Home   |  تماس با ما و ارسال مطالب |  پروژه‌ها  | نرم‌افزارهاي مورد نياز |

home

 

17-07-2013

 

 

سوره حجر ، مكی 99 آيه

 

به نام خداوندِ رحم كنندهِ ( بخشنده ، گذشت كننده )  مهربان ( با شفقت ، با عاطفه )

  1. الر ، اين است آيات كتاب و قرآنی آشكاری

  2. چه بسا دوست خواهد داشت كسانی كه كفر ورزيدند كه ای كاش بودند مسلمانان ( تسليم شدگان )

  3. رها كن ايشان را [تا] بخورند و متمتع شوند و مشغولشان ( سرگرمشان ) كند آرزو ( خيال باطل ) ، پس به زودی ميدانند

  4. و نابود نكرديم از قريه ای مگر اينكه و برای آن نوشته شده ای معلومی [بود]

  5. سبقت نمی گيرد از امتی اجلش  و به تاخير نمی افتند

  6. و گفتند ای كسی كه نازل شده برايش ذكر ( پند و يادآوری ) ، بدرستی تو حتما مجنونی [ديوانه ای هستی]

  7. چرا نمی آوردی ما را به ملائكه اگر تو هستی از راستگويان

  8. نازل نميكنيم ملائكه را مگر به حق و نيستند آنگاه مهلت داده شدگان

  9. بدرستی ما ، ماييم كه نازل كرديم يادآوری را و ماييم برايش حتما محافظان

  10. و حتما ارسال كرده ايم از قبل تو در شيعه ( پيرو ، گروه ) اوليان ( پيشينيان ، گذشتگان )

  11. و نمی آيد ايشان را از فرستاده ای مگر اينكه باشند به او مسخره كنندگان

  12. آنچنان می پويانيم آن را در قلبهای مجرمان

  13. ايمان نمی آورند به آن و سپری شده است رسم ( سنت ) گذشتگان

  14. و اگر بگشاييم برای ايشان دری را از آسمان پس گم شوند در آن ، بالا روند

  15. حتما گويند كه جز اين نيست كه مدهوش شد چشمانمان ، بلكه ماييم قومی جادو شدگان

  16. و حتما قرار داده ايم در آسمان برجهايی و زينت داديم آن را برای نظاره كنندگان

  17. و حفاظت كرديم آن را از هر ( تمام ) شيطانی رانده شده ای

  18. مگر كسی كه استراق سمع كند ، پس دنبال كند او را شهابی آشكاری ( روشنی )

  19. و زمين ، گسترانديم آن را و افكنديم در آن كوهها ( سلسله جبال ، لنگرها ) و رويانيديم در آن از هر ( تمام ) چيزی متوازنی ( موزون ، وزن و ميزان شده ای )

  20. و قرار داديم برای شما در آن مايه های زندگانی و [برای] كسی كه نيستيد برای او به روزی دهندگان

  21. و اينكه [نيست] از چيزی مگر اينكه در نزد ماست خزائن آن و نازل نميكنيم آن را مگر به اندازه ای معلومی

  22. و فرستاديم باد را حتما لقاح ( بارور ) كننده ، پس نازل كرديم از آسمان آبی را ، پس بنوشانيم شما را به [وسيله] آن و [در حاليكه] نيستيد شما برای آن گنجينه داران ( انبار كنندگان )

  23. و ما ، حتما ماييم كه زنده ميكنيم و می ميرانيم و ماييم ارث برندگان

  24. و حتما دانسته ايم ( شناخته ايم ) پيشی گيرندگان ( جلو زنندگان ، آيندگان ) از شما را و حتما دانسته ايم تاخير كنندگان ( عقب ماندگان ، گذشتگان ) را

  25. و بدرستی سرور تو ، اوست كه جمع ميكند ايشان را ، بدرستی او حكيمی  دانايی [است]

  26. و حتما خلق كرده‌ايم انسان را از گلی از لجنی بد بويی ( گنديده ای )

  27. و جن را ، خلق كرديم آن را از قبل ، از آتش سوزاننده ( بی دود ، مسموم كننده ، "شايد گدازه آتشفشان گوگردي" )

