Home   |  تماس با ما و ارسال مطالب |  پروژه‌ها  | نرم‌افزارهاي مورد نياز |

home

 

09-02-2011

 

سوره طه ، مكی 135 آيه

 

به نام خداوندِ رحم كنندهِ ( بخشنده ، گذشت كننده )  مهربان ( با شفقت ، با عاطفه )

  1. طه

  2. نازل نكرديم برای تو قرآن را برای اينكه شقی ( رو سياه ، بد اقبال ، معذب ، رنجبر ) شوی

  3. [نيست] مگر تذكری برای كسی كه ميترسد

  4. نازل شده ای ( نزولی ) از [جانب] كسی كه خلق كرد زمين و آسمانهايی بلند ( والا ) را

  5. رحمان ( خداوند مهربان ) روی عرش استيلا يافت ( ايستاد ، برابر شد ، مستولی شد ، مسلط شد ، سوار شد )

  6. برای اوست آنچه كه در آسمانهاست و آنچه كه در زمين است و هر آنچه كه مابين آن دو است و آنچه كه زير خاك زمين است

  7. و اگر بلند ميكنی به سخن ، پس بدرستی او ميداند راز ( سر ) و خفا تر را ( مخفی شده تر را )

  8. خداوند [كه] نيست خدايی بجز او ، برای اوست اسامی نيكو

  9. و آيا داده شد تو را حديث ( داستان و حكايت ) موسی

  10. زمانی كه ديد آتشی را ، پس گفت برای اهلش ( خانواده و اطرافيانَش ) ، مكث ( درنگ ) كنيد [كه] بدرستی من دريافتم ( ديدم ) آتشی را ، شايد كه بياورم شما را از آن به شعله ای ( مشعلی ) يا بيابم بر آتش راهنمايی ( راه يابی را )

  11. پس زمانی كه آمد آن ( آتش ) را ، ندا داده شد ای موسی

  12. بدرستی  من ، منم سرور تو ، پس درآور كفشهايت را ، بدرستی تو در وادی ( دره ) مقدس طوی هستی

  13. و من برگزيدم تو را ، پس گوش كن برای آنچه كه وحی ميشود

  14. بدرستی من ، منم خداوند [كه] نيست خدايی جز من ، پس عبادت ( بندگی ) كن مرا و به پای دار نماز را برای ذكرم ( ياد كردنم )

  15. بدرستی ساعت ( زمان قيامت ) آمدنی ( رسيدنی ) است ، ميخواهم مخفی كنم آن را برای اينكه جزا داده شود هر ( تمام ) نفسی ( كس و شخصی ) به [سبب] آنچه كه سعی ( تلاش ) ميكند

  16. پس مسدود ( سد كرده ، بازداشته ) نكند تو را از آن ، كسی كه ايمان نمی آورد به آن و تبعيت كرد هوايش ( خواسته دلش ، اميالش ) را ، پس [در غير اين صورت] نابود ميشوی ( هلاك و معذب ميشوی )

  17. و چيست اين به دست راستت ای موسی

  18. گفت آن عصای من است ، تكيه ميكنم بر آن و [برگ درختان را] فروميريزم به [وسيله] آن برای گوسفندانم و برای من است در آن حوائجی ( نيازهای ) ديگری

  19. [خداوند] گفت بيافكن آن را ای موسی

  20. پس افكند آن را ، پس آنگاه آن ماری [شد] كه بسرعت ميخزيد

  21. گفت بگير آن را و نه ترس ، به زودی برمی گردانيم آن را [به] سيرتش ( حالت و فرمش )  قبلی ( ابتدايی و اولی )

  22. و ضميمه كن ( ملحق و بچسبان ، به بر ) دستت را به جانب پهلويت ( بغلت ) ، خارج ميشود سفيدی ( درخشان و تابناكی همانند نور ماه ) از غير بدی ( زننده ای ) ، نشانه ای ( معجزه ای ) ديگری [باشد]

  23. برای اينكه نشان دهيم تو را از آيات بزرگمان

  24. برو به سوی فرعون [كه] بدرستی او طغيان كرد

  25. [موسی] گفت سرورم ، بگشای  برايم دلم ( سينه ام ) را ( دلم را مسرور و شاد گردان )

  26. و سهل كن برايم كارم ( ماموريتم را )

  27. و حل كن ( گره بگشای ، آزاد كن ، باز كن ) گره ای را از زبانم ( گويشم )

