Home   |  تماس با ما و ارسال مطالب |  پروژه‌ها  | نرم‌افزارهاي مورد نياز |

home

 

08-02-2011

 

سوره مريم ، مكی 98 آيه

 

به نام خداوندِ رحم كنندهِ ( بخشنده ، گذشت كننده )  مهربان ( با شفقت ، با عاطفه )

  1. كهيعص

  2. ذكر ( ياد ، خاطره ) رحمت ( لطف ) سرورت [جهت] عبدش ( بنده اَش ) زكريا

  3. زمانی كه ندا كرد ( صدا كرد ) سرورش را ندايی ( صدايی ) خفيفی ( آهسته ای )

  4. گفت سرورم ، بدرستی من ، سست شد استخوان از من [منظور بيماری پوكی استخوان يا آرتروز است] و درخشيد سر سفيد مويی ( پيری ) و نبوده ام به دعايت ( خواندنت ، عبادت تو ) سرورم ، شقاوتمندی ( متكبر و خودخواهی )

  5. و من ترسيدم از عمو زادگانم ( اقوام و خويشاوندانم ) از بعدم ( بعد فوتم ) و هست زنم نازايی ، پس به بخش برای من از جانبت سرپرستی ( دوستی ) [فرزندی كه از من مراقبت كند و رسالت بعد من را ادامه دهد]

  6. [كه] ارث برد مرا و ارث برد از آل يعقوب و قرار ده او را ای سرورم  مورد رضايت واقع شده ای

  7. ای زكريا ، ما بشارت ميدهيم تو را به پسركی [كه] اسمش باشد يحيی ، قرار نداده ايم برايش از قبل نام گذاری ( خوانده ) شده ای ( هم نامی ) را

  8. گفت سرورم ، چگونه ميشود برای من پسركی و [در حاليكه] بوده است زنم نازايی و به نهايت رسيده ام از بزرگ فرتوتی ( كهن سالی ) را

  9. [جبرئيل] گفت آنچنان است ، گفت سرور تو ، آن است برايم  آسوده ای ( سهل و راحتی ) و خلق كرده ام تو را از پيش و [در حاليكه] نبوده ای چيزی را

  10. گفت سرورم ، قرار ده برايم نشانه ای را ، گفت نشانه تو [اين است] كه سخن نمی گويی انسيان ( مردم ) را سه شبهايی بدرستی ( كاملی ، تمامی ، در حال تندرستی )

  11. پس خارج شد برای قومش از محراب ( پيشگاه ، لژ ) ، پس وحی كرد به جانب ايشان كه تسبيح كنيد صبحگاهی و شامگاهی را

  12. ای يحيی ، بگير كتاب را به قوتی ( نيرومندی و جهدی ) و داديم او را حكم ( حكمت ، قضاوت ، لياقت و صلاحيت دادن رای و فتوی ، دستور و فرمان ) كودكی را ( در دوران كودكی او )

  13. و مهربانی ( رئوفی ) از نزدمان و پاكيزه هايی و بود متقی ( خدا ترس و پرهيزگاری )

  14. و نيكی ( فرمانبرداری ، خوبی ) به والدينش و نبود جباری ( زورگويی ) عصيان كننده ای ( متمردی )

  15. و سلامی ( درود و زنده باشی )  برای او ، روزی كه زاده شد و روزی كه می ميرد و روزی كه برانگيخته ميشود زنده ای

  16. و ذكر ( ياد ) كن در كتاب مريم را ، زمانی كه كنار گرفت ( گوشه نشين شد ، خلوت كرد ) از اهلش ( خانواده‌اش ، خويشاوندانش ) مكانی شرقی ( دوري ) را

  17. پس برگرفت از غير ايشان پوششی ( پوشاننده‌ای ، پرده و حجابی ، چادری ، لباسی ) را ، پس ارسال كرديم به جانبش روح مان را ( روح خودمان را ، روح متعلق به خودمان ، روحی كه در مالكيت و فرمان خداست ، روح القدس ، همان جبرئيل يا شديد القوی و ... ) ، پس تمثيل شد ( همانند و مشابه و شبيه شد ، هيكل و جسم و اندام و كالبد گرفت ) برای او ( مريم ) [همانند] بشری ( موجود دو پايی ، انساني ) درست شده‌ای ( واقعی و درست و كامل اندامی )

  18. [مريم] گفت ، من پناه ميبرم به رحمان ( خداوند مهربان ) از تو كه شوی متقی ( خدا ترس و پرهيزگار )

