Home   |  تماس با ما و ارسال مطالب |  پروژه‌ها  | نرم‌افزارهاي مورد نياز |

home

 

16-02-2011

 

سوره اسراء ، مكی 111 آيه

 

به نام خداوندِ رحم كنندهِ ( بخشنده ، گذشت كننده )  مهربان ( با شفقت ، با عاطفه )

  1. پاك است كسی كه سير داد ( مخفيانه سير داد ) به بنده اش شبی را از مسجد الحرام ( كعبه ) به سوی مسجد الاقصا ( قدس ، مسجد دور دست ) ، آن را كه بركت داديم پيرامونش را برای اينكه نشان دهيم او را از نشانه هايمان ، بدرستی او شنوای بيناست

  2. و داديم موسی را كتاب و قرار داديم او را [مايه] هدايتی برای پسران اسرائيل [كه] مبادا اتخاذ كنيد از غير من وكيلی ( مدافعی ) را

  3. فرزندان ( نژاد ، زاد و رود ، نسل ) كسی كه حمل ( سوار ) كرديم همراه با نوح ، بدرستی او بود بنده ای شكر گزاری

  4. و گذرانديم ( مقرر و سرنوشت كرديم ، مقتضی كرديم ) به جانب پسران اسرائيل در كتاب [تورات يا تقديرات خداوند]  كه حتما فساد ميكنيد در زمين دو مرتبه و حتما بزرگی ( برتری ) ميجوييد ، تكبری ( زياده خواهی ، خودخواهی ) بزرگی را

  5. پس آنگاه كه آيد وعده اولی آن دو ، برمی انگيزيم برای شما بندگانی را از جانب مان دارندگان دلاوری ( نيروی ) شديدی ، پس جستجو كنند ميان شهرها را و باشد وعده ای انجام شدنی ( حتمی )

  6. سپس رد كنيم ( باز گردانيم ) برای شما هجوم ( تاخت و تاز و حمله را ) برای ايشان و كمك كنيم ( توسعه دهيم ) شما را به اموالی و پسران و قرار دهيم شما را بيشتر نفراتی ( گروهی ، جمعيتی )

  7. اگر نيكی كرديد ، نيكی كرديد برای خودتان و اگر بدی كرديد پس برای آن ( همانند آن ) [است كه بر خود بدی كرديد] ، پس آنگاه كه آيد وعده ديگری ( آخری ) برای اينكه ( تا اينكه ) مايوس كنند صورتهايتان را و برای اينكه ( تا اينكه ) داخل شوند مسجد [قدس] را همچنان كه داخل شدند آن را اولين باری و برای اينكه ( تا اينكه ) نابود كنند آنچه را كه خود بزرگی كرديد ( برتری جستيد ، بلند كرديد ) ويران كردنی را

  8. اميد است سرور شما را كه رحم كند شما را و اگر برگشتيد ، بازميگرديم و قرار داديم جهنم را برای كافران بازداشتگاهی ( زندانی )

  9. بدرستی اين قرآن هدايت ميكند برای آنكه اوست پايدارتر و بشارت ميدهد مومنان كسانی را كه عمل ميكنند صالحات را ، بدرستی برای ايشان اجری بزرگی است

  10. و بدرستی كسانی كه ايمان نمی آورند به آخرت آماده كرديم برای ايشان عذابی دردناكی را

  11. و ميخواند انسان به شر ( بدی ) دعايش به [همانند دعای] خير و باشد انسان عجولی ( عجله كننده ای )

  12. و قرار داديم شب و روز را دو نشانه ، پس محو كنيم نشانه شب را و قرار دهيم نشانه روز را ، بصيرتی ( ديده شهودی ، روشن و واضحی ) برای اينكه كسب كنيد ( بجوييد ) فضلی را از سرورتان و برای اينكه بدانيد تعداد ( شمارش ) سالها و حساب ( محاسبه ، تقويم ) را و هر چيزی را توضيح داديمش ، تشريحی