  28. [تا] بفهمند سخنم را

  29. و قرار ده برايم معاونی ( وزيری ) از اهلم ( خانواده و قوم و خويشم ) را

  30. هارون برادرم را

  31. شديد ( تقويت ) كن به وسيله او پشتوانه ام را ( بارم را )

  32. و شريك كن او را در كارم

  33. تا اينكه تسبيح كنيم تو را زيادی

  34. و ذكر ( ياد ) كنيم تو را بسياری

  35. بدرستی تو هستی به ما بينايی ( بيننده ای )

  36. [خداوند] گفت داده شدی خواسته ات را ای موسی

  37. و حتما منت نهاده ايم برای تو دفعه ديگری را

  38. زمانی كه وحی كرديم به جانب مادرت آنچه را كه وحی می شد

  39. كه بيانداز او را در صندوق ( جعبه چوبی ، تابوت ) ، سپس بيانداز آن را در درياچه ( رود نيل ) ، پس حتما می افكند او را درياچه به ساحل [و] ميگيرد او را دشمنی برای من و دشمنی برای او و افكندم برای تو محبتی را از [جانب] خودم و برای اينكه ساخته و پرداخته شوی بر ( برابر و مقابل ) ديده ام

  40. زمانی كه ميرفت خواهرت ، پس ميگفت آيا دلالت كنم ( نشان دهم ) برای شما بر آن كس كه كفالت ( سرپرستی ، نگهداری‍ ، مراقبت ) كند او را ، پس برگردانيديم تو را به جانب مادرت تا اينكه روشن شود چشم او ( مادرت ) و اندوهگين نشود و [زمانی كه] قتل كردی ( كشتی ) نفسی ( كسی ) را ، پس نجات داديم تو را از غصه ( غم ) و امتحان كرديم تو را امتحانی ، پس درنگ كردی ساليانی را در اهل مدين ( شهر مدين ) ، سپس آمدی برای تقديری ( مقدراتی ) ای موسی

  41. و ساخته و پرداختم تو را برای نفسم ( خودم )

  42. برو تو و برادرت به آياتم و سستی نكنيد شما دو نفر در يادم ( ذكرم )

  43. برويد شما دو نفر به سوی فرعون [كه] بدرستی او طغيان كرد

  44. پس بگوييد شما دو نفر برای او سخنی ملايمی را ، شايد او متذكر شود يا بترسد

  45. گفتند آن دو سرور ما ، بدرستی ما ميترسيم كه پيش دستی ( افراط و تفريط در كفر و شرارت ) كند برای ما يا اينكه طغيان كند

  46. گفت نترسيد شما دو تن ، بدرستی من همراه با شما دو نفرم ، ميشنوم و ميبينم

  47. پس درآييد شما دو نفر او را ، پس بگوييد شما دو نفر [كه] بدرستی ما دو فرستاده سرورت [هستيم] ، پس بفرست همراه با ما پسران اسرائيل را و عذابشان نكن ، آورده ايم ( آمده ايم ) تو را به نشانه هايی از سرورت و سلام ( سلامتی ، درود ) برای آن كس كه تبعيت كرد راهنمايی ( هدايت ) را

  48. ما ، وحی شده است به جانب ما ، بدرستی عذاب برای آن كس [است كه] تكذيب كرد و سرپيچی كرد ( روی برگرداند )

  49. [فرعون] گفت ، پس كيست سرور شما دو تن ای موسی

  50. گفت سرور ما كسيست كه عطا كرد هر ( تمام ) چيزی را خلقتش ( وجودش ) را ، سپس راهنمايی ( هدايت كرد )

  51. [فرعون] گفت پس چيست شرح حال تمدنهای قبلی ( بدوی ، اوليه ، گذشته )

  52. [موسی] گفت علم ( دانش ) آن نزد سرورم در كتابی [است] ، گم نمی كند سرورم و نه فراموش ميكند

  53. كسی كه قرار داد برای شما زمين را مهدی ( آرامگاه و پرورشگاهی ، گهواره ای ، گسترده ای ) را و درپيمود برای  شما در آن راهی را و نازل كرد از آسمان آبی را ، پس خارج كرديم بوسيله آن زوجهايی را از نباتی ( گياهی ) پراكنده ( مختلف و گوناگون )

  54. بخوريد و بچرانيد چهار پايانتان را ، بدرستی در آن حتما نشانه هايی برای دارندگان انديشه ( شعور و فهم ) [است]

