Home   |  تماس با ما و ارسال مطالب |  پروژه‌ها  | نرم‌افزارهاي مورد نياز |

home

 

30-07-2013

 

 

سوره مومنون ، مكی 118 آيه

 

به نام خداوندِ رحم كنندهِ ( بخشنده ، گذشت كننده )  مهربان ( با شفقت ، با عاطفه )

  1. [بدرستی] رستگار شده است مومنان ( ايمان آورندگان )

  2. كسانی كه ايشانند در نمازشان فروتنان ( ترسندگان ، سر به زيران ، فرو افتادگان )

  3. و كسانی كه ايشانند از باطل ( ملغی و لغو شده ، سخن بيهوده ) اعراض كنندگان ( خودداری كنندگان )

  4. و كسانی كه ايشانند برای زكات عمل كنندگان 

  5. و كسانی كه ايشانند برای فرجهايشان ( اندام تناسلی شان ، اعضاء جنسی شان ) مراقبان ( مواظب كنندگان )

  6. جز برای زوجهايشان يا آنچه كه مالك ( صاحب ) شد دستانشان ، پس بدرستی ايشان غير ملامت شدگان [هستند]

  7. پس كسی كه جويد ( كسب كند )  بيش ( خارج ) از اين را ، پس آنها ، ايشانند تعدی ( تجاوز ، عدوان ) كنندگان

  8. و كسانی كه ايشان برای امانتهايشان و عهدشان رعايت كنندگان [هستند]

  9. و كسانی كه ايشان برای نمازهايشان محافظان [هستند]

  10. آنها ، ايشانند ارث برندگان

  11. كسانی كه ارث ميبرند فردوس ( بهشت ) را ، ايشانند در آن جاودانان

  12. و حتما خلق كرده ايم انسان را از سلاله ای ( چكيده ای ، سلسله تبار و خاندانی ، سرشته ای ) از گلی

  13. سپس قرار داديم او را نطفه ای در قراری ( محل استقراری ، رحم مادری ) استواری ( پايداری )

  14. سپس خلق كرديم نطفه معلقی ( خونی ، خون بسته ای ) را ، سپس خلق كرديم علق را تكه گوشتی ، سپس خلق كرديم پاره گوشت را استخوانهايی ، پس پوشانيديم استخوانها را گوشتی ، سپس نشر داديم ( پديد آورديم ) آن را خلقتی ديگر ، پس منزه است خداوند بهترين خالقان ( سازندگان ، درست كنندگان )

  15. سپس بدرستی شما بعد آن حتما مردگان [هستيد]

  16. سپس بدرستی شما روز قيامت مبعوث ميشويد

  17. و حتما خلق كرده ايم بالای شما هفت راهها را و نبوده ايم ما از خلقت غافلان

  18. و نازل كرديم از آسمان آبی را به اندازه ای ، پس ساكن كرديم آن را در زمين و ما برای بردن به آن حتما قادران [هستيم]

  19. پس رويانديم ( پديدار كرديم )  برای شما به آن باغهايی از نخلی و انگورهايی را ، برايتان در آن ميوه جاتی بسياری [است] و از آن ميخوريد

  20. و درختی [كه] خارج ميشود از كوه سينا ، ميرويد ( پرورده می شود ) به [با] روغن و خوراكی ( روغن زرد رنگی ) برای خورندگان ( زيتون و روغن زيتون )

  21. و بدرستی برای شما در چهار پايان حتما عبرتی [است كه]  می نوشانيم شما را از آنچه كه در شكمهای آن است و برای شما در آن منافع بسياری باشد و از آن ميخوريد

  22. و برايش و برای كشتی سوار ( بار و حمل ) ميشويد

  23. و حتما ارسال كرده ايم نوح را به سوی قومش ، پس گفت ای قوم عبادت ( بندگی ) كنيد خداوند را [كه] نيست برای شما از خدايی غير او ، آيا پس تقوی نميكنيد

  24. پس گفت بزرگان كسانی كه كفران كردند از قومش ، نيست اين جز بشری همانند شما ، ميخواهد كه برتر ( فضيلت ) جويد برايتان و اگر ميخواست خداوند حتما نازل ميكرد ملائكه ای را ، نشنيده ايم به اين در پدرانمان اولی ها ( گذشتگان )

  25. كه او [نيست] جز مردی كه به او جنونی [است] ، پس انتظار كشيد به او تا زمانی

  26. گفت سرورم ، ياريم كن به آنچه كه تكذيب كردند مرا

  27. پس وحی كرديم به سويش كه بساز كشتی را به ديدگانمان و وحی مان ( دستور العمل ساخت ما ) ، پس آنگاه كه آيد فرمانمان و فوران كند تنور ، پس به پوی در آن از هر ( تمامی ) دو زوج دو تا و اهلت ( خانواده ات ) را جز كسی كه سبقت گرفت برايش سخن از ايشان و خطاب نكن ( سخن مگوی ) مرا در [مورد] كسانی كه ظلم كردند ، بدرستی ايشان غرق شدگان [هستند]

  28. پس زمانی كه مستولی شدی ، تو و كسی كه همراه تو است بر كشتی ، پس بگو ستايش برای خداوند كسی كه نجات داد ما را از قوم ظالمان

  29. و بگو سرورم ، پايين آور مرا فرودگاهی مباركی و تو هستی بهترين پايين آورندگان

  30. بدرستی در آن حتما نشانه هايی و اينكه بوده ايم مبتلا كنندگان ( امتحان كنندگان )

  31. سپس انتشار داديم ( پديدار كرديم ، پرورش داديم ) از بعد ايشان قرنی ( تمدنی ) ديگران را

  32. پس ارسال كرديم در ايشان فرستاده ای را از ايشان ( خودشان ) كه بندگی ( پرستش ) كنيد خداوند را ، نيست برايتان از خدايی غير او ، آيا پس تقوی نمی كنيد

  33. و گفت بزرگان از قومش ، كسانی كه كفران كردند و تكذيب كردند به ديدار آخرت و مرفه كرده بوديم ايشان را در زندگانی دنيا [كه] نيست اين جز بشری همانندتان ، ميخورد از آنچه كه ميخوريد از آن و مينوشد از آنچه كه مينوشيد

  34. و اگر اطاعت كرديد بشری همانندتان را ، بدرستی شما آنگاه حتما خسران كنندگان [هستيد]

  35. آيا وعده ميدهد شما را ، بدرستی شما زمانی كه مرديد و بوديد خاكی و استخوانهايی بدرستی شما خارج شدگانيد

  36. دور است ، غير ممكن است برای آنچه كه وعده داده ميشويد

  37. بدرستی آن [نيست] جز زندگانی ما دنيا ، ميميريم و زنده ميشويم و نيستيم ما به مبعوث شدگان

  38. بدرستی او [نيست] جز مردی [كه] افترا  بست برای خداوند كذبی را و نيستيم ما برايش به ايمان ( باور ) آورندگان

  39. گفت سرورم ، ياريم كن به آنچه كه تكذيب كردند مرا

  40. [خداوند] گفت [پس] از زمان اندكی حتما صبح ميكنند ندامت كنندگان

  41. پس گرفت ايشان را بانگی به حقيقت ، پس قرار داديم ايشان را آشغالی ( نخاله ای ) ، پس دوری ( فاصله ای ) برای قوم ظالمان

  42. سپس انتشار داديم ( پديدار كرديم ) از بعد ايشان قرنهايی ( تمدنهايی ) ديگرانی را

  43. پيشی نميگيرد از امتی اجلش ( موعدش )  و به تاخير افكنده نميشود

  44. سپس ارسال كرديم رسولانمان را ترتيبی همگی ، نيامد امتی را رسولش [مگر اينكه] تكذيب كردند او را ، پس تابع ( پيرو ) كرديم بعض ايشان را بعضی و قرار