  19. [جبرئيل] گفت ، جز اين نيست كه من فرستاده سرورت هستم برای اينكه ببخشم برای تو پسركی پاكی ( پاكيزه‌ای ) را

  20. [مريم] گفت ، چگونه ميباشد برای من پسركی و [در حاليكه] لمس نكرده است مرا بشری ( انسانی ) و نبوده‌ام بدكاره‌ای ( روسپي )

  21. [جبرئيل] گفت آنچنان است ، گفت سرورت كه آن برايم سهلی است ( آسانی است ) و برای اينكه قرار دهيم او را نشانه‌ای ( معجزه‌ای ) برای انسيان ( مردم ) و رحمتی ( لطفی ) از [نزد] ما و بود فرمانی ( كار و تصميمی ، ضرورتی ) مقتضی شده‌ای ( محقق و حتمی و لازم شده‌ای ، گذشته و سپری شده بدون برو و برگردی )

  22. پس بارور ( باردار و حامله ) شد ( حمل كرد ) او را [منظور مسيح عيسی ابن مريم رسول الله را] ، پس كناره گيری كرد ( خلوت كرد ، دوری و رهايی كرد ) به او [همراه با جنين مسيح رسول الله] مكانی دور دستی را

  23. پس كشاندش درد زايمان به جانب كنده ( تنه ) نخل ( درخت خرما ) ، [مريم] گفت ای وای بر من ، ای كاش مرده بودم قبل اين و بودم فراموشی از ياد  رفته‌ای

  24. پس [مسيح رسول الله] ندا داد او را از زيرش ( طرف پايين ) ، اندوهگين مباش ، قرار داده است سرورت زيرت ( زير پايت ) را جويباری

  25. و تكان بده ( بلرزان ) به سويت به تنه نخل را ، سقوط  ميكند ( می افتد ) برای تو خرمايی ، تازه چيده شده‌ای ( تر و تازه ای )

  26. پس بخور و بنوش و چشم روشنی باش ، پس اما اگر ديدی از [جنس] بشر ( انسان ) احدی ( شخصی ، حتی يك نفر ) را ، پس بگو بدرستی من نذر كردم برای رحمان ( خداوند مهربان ) روزه‌ای ( امساك و خودداری از سخن ) را ، پس هرگز تكلم نكنم امروز انسی ( انسانی ، مردمی ) را

  27. پس آورد به او ( همراه با مسيح رسول الله ) قومش را [در حاليكه] حمل ميكرد ( در آغوش گرفته بود ) او  را ، گفتند ای مريم حتما آورده‌ای چيزی ( كاري ) بهتانی ( دروغ آميز و باور نكردنی ، مايه حيرت و شگفتی را )

  28. ای خواهر هارون نبود پدرت مرد بدی ( بدكاره و زشت عملی ) و نبود مادرت بدكاره‌ای ( زشت عملی ، روسپي )

  29. پس اشاره كرد به سوی او ( مسيح رسول الله ) ، گفتند چگونه تكلم كنيم كسی را كه باشد در گهواره كودكی ( طفلی )

  30. [مسيح رسول الله] گفت ، بدرستی من عبدالله ( بنده خداوند ) هستم ، داده است مرا كتاب و قرار داد مرا نبی ( نبوتی ، خبر رسانی ، اخبار گويی ، پيغام رسانی ، پيكی )

  31. و گردانيد مرا مباركی ( خوش قدمی و فرخنده خجسته‌ای ) هر كجا كه باشم و توصيه ( سفارش ) كرد مرا به صلات ( نماز ) و زكات تا دوام دارم  زندگی را ( مادامي كه زنده باشم )

  32. و نيكو ( فرمان پذير ) به والدم ( مادرم ) و قرار نداده مرا جباری ( زورگويی ) شقی ( تيره بخت ، سنگ دلی )

  33. و سلام ( درود ) برايم روزی كه متولد شدم  و روزی كه بميرم و روزی كه مبعوث ميشوم زنده‌ای

  34. آن است [واقعيت] عيسی پسر مريم سخن حق ( درست و واقعيت ) ، كسی كه در [مورد] او شك ( ترديد ) می كنيد

  35. نبوده ( شايسته نيست ) برای خداوند كه اتخاذ كند از مولودی ( زاده شده ای ، فرزندی ) را ، پاكيزه است او ، زمانی كه اقتضا كند كاری ( فرمانی را ) ، پس جز اين نيست كه ميگويد برای او باش ، سپس ميشود