  55. از آن خلق كرديم شما را و در آن برمی گردانيم شما را ( دفن ميكنيم شما را ) و از آن خارج می كنيم شما را بازگشتی ديگ

  56. و حتما نشان داده ايم او را [فرعون را] آياتمان ( معجزاتمان را ) همگی آن ، پس تكذيب كرد و ابا ( خودداری و امتناع كرد )

  57. گفت آيا آمدی ما را برای اينكه خارج كنی ما را از زمينمان به جادويت ای موسی

  58. پس حتما می آوريم تو را به جادويی همانندش ، پس قرار ده مابين ما و بين خودت موعدی را [كه] تخلف نمی كنيم آن را ما و نه تو مكانی درستی را

  59. گفت موعد شما روز آراستگی باشد و اينكه جمع ميشوند انسيان ( مردم ) روز روشنی را

  60. پس برگشت ( رفت ) فرعون ، پس جمع آوری كرد مكرش را ، سپس آمد

  61. گفت برای ايشان موسی ، وای بر شما ، افترا نبنديد برای خداوند كذبی را ، پس نيست ميكند شما را به عذابی و خطا رفته است كسی كه دروغ بست

  62. پس تنازع كردند كارشان را مابينشان و مخفی كردند نجوی ( بگو مگو ) را

  63. گفتند بدرستی كه اين دو نفر ، به يقين دو ساحر هستند ، ميخواهند اين دو نفر كه خارج كنند آن دو نفر شما را از زمينتان ، به جادويشان آن دو نفر و ميروند آن دو نفر به طريقت شما همانندی ( فرقی با شما ندارند )

  64. پس جمع آوری كنيد ترفندتان را ، سپس بياوريد صفی ( به نوبتی ) و رستگار ( خوش اقبال ) شده امروز كسی كه برتری جست ( پيروز شد )

  65. گفتند ای موسی ، يا اينكه تو می افكنی و يا اينكه ماييم  اول بار كسی كه می افكند

  66. گفت بلكه بيافكنيد ، پس آنگاه كه طنابهايشان و عصاهايشان خيال ( تصور ، تخيل ) ميشد به سويش از جادويشان [كه] بدرستی آن ميشتابيد ( ميجنبيد ، ميخزيد )

  67. پس هراسيد در نفسش ( درون و خودش ) خوفی را موسی

  68. گفتيم نترس بدرستی تو ، تو هستی برتر ( والاتر )

  69. و بيانداز آنچه را كه در دست راست تو است ، فرو ميگرفت ( فرو می ريخت ) آنچه را كه درست كردند [چرا كه] جز اين نبود كه درست كردند ترفند ساحری را و رستگار نميشود ساحر ، از [هر] جايی ( راه و روشی ) كه بيايد

  70. پس افتاد ساحران سجده ای را ، گفتند ايمان آورديم به سرور هارون و موسی

  71. [فرعون] گفت آيا ايمان آورديد برای او قبل اينكه اذن ( اجازه ) دهم برای شما ، بدرستی او حتما بزرگ ( پيش كسوت ) شماست ، كسی كه ياد داد شما را جادوگری ، پس ميبايست قطع كنم دستان شما و پاهايتان را از خلافی [جهت عكس يكديگری ، قرينه ای] و حتما مصلوب ميكنم ( به دار ميكشم ) شما را در كنده ها ( تنه های ) نخل ( درخت خرما ) و حتما بدانيد كدام ما شديدتر عذابيست و پايدار تر ( ماندنی تر ) [است]

  72. گفتند هرگز تاثير ندهيم ( ترجيح ندهيم ) تو را برای آنچه كه آمد ما را از بينات ( مدارك قطعی ) و كسی را كه خلق كرد ما را ، پس جاری كن آنچه را كه تو حاكمی ( تصميم گيرنده ای ) ، جز اين نيست كه تصميم ميگيری اين زندگی دنيا را

  73. ما ايمان آورديم به سرورمان ، برای اينكه ببخشد برای ما خطاهايمان را و آنچه را كه مجبور كردی ما را برای آن از جادو و خداوند بهترين و پايدارتر است

  74. بدرستی كسی كه می آيد سرورش را مجرمی ، پس بدرستی برای اوست جهنم ، نه ميميرد در آن و نه زنده ميشود

  75. و كسی كه می آيد او را مومنی ، [در حاليكه] عمل كرده است صالحات را ، پس ايشانند كه برای ايشان درجات عالی است

