Home   |  تماس با ما و ارسال مطالب |  پروژه‌ها  | نرم‌افزارهاي مورد نياز |

home

 

30-07-2013

 

 

سوره ابراهيم ، مكی 52 آيه

 

به نام خداوندِ رحم كنندهِ ( بخشنده ، گذشت كننده )  مهربان ( با شفقت ، با عاطفه )

  1. الر ، كتابی [است كه] نازل كرديم آن را به سويت برای اينكه خارج كنی انسيان ( مردم ) را از تاريكی ها به جانب نور به اذن سرورشان به سوی راه عزيز ( قدرتمند ) ستوده

  2. خداوند كسی [است] كه برای اوست آنچه كه در آسمانها و آنچه كه در زمين است و وای برای كافران از عذابی شديدی

  3. كسانی كه دوستتر دارند زندگانی دنيا را بر آخرت و سد ميكنند از راه خداوند و ميجويند ( اجحاف ميكنند ) آن را انحرافی و ايشان در گمراهی دوری [هستند]

  4. و ارسال نكرديم از رسولی مگر به زبان قومش برای اينكه مبين سازد برايشان ، پس گمراه ميكند خداوند كسی را كه ميخواهد و هدايت ميكند كسی را كه ميخواهد و اوست عزيز حكيم

  5. و حتما ارسال كرده ايم موسی را به آياتمان كه خارج كن قومت را از تاريكی ها به سوی نور و تذكر ( يادآوری ) كن ايشان را به روزهای خداوند ، بدرستی در آن حتما نشانه هايی برای هر ( تمام ) صبوری شكوری [است ]

  6. و زمانی كه گفت موسی برای قومش [كه] ذكر ( ياد ) كنيد نعمت خداوند را برای خودتان ، زمانی كه نجات داد شما را از آل فرعون و ميرساندند ( می چشانيدند ) شما را بدی عذاب و ذبح ميكردند پسرانتان را و زنده می گذاردند زنانتان را و در آن [حال شما] بلايی ( مصيبتی ) از [جانب] سرورتان بزرگی [بود]

  7. و زمانی كه اعلام كرد سرورتان كه اگر شكر كرديد حتما زيادتان ميكنم و اگر كفران كرديد بدرستی عذابم حتما شديدی [است]

  8. و گفت موسی اگر كفران كنيد شما و كسی كه در زمين است جملگی ، پس بدرستی خداوند حتما بی نيازی ستوده ای [است]

  9. آيا نيامد ( نرسيد ) شما را اخبار كسانی كه از قبل شما [بودند] قوم نوح و عاد و ثمود و كسانی كه از بعد ايشان [بودند] نميداند ( نمی شناسد ) ايشان را مگر خداوند ، آمد ايشان را رسولانشان به بينات ( دلايل آشكار ) پس رد كردند ( برگرداندند ) دستانشان را در دهنهايشان و گفتند ما كفران ( بی اعتقادی ) كرديم به آنچه كه فرستاده شديد به آن و ما حتما در شكی [هستيم] از آنچه كه ميخوانيد ما را به سويش مرددی ( دو دلی ) [باشيم]

  10. گفت رسولانشان آيا در [مورد] خداوند شكی [باشد در حاليكه] پديد آورند آسمانها و زمين [است] ، ميخواند شما را برای اينكه بيامرزد برايتان از گناهانتان و به تاخير افكند شما را تا اجلی ( موعدی ) معلومی ، گفتند بدرستی شما [نيستيد] مگر بشری همانند ما ، ميخواهيد كه مانع ( سد ) كنيد ما را از آنچه كه ميپرستيد پدرانمان ( اجدادمان ) ، پس بياوريد ما را به دليلی آشكاری

  11. گفت برايشان رسولانشان كه ما [نيستيم] مگر بشری همانند شما و ليكن خداوند منت ميگزارد برای كسی كه ميخواهد از بندگانش و شايسته نيست برای ما كه بياوريم شما را به دليلی مگر به اذن خداوند و برای خداوند پس ميبايست توكل كند مومنان

  12. و چيست برای ما كه توكل نكنيم برای خداوند و [در حاليكه] هدايت كرده است ما را راههايمان و حتما ميبايست صبر كنيم برای آنچه كه اذيت كرديد ما را و برای خداوند پس ميبايست توكل كند توكل كنندگان

  13. و گفت كسانی كه كفران كردند برای رسولانشان ، حتما ميبايست خارج كنيم شما را از زمينمان ( سرزمينمان ) يا حتما ميبايست برگرديد در آيينمان ، پس وحی كرد به سويشان سرورشان كه حتما ميبايست هلاك كنيم ظالمان را

  14. و بايد مسكن ( اسكان ) دهيم شما را [در] زمين از بعد ايشان ، آن برای كسيست كه ترسيد مقامم ( جايگاهم ) را و ترسيد وعده ام را

