Home   |  تماس با ما و ارسال مطالب |  پروژه‌ها  | نرم‌افزارهاي مورد نياز |

home

 

30-07-2013

 

 

سوره انبياء ، مكی 112 آيه

 

به نام خداوندِ رحم كنندهِ ( بخشنده ، گذشت كننده )  مهربان ( با شفقت ، با عاطفه )

  1. نزديك شد برای انسيان ( مردم ) [زمان] حسابشان و ايشانند در غفلتی اعراض كنندگان

  2. نمی آيد ايشان را از ذكری از [جانب] سرورشان بازگو شده ای ( تازه گفته شده ای ) مگر [اينكه] گوش فرا دادند آن را و [در حاليكه] ايشان بازی گوشی ميكنند

  3. حتما سرگرمی ( مشغولی ) [است] قلبهايشان و پنهانی گفتند نجوی ( درگوشی ) را كسانی كه ظلم كردند ، آيا اين [شخص] جز بشری همانندتان [است] ، آيا پس می رويد جادو را و [در حاليكه] شما مينگريد

  4. گفت سرورم [كه] ميداند سخن را در آسمان و زمين و اوست شنوای دانا

  5. بلكه گفتند خوابهايی درهم و برهم ( شوريده ای ) [است] ، بلكه افترا بست آن را ، بلكه اوست شاعری ، پس ميبايست بياورد ما را به نشانه ای ( معجزه ای ) ، همچنانكه فرستاده شد اوليان ( گذشتگان ) را

  6. ايمان نياورد قبل ايشان از قريه ای [كه] نابود كرديم آن را ، آيا پس ايشان ايمان می آورند

  7. و ارسال نكرديم قبل تو مگر مردانی را كه وحی ميكرديم به سويشان ، پس به پرسيد اهل ذكر را اگر شما نميدانيد

  8. و قرار نداديم ايشان را جسمی [متفاوت و مخصوصی كه] نخورند خوراك را و نبوده‌اند جاودانان

  9. سپس راست ( درست ) كرديم ايشان را وعده ، پس نجات داديم ايشان را و كسی را كه خواستيم و نابود كرديم زياده روان را

  10. حتما نازل كرده‌ايم به سويتان كتابی را [كه] در آن ذكر ( يادآوري ) شماست ، آيا پس عقل نميكنيد

  11. و چه بسيار درهم شكستيم از قريه ای [كه] بود ظالمی و انتشار داديم ( پديد آورديم ) بعد آن قومی ديگران را

  12. پس زمانی كه احساس كردند عذاب ما را ، آنگاه ايشان از آن می دويدند ( می گريختند )

  13. نگريزيد و برگرديد به سوی آنچه كه خوشگذرانی كرديد در آن و مسكنهايتان ، باشد برای شما كه پرسيده شويد

  14. گفتند وای بر ما ، ما بوديم ظالمان

  15. پس زايل ( تمام ، سپری ) نشد اين خواندنشان ( گفتارشان ، دعوی و مجادله ايشان ) تا [اينكه] قرار داديم ايشان را درو شده ای ساكت ( آرام ، بی سر و صدا ) شدگان

  16. و خلق نكرديم آسمان و زمين و آنچه را كه مابين آن دو است بازی گوشانه

  17. اگر اراده ميكرديم كه اتخاذ كنيم سرگرمی را ، حتما اتخاذ ميكرديم آن را از نزدمان كه ماييم كنندگان ( توانايان )

  18. بلكه فرو می افكنيم به حق بر باطل ، پس نابود ( زايل ) كند آن را ، پس آنگاه آنست نيست شده ای و برای شما وای از آنچه كه وصف ميكنيد ( می ستاييد )

  19. و برای اوست كسی كه در آسمانها و زمين است ، و كسی كه نزد اوست خود بزرگی نميكنند از عبادت ( بندگی ) او و نه حسرت ميخورند ( اندوهگين و پشيمان نميشوند ، خسته و ملول نميشوند )

  20. تسبيح ميكنند شب و روز [و] سستی ( غفلت ) نميكنند

  21. آيا اتخاذ كردند خدايانی را از زمين [كه] ايشان منتشر ميكنند ( پديدار و خلق ميكنند )

  22. اگر بود در آن دو ، خدايانی جز خداوند ، حتما فاسد ( تباه ) ميشد آن دو ، پس پاك است خداوند سرور عرش از آنچه كه وصف ميكنند

  23. پرسيده نميشود از آنچه كه عمل ميكند و ايشان پرسيده ميشوند

  24. آيا اتخاذ كردند از غير او خدايانی را ، بگو بياوريد برهانتان ( دلايلتان ) را ، اين ذكر كسيست كه همراه من [است] و ذكر كسی كه قبلم [بوده است] ، بلكه اكثرشان نميدانند حقيقت را ، پس ايشانند اعراض كنندگان

  25. و ارسال نكرديم از قبل تو از فرستاده ای  جز اينكه وحی ميكرديم به سويش [كه] بدرستی نيست خدايی جز من ، پس عبادت كنيد ( بندگی كنيد ) مرا

  26. و گفتند اتخاذ كرد رحمان ( خداوند مهربان ) فرزندی ( مولودی ) را ، پاك است او ، بلكه بندگانی ارجمند شدگان ( گرامی و مورد احترام ، عزيز شدگان ) [هستند]

  27. پيشی نميگيرند او را به سخن ( گفتار ) و ايشانند به فرمانش عمل كنندگان

  28. ميداند آنچه را كه پيش رويشان است و آنچه را كه پشت سرشان است و شفاعت نميكنند مگر برای كسی كه راضی باشد و ايشانند از ترسش هراسناكان

  29. و آن كس كه بگويد از ايشان ، بدرستی من خدايی از غير اويم ، پس او را جزا ميدهيمش [به] جهنم ، آنچنان جزا ميدهيم ظالمان را

  30. آيا  نديده است كسانی كه كفران كردند [كه] بدرستی آسمانها و زمين هر دو بودند بسته ای ( به هم پيوسته و دوخته ای ) پس از هم گشوديم ( جدا ساختيم ) آن دو را و قرار داديم از آب هر ( تمام ) چيزی را زنده ای ، آيا پس ايمان نمی آورند

  31. و قرار داديم در زمين كوههايی ( سلسله جبالی ، لنگرهايی ) را كه [مبادا] مايل شود به ايشان و قرار داديم در آن گشوده شده هايی راههايی را ، باشد برای ايشان [كه] هدايت شوند

  32. و قرار داديم آسمان را سقفی محفوظی و ايشانند از نشانه هايی او اعراض كنندگان

  33. و اوست كسی كه خلق كرد شب و روز را و خورشيد و ماه را ، هر ( تمامی ) در چرخی ( مداری ) شنا ميكنند ( ميچرخند ، شناورند )

  34. و قرار نداديم برای بشری ( موجود دو پايی ) از قبل تو جاودانگی را ، آيا پس اگر فوت كردی پس ايشان جاودانانند

  35. هر ( تمام ) نفسی چشنده مرگ است و مبتلا ( امتحان ) ميكنيم شما را به شر و خير ، فتنه ای ( مايه امتحانی ) و به سوی ما باز گردانده ميشويد

  36. و زمانی كه به بينند تو را كسانی كه كفران كردند ، اتخاذ [نه] ميكنند تو را جز تمسخری ، [ميگويند] آيا اين كسی [است] كه ياد ميكند خدايانتان را و [در حاليكه] ايشان به ذكر رحمان ( خداوند مهربان ) ، ايشانند كافران

  37. خلق شد انسان از عجله ای ( بی صبری و حوصلگی ، شتابی ، آب نطفه جهنده ای ) ، به زودی نشان ميدهم شما را نشانه هايم  ، پس عجله نخواهيد مرا

  38. و ميگويند كی باشد اين وعده ، اگر شماييد راستگويان

  39. اگر ميدانست كسانی كه كفران كردند زمانی را كه كفايت نمی كنند از صورتهايشان آتش و نه از پشتهايشان و نه ايشانند ياری شدگان

  40. بلكه می آيد ايشان را غافل گيرانه ای ، پس مبهوت ميكند ايشان را ، پس استطاعت ندارند ردش را و نه ايشانند مهلت يافتگان ( چشم به راهان )

  41. و حتما تمسخر شده است به رسولانی از قبل تو ، پس روی داد به كسانی كه تمسخر كردند از ايشان آنچه را كه به آن تمسخر ميكردند

  42. بگو كيست كه نگه ميدارد شما را به شب و روز از رحمان ، بلكه ايشانند از ذكر سرورشان اعراض كنندگان

  43. يا برايشان خدايانی [است كه] منع ميكند ايشان را از غير ما ، استطاعت ندارند ياری خودشان را و نه ايشان از ما مصاحبت ( همراهی ، همياری ) شوند

  44. بلكه متمتع كرديم اينان را و پدرانشان را ، تا اينكه طولانی شد برايشان عمر ، آيا پس نميبينند [كه] ما می آيم زمين را [و] نقص ( كم ) ميكنيم از اطرافش ، آيا پس ايشانند غالب شدگان ( پيروز شدگان )

  45. بگو جز اين نيست [كه] هشدار ميدهم شما را به وحی و نميشنود كران خواندن را زمانی كه آنچه كه هشدار داده ميشوند

  46. و اگر لمس كند ايشان را بادی ( تلنگری ، شمه ای ) از عذاب سرورت ، حتما ميگويند ای وای ما را ، ما بوديم ظالمان

  47. و وضع ميكنيم  ( می نهيم ) ترازوهای عدل را برای روز قيامت ، پس ظلم كرده نميشود شخصی چيزی را و اگر چه باشد سنگينی ( جرم ) دانه ای از خردلی ( گياهی ) بياوريم به آن و كافی است به ما حساب كنندگان

  48. و حتما داده ايم موسی و هارون را فرقان ( جدا كننده ، شكافنده حق از باطل ) و سپيدی ( درخشندگی ) و ذكری برای متقيان ( خدا ترسان ) [است]

  49. كسانی كه ميترسند سرورشان را به خفا و ايشانند از ساعت هراسناكان

  50. و اين ذكری مباركی ( خجسته ای است كه ) نازل كرديم آن را ، آيا پس شماييد برايش انكار كنندگان

  51. و حتما داده ايم ابراهيم را ارشادش ( هدايتش ) از قبل و بوده ايم به آن دانايان

  52. زمانی كه گفت برای پدرش و قومش ، چيست اين مجسمه ها ، آنكه شماييد برايش معتكفان ( ملازمان ، گوش به فرمانها ، خدمتگزاران )

  53. گفتند يافتيم پدرانمان را برايش بندگان ( عبادت كنندگان )

  54. گفت حتما بوده ايد شمايان و پدرانتان در گمراهی آشكاری

  55. گفتند آيا آمدی ما را به حقيقت يا تو هستی از بازی ( شوخی ) كنندگان

  56. گفت بلكه سرور شماست ، سرور آسمانها و زمين كسی كه پديدار كرد آنها را و من برای شما از شاهدان [هستم]

  57. و سوگند خداوند را [كه] حتما تدبيری كنم ساخته هايتان ( بتهايتان ) را بعد اينكه رو برگردانديد ( برگشتيد ) پشت كنندگان

  58. پس قرار داد ايشان را پاره پاره ای ( تكه تكه ای ) جز بزرگی [از] برايشان ، باشد برايشان [كه] به سويش مراجعه كنند

  59. گفتند چه كسی انجام داد اين را به خدايانمان ، بدرستی او حتما از ظالمان [است]

  60. گفتند شنيديم جوانی را [كه] ياد ميكرد ايشان را ، گفته ميشد ( ناميده ميشد ) برايش ابراهيم

  61. گفتند پس بياوريد به او برای [جلوی]‍ ديدگان انسيان ( مردم ) باشد برايشان [كه] شاهد ( ناظر ) باشند

  62. گفتند آيا تو انجام دادی اين را به خدايانمان ای ابراهيم

  63. گفت بلكه انجام داد آن را بزرگشان اين [عمل يا اين بت] ، پس سوال كنيد ايشان را اگر سخن می گفتند

  64. پس مراجعت كردند به سوی خويشتن [وجدانشان] ، پس گفتند بدرستی شما ، شماييد ظالمان

  65. سپس سر به زير شدند بر سرهايشان ، [گفتند] حتما دانسته ای [كه توان] نيست اينان را [كه] سخن گويند

  66. گفت آيا پس عبادت ( بندگی ) ميكنيد از غير خداوند آنچه را كه نفع نميكند شما را چيزی و نه ضرر ميكند شما را

  67. اف برايتان و برای آنچه كه عبادت ( بندگی ) ميكنيد از غير خداوند ، آيا پس عقل نميكنيد

  68. گفتند بسوزانيد او را و ياری كنيد خدايانتان را اگر شماييد كنندگان

  69. گفتيم ای آتش باش خنكی ( خوش و نوشی ) و سلامتی برای ابراهيم

  70. و اراده كردند به او ترفندی را ، پس قرار داديم ايشان را زيانكارترين

  71. و نجات داديم او و لوط را به سوی زمين ، آنكه بركت داديم در آن برای عالميان

  72. و بخشيديم برايش اسحاق و يعقوب را غنيمت ( عطايا ، زيادتی ، فزونی ) و همگی را قرار داديم صالحان

  73. و قرار داديم ايشان را امامانی ( پيشوايانی ، جلودارانی ) [كه] هدايت ميكردند به فرمان ما و وحی كرديم به سويشان عمل خيرات ( خوبی ها ) را و به پا داری نماز و دادن زكات را و بودند برای ما بندگان ( عبادت كنندگان )

  74. و لوط ، داديم او را حكمی و علمی و نجات داديم او را از قريه ، آنكه انجام ميداد خباثتها ( پليدی ها و كثافت كاری ها ) را ، بدرستی ايشان بودند قومی بدی ، فسق ( نافرمانی ) كنندگان

  75. و داخل كرديم او را در رحمتمان ، بدرستی او از صالحان بود

  76. و نوح ، زمانی كه ندا كرد از قبل ، پس اجابت كرديم برايش ، پس نجات داديم او را و اهلش را از اندوه بزرگ

  77. و ياری كرديم او را از قوم كسانی كه تكذيب كردند به آياتمان ، بدرستی ايشان بودند قومی بدی ، پس غرق كرديم ايشان را جملگی

  78. و داود و سليمان را ، زمانی كه داوری ميكردند آن دو در مزرعه ( كشتزار ، در مورد كاشته شده ) زمانی كه چريد ( آزادانه و بدون چوپان چريد ) در آن گوسفندان [معدود] قوم و ما بوديم برای رای ( قضاوت ) ايشان شاهدان

  79. پس فهمانديم آن را [به] سليمان و كلا ( همگی ) را داديم حكمی ( تسلطی ) و علمی و رام كرديم همراه داود كوهها را ، تسبيح ميكردند و [همچنين] پرنده و ما بوديم انجام دهندگان

  80. و ياد داديم او را ساخت و ساز لباسی را برای شما ، برای اينكه مصون ( نگهداری ) كند  شما را از جنگ آوريتان ( حمله و هجومتان ، منظور زره جنگی ) ، پس آيا شماييد شكر گزاران

  81. و برای سليمان باد را ، توفنده ای ( وزنده ای ) [كه] جريان داشت به فرمان او به سوی زمين ، آنكه بركت داديم در آن و بوديم به هر ( تمام ) چيزی دانايان

  82. و از شياطين كسی كه فرو ميرفتند ( زير آبی ميرفتند ) برايش و انجام ميدادند عملی غير آن را و بوديم برايشان حفاظت كنندگان

  83. و ايوب زمانی كه ندا داد سرورش را ، بدرستی  لمس كرد مرا ضرر ( رنج ) و تو هستی مهربانترين مهربانان

  84. پس اجابت كرديم برايش ، پس برطرف كرديم ( گشوديم ) آنچه را كه به آن از ضرری ( رنجی ) [رسيده بود]  و داديم او را اهلش و همانند ايشان همراهشان ، رحمتی از نزدمان و ذكری برای بندگان ( عبادت كنندگان )

  85. و اسماعيل و ادريس و ذا الكفل را ، همگی از صبوران [بودند]

  86. و داخل كرديم ايشان را در رحمتمان ، بدرستی ايشانند از صالحان

  87. و دارای ماهی ( يونس رسول الله ) زمانی كه رفت غضبناك شده ای ، پس گمان كرد كه هرگز قادر نيستيم برايش ، پس ندا كرد در تاريكی ها ، كه نيست خدايی جز تو ، پاكی تو ، بدرستی من بودم از ظالمان

  88. پس اجابت كرديم برايش و نجات داديم او را از غم ( اندوه ) و آنچنان نجات ميدهيم مومنان را

  89. و زكريا ، زمانی كه ندا كرد سرورش را ، سرورم رها نكن مرا تنهايی و تو هستی بهترين ارث برندگان

  90. پس اجابت كرديم برايش و بخشيديم برايش يحيی را و صالح ( شايسته و اصلاح ) كرديم برايش زوجش را ، بدرستی ايشان شتاب می كردند در خيرات و ميخواندند ما را راغبانه ای و هراسناكانه ای و بودند برای ما فروتنان ( سر به زيران ، ترسندگان )

  91. و آنكه نيكو ( با عفت ، پاك ) كرد فرجش را ( رحمش را ) پس دميديم در آن از روح مان و قرار داديم او و پسرش را نشانه ای ( معجزه ای ) برای عالميان

  92. بدرستی اين امت ( آيين و سنت ) شماست ، امتی ( دين و سلوكی ) تكی و من سرور شما [هستم] ، پس بندگی كنيد ( بپرستيد ) مرا

  93. و بريدند ( قطع كردند ، قطعه قطعه كردند ) كارشان را مابينشان ، همگی به سوی ما مراجعت كنندگان [هستند]

  94. پس كسی كه عمل ميكند از صالحات و [در حاليكه] اوست مومنی ، پس نيست ناسپاسی برای سعيش ( تلاش و كوشش او ) و ما برايش نويسندگانيم

  95. و حرامی ( ممنوعی ) برای قريه ای [كه] نابود كرديم آن را ، بدرستی ايشان بر نمی گردند

  96. تا زمانی كه گشوده شود ياجوج و ماجوج و ايشان از هر پشته ای ( بلندی ، تپه ای ) به سرعت جاری ميشوند ( مثل سيل جاری ميشوند )

  97. و نزديك شود وعده حق ، پس آنگاه آن مشخصی ( خيره ای ) ديدگان كسانی كه كفران كردند ، ای وای ما را بوده ايم ما در غفلتی از اين ، بلكه ما بوديم ظالمان

  98. بدرستی شما و آنچه كه ميپرستيد ( بندگی ميكنيد ) از غير خداوند ، هيزم جهنم [هستيد] ، شما برای آن وارد شدگان [هستيد]

  99. اگر بود اينان را خدايانی ، وارد نميشدند آن را و [در حاليكه] همگی در آن جاودانان [هستند]

  100. برايشان در آن شهيقی ( شيهه و فريادی ) [است] و ايشان در آن نميشنوند

  101. بدرستی كسانی كه پيشی گرفت برايشان از ما نيكی ، ايشان از آن دور شدگان ( فراری داده شدگان ، نجات داده شدگان ) [هستند]

  102. نميشنوند زمزمه آن را و ايشان در آنچه كه اشتها ( هوس ) كند جانهايشان ( خودشان ) جاودانان [هستند]

  103. اندوهگينشان نميكند وحشت بزرگ و افكنده ميشود ايشان را ملائكه ، اين [است] روزتان ، آنكه وعده داده ميشديد

  104. روزی كه می‌پيچيم آسمان را همچون پيچيدن شناسه ( كاغذ ، مدرك ، طومار ، جلد ) برای نامه‌ها ( نوشته‌ها ) ، آنچنانكه آغاز كرديم اولين خلقتی را ، برمی گردانيم آن را ، وعده‌ای است برايمان ، ما ، ماييم انجام دهندگان

  105. و حتما نوشته ايم در زبور ( كتاب احكام داود رسول الله ) از بعد ذكر ( يادآوری ، كتاب تورات ) ، كه بدرستی زمين را ارث ميبرد آن را بندگانم صالحان  [باب 37 آيه 29 سرودهای داود يا سزامير]

  106. بدرستی در اين حتما ابلاغی ( به نهايت رسيدنی ) برای قومی [است كه] عابدان ( بندگی و پرستش كنندگان ) [هستند]

  107. و ارسال نكرديم تو را جز رحمتی برای عالميان

  108. بگو جز اين نيست كه وحی ميشود به سويم كه جز اين نيست كه خدای شماست خدايی تكی ، پس آيا شماييد مسلمانان ( تسليم شدگان )

  109. پس اگر رو برگرداندند ، پس بگو اعلام كردم شما را بر يكسانی ( برابری ) و اينكه [نه] دانم آيا نزديكی است يا دوری است آنچه را كه وعده ميشويد  [مراجعه شود به موعد و نشانه های قيامت]

  110. بدرستی او ميداند پنهانی از سخن و ميداند آنچه را كه كتمان ميكنيد ( قايم ميكنيد )

  111. و اينكه [نه] دانم شايد باشد آن فتنه ای ( مايه امتحانی ) برای شما و متاعی تا زمانی

  112. گفت سرورم ، حكم كن به حق و سرور ما رحمان ياری خواسته شده است [از جانب ما] برای آنچه كه وصف ميكنيد