  76. باغهايی هميشگی [كه] جريان دارد از زيرش چشمه ها ، جاودانانند در آن و آن است جزای ( پاداش ) كسی كه پاكی جست

  77. و بدرستی وحی كرده ايم به سوی موسی كه مخفيانه به بر به بندگانم ، پس [قدم] بزن برای ايشان راهی را در دريای خشكی ، نه ترسی دريافته ای را و نه به هراسی ( به پرهيزی )

  78. پس دنبال كرد ايشان را فرعون به لشگريانش ( سپاهيانش ) ، پس پوشاند ايشان را از دريا ( رود نيل ) آنچه را كه پوشاند ايشان را

  79. و گمراه كرد فرعون قومش را و هدايت نكرد

  80. ای پسران اسرائيل نجات داده ايم شما را از دشمنانتان و وعده داديم شما را [در] طرف طور ( كوه طور ) امين ( امانت دار و با امنيت ) و نازل كرديم برای شما شيره نباتی و بلدرچين ( يا كباب قرقاول ) را

  81. بخوريد از پاكيزه ها ، آنچه را كه رزق ( روزی ) داديم شما را و طغيان نكنيد در آن ، پس روا ( مجاز ) ميشود برای شما غضبم  و آن كس را كه  واجب ميشود برای او خشمم ، پس تباه شد ( هلاك و نابود شد ، باد هوا شد )

  82. و بدرستی من حتما آمرزنده ای برای كسی [هستم] كه توبه كرد ( برگشت ) و ايمان آورد و عمل كرد صالحی را ، سپس راه يافت

  83. و چرا عجله كردی ( سبقت گرفتی ) از قومت ای موسی

  84. [موسی] گفت ، ايشان  اينانند برای ردپايم ( يعنی پيرو و تعقيب كننده ام هستند ) و عجله كردم به جانبت سرور برای اينكه راضی ( خشنود ) شوی

  85. [خداوند] گفت پس ما امتحان كرده ايم قوم تو را از بعد تو و گمراه كرد ايشان را سامری

  86. پس برگشت موسی به جانب قومش غضبناكی اسفناكی ، گفت ای قوم آيا وعده نداده است شما را سرورتان وعده ای نيكويی را ، آيا پس دراز مدت شد ( به طول كشيد ) برای شما عهد ( دوران ، پيمان ) ، يا اراده كرديد كه واجب ( حتمی ) شود برای شما غضبی از سرورتان ، پس اختلاف كرديد موعد ( وعده شده ) مرا

  87. گفتند اختلاف نكرديم  موعدت را به اختيارمان و ليكن ما بار شديم سنگين هايی ( بار هايی ) را از زينت ( تجملات ) قوم ، پس فرو انداختيم آن را ، پس آنچنان افكند سامری

  88. پس خارج كرد برای ايشان گوساله جسمی ( پيكری ) [را كه] برای آن صدای گاوی بود ، پس گفتند اين خدای شماست و خدای موسی ، پس فراموش كرد

  89. آيا پس نمی ديدند كه بر نمی گرداند به سويشان سخنی را ، و مالك نبود ( اختيار نداشت ) برای ايشان ضرری و نه نفعی را

  90. و حتما گفته بود برای ايشان هارون از پيش ، ای قوم من جز اين نيست كه امتحان شديد به [وسيله] آن و بدرستی سرور شما رحمان ( خداوند مهربان ) است ، پس تبعيت كنيد مرا و اطاعت كنيد فرمانم را

  91. گفتند هرگز پراكنده ( ترك ) نمی كنيم برای او ملازمت ( مستخدمی ، دير نشينی ) را تا اينكه برگردد به سوی ما موسی

  92. [موسی] گفت ای هارون چه منع كرد تو را زمانی كه ديدی ايشان را [كه] گمراه شدند

  93. آيا تبعيت نكردی مرا يا پس عصيان كردی دستورم را

  94. گفت فرزند مادر ، نگير به ريشم ( چانه ام ) و نه به سرم ، بدرستی من ترسيدم كه به گويی [كه] متفرق كردی ( تفرقه انداختی ) مابين پسران اسرائيل و ملاحظه ( مراقبت ) نكردی سخنم را