  15. و گشايش ( پيروزی ) جستند و نااميد شد هر ( تمام ) زورگويی ستيزه جويی ( عنودی ، كينه ورزی )

  16. از پشت و پيش رويش جهنم [است] و نوشانده ميشود از آبی چركينی ( آلوده ای )

  17. می نوشد آن را جرعه جرعه و نزديك نيست كه گوارايش شود و می آيد او را مرگ از هر ( تمام ) مكانی و نيست او به فوت كننده ای و از پشت و پيش رويش عذابی غليظی [است]

  18. مثال كسانی كه كفران كردند به سرورشان ، اعمالشان همچون خاكستری ( ريگزاری ) [است كه] فشار دهد به آن باد در روزی طوفانی ، قادر نيستند از آنچه كه كسب كردند برای چيزی ، آن ، آنست گمراهی دور و دراز

  19. آيا نديدی كه بدرستی خداوند خلق كرد آسمانها و زمين را به حق ، اگر بخواهد ميبرد شما را و می آورد به خلقت جديدی

  20. و نيست آن برای خداوند به دشواری ( بزرگی و سختی )

  21. و بيرون آيند ( آشكار شوند ) برای خداوند جملگی ، پس گويد ضعيفان برای كسانی كه خود بزرگی كردند ، ما بوديم برايتان تابعی ، پس آيا شما بی نياز كنندگان [هستيد] از ما از عذاب خداوند از چيزی ، گويند اگر هدايت ميكرد ما را خداوند ، حتما هدايت ميكرديم شما را ، يكسانی [است] برايمان يا بی صبری كنيم يا صبر كنيم ، نيست برای ما از گريزگاهی ( محل فراری )

  22. و گويد شيطان زمانی كه مقتضی ( سپری ) شود كار ، بدرستی خداوند وعده داد شما را وعده حقی را و وعده دادم شما را ، پس خلاف كردم  شما را و نبود برايم برايتان از تسلطی ، مگر اينكه خواندم شما را ، پس اجابت كرديد برايم ، پس ملامت مكنيد مرا و ملامت كنيد خودتان را ، نيستم من به فرياد رس شما و نيستيد شما به فرياد رس من ، من كافر شدم به آنچه كه شريك كرديد مرا از قبل ، بدرستی ظالمان برايشان عذابی دردناكی [است]

  23. و داخل كرده شود كسانی كه ايمان آوردند و عمل كردند صالحات را باغهايی [كه] جريان دارد از زيرش چشمه ها ، جاودانانند در آن به اذن سرورشان ، تهيت ( درود ، تهنيت )  ايشان در آن سلامی [است]

  24. آيا نديده ای كه چگونه زد خداوند مثالی را ، كلمه ای پاكی همچون درختی پاكی [است كه] اصل آن ( تنه و ريشه آن ) ثابتی ( پابرجايی ) و فرع آن ( شاخه و برگ آن ) در آسمان [باشد]

  25. ميدهد ( می آورد ) خوردنيش ( ميوه اش ) را هر ( تمام ) زمان به اذن سرورش و ميزند خداوند مثالها را برای انسيان ( مردم ) ، باشد برای ايشان كه متذكر شوند

  26. و مثال كلمه ای خبيثی ( كثيفی ) همچون درختی خبيثی ( كثيفی ) [است كه] كنده شده ( برجهيده ، پريده ) از بالای زمين ، نيست برايش از قراری ( پايداری و دوامی

  27. تثبيت ميكند خداوند كسانی را كه ايمان آوردند به سخن ثابت در زندگانی دنيا و در آخرت و گمراه ميكند خداوند ظالمان را و عمل ميكند خداوند آنچه را كه ميخواهد

  28. آيا نظاره نكردی به سوی كسانی كه تبديل كردند نعمت خداوند را كفرانی و مقيم  ( مجاز ) داشتند قومشان را سرای هلاكت

  29. جهنم [است كه] می افتند ( كشيده ميشوند ) در آن و بد قراری ( جايگاهی ) [است]

  30. و قرار دادند برای خداوند همانندهايی را برای اينكه گمراه كنند از راهش ، بگو متمتع شويد ، پس بدرستی مسيرتان ( بازگشت و نهايت شما ) به سوی آتش [است]

  31. بگو برای بندگانم كسانی كه ايمان آوردند [كه] به پا دارند نماز را و انفاق كنند از آنچه كه رزق ( روزی ) داديم ايشان را سری ( مخفيانه ای ) و علنی ( آشكارايی ) از قبل اينكه بيايد روزی كه نيست معامله ای در آن و نه دوستی ( مونسی ) [باشد]

  32. خداوند كسيست كه خلق كرد آسمانها و زمين را و نازل كرد از آسمان آبی را ، پس خارج كرد به آن از ثمرات ( ميوه ها ) رزقی برايتان و رام كرد برايتان كشتی را برای اينكه روان شود در دريا به فرمانش و رام كرد برايتان چشمه ها را