  36. و بدرستی خداوند سرور من و سرور شماست ، پس عبادت كنيد او را ، اين است راهی ( مسير و سيرتی ) مستقيمی ( درستی )

  37. پس اختلاف كرد احزاب ( گروه ها ، فرقه ها ، يهود و نصاري ) از مابين ايشان ، پس وای برای كسانی كه كفران كردند از منظره ( نماي ) روزگاری بزرگی

  38. گوش فرا ده به ايشان و بنگر روزی را كه می آيند ما را ، ليكن ظالمان امروز در گمراهی آشكاری هستند

  39. و به ترسان ايشان را [از] روز حسرت ( افسوس ) ، زمانی كه مقتضی ( انجام ) شود كار ( سپری شود امر ، كار از كار بگذرد ) و [در حاليكه] ايشان در غفلتی [باشند] و ايشان ايمان نمی آورند

  40. ما ، ماييم كه ارث ميبريم زمين را و كسی را كه روی آن ( در آن ) است و به جانب ما مراجعت ميكنند

  41. و ياد كن در كتاب ، ابراهيم را ، بدرستی او بود راستگويی ( درست كاری ، درست وعده ای ) نبيی ( پيغامبری ، خبر رسانی )

  42. زمانی كه گفت برای پدرش ، ای پدر من چرا عبادت ( بندگی ) ميكنی آنچه را كه نميشنود و نه ميبيند  و نه كفايت ( بی نياز ) ميكند از تو چيزی را

  43. ای پدرم ، بدرستی من ، آمده است مرا از علم ( آگاهی و دانش ) آنچه را كه نيامده است تو را ، پس تبعيت كن مرا [تا] هدايت كنم تو را راهی ( مسير و سلوكی ) درستی ( راستی ) را

  44. ای پدرم عبادت ( بندگی ) نكن شيطان را ، بدرستی شيطان باشد برای رحمان ( خداوند مهربان ) عصيان گری

  45. ای پدرم ، من ميترسم كه لمس ( حس ) كند ( برسد ) تو را عذابی از رحمان ( خداوند مهربان ) ، پس باشی برای شيطان دوستی ( سرپرست و ياوری )

  46. گفت آيا آرزومندی ( در انديشه و كردار بدی ، سوء نيت داری ) تو از خدايانم ای ابراهيم ، اگر نهی نشوی ( بازداشته نشوی ) آن را ، حتما سنگسارت ميكنم و تركم كن زمان طولانی را

  47. گفت سلامی ( درودی ) برای تو ، به زودی آمرزش ميطلبم برای تو سرورم را ، بدرستی او باشد به من بسيار مهربانی

  48. و بركنار ( رها و دوری ) ميكنم شما را و آنچه را كه ميخوانيد از غير خداوند و بخوانم سرورم را ، اميد كه نباشم به دعای سرورم شقاوتمندی ( سنگ دلی )

  49. پس آنگاه كه كنار گرفت ايشان را و آنچه را كه ميخواندند از غير خداوند و بخشيديم برايش اسحاق و يعقوب را و همگی را قرار داديم نبی ( نبوتی ، پيامبری )

  50. و بخشيديم برای ايشان از رحمتمان ( لطفمان ) و قرار داديم برای ايشان زبانی راستگويی والايی ( بلندی ) را

  51. و ياد كن در كتاب موسی را ، بدرستی او بود مخلصی و بود رسولی ( فرستاده ای ) نبيی ( پيامبری )

  52. و ندا داديم او را از جانب طور ( كوه طور ) ايمن ( با امنيت و با بركت و امين ) و نزديك گردانيديم او را نجوايی ( رمز و راز گويی )

  53. و بخشيديم برای او از لطفمان برادرش هارون را نبيی ( نبوت و پيغمبری )

  54. و ياد كن در كتاب اسماعيل را [كه] بدرستی او بود راست كردار ( راستگوی ) وعده ( قول و قرار ) و بود رسولی نبيی ( خبر رسانی )

  55. و فرمان ميداد اهلش ( خانواده و اطرافيانش را ) به نماز ( صلات ) و زكات ، و بود در نزد سرورش مورد رضايی ( پسنديده ای )

  56. و ياد كن در كتاب ادريس را ، بدرستی او بود راستگويی ( راست كرداری ) نبيی ( پيام بری )