  95. [موسی] گفت ، پس چيست كار ( شان ، منظور ) تو ای سامری

  96. گفت ديدم به آنچه كه نديدند به آن ، پس قبض كردم ( گرفتم ) قبضی از اثر ( تاثير ، رد پای ، رد و نشانه ) فرستاده ( جبرئيل ) را و سپس انداختم آن را و آنچنان وسوسه كرد برايم نفسم ( خودم )

  97. گفت پس برو ( گم شو ) ، پس بدرستی برای تو است در زندگانی كه ميگويی لمس نكند ( دست نزند ، نزديك نشود ، نوعی بيماری روانی ) و اينكه برای تو موعدی ( زمان مشخصی ) [است كه] هرگز خلاف نميشود در آن و بنگر به سوی خدايت ، كسی كه سايه ( چتر ) افكندی  برای آن ملازمی ( به خدمت گماشته ای ) ، حتما می سوزانيم آن را ، سپس حتما ميپاشيم آن را در دريا پراكندنی

  98. جز اين نيست كه خدای شما خداوند كسيست كه نيست خدايی جز او ، وسعت يافت ( توسعه يافت ، فرا گرفت ) هر ( تمام ) چيزی را علمی ( دانشی )

  99. آنچنان تعريف ميكنيم برای تو از اخبار ، آنچه كه پيشی گرفته ( سپری شده ) است و داده ايم ( آورده ايم ) تو را از نزدمان يادی

  100. كسی كه اعراض ( امتناع ) كرد از آن ، پس بدرستی او حمل ( بار ) ميكند روز قيامت باری ( سنگينی را )

  101. جاودانانند در آن و بد است برای ايشان روز قيامت باری ( محموله ای ) را

  102. روزی كه دميده ميشود در صور و جمع ميكنيم مجرمان را در چنين روزگاری كبود چشمی ( كوری )

  103. آهسته می گويند مابينشان كه درنگ [نه] كرديد مگر دهی ( ده شبانه روزی ) را

  104. ماييم داناتر به آنچه كه ميگويند زمانی كه ميگويد همانندشان ( بهترينشان ) طريقتی ( روش و راهی ) كه درنگ [نه] كرديد مگر روزی را

  105. و ميپرسند تو را از كوهها ، پس بگو می پراكند آن را سرورم پاشيدنی

  106. پس رها ميكند آن را زمينی همواری

  107. نمی بينی در آن كجی ( انحرافی ، پستی ) و نه بلندی را

  108. در چنين روزگاری دنبال ميكنند صدا كننده را [كه] نيست انحرافی ( كجی ) برايش و خضوع كند صداها برای رحمان ( خداوند مهربان ) ، پس نمی شنوی مگر آهسته ای ( زمزمه ای ) را

  109. در چنين روزگاری نفع نمی كند شفاعت ( پا درميانی ) مگر آن كس را كه اذن داد برايش رحمان ( خداوند مهربان ) و راضی شود برای او سخنی را

  110. ميداند آنچه را كه پيش رويشان است و آنچه كه پشت سر ايشان است و احاطه نميكنند به او علمی ( دانشی ) را

  111. و آشكار شود صورتها برای زنده پابرجا و بدبخت شده است كسی كه حمل ( بار) كرد ظلمی را

  112. و آن كس كه عمل ميكند از صالحات و [در حاليكه] اوست مومنی ، پس نميترسد ظلمی را و نه شرمساری را

  113. و آنچنان نازل كرديم آن را قرآنی عربی و توصيف ( توضيح و تشريح ) كرديم در آن از وعده داده شده برای اينكه باشد كه ايشان تقوی ( پرهيزگاری ) كنند يا بازگو كند برای ايشان يادآوری را

  114. پس متعاليست خداوند پادشاه حقيقی و عجله نكن ( سبقت نگير ) به قرآن از قبل اينكه مقتضی شود ( تمام شود ) به جانبت وحی آن و بگو سرور ، زياد كن مرا علمی ( دانشی ) را

  115. و بدرستی عهد كرده ايم به جانب آدم از قبل ، پس فراموش كرد و نيافتيم برای او عزمی ( اراده ای ، پابرجايی ) را

  116. و زمانی كه گفتيم برای ملائكه [كه] سجده كنيد برای آدم ، پس سجده كردند مگر ابليس كه ابا ( خودداری ) كرد

  117. پس گفتيم ای آدم ، بدرستی اين دشمنی برای تو است و [همچنين] برای زوجت ، پس خارج نكند شما دو نفر را از باغ ( بهشت ) ، سپس شقی ( بد بخت ، رو سياه ، معذب ) ميشويد