  33. و رام كرد برايتان خورشيد و ماه را ، دو دنبال كننده ( از پی هم آينده ) و رام كرد برايتان شب و روز را

  34. و داد شما را از هر ( تمام ) آنچه كه درخواست كرديد او را و اگر بشماريد نعمت خداوند را نيستيد حساب ( محاسبه ) كننده آن ، بدرستی انسان حتما ظلم كننده ای كفران كننده ای [است]

  35. و زمانی كه گفت ابراهيم  [ای] سرورم ، قرار ده اين بلد را ايمن شده ای و اجتنابم كن ( دور و كنارم كن )  و پسرانم را كه [مبادا] عبادت ( بندگی ) كنيم ساخته شده ها را ( بتها را )

  36. سرورم ، بدرستی ايشان حتما گمراه كردند بسياری از انسيان ( مردم ) را ، پس كسی كه تبعيت كند مرا ، پس بدرستی او از من [است] و كسی كه عصيانم كند ، پس بدرستی تو آمرزنده ای مهربانی [هستی]

  37. سرور ما ، بدرستی من مسكن گزيدم از ذريه ام ( فرزندانم ) به وادی ( سرزمينی ، دره ای ) بدون دارای كشتی ( زراعتی ) نزد خانه ات محترمی ( مورد احترامی ، ممنوع شده ای ) ، سرور ما برای اينكه به پا دارند نماز را ، پس قرار ده دلهايی از انسيان ( مردم ) را كه به گروند به سويشان و رزقمند كن ايشان را از ثمرات ( ميوه ها ) ، باشد برای ايشان كه شكر گزارند

  38. سرور ما ، بدرستی تو ميدانی آنچه را كه مخفی ميكنيم و آنچه را كه علنی ميكنيم و مخفی نميشود برای خداوند از چيزی در زمين و نه در آسمان

  39. ستايش برای خداوند كسی كه بخشيد برايم بر ( در) پيری اسماعيل و اسحاق را ، بدرستی سرورم حتما شنوای دعاست

  40. سرورم ، قرار ده مرا به پا دارند نماز و [همچنين] از  ذريه ام ( نسلم ) ، سرور ما و قبول كن دعايم را

  41. سرور ما ، بيامرز برايم و برای والدينم و برای مومنين روزی را كه به پا ميشود حساب

  42. و حساب ( گمان ) نكن كه خداوند غافلی [است] از آنچه كه عمل ميكند ظالمان ، جز اين نيست كه به تاخير ميافكند ايشان را برای روزی كه تشخيص ميدهد ( خيره ميشود ) در آن ديدگان

  43. دوندگانند ، به طرف بالاست ( افراشته است ) سرهايشان ، بر نميگردد به سويشان پلكهايشان ( ديدگانشان ) و دلهايشان خالی ( تهی ) [است]

  44. و هشدار ده انسيان ( مردم ) را روزی كه ميآيد ايشان را عذاب ، پس ميگويد كسانی كه ظلم كردند ، سرور ما به تاخير افكن ما را به سوی اجلی ( مهلتی ، موعدی ) نزديكی [تا] اجابت كنيم دعوتت را و تبعيت كنيم رسولان را ، آيا سوگند نمی خورديد از قبل [كه] نيست برای شما از زوالی ( از هيبت فرو افتادنی ، خوار شدنی  )

  45. و ساكن شديد در مسكنهای كسانی كه ظلم كردند خويشتن را و مبين شد برايتان كه چگونه رفتار كرديم  به ايشان و زديم برای شما مثالها را

  46. و مكر كرده اند مكرشان را و نزد خداوند [است] مكر ايشان و اگر چه باشد مكر ايشان برای اينكه زايل كند از آن كوهها را

  47. پس حساب ( گمان ) نكن [كه] خداوند خلاف كننده  وعده اش رسولانش را [می باشد] ، بدرستی خداوند عزيزی دارای انتقامی [است]

  48. روزی كه تبديل ميشود زمين غير [اين] زمين و [همچنين] آسمانها و بيرون آيند ( بارز شوند ) برای خداوند واحد چيره

  49. و می بينی مجرمان را در چنين روزگاری بسته شدگانند در زنجيرها

  50. پيراهنهايشان از مسی [باشد] و ميپوشاند صورتهايشان را آتش

  51. برای اينكه جزا دهد خداوند هر ( تمام ) شخصی را آنچه را كه كسب كرد ، بدرستی خداوند سريع الحساب [است]

  52. اين ابلاغی برای انسيان ( مردم ) [است] و برای اينكه هشدار شوند به آن و برای اينكه بدانند كه جز اين نيست كه اوست خدايی تكی و برای اينكه متذكر شود دارندگان خردها ( انديشه ها )