  57. و بلند كرديم او را مكانی ( جايگاهی ) والايی را

  58. آنها كسانی [بودند] كه متنعم كرد ( نعمت داد ) خداوند برايشان از انبياء ( خبر رسانها ) از نژاد ( ذريه ، فرزندان ) آدم و از كسی كه حمل ( بار و سوار ) كرديم همراه با نوح و از ذريه ابراهيم و اسرائيل و از كسی كه هدايت كرديم  و دريافتيم زمانی كه تلاوت شد برای ايشان آيات رحمان ، افتادند سجده ای و گريه ای را

  59. پس جايگزين شد از بعد ايشان جانشينی [كه] ضايع ( تلف ، تباه ) كردند نماز را و تبعيت كردند شهوات ( اميال شديد درونی ) را ، پس به زودی ملاقات می كنند گمراهی ( سرگردانی ، حيرانی ، فريب ، لغو و باطل را )

  60. مگر كسی كه توبه كرد ( برگشت ) و ايمان آورد و عمل كرد صالحی را ، پس آنهايند كه داخل ميشوند باغ را ( بهشت را ) و مورد ظلم نميشوند چيزی را

  61. باغهايی هميشگی ، آن را كه وعده داد رحمان  بندگانش را به خفا ( پنهانی ) ، بدرستی  باشد وعده او آنچه كه آمدنی است ( شدنی است )

  62. نمی شنوند در آن لغوی ( سخن بيهوده و باطلی ) را ، مگر سلامی ( سلامتی و زنده باشی ) و برای ايشان رزقشان ( روزيشان ) در آن صبحگاهی و شامگاهی

  63. آن است باغ ( بهشت ) آن را كه ارث ميدهيم از بندگانمان كسی كه بود تقوايی ( متقی و پرهيزگاری )

  64. و فرود نمی آييم ( نزول نيابيم ) مگر  به فرمان سرورت ، برای اوست آنچه كه پيش رويمان است و آنچه كه پشت سرمان است و آنچه كه مابين آن و نباشد سرورت فراموش كاری

  65. سرور آسمانها و زمين و آنچه كه مابين آن دو است ، پس عبادت ( بندگی ) كن او را و صبر كن ( شكيبا و پايدار باش ) برای عبادت ( پرستش ) او ، آيا ميدانی ( ميشناسی ) برای او نامبرده ای ( هم نام و هم صفتی ) را

  66. و ميگويد انسان [كه] آيا زمانی كه مردم ، به زودی خارج ميشوم زنده ای

  67. آيا  متذكر نمی شود ( ياد نمی كند ) انسان [كه] ما خلق كرديم او را از قبل و [در حاليكه] نبوده است چيزی ( وجود نداشته است )

  68. پس سوگند سرورت را [كه] حتما جمع آوری ( بازيافت ، زنده ) ميكنيم ايشان و شياطين ( بعضی از طايفه جنيان ) را ، سپس حتما احضار ( حاضر ) ميكنيم ايشان را پيرامون جهنم زانو زده ای

  69. سپس حتما درمی آوريم ( برمی چينيم ) از هر ( تمام ) شيعه ای ( پيرو و مريدی ، تبعيت كننده ای ) را ، كدامشان كه شديدتر ( سختتر ) برای رحمان  عصيانگری ( سركش و نافرمانی ) [بودند]

  70. سپس حتما ما داناتريم به كسانی كه ايشان دارندگان ( سزاواران ، در اولويت ) به آن كشيده شده ای [هستند]

  71. و اينكه [نيست] از شما ، مگر  اينكه وارد شود آن را [كه] باشد برای سرورت حتمی شده ای مقتضی شده ای ( لازم و واجب شده ای )

  72. سپس نجات ميدهيم كسانی را كه تقوی ( پرهيزگاری ) كردند و واگذاريم ( رها می كنيم )  ظالمان را در آن زانو زده ای

  73. و زمانی كه تلاوت ميشود برای ايشان آيات ما آشكارهايی ، گفت كسانی كه كفران كردند برای كسانی كه ايمان آوردند ، كدام دو فرقه بهترين مقامی  و نيكوترين گروهی ( انجمنی ) [است

  74. و چه بسيار نابود كرديم قبل ايشان از تمدنی [كه] ايشان بهتر اثاثی ( امكانات و لوازم و ابزار آلاتی ) و ديده ای ( منظره و چشم اندازی ) [بودند]

  75. بگو كسی را كه در گمراهی است ، پس حتما طولانی كند برای او رحمان ( خداوند مهربان ) فرستی را تا زمانی كه ببينند آنچه را كه وعده داده ميشوند يا عذاب را و يا ساعت ( هنگام قيامت ) را ، پس به زودی ميدانند كيست او شری ( زشت ، فلاكت ) مكانی و ضعيفتر لشگری ( سپاهی )

  76. و می افزايد خداوند كسانی را كه راه يافتند هدايتی را و ماندگاران صالحات بهتری در نزد سرورت ثوابی و بهتری در تردد ( انتقال به آخرت ، باز گشت ) [باشد]

  77. آيا پس ديدی كسی را كه كفران كرد به آياتمان و گفت حتما داده ميشوم مالی ( دارايی و ثروتی ) و مولودی ( فرزندی ) را

  78. آيا مطلع شد ناپيدا را يا گرفت از نزد رحمان ( خدای مهربان ) عهدی ( پيمانی ) را

  79. هرگز به زودی مينويسيم آنچه را كه ميگويد و ميگستريم ( می افزاييم ) برای او از عذاب گستردنی ( افزودنی ) را

  80. و ارث ميبريمش آنچه را كه ميگويد و می آيد ما را [به] تنهايی ( تك و منفردی )

  81. و گرفتند از غير خداوند خدايانی را ، برای اينكه باشند برايشان عزتی ( قدر و ارجمندی )

  82. چنين نيست به زودی كفر ميورزند به عبادت ( بندگی ) ايشان و ميباشند برای ايشان ضدی ( مخالف و دشمنی )

  83. آيا نديدی كه ما ارسال كنيم شياطين را برای كافران تا آزارشان كنند ، آزاری ( اذيتی ) را

  84. پس عجله نكن برای ايشان [كه] جز اين نيست كه ميشماريم برای ايشان شمارشی ( شمردن و عددی ، مهلتی ) را

  85. روزی كه جمع آوری ميكنيم متقيان ( خدا ترسان و پرهيزگاران ) را به سوی رحمان ( خدای مهربان ) مهمانی ( وارد شده ای به دربار ) را

  86. و سوق ميدهيم مجرمان را به سوی جهنم ، ورودی ( تشنگی و سرخ شدنی ) را

  87. مالك نمی باشند  شفاعت ( حمايت و پشتيبانی و ميانجی گری ) را مگر كسی را كه گرفت از نزد رحمان ( خداوند مهربان ) عهدی ( پيمان و قول و قراری ) را

  88. و گفتند برگرفت رحمان ( خداوند مهربان ) مولودی ( فرزند و متولد شده ای ) را

  89. بدرستی آورده ايد چيزی زشتی ( كريه و ناپسند ، سخن بسيار سنگين و گران و عجيب و غريبی ) را

  90. نزديك است [كه] آسمانها به شكنند ( ترك خورند ، به شكافند ) از آن ( گفتار و سخن ) و به شكافد ( شقه شود ) زمين و فرو ريزد كوهها ولو شده ای ( افتاده ای )

  91. چرا كه خواندند برای رحمان ( خداوند مهربان )  مولودی ( فرزند و زاده ای ) را

  92. و شايسته ( سزاوار ) نمی باشد برای رحمان ( خداوند مهربان ) كه برگيرد مولودی ( فرزندی و زاده شده ای ) را

  93. كه [نيست] هر ( تمام ) كسی كه در آسمانها و زمين است مگر اينكه بيايد رحمان را بنده ای ( بندگی ، بنده واری )

  94. بدرستی حساب ( محاسبه ) كرد ايشان را و شمارش كرد ايشان را عددی ( شمارشی )

  95. و همگی ايشان بيايند او را روز قيامت تنهايی (  تك به تكی ، انفرادی )

  96. بدرستی كسانی كه ايمان آوردند و عمل كردند صالحات را ، به زودی قرار ميدهد برای ايشان رحمان ( خداوند مهربان ) دوستی ( مهر و محبتی ) را

  97. پس جز اين نيست كه آسان می كنيمش به زبانت ( گفتارت ) ، برای اينكه مژده دهی  به [بوسيله] آن متقيان را و هشدار دهی به [وسيله] آن قومی سرسختی ( اهل مجادله و خصومتی ) را

  98. و چه بسيار نابود كرديم قبل ايشان از تمدنی را ، آيا احساس ( حس ) ميكنی از ايشان از احدی ( كسی ) را يا ميشنوی برای ايشان زمزمه ای ( آهنگ و آوازی ) را