  118. بدرستی برای تو است كه نه گرسنه شوی  در آن و نه عريان شوی در آن [بهشت]

  119. و بدرستی  تو نه تشنه ميشوی در آن و نه آفتاب زده شوی

  120. پس وسوسه كرد به جانبش شيطان ، گفت ای آدم آيا دلالت كنم تو را برای درخت جاودانگی و فرمانروايی كه زايل نميشود ( زوال نيابد )

  121. پس خوردند آن دو از آن ، پس شروع شد برای آن دو زشتی ( بدی ، صفت بد ، سو رفتار ) های آن دو نفر و آغاز كردند آن دو [كه] می چسباندند آن دو برای خودشان آن دو از برگ باغ ( بهشت ) و عصيان كرد آدم سرورش را پس فريب خورد ( گمراه شد )

  122. سپس برگزيد او را سرورش ، پس بخشيد ( توبه پذيرفت ) برای او و هدايت كرد

  123. گفت فرود آييد شما دو نفر از آن به جملگی ، بعضی از شما برای بعضی دشمنی است ، پس اما حتما می آيد شما را از من هدايتی ، پس آن كس كه تبعيت كرد هدايتم را ، پس گمراه نمی شود و شقی ( بد بخت ) نميشود

  124. و آن كس كه اعراض كند از يادم ، پس بدرستی برای اوست زندگانی با مضيقه ای ( محروميت و ناتوانی ) و جمع ميكنيم او را روز قيامت كور ( نابينا )

  125. گويد سرورم ، چرا برانگيختی مرا كور و [در حاليكه] بوده ام بينايی

  126. گفت آنچنان است ، داده شد ( آمد ) تو را  آياتمان ، پس فراموش كردی آن را و آنچنان امروز فراموش ميشوی

  127. و آنچنان جزا ميدهيم آن كس را كه اسراف ( زياده روی ) كرد و ايمان نياورده است به آيات سرورش و حتما عذاب آخرت شديدتر و پايدارتر است

  128. آيا پس راهنمايی نشد برای ايشان كه چه بسيار نابود كرديم  قبل از ايشان از تمدنها كه ميروند در خانه هايشان ، بدرستی در آن حتما نشانه هايی برای دارندگان انديشه است

  129. و اگر نبود كلمه ای كه پيشی گرفت از سرورت ، حتما لازم شده ای بود و [ليكن] اجلی ( موعدی ) مشخصی ( معلومی )

  130. پس صبر كن برای آنچه كه ميگويند و تسبيح كن به ستايش سرورت قبل از طلوع خورشيد ( نماز صبح )  و قبل از غروب آن ( نماز عصر )  و از هنگامهای  شب ( نماز مغرب و عشا و شب ) ، پس تسبيح كن و اطراف روز ( نماز ظهر ) ، باشد برای تو كه راضی شوی

  131. و نه گستران ( نه دوز ) چشمانت را به جانب آنچه كه متمتع كرديم به آن زوجهايی را از ايشان ، خوش ( نوش ، كيف ) زندگانی دنياست برای اينكه امتحان كنيم ايشان را در آن و رزق ( روزی ) سرورت بهتر و پايدارتر است

  132. و فرمان ده اهلت ( خانواده ، اطرافيان خويش ) را به نماز و شكيبايی كن برای آن ، نمی خواهيم تو را روزی ( رزقی ) ، ماييم كه رزق ميدهيم تو را و عاقبت ( سرنوشت ، آينده ) برای تقواست ( پرهيزگاری و متقی است )

  133. و گفتند چرا نمی آورد ما را به آيتی ( معجزه ای ) از [جانب] سرورش ، آيا نيامد ايشان را بينات ( دلايل آشكار ) آنچه كه در صحف ابتدايی ( بدوی ، اولی ) بود

  134. و اگر ما نابود ميكرديم ايشان را به عذابی از قبل آن ، حتما ميگفتند سرور ما چرا ارسال نكردی به سوی ما فرستاده ای را ، پس پيروی ميكرديم آيات تو را  قبل از اينكه ذليل ( خوار ) و رسوا ( شرمسار ) شويم

  135. بگو همگی چشم به راهی [هستند] ، پس چشم به راه باشيد ، پس به زودی ميدانيد كيست اصحاب راه ( سيرت و سلوك ) درست و كيست هدايت يافته تر