنند و آنچه را كه علنی ميكنند ، بدرستی او داناست به دارايی سينه ها

  6. و نيست از حيوانی ( جانوری ) در زمين مگر اينكه برای خداوند است رزقش ( روزيش ) و ميداند جايگاهش و آرامشگاهش را ، تمامی در كتابی آشكاری [است]

  7. و اوست كسی كه خلق كرد آسمانها و زمين [را] در شش ايامی ( دوران‌هايی ) و باشد عرش او بر روی آب ، برای اينكه امتحان كند شما را [كه] كدامتان نيكوتر عملی [است] و اگر بگويی [كه] بدرستی شما مبعوث ( برانگيخته ) شدگانيد از بعد مرگ ، حتما ميگويند كسانی كه كفران كردند كه اين [نيست] مگر جادوی آشكاری

  8. و اگر به تاخير اندازيم از ايشان عذاب را به سوی مدتی معدودی ( محدود و شمرده شده ای ) ، حتما ميگويند چه چيز بازداشت ( نگهداشت ، به تاخير انداخت ) آن را ، آگاه باشيد روزی كه ميآيد ايشان را ، نباشد برگردانده شده ای ( منصرف و كنسل شده ای )  از ايشان و روی دهد به ايشان آنچه را كه به آن تمسخر ميكردند

  9. و اگر بچشانيم انسان را از [جانب] خودمان رحمتی ، سپس برچينيم آن را از او ، بدرستی او حتما مايوسی ناسپاسی [باشد]

  10. و اگر بچشانيم او را نعمتها بعد از ضررهای لمس كرده ( رسيده ) او را ، حتما ميگويد رفت بدی ها از من ، بدرستی اوست خوشگذرانی فخر كننده ای

  11. مگر كسانی كه صبر كردند و عمل كردند صالحات را ، ايشانند [كه] برايشان آمرزشی و اجری بزرگی [است]

  12. پس [نزديك] باشد كه تو رها كننده ( واگذارنده ) [باشی] بعضی از آنچه را كه وحی ميشود به سويت و تنگ شود به آن سينه ات ( دلت ) كه ميگويند چرا نازل نشد برای او گنجی يا بيايد همراه با او مَلَكی ، جز اين نيست كه تو هشدار دهنده ای و خداوند برای هر ( تمام ) چيزی وكيلی ( مدافعی ) [است]

  13. يا ميگويند افترا بسته است آن را ، بگو پس بياوريد به ده سوره ای همانندش افترا بسته شده هايی را و بخوانيد كسی را كه استطاعت داريد از غير خداوند ، اگر هستيد راستگويان

  14. پس اگر استجابت نكردند ( نپذيرفتند ) برای شما ، پس بدانيد كه جز اين نيست كه نازل شد به علم خداوند و اينكه نيست خدايی مگر او ، پس آيا شماييد مسلمانان ( تسليم شدگان )

  15. آن كس كه ميخواهد زندگانی دنيا و زينتش را ، پرداخت ميكنيم به جانب ايشان اعمالشان را در آن و ايشان در آن مضايقه نشوند ( كم داده نشوند ، بخل نشوند )

  16. ايشان كسانی [هستند] كه نيست برای ايشان در آخرت مگر آتش و هدر شود آنچه را كه ساختند در آن و باطلی [است] آنچه كه عمل ميكردند

  17. آيا پس كسی كه باشد بر بينه ای ( دليلی ) از سرورش و می خواند او را شاهدی از آن و از قبل آن كتاب موسی پيشوايی و رحمتی ، ايشان ايمان می آورند به آن و كيست كه بی اعتقادی ميكند به آن از احزاب ، پس آتش وعده گاه او [باشد] ، پس نباش در ريبی از آن ، بدرستی آن حقی از سرورت و ليكن اكثر انسيان ( مردم ) ايمان نمی آورند

  18. و كيست ظالمتر از كسی كه افترا بندد برای خداوند كذبی را ، ايشان عرضه ميشوند برای سرورشان و ميگويد شاهدان [آيا] اينانند كسانی كه تكذيب كردند برای سرورشان ، آگاه باشيد [كه] لعنت خداوند برای ظالمان [است]

  19. كسانی كه سد ميكنند از راه خداوند و می جويند ( اجحاف ميكنند ) آن را انحرافی و ايشان به آخرت ، ايشانند كافران