  28. و زمانی كه گفت سرور تو برای ملائكه [كه] بدرستی من خلق كننده بشری ( موجود دو پايی ) از گلی از لجنی بد بويی ( گنديده ای ) [هستم]

  29. پس زمانی كه درست كردم او را و دميدم ( باد كردم ) در آن از روحم ، پس بيافتيد برای او سجده كنندگان

  30. پس سجده كرد ملائكه همگی جمع شدگان

  31. مگر ابليس [كه] خودداری كرد كه باشد همراه با سجده كنندگان

  32. [خداوند] گفت ای ابليس چيست برای تو كه نيستی همراه با سجده كنندگان

  33. گفت نه شايد مرا ( شايسته نيست مرا ) برای اينكه سجده كنم برای بشری ( موجود دو پايی ) [كه] خلق كردی او را از گلی از لجنی بد بويی ( گنديده ای )

  34. گفت پس خارج شو از آن ، پس بدرستی تو هستی رانده شده ای ( سنگسار شده ای )

  35. و بدرستی برای تو است لعنت تا روز دين ( قيامت )

  36. [ابليس] گفت سرورم ، پس مهلتم ده تا روزی كه برانگيخته ميشوند

  37. گفت پس بدرستی تو از منتظرانی

  38. تا روزی وقت معلوم

  39. گفت سرورم به [سبب] آنكه گمراه كردی ( مغرور و فريب دادی ) مرا ، حتما می آرايم برای ايشان در زمين و حتما فريب ميدهم ايشان را جملگی

  40. مگر بندگانت را از ايشان مخلص شدگان را

  41. گفت اين راهی برايم مستقيمی ( راست و درست و پابرجا شده ای ) [است]

  42. بدرستی بندگانم را نيست برای تو برايشان تسلطی ، مگر كسی كه تبعيت كند تو را از فريب خوردگان

  43. و بدرستی جهنم حتما وعده گاه ايشان جملگی [است]

  44. برای آن است هفت دربهايی [كه] برای هر ( تمام ) دری از ايشان جزئی قسمت شده ای [است]

  45. بدرستی متقيان در باغهايی و چشمه هايی [هستند]

  46. داخل شويد آن را به سلامی ( سلامتی ) امنيت يافتگان ( امن شدگان )

  47. و برمی چينيم  آنچه را كه در سينه هايشان است از كينه ای ، برادرانی [باشند] بر تختهايی روبرويان

  48. لمسشان نميكند ( نمی رسد ايشان را ) در آن بيماری ( مصيبتی ) و نيستند ايشان از آن به خارج شدگان

  49. خبر ده بندگانم را [كه] بدرستی من ، منم آمرزنده مهربان

  50. و بدرستی عذاب من ، آنست عذاب دردناك

  51. و خبر ده ايشان را از مهمان ابراهيم

  52. زمانی كه داخل شدند بر او ، پس گفتند سلامی ، [ابراهيم رسول الله] گفت ما از شما هراسان شدگان [هستيم ، مراجعه شود به ملائكه]

  53. گفتند نترس ، ما بشارت ميدهيم تو را به پسركی دانايی

  54. براهيم] گفت آيا بشارت ميدهيد مرا برای اينكه [در حاليكه] لمس كرد ( رسيد ) مرا بزرگی ( پيری ) ، پس به چه بشارت ميدهيد

  55. گفتند بشارت ميدهيم تو را به حقيقت ( به درستی ) ، پس نباش از نااميدها

  56. گفت و كيست كه نااميد شود از رحمت سرورش مگر گمراهان ( گم گشتگان )

  57. گفت پس چيست شان ( ماموريت ) شما ای فرستاده شدگان

  58. گفتند ما فرستاده شديم به سوی قومی مجرمان

  59. مگر آل لوط ، ما  حتما نجات دهنده ايشان [هستيم] جملگی

  60. مگر زنش [كه] تقدير كرديم ، بدرستی او حتما از ماندگان ( باقيماندگان ، زير خاك پوشيده شدگان ) [است]

  61. پس زمانی كه آمد آل لوط را فرستاده شدگان

  62. [لوط] گفت بدرستی شماييد قومی ناشناختگان

  63. گفتند بلكه آمديم تو را به آنچه كه در آن ترديد ميكردند

  64. و آورديم تو را به حق و ماييم حتما راستگويان

  65. پس مخفيانه برو به خانواده ات به پاره ای از شب و دنبال كن دنباله ايشان را و منحرف نشود از شما احدی و رهسپار شويد جايی را كه امر ميشويد

  66. و مقتضی كرديم به سويش آن فرمان را كه دنباله ( نسل ) اينان بريده ای [است] صبحگاهان

  67. و آمد اهل شهر خوش خبر شدگان ( شادابی كنندگان )

  68. [لوط] گفت بدرستی اينان مهمانم [هستند] ، پس رسوايم ( افتضاحم ) نكنيد

  69. و بترسيد خداوند را و خوارم نكنيد

  70. گفتند آيا  نهی نكرديم تو را از عالميان

  71. گفت اينان دخترانم [هستند] اگر هستيد انجام دهندگان

  72. جدا به عمر ( جان و زندگی ) تو سوگند كه بدرستی ايشان حتما در مستی شان سرگشته بودند ( حيران ، غرق و فرو رفته بودند )

  73. پس گرفت ايشان را بانگ ، مشرف به صبحگاهان 

  74. پس قرار داديم بالايش را زيرش و بارانديم برايشان سنگهايی از گلی ( سنگهای رسوبی ، طرح و نشان و نقش دار )

  75. بدرستی در آن حتما نشانه هايی برای باهوش ها ( هوشمندان ) [است]

  76. و بدرستی آن حتما به راهی دائمی ( پايدار ، اقامت يافته ، استوار شده ) [است]

  77. بدرستی در آن حتما نشانه ای برای مومنان [است]

  78. و بدرستی بود اصحاب ايكه ( بيشه ) حتما ظالمان

  79. پس انتقام گرفتيم از ايشان و بدرستی آن دو حتما به پيش رويی آشكاری [هستند]

  80. و حتما تكذيب كرده است اصحاب حجر فرستاده شدگان را

  81. و داديم ايشان را نشانه هايمان ، پس بودند از آن اعراض كنندگان

  82. و ميتراشيدند از كوهها خانه هايی را ، امنيت يافتگان [بودند]

  83. پس گرفت ايشان را بانگ صبح كنندگان

  84. پس بی نياز نكرد از ايشان آنچه را كه كسب ميكردند

  85. و خلق نكرديم آسمانها و زمين را و آنچه را كه مابين آن دو است مگر به حق و بدرستی ساعت ( قيامت ) حتما آينده ای است ، پس گذشت كن ، بخشيدن خوش منظری را

  86. بدرستی سرور تو ، اوست خالق دانا

  87. و حتما داده ايم تو را هفت تايی از دوتايی ها و قرآن بزرگ را

  88. ندوز (  نگستر ) چشمانت را به سوی آنچه كه متمتع كرديم به آن زوجهايی ( زنانی ) را از ايشان و اندوهگين مباش برای ايشان و پايين آور بالت را برای مومنين

  89. و بگو بدرستی من ، منم هشدار دهنده آشكار

  90. همچنانكه نازل كرديم برای تقسيم كنندگان

  91. كسانی كه قرار دادند قرآن را پاره پاره ( گروه گروه ، قسمت قسمت )

  92. پس سوگند سرورت را [كه] حتما بازخواست ميكنيم ايشان را جملگی

  93. از آنچه كه عمل ميكردند

  94. پس آشكار كن به آنچه كه فرمان ميشوی و اعراض كن از مشركان

  95. ما كفايت ( كفالت ، نگهداری ) ميكنيم تو را [از] مسخره كنندگان

  96. كسانی كه قرار ميدهند همراه  خداوند خدايی ديگر را ، پس به زودی ميدانند

  97. و حتما دانسته ايم كه بدرستی تو را تنگ ميشود سينه ات به آنچه كه ميگويند

  98. پس تسبيح كن به ستايش سرورت و باش از سجده كنندگان

  99. و به پرست ( بندگی كن ) سرورت را تا اينكه بياورد تو را يقين ( علمی كه در هنگام مرگ حاصل ميشود )