  13. و هر ( تمام ) انسانی را واجب ( الزام ) كرديمش طالع اش را ( پرنده اقبال يا پرنده شومش را ) در گردنش و خارج ميكنيم برای او روز قيامت كتابی را [كه] افكنده ميشود او را سربازی ( گشوده شده ای )

  14. بخوان كتابت را ، كافی است به خودت امروز برای تو محاسبه كننده ای ( حساب و كتاب گری )

  15. كسی كه هدايت يافت پس جز اين نيست كه هدايت ميشود برای خودش و كسی كه گمراه گشت پس جز اين نيست كه گمراه ميشود برايش ( خودش ) و بر نمی دارد بار برنده ای ( بردارنده ای ) بار ديگری را و نيستيم عذاب كنندگان تا اينكه برانگيزيم فرستاده ای را

  16. و زمانی كه اراده كنيم كه نابود كنيم قريه ای را ، فرمان دهيم خوشگذرانان آن را [به دين] ، پس فسق ( نافرمانی ) كنند در آن سپس تحقق يابد برای آن گفتار پس نابود كنيم آن را نابود كردنی

  17. و چه بسيار نابود كرديم از تمدنها از بعد نوح و كافيست به سرور تو به گناهان بندگانش آگاه بينايی

  18. كسی كه ميخواهد عاجل ( فوری و زندگی دنيا ) را ، عجله ( نصيب ، مقرر ) ميكنيم برای او در آن ، آنچه را كه خواهيم برای كسی كه ميخواهيم ، سپس قرار ميدهيم برای او جهنم را ، كشيده ميشود ( وارد ميشود ) آن را نكوهيده ای رانده شده ای

  19. و كسی كه اراده ( نيت و درخواست ) كرد آخرت را و تلاش كرد برای آن كوشش آن را و [در حاليكه] اوست مومنی ، پس ايشان باشد جهدشان مورد سپاسی ( تشكری )

  20. همگی را ياری ميكنيم اينان را و اينان از عطا سرورت ميباشد و نباشد عطا سرورت ممنوع شده ای ( محروم شده ای )

  21. بنگر چگونه برتری داديم بعضی ايشان را به بعضی و حتما آخرت بزرگترين مرتبه هايی و بزرگترين برتری است

  22. قرار نده همراه با خداوند خدايی ديگر را ، پس زمين گير شوی نكوهيده ای شكست خورده ای

  23. و گذراند ( قانون و حكم كرد ) سرور تو [كه] مبادا بندگی كنيد مگر او را و به والدين ( پدر و مادر ) نيكويی را اگر رسيدند در نزد تو بزرگی ( پيری ) را يكی از آن دو يا هر دو ايشان ، پس نگو برای آن دو اف ( وای ، ملامتی ) و نه سرزنش ( داد و فرياد ، سركوفت ) كن آن دو را و بگو برای آن دو گفتاری با كرامتی را

  24. و پايين آور برای آن دو بال مهربانی ( نرمی ) را از بخشش و بگو سرورم رحم ( بخشش ) كن آن دو را چنانكه پرورش دادند آن دو مرا [دوران] كوچكی ( دوران كودكی و طفوليت )

  25. سرور شما داناتر است به آنچه كه در نفسهايتان ( درونتان ، خودتان ) است ، اگر باشيد صالحان ، پس بدرستی او باشد برای برگردندگان ( توبه كنندگان ) آمرزنده ای

  26. و بده دارای قرابت ( نزديكی ) حقش را و مسكين و در راه مانده ( مسافر ) را و زياده روی ( تلف ، اسراف ) نكن پراكندنی ( ريخت و پاشی ) را

  27. بدرستی مسرفان باشند برادران شياطين و بود شيطان برای سرورش ناسپاسی

  28. و اگر اعراض كردی از ايشان [جهت] كسب رحمتی از [جانب] سرورت [كه] اميد داری آن را ، پس بگو برای ايشان گفتاری نرمی ( آرام و آهسته و ساده ای ) را

  29. و قرار نده دستت را در بندی ( بسته شده ای ) به سوی گردنت [خسيس و تنگ دست نباش] و نه گشای آن را همگی ( به تمامی ) گشاده ، پس می نشينی ملامت شده ای افسوس خورده ای

  30. بدرستی سرور تو می گسترد ( توسعه می دهد ) رزق را برای كسی كه ميخواهد و تقدير ( به اندازه و محدود ) ميكند ، بدرستی او باشد به بندگانش آگاه بينايی

  31. و به قتل نرسانيد اولادتان را [از] ترس بی چيزی ( فقيری و نداری ) ، ماييم كه رزق ميدهيم ايشان و شما را ، بدرستی قتل ايشان باشد خطايی بزرگی

  32. و نزديك نشويد زنا را ، بدرستی آن باشد گناه آشكاری و بد راهی ( شيوه ای ) [است]

  33. و به قتل نرسانيد كسی را ، آنكه حرام ( ممنوع ) كرد خداوند مگر به حق و كسی كه كشته شود مظلومانه ، پس قرار داده ايم برای سرپرستش اختياری ( تسلطی ) را ، پس زياده روی نكند در قتل ، بدرستی او باشد ياری شده ای

  34. و نزديك نشويد مال يتيم را مگر به آن كه آن نيكوتر باشد تا اينكه برسد شدتش ( بلوغ و زورمنديش ) را و وفا كنيد به عهد ، بدرستی عهد باشد مورد سوال ( درخواست و پرسش )

  35. و وفا ( پرداخت ) كنيد پيمانه ( توزين و سنجش كالا ) را زمانی كه پيمانه كرديد و وزن كنيد به ترازوی درست [شاهين] ، آن است بهتری و نيكوتر تاويلی ( تشريح و تفسير و معنی )

  36. و پيروی نكن آنچه را كه نيست برای تو به آن دانشی ( آگاهی ) ، بدرستی گوش و چشم و دل همگی آنها باشد نزد او مورد سوالی ( پرسشی )

  37. و راه نرو در زمين سرخوشی ( خيره سری ) ، بدرستی تو هرگز نتوانی رخنه كنی زمين را و هرگز نتوانی برسی كوهها را درازايی ( ارتفاع و طولی )

  38. همگی آنها باشد بدی آن نزد سرورت مورد كراهتی ( ناپسندی )

  39. آن است از آنچه كه وحی كرد به سويت  سرورت از حكمت و قرار نده همراه با خداوند خدايی ديگر را ، پس افكنده ميشوی در جهنم نكوهش شده ای رانده شده ای

  40. آيا پس برگزيد شما را ( برتری داد شما را ) سرورتان به پسران و برگرفت از ملائكه مونث هايی ( دخترانی ) را ، بدرستی شما حتما ميگوييد سخنی بزرگی را

  41. و حتما توضيح داده ايم در اين قرآن برای اينكه متذكر شوند و نمی افزايد ايشان را مگر تنفری ( رميدن و فراری )

  42. بگو اگر بود همراه با او خدايانی آنچنان كه ميگويند ، آنگاه حتما كسب ميكردند به سوی دارای عرش ( خداوند ) راهی ( مسيری جهت مبارزه و ستيز ، كودتا جهت كسب قدرت و حكومت )

  43. پاك است او و متعالی است از آنچه كه ميگويند بزرگی خواهی بزرگی را

  44. تسبيح مي‌كند برايش آسمانهای هفت ( هفتگانه ) و [همچنين] زمين و كسی كه در آنهاست و اينكه [نيست] از چيزی مگر اينكه تسبيح مي‌كند به ستايش او و ليكن درنمی‌يابيد ( نمي‌فهميد و درك نمي‌كنيد ) تسبيح‌شان ( ستايش ايشان ) را ، بدرستی او باشد بردباری آمرزنده‌ای

  45. و زمانی كه بخوانی قرآن را ، قرار دهيم بين تو و بين كسانی كه ايمان نمی آورند به آخرت حجابی ( پوشاننده و پرده ای ) پوشيده شده ای را

  46. و قرار داديم بر قلبهايشان پوششی را كه می يابند ( پيدا ميكنند )  آن را و در گوشهايشان سنگينی ( شنوايی ضعيفی ) را و زمانی كه ياد كنی سرورت را در قرآن تنها او را ( به يگانگی ) ، پشت گردانند بر پشتهايشان متواری ( فراری ) شده ای

  47. ماييم داناتر به آنچه كه گوش فرا ميدهند به آن ، زمانی كه گوش فرا ميدهند به سويت و زمانی كه ايشانند نجوی كننده هنگامی كه ميگويد ظالمان كه تبعيت [نه] ميكنيد  مگر مردی جادو شده ای را

  48. بنگر كه چگونه زدند برای تو مثالها را ، پس گمراه شدند ، پس استطاعت ندارند راهی را

  49. و گفتند آيا زمانی كه شديم استخوانی و خرد خرد شده ای آيا ما حتما برانگيخته شدگان آفرينشی تازه ای [باشيم]

  50. بگو باشيد سنگی يا آهنی

  51. يا خلقتی از آنچه كه بزرگتر ميباشد در سينه هايتان ( در نظر و انديشه شما ) ، پس به زودی ميگويند كيست كه برميگرداند ما را ، بگو كسی كه خلق كرد شما را اول باره ای ، پس به زودی می جنبانند ( برميگردانند ) به سويت سرهايشان را و ميگويند كی باشد آن ، بگو اميد كه باشد نزديكی

  52. روزی كه صدا ميكند شما را پس اجابت ميكنيد به ستايش او و گمان ميكنيد كه درنگ [نه] كرديد مگر اندكی را

  53. و بگو برای بندگانم [كه] گويند آن را كه آن است نيكوتر ، بدرستی شيطان ميچيند [ميكند رفاقت و صميميت] مابينشان را ، بدرستی شيطان باشد  برای انسان دشمنی آشكاری

  54. سرور شما داناتر است به شما اگر بخواهد رحم ميكند شما را يا اگر بخواهد عذاب ميكند شما را و ارسال نكرديم تو را برای ايشان وكيلی ( نگهبانی )

  55. و سرور تو داناتر است به كسی كه در آسمانها و زمين است و حتما برتری داده ايم بعضی [از] انبياء را بر بعضی و داديم داود را زبوری ( كتابی ، دست نوشته و حكم و فرمانی )

  56. بگو بخوانيد كسانی را كه پنداشتيد از غير او ، پس مالك نيستند ( نميتوانند ) باز كردن ( برطرف كردن ) ضرر را از شما و نه تحولی ( تغيير و تحولی ، برگردانی ) را

  57. آنها كسانی را كه ميخوانند [تا] كسب كنند به سوی سرورشان وسيله ( ابزار ، ميانجی و واسطه و سبب ) را ، [خود] ايشان نزديكتر و  اميد ( آرزو ) دارند رحمت ( لطف ) او را و ميترسند عذابش را ، بدرستی عذاب سرورت باشد ترسناكی ( خوفناكی )

  58. و اينكه [نيست] از قريه ای مگر اينكه ماييم نابود كننده آن قبل روز قيامت يا عذاب كننده آن عذابی شديدی را ، باشد آن در كتابی سطر بندی شده ای ( نوشته شده ای )

  59. و منع نكرد ما را كه بفرستيم به آيات ( معجزات ) مگر اينكه تكذيب كرد به آن اوليان ( ابتدايی ها ، گذشتگان ) و داديم ثمود را ناقه ( ماده شتر ) را بينا كننده ای ( روشن و واضحی ) ، پس ظلم كردند به آن و نفرستاديم به آيات مگر ترساندنی

  60. و زمانی كه گفتيم برای تو كه بدرستی سرورت احاطه كرد به انسيان ( مردم ) و قرار نداديم رويا ( خواب ) ، آن را كه نشانت داديم مگر فتنه ای برای انسيان و [همچنين] درخت ملعون ( مورد لعن و نفرين ) در قرآن را و ميترسانيم ايشان را پس نمی افزايد ايشان را مگر طغيانی بزرگی

  61. و زمانی كه گفتيم برای ملائكه [كه] سجده كنيد برای آدم ، پس سجده كردند مگر ابليس ، گفت آيا سجده كنم برای كسی كه آفريدی [از] گلی

  62. گفت آيا ديده باشی تو اين كسی را كه كرامت ( بزرگی ) دادی برای من ، اگر به آخر رسانی ( مهلت دهی ، به تاخير اندازي ) مرا تا روز قيامت ، حتما مهار ميكنم ( لگام و افسار به دهن ميزنم ) ذريه ( زاد و رود ، فرزندان و نسل ) او را مگر اندكي

  63. گفت برو پس كسی كه تبعيت كرد تو را از ايشان پس بدرستی جهنم جزايتان [باشد] ، جزايی پس انداز شده ای ( اندوخته و ذخيره شده ای ، به وفور )

  64. و رم ده ( به هراس و دلهره انداز ، به لغزان ) كسی را كه توانستی از ايشان به صدايت و جلب كن ( تاخت و تاز كن ، فراهم كن ، حمله كن ) برای ايشان به سواره نظامت و پياده نظامت و شراكت كن ايشان را در اموال و اولاد و وعده بده ايشان را ، و وعده نميدهد ايشان را شيطان مگر غروری ( فريب و اغوايي )

  65. بدرستی بندگانم را نيست برای تو برای ايشان تسلطی و كافی است به سرورت وكيلی ( مدافعی )

  66. سرور شما كسی است كه ميراند برای شما كشتی را در دريا برای اينكه كسب كنيد از فضلش ، بدرستی او باشد به شما رحم كننده ای

  67. و زمانی كه مس ( لمس و احساس ) كرد شما را ضرر ( آسيب و خطر ) در دريا ، گم شود كسی كه ميخوانديد مگر او ، پس آنگاه كه نجات داد شما را به جانب خشكی ، اعراض كنيد و باشد انسان ناسپاسی

  68. آيا پس ايمن شديد كه فرو برد به شما جانب دشت ( خشكی ) يا بفرستد برای شما طوفان شنی را ، سپس نيابيد برای خودتان وكيلی ( مدافعی ) را

  69. يا ايمن شديد كه برگرداند شما را در آن دفعه ای ديگر پس بفرستد برای شما شكننده ای از باد پس غرق كند شما را به [سبب] آنچه ناسپاسی كرديد سپس نيابيد برای خودتان برايمان به آن ياوری را

  70. و حتما گرامی داشتيم پسران ( فرزندان ) آدم را و حمل ( بار و سوار ) كرديم ايشان را در خشكی و دريا و رزق داديم ايشان را از پاكی ها و فضيلت ( برتری ) داديم  ايشان را بر كثيری ( بسياری ) از آنچه كه آفريديم ، برتريتی

  71. روزی كه صدا ميكنيم هر ( تمام ) انسی ( مردمی ) را به امامشان ( پيشوا و جلو دارشان ) ،  پس كسی كه داده شود كتابش به [دست] راستش ، پس آنها ميخوانند كتابشان را و ظلم كرده نميشوند [به اندازه] نخی

  72. و كسی كه باشد در آن كوری پس اوست در آخرت كور و گمراه ترين راهی ( مسير و سلوكی )

  73. و اينكه نزديك بودند كه حتما فريبت دهند از آن كه وحی كرديم به سويت برای اينكه افترا بندی برايمان غير آن را و آن زمان حتما ميگرفتند تو را دوستی

  74. و اگر كه ثابت نكرده بوديم تو را ، حتما نزديك بود [كه] اغفال شوی ( رها كنی ، باقی گزاری ) به سويشان چيز اندكی را

  75. آنگاه حتما می چشانديم تو را دو برابر [در] زندگی دنيا و دو چندان مرگ را ، سپس نمی يافتی برايت ، بر ما ياری كننده ای را

  76. و اينكه نزديك بودند كه جدايت كنند از زمين برای اينكه خارج كنند تو را از آن و آنگاه درنگ نميكردند پشت سرت ( بعد تو ) مگر اندكی

  77. سنت ( روال ، شيوه ) آنكه فرستاده ايم قبل تو از رسولانمان و نيابی برای سنت ( روال ) ما تحولی ( تغييری ) را

  78. به پا دار نماز را برای بازگشت خورشيد تا تاريكی [اول] شب و قرائت ( خواندن ) سپيده دم و بدرستی قرائت سپيده دم ( نماز صبح ) باشد مورد رويتی ( گواهی شده ای )

  79. و از شب پس بيدار باش به آن ، نافله ای ( غنيمتی ، اضافه بر سازمانی ) برای تو است ، اميد كه مبعوث كند تو را سرورت مقامی مورد حمدی ( ستايشی ، تمحيدی ، درخور تعريف و شايسته ای )

  80. و بگو سرور داخل كن مرا وارد كردن راستی و خارج كن مرا بيرون كردن راستی و قرار بده برايم از جانبت تسلطی ياری شده ای را

  81. و بگو آمد حق و ناپديد شد باطل ، بدرستی باطل باشد ناپديد شونده ای

  82. و نازل ميكنيم از قرآن آنچه را كه آن شفايی ( درمانی ) و رحمتی است برای مومنان و نمی افزايد ظالمان را مگر خسرانی ( زيانی )

  83. و زمانی كه نعمت داديم برای انسان ، اعراض كند و برگردد به جانبش و زمانی كه لمس ( مس ) كند او را شر ( بدی ) باشد مايوسی ( نا اميدی )

  84. بگو همگی عمل ميكند بر شكلش ( شيوه و روشش ) پس سرور شما داناتر است به آن كس كه اوست هدايت يافته تر راهی ( مسيری ) را

  85. و ميپرسند تو را از روح ، بگو روح از فرمان ( كار ، دستور ) سرورم [باشد] و نداده شد شما را از علم مگر اندكی

  86. و اگر بخواهيم حتما ميبريم به آنچه كه وحی كرديم به سويت ، سپس نيابی برای خودت به آن ، برای ما وكيلی ( مدافعی ) را

  87. مگر رحمتی از [جانب] سرورت ، بدرستی فضل ( بخشش ) او باشد برای تو بزرگی

  88. بگو اگر اجتماع كند انس و جن برای اينكه بياورند همانند اين قرآن را ، نمی آورند ( نمی توانند بياورند ) به همانندش را و اگر چه باشد بعضی از ايشان برای بعضی هم پشتی ( متحدی )

  89. و حتما تشريح كرده ايم برای انسيان ( مردم ) در اين قرآن از هر ( تمام ) مثلی ، پس خودداری [نه] كرد اكثر انسيان ( مردم )  مگر ناسپاسی را

  90. و گفتند هرگز ايمان نمی آوريم برای تو تا اينكه بجوشانی برای ما از زمين چشمه ای ( جاری شده و به جريان افتاده ای ) را

  91. يا باشد برای تو باغی از نخلهايی ( خرماهايی ) و انگوری پس به جوشانی چشمه ها را در ميان آن جوشيدنی

  92. يا ساقت كنی ( فرو اندازی ) آسمان را همچنان كه ميپنداری برای ما پاره ای ( تكه ای ) يا بياوری به خداوند و ملائكه هويدايی ( آشكاری ، رو در رويی )

  93. يا باشد برای تو خانه ای از زيور آلاتی ( طلا و جواهراتی ) يا ارتقاء يابی در آسمان و هرگز ايمان نمی آوريم برای بالا رفتن تو تا اينكه پايين آوری برای ما كتابی [كه] بخوانيم آن را ، بگو پاك است سرورم آيا هستم مگر بشری ارسال شده ای

  94. و منع نكرد انسيان ( مردم ) را كه ايمان آورند زمانی كه آمد ايشان را هدايت مگر اينكه گفتند آيا مبعوث كرد خداوند بشری ( موجود دو پايی ) فرستاده ای را

  95. بگو اگر بود در زمين ملائكه ای كه راه ميرفتند مطمئن شدگان ( در امنيت ها ) ، حتما نازل ميكرديم برای ايشان از آسمان مَلَكی فرستاده شده ای را

  96. بگو كافی است به خداوند شاهدی بين من و بين شما بدرستی او باشد به بندگانش آگاهی بينايی

  97. و كسی را كه هدايت می كند خداوند پس او راه يافته است و آن كس را كه گمراه ميكند پس هرگز نيابی برای ايشان اوليايی ( سرپرستانی ) را از غير او و جمع ميكنيم ايشان را روز قيامت بر صورتهايشان كوری و گنگی و كری ، ماوای ايشان جهنم [است] ، هر زمان كه خاموش شود ، ميافزاييم ايشان را زبانه ای ( آتش و شعله ای )

  98. آن جزای ايشان به اين دليل كه ايشان كفران كردند به آيات ما و گفتند آيا زمانی كه شديم استخوانی و ريزه ريزه ای آيا ما حتما برانگيختگانيم آفرينشی جديدی را

  99. آيا نديده اند كه بدرستی خداوند كسيست كه آفريد آسمانها و زمين را ، قادريست برای اينكه خلق كند همانند ايشان را و قرار داد برای ايشان اجلی ( موعدی ) را [كه] نيست ريبی ( شكی ) در آن ، پس امتناع [نه] كرد ظالمان مگر كفرانی را

  100. بگو اگر شما مالك باشيد خزائن رحمت سرورم را آنگاه حتما امساك ميكرديد ، ترس انفاق را و باشد انسان بخيلی ( تنگ چشمی )

  101. و حتما داده ايم موسی را نه (9)  نشانه های آشكاری پس بپرس پسران اسرائيل را زمانی كه آمد ايشان را پس گفت برای او فرعون بدرستی من حتما گمانت ميكنم ای موسی جادو شده ای [هستی]

  102. گفت حتما دانسته ای كه نازل نكرد اينان را مگر سرور آسمانها و زمين بصيرتهايی ( ديده های شهودی ) و بدرستی من حتما گمانت ميكنم ای فرعون هلاك شده ای [هستی]

  103. پس اراده كرد كه متوحش كند ايشان را در زمين پس غرق كرديم او را و آن كس را كه همراه او بود جملگی

  104. و گفتيم از بعد او ( غرق فرعون ) برای پسران اسرائيل [كه] ساكن شويد زمين را ، پس آنگاه كه آيد وعده آخرت ( نهايي و پاياني ) ، بياوريم به شما پيچيده ای ( گروه مردم از هر قشر و صنف و نژاد ، از همه چيز درهم و بر هم ، متشنج و شوريده )

  105. و به حقيقت نازل كرديم آن را و به حق نازل شد و نفرستاديم تو را مگر بشارت دهنده ای و هشدار دهنده ای

  106. و قرآنی [كه] جدا ( سوره سوره ) كرديم آن را برای اينكه بخوانی آن را برای انسيان ( مردم ) برای درنگی ( مكثی ) و نازل كرديم آن را نازل كردنی

  107. بگو ايمان آوريد به آن يا ايمان نياوريد ، بدرستی كسانی كه داده شدند دانش را از قبل آن زمانی كه خوانده ميشود برای ايشان ، می افتند به چانه ها  سجده ای را

  108. و ميگويند پاك است سرور ما كه باشد وعده سرور ما حتما انجام شدنی

  109. و می افتند به چانه ها [در حاليكه] گريه ميكنند و ميافزايد ايشان را خشوعی ( خضوع و فروتنی )

  110. بگو بخوانيد خداوند را يا بخوانيد رحمان ، هر كداميك  را كه ميخوانيد پس برای اوست اسامی نيكو و فرياد نكش به نمازت و نه ساكت ( بی صدا ) شو به آن و بجوی بين آن راهی را

  111. و بگو ستايش برای خداوند كسی كه اتخاذ نكرده است مولودی ( فرزندی ) را و نيست برای او شريكی در فرمانروايی و نباشد برای او وليی ( سرپرستی ، دوست و مددكاری  ) از [جهت] خواری ( به دليل سستی و زبونی و پيری ) و بزرگ دارش بزرگ داشتی