  20. ايشان نميباشند عاجز كنندگان در زمين و نباشد برای ايشان از غير خداوند از سرپرستان ( دوستان و ياوران ) ، افزوده ميشود ( چند برابر شود ) برای ايشان عذاب ، [چرا كه] استطاعت نداشتند شنود را و نبودند كه ببينند

  21. ايشان كسانی [هستند] كه زيان كردند خودشان را و گم گشت از ايشان آنچه را كه افترا ميبستند

  22. ناچارا ( در نتيجه ) ايشان در آخرت ، ايشانند زيان كنندگان

  23. بدرستی كسانی كه ايمان آوردند و عمل كردند صالحات را و فروتنی كردند به سوی سرورشان ، ايشان اصحاب باغ [هستند] ، ايشانند در آن جاودانان

  24. مثال دو فرقه چون كور و كر ، و بينا و شنواست ، آيا  مساويند آن دو [فرقه] مثالی را ، آيا پس متذكر نميشويد

  25. و بدرستی ارسال كرده ايم نوح را به سوی قومش ، بدرستی من برای شما هشدار دهنده ای آشكاری [هستم]

  26. كه بندگی نكنيد مگر خداوند را ، بدرستی من ميترسم برای شما عذاب روزی دردناكی را

  27. پس گفت بزرگان كسانی كه ناسپاسی كردند از قومش نمی بينيم تو را مگر بشری همانند مان و نمی بينيم ( شايسته نميدانيم ) تو را كه تبعيت كنيم تو را ، مگر كسانی كه ايشان اراذل ( اوباش ، فرومايگان ) [قوم] مايند در اولين نظر و نمی بينيم برای شما برايمان از فضيلتی ، بلكه گمان ميكنيم شماييد دروغگويان

  28. گفت ای قوم من ، آيا ديده باشيد كه اگر من هستم بر بينه ای از سرورم و داده باشد مرا رحمتی از نزدش ، پس كور گشت برای شما ، آيا لازم ( مجبور ) ميكنيم شما را آن و [در حاليكه] شماييد برای آن كراهت داشتگان

  29. و ای قوم من ، نميخواهم شما را برای آن مالی را ، كه اجر من [نيست] مگر بر [عهده] خداوند و نيستم من به ترد كننده كسانی كه ايمان آوردند ، بدرستی ايشان ملاقات ميكنند سرورشان را و ليكن من ميبينم شما را قومی كه جهالت ميكنيد

  30. و ای قوم من ، كيست كه ياری ميكند مرا از [در مقابل] خداوند ، اگر ترد كنم ايشان را ، آيا پس متذكر نميشويد

  31. و نمی گويم برای شما [كه] در نزدم خزائن خداوند است و دانا نيستم غيب را و نميگويم [كه] بدرستی من مَلَكی [هستم] و نميگويم برای كسانی كه كم ارزش دارد ( پست می داند ) ديدگانتان  [كه] هرگز نميرساند ( نميدهد ) ايشان را خداوند خيری ، خداوند داناتر است به آنچه كه در خودهايشان است ، بدرستی من آنگاه حتما از ظالمان [باشم]

  32. گفتند ای نوح مجادله كردی ما را ، پس زياد كردی مجادله ما را ، پس بياور ما را به آنچه كه وعده ميدهی ما را ، اگر تو هستی از راستگويان

  33. گفت جز اين نيست كه می آورد شما را به آن خداوند اگر خواهد و نيستيد به عاجز كنندگان

  34. و نفع نميكند شما را نصيحت من اگر خواستم كه نصيحت كنم برای شما كه اگر باشد خداوند كه بخواهد ( در صدد باشد ) كه فريبتان دهد ( مغرور و گمراهتان كند ) ، اوست سرور شما و به سوی او برگردانده ميشويد

  35. يا ميگويند افترا بست آن را ، بگو اگر افترا بستم آن را ، پس برايم باشد جرم هايم و من تبرئه شده ای [هستم] از آنچه كه جرم ميكنيد

  36. و وحی شد به سوی نوح [كه] بدرستی هرگز ايمان نياورد از قومت مگر آن كس كه ايمان آورده است [از قبل] ، پس خشمگين ( مايوس و اندوهگين ) نشو به آنچه كه عمل ميكردند

  37. و بساز كشتی را به نظرمان و وحی ( دستورالعمل ساخت ) ما و مخاطب قرار نده من را ( با من جر و بحث نكن )  در [مورد] كسانی كه ظلم كردند ، بدرستی ايشان غرق شدگان [هستند]

  38. و ميساخت كشتی را و هر زمان كه ميگذشت برای او بزرگانی از قومش تمسخر ميكردند از او ، گفت اگر تمسخر ميكنيد از ما ، پس بدرستی ما تمسخر ميكنيم از شما چنانكه مسخره ميكنيد

  39. پس بزودی ميدانيد كيست كه می آيد او را عذابی كه خوار ميكند او را و روا ميكند برايش عذابی استقرار يافته ای را

  40. تا زمانی كه آمد فرمانمان و فوران كرد تنور ، گفتيم حمل ( بار و سوار ) كن در آن از هر ( تمامی ) دو زوجی دو تا [دو عدد] را و اهلت را ( خانواده ات را ) مگر آن كس كه پيشی گرفت برايش سخن و آن كس كه ايمان آورد و ايمان نياورده بود همراه با او مگر اندكی

  41. و گفت سوار شويد در آن به نام خداوند روان شدنش و لنگر انداختنش را ، كه بدرستی سرورم حتما آمرزنده ای مهربانی است

  42. و آن جريان داشت به ايشان در موجی همچون كوهها و ندا داد نوح پسرش را و [در حاليكه] بود در كناری ، ای پسرم سوار شو همراه با ما و نباش همراه كافران

  43. گفت به زودی ماوا ( پناه و منزل ) گيرم به جانب كوهی ، حمايت ( محافظت ، نگهداری ) ميكند مرا  از آب ، گفت نيست محافظی امروز از فرمان خداوند مگر كسی كه رحم كرده است [خداوند] و حايل شد مابين آن دو موج ، پس شد از غرق شدگان

  44. و گفته شد ای زمين به بلع ( فرو  بر ) آب خود را ، ای آسمان بس كن ( قطع و تمام كن ) و فرو كش كرد آب و مقتضی شد فرمان و مستولی شد بر جودی و گفته شد دوری باشد برای قوم ظالمان

  45. و ندا داد نوح سرورش را ، پس گفت سرورم ، بدرستی پسرم از خانواده ام است و بدرستی وعده تو حقيقت است و تو هستی حكمترين ( عادلترين ) حاكمان 

  46. گفت ای نوح بدرستی او نيست از اهلت ( خاندانت ) بدرستی او را  عملی غير صالحی باشد ، پس درخواست نكن مرا آنچه را كه نيست برای تو به آن دانسته ای ، بدرستی من موعظه ميكنم تو را كه [مبادا] باشی از جاهلان

  47. گفت سرورم ، بدرستی من پناه ميبرم به [سوی] تو كه درخواست كنم تو را آنچه را كه نباشد برايم به آن دانشی و اگر نيامرزی برايم و رحم [نه] كنی مرا ميشوم از خسران ( زيان ) كنندگان

  48. گفته شد ای نوح پياده شو به سلامتی از ما و بركاتی برای تو [است] و برای امتهايی از آن كس كه همراه با تو است و امتهايی كه به زودی متنعم ميكنيم ايشان را ، سپس لمسشان ميكند ( ميرسد ايشان ) را از ما عذابی دردناكی

  49. آن است از اخبار غيب ، وحی ميكنيم آن را به سويت ، نبود تو را كه بدانی آن را تو و نه قومت از قبل اين ، پس صبر كن [كه] بدرستی عاقبت برای متقيان ( پرهيزگاران ) است

  50. و به سوی عاد برادر ايشان هود را ، گفت ای قوم من بندگی كنيد خداوند را [كه] نيست برای شما از خدايی غير او ، بدرستی شما [نيستيد] مگر افترا زنندگان

  51. ای قوم من نمی خواهم شما را برای آن اجری ، كه اجر من [نيست] مگر برای كسی كه آفريد مرا ، آيا پس عقل نميكنيد

  52. و ای قوم من آمرزش خواهيد سرورتان را ، سپس توبه كنيد ( برگرديد ) به سويش ، ميفرستد آسمان را برای شما فراوانی ( پی در پی ، ريزنده ريزانی ) و ميافزايد شما را قوتی به طرف نيرويتان و پشت نكنيد مجرمانه

  53. گفتند ای هود ، نياوردی ما را بينه ای و نيستيم ما به ترك كننده خدايانمان از گفتار تو و نيستيم ما برای تو به ايمان آورندگان

  54. كه [نه] گوييم مگر اينكه فرو گرفته ( نفرين كرده ) تو را بعضی از خدايانمان به بدی ، گفت بدرستی من شاهد ميكنم خداوند را و شاهد باشيد [كه] بدرستی من مبرايی ( به دوری ) از آنچه كه شريك ميگردانيد

  55. از غير او ، پس ترفندم زنيد جملگی ، سپس مهلت ندهيد مرا

  56. بدرستی من توكل كردم برای خداوند سرورم و سرورتان ، نيست از حيوانی ( جانوری ) مگر اينكه او گيرنده  به پيشانيش [است] ، بدرستی سرورم بر راهی مستقيمی است

  57. پس اگر روی برگردانديد ، پس ابلاغ كرده ام شما را [به] آنچه كه ارسال شدم به آن [به] سويتان و جايگزين ميكند سرورم قومی را غير شما و ضرر نميرسانيد او را چيزی  ، بدرستی سرورم بر هر چيزی حافظی است

  58. و زمانی كه آمد فرمانمان ، نجات داديم هود و كسانی را كه ايمان آوردند همراه با او به رحمتی از ما ( خودمان ) و نجات داديم ايشان را از عذابی غليظی

  59. و آن است [حكايت] عاد ، بی اعتقادی ( ناسپاسی ) كردند به آيات سرورشان و عصيان كردند فرستادگانش را و تبعيت كردند فرمان هر ( تمام ) زورگوی ستيزه جويی را

  60. و دنباله رو ( مورد تعقيب ) شدند در اين دنيا لعنتی را و [همچنين] روز قيامت  ، بدانيد كه بدرستی عاد كفران كردند سرورشان را ، هشيار باشيد دوری باشد برای عاد قوم هود

  61. و به سوی ثمود برادرشان صالح را ، گفت ای قوم من ، بندگی ( عبادت ) كنيد خداوند را ، نيست برای شما از خدايی غير او ، اوست [كه] پديدار ( انتشار ) ميدهد شما را از زمين و عمر ميدهد شما را در آن ، پس آمرزش خواهيد او را ، سپس توبه كنيد ( برگرديد ) به سويش ، بدرستی سرورم نزديكی ، پاسخ دهنده ای [اجابت كننده ای است]

  62. گفتند ای صالح ، بوده ای تو در [ميان] ما [مايه] اميدواری قبل اين ، آيا نهی ميكنی ما را كه بندگی كنيم آنچه را كه عبادت ميكرد پدرانمان ( اجدادمان ) و بدرستی ما حتما در آن در شكی [هستيم] از آنچه كه ميخوانی ما را به جانبش مشكوكی ( دو دلی )

  63. گفت ای قوم من آيا ديده باشيد كه اگر باشم بر بينه ای ( حجتی ) از سرورم و داده شده ( رسيده ) باشد مرا از او رحمتی ، پس كيست كه ياری كند مرا از خداوند اگر عصيان كنم او را ، [كه در آن صورت] پس نه افزاييد مرا جز خسرانی ( زيان كاری )

  64. و ای قوم من ، اين ناقه ( ماده شتر ) خداوند برای شما معجزه ای ( نشانه ای ) [است] ، پس رهايش كنيد ( به حال خود واگذاريد آن را ) [تا] بخورد در زمين خداوند و لمس نكنيد ( نرسانيد ) آن را به بدی ، پس ميگيرد شما را عذابی نزديكی

  65. پس ذبح كردند آن را ، پس گفت متمتع شويد در سرايتان ( خانه هايتان ) سه شبانه روزهايی را ، آن وعده ای غير دروغ گفته شده ای [باشد]

  66. پس آنگاه كه آمد فرمان ما ، نجات داديم صالح و كسانی را كه ايمان آوردند همراه با او به رحمتی از ما و از خواری چنين روزگاری ، بدرستی سرور تو اوست قوی عزتمند ( قدرتمند )

  67. و گرفت كسانی را كه ظلم كردند صيحه ( بانگ ) ، پس صبح كردند در ديارشان زمين گير شدگان 

  68. گويا نمانده بودند در آن ، آگاه باشيد بدرستی ثموديان كفران كردند سرورشان را ، هشيار باشيد دور باد برای ثمود

  69. و حتما آمده است رسولان ما ابراهيم را به بشارت ، گفتند سلامی ، گفت سلامتی ، پس درنگ نكرد كه آمد به گوساله ای بريانی ( كباب شده ای )

  70. پس زمانی كه ديد دستانشان را [كه] برخورد نمی كند ( دراز نمی شود ) به سوی آن ، ناشناس ( غير انسانی ، نا آشنا ) دانست ايشان را و از جا پريد  از ايشان واهمه ای را ، گفتند نه ترس ما فرستاده شديم به جانب قوم لوط

  71. و زنش ايستاده ای [بود] ، پس لبخند زد ( خنديد ) پس بشارت داديم او را به اسحاق و از پشت سر اسحاق يعقوب را

  72. گفت وای مرا ، آيا متولد كنم ( به زايم ) و [در حاليكه] من پير زنی و اين شوهرم شيخی ( پير مردی ) [است] بدرستی اين حتما چيزی عجيبی است

  73. گفتند آيا تعجب ميكنی از فرمان ( كار ) خداوند ، رحمت خداوند و بركات او برای شما اهل خانه است ، بدرستی او ستوده ای بلند مرتبه ای [است]

  74. پس زمانی كه رفت از [نزد] ابراهيم رعب و آمد او را بشارت ، مجادله ميكرد ما را در [مورد] قوم لوط

  75. بدرستی ابراهيم حتما بردباری آه كشنده ای بازگردنده ای ( گريه و زاری كننده ای ، توبه كننده ای ) [بود]

  76. [گفته شد] ای ابراهيم ، اعراض كن از اين [خواسته] ، بدرستی آمده است فرمان سرورت و بدرستی ايشان ، ميآيد ( داده ميشود ) ايشان را عذابی غير بازگشتی ( بدون رد و لغو شونده ای )

  77. و زمانی كه آمد فرستادگان ما لوط را ، نگران ( سراسيمه ) شد به ايشان و تنگ شد به ايشان طاقتی ( توانی ) را و گفت اين است روزی سخت ( مشكل و پر مشقتی )

  78. و آمد او را قومش [در حاليكه] ميدويدند ( هجوم آوردند با حرس و ولع ) به جانبش و از قبل ميكردند بدی ها ( زشتی ها ) را ، گفت ای قوم من اينان دخترانم [هستند] ، ايشان پاكتر برای شما [هستند] ، پس بترسيد ( پرهيزگاری ) كنيد خداوند را و خوارم نكنيد در [نزد] مهمانم ، آيا نيست از شما مردی رشيدی ( راه يافته و شكوفا شده ای )

  79. گفتند حتما دانسته ای كه نيست برای ما در دخترانت از حقی و بدرستی تو حتما ميدانی آنچه را كه ميخواهيم

  80. گفت ای كاش بدرستی بود برايم به شما نيرويی يا پناه ميبردم به سوی ستونی ( پايه و پايگاهی ) محكمی

  81. گفتند ای لوط ، ما فرستادگان سرورت [هستيم] هرگز نميرسند به جانبت ، پس مخفيانه برو با خانواده ات به قسمتی از شب و منحرف نشود از شما ( جا و عقب نماند از شما ) احدی  مگر زنت ، بدرستی اصابت شونده است او را آنچه را كه اصابت ميكند ايشان را ، بدرستی موعد ايشان صبح است ، آيا نيست صبح به نزديكی

  82. پس آنگاه كه آمد فرمان ما ، قرار داديم بالايش را زيرش ، و بارانديم بر آن سنگهايی از گلی ( سنگهای‍ رسوبی ) روی هم چيده شده ای

  83. نشان شده ای ( داغ شده ای ) در نزد سرورت [بود] و نيست آن از ظالمان به دوری

  84. و به سوی مدين برادرشان شعيب را ، گفت ای قوم من ، بندگی كنيد خداوند را [كه] نيست برای شما از خدايی غير او و نقص ( كم ) نكنيد پيمانه و ترازو ( وزن شده ) را ، بدرستی من مينگرم شما را به نيكی ( خير خواه شما هستم ) و من ميترسم برای شما عذاب روزی احاطه شونده ای را

  85. و ای قوم من وفا كنيد پيمانه شده و وزن شده را به عدالت و پست ( كم بها ، بخل ) نكنيد انسيان ( مردم را ) اشيا ( اموال ) ايشان  و گناه نكنيد در زمين مفسدانه

  86. باقی مانده خداوند بهتری [است] برای شما ، اگر باشيد مومنان و نيستم من برای شما به محافظی

  87. گفتند ای شعيب ، آيا نمازت ( درود فرستادنت به خداوند ) فرمان ميدهد تو را كه ترك كنيم آنچه را كه عبادت ( بندگی ) ميكردند پدرانمان ( اجدادمان ) يا اينكه عمل كنيم در اموالمان آنچه را كه ميخواهيم ، بدرستی تو ، حتما تو هستی بردبار راه يافته

  88. گفت ای قوم من ، آيا ديده باشيد اگر باشم بر بينه ای از سرورم و رزقم ( روزيم ) دهد از آن رزقی نيكويی و  نميخواهم كه مخالفت كنم شما را به جانب آنچه كه نهی ميكنم شما را از آن كه بدرستی [نه] ميخواهم مگر اصلاح آنچه را كه استطاعت دارم و نيست توفيقم مگر به خداوند برای او توكل كردم و به جانبش انابه ( زاری و برگشت ) ميكنم

  89. و ای قوم من ، مجبور نگرداند شما را اختلاف من كه اصابت كند شما را همانند آنچه كه اصابت كرد قوم نوح را يا قوم هود يا قوم صالح را و نباشد [سرنوشت يا ديار] قوم لوط از شما به دوری

  90. و آمرزش خواهيد سرورتان را سپس توبه كنيد ( برگرديد ) به سويش ، بدرستی سرورم مهربانی دوست دارنده ای [است]

  91. گفتند ای شعيب ، درنمی يابيم آن را زيادی از آنچه كه ميگويی و ما حتما ميبينيم تو را در [ميان] مان ضعيفی و اگر نبود خويشاوندی تو ، حتما سنگسار ميكرديم تو را و نيستی تو بر ما به عزتی ( برتری و منزلتی )

  92. گفت ای قوم من ، آيا خويشاوندی من عزيزتر است برای شما از خداوند و اتخاذ كرديد او را پشت سرتان پشت افكنده شده ای ، بدرستی سرورم به آنچه كه عمل ميكنيد احاطه شده ای [است]

  93. و ای قوم عمل كنيد در خور شايستگی خودتان ( مقام و محلتان ) را ، بدرستی من هم عمل كننده ای [هستم] ، به زودی ميدانيد كه كيست كه ميآيد او را ( داده ميشودش ) عذابی كه خوار كننده اش [باشد] و كيست كه اوست دروغگويی و مراقب باشيد كه بدرستی من همراه با شما مراقبی [هستم]

  94. و زمانی كه آمد فرمان ما ، نجات داديم شعيب را و كسانی را كه ايمان آوردند همراه با او به رحمتی از ما ( خودمان ) و گرفت كسانی را كه ظلم كردند صيحه ( بانگ ) ، پس صبح كردند در ديارشان زمين گير شدگان

  95. گويا نبودند ( حضور نداشتند ) در آن ، هشيار باشيد دور باشی برای مدين همچنان كه دور شد ثمود

  96. و حتما ارسال كرده ايم موسی را به آياتمان ( معجزاتمان ) و حجتی آشكاری

  97. به سوی فرعون و درباريانش ، پس تبعيت كردند فرمان فرعون را و نبود فرمان  فرعون به رهنمودی ( ترقی و تعالی )

  98. پيش قدم ( جلودار ) ميشود قومش را روز قيامت ، پس واردشان كند [به] آتش و بد ( زشت ) ورودی [است] وارد شونده را

  99. و تعقيب شدند در اين [دنيا] لعنتی را و روز قيامت بد عطايی عطا شده را [است]

  100. آن از اخبار قريه هاست [كه] تعريف ميكنيم آن را برايت ، از آن است پا برجايی و درو شده ای ( برچيده شده ای )

  101. و ظلم نكرديم ايشان را و ليكن ظلم كردند خودشان را ، پس بی نياز نكرد از ايشان خدايانشان آن را كه ميخواندند از غير خداوند از چيزی ، زمانی كه آمد فرمان سرورت و نه افزود ايشان را غير از هلاكتی

  102. و آنچنان است گرفتن سرورت زمانی كه گرفت قريه ها را و [در حاليكه] آن ظالمی [بود] ، بدرستی گرفتن او دردناكی شديدی [است]

  103. بدرستی در آن حتما نشانه ای برای كسيست كه ترسيد عذاب آخرت را ، آن روزی [است] كه جمع شده ای شوند برای او انسيان ( مردم ) و آن روزی مشهودی ( گواهی شده و مورد مشاهده ای ) [است]

  104. و به تاخير نمی اندازيم آن را مگر برای موعدی شمرده شده ای ( محاسبه و شمارش شده ای ، اندكی )

  105. روزی كه ميآيد ، سخن نميگويد شخصی مگر به اذن او ، پس از ايشان شقی ( رو سياهی ) و سعيدی ( سعادتمندی ) [باشد]

  106. پس اما كسانی كه شقاوتمند شدند ، پس در آتشی [هستند] كه برايشان در آن ناله ای و شهيقی [است]

  107. جاودانانند در آن مادام كه [باشد] آسمانها و زمين ، مگر آنچه را كه خواهد سرورت ، بدرستی سرورت فعالی ( انجام دهنده ای ) برای آنچه كه ميخواهد

  108. و اما كسانی كه سعادتمند شدند ، پس در باغ جاودانانند در آن مادام كه [باشد] آسمانها و زمين مگر آنچه را كه خواهد سرورت ، عطايی غير منقطعی [باشد]

  109. پس نباش در ترديدی از آنچه كه بندگی ( عبادت ) ميكند اينان ، نمی پرستند مگر چنانچه كه می پرستيد پدرانشان ( اجدادشان ) از قبل و ما حتما پرداخت كنيم ايشان را نصيبشان  غير نقض شده ای ( بدون كم و كاستی )

  110. و حتما داده ايم موسی را كتاب ، پس اختلاف شد در آن و اگر نبود كلمه ای سبقت گرفته از سرورت ، حتما قضاوت ( داوری ) ميشد مابين ايشان و بدرستی ايشان حتما در شكی از آن دو دل شده ای [هستند]

  111. و بدرستی همگی نيست جز اينكه حتما پرداخت ميكند ايشان را سرورت اعمالشان را ، بدرستی او به آنچه كه عمل ميكنند آگاهی [است]

  112. پس استقامت كن چنانچه كه فرمان يافتی و آن كس كه توبه كرد ( برگشت ) همراه با تو و طغيان نكنيد كه بدرستی او به آنچه كه عمل ميكنيد بينايی [است]

  113. و اعتماد ( تمايل ) نكنيد به سوی كسانی كه ظلم كردند ، پس لمس ميكند ( ميرسد ) شما را آتش و نيست برای شما از غير خداوند از سرپرستانی ( دوستانی ) ، سپس ياری نميشويد

  114. و به پا دار نماز را كناره روز و نزديكی از شب ، بدرستی نيكی ها ميبرند بدی ها را ، آن ذكری ( يادآوری ) برای ذكر كنندگان ( ياد كنندگان ) [است]

  115. و صبر كن ، پس بدرستی خداوند ضايع نميكند اجر نيكوكاران را

  116. پس چرا نبود از تمدنها از قبل شما دارندگان باقی مانده ای [از دين خداوند] ، نهی كنند از فساد در زمين مگر اندكی از آن كس كه نجات داديم از ايشان و تبعيت كرد كسانی را كه ظلم كردند آنچه را كه هرزگی ( خوشگذرانی ) كردند در آن و بودند مجرمان

  117. و نبود سرور تو برای [در صدد] اينكه نابود كند قريه ها را به ظلمی و [در حاليكه] اهلش  مصلحان [باشند]

  118. و اگر می خواست سرور تو حتما قرار ميداد انسيان را امتی واحدی و [در حاليكه] همواره اختلاف كنندگانند

  119. مگر آن كس كه رحم كند سرورت و برای آن خلق كرد ايشان را و تمام شد كلمه سرورت كه حتما پر ميكنم جهنم را از جنيان و انسيان جملگی

  120. و تماما را تعريف ميكنيم برای تو از اخبار فرستاده شدگان آنچه را كه با ثبات كنيم به آن دلت را و آمد تو را در اين حقی و موعظه ای و ذكری برای مومنين

  121. و بگو برای كسانی كه ايمان نمی آورند ، عمل كنيد در خور شايستگی تان ( جايگاهتان ) را ، بدرستی ماييم عمل كنندگان

  122. و انتظار بريد كه بدرستی ماييم منتظران

  123. و برای خداوند است غيب آسمانها و زمين و به سوی او برميگردد فرمان ( كار ) همگی آن ، پس عبادت ( بندگی ) كن او را و توكل كن برايش و نيست سرور تو به غافلی از آنچه كه عمل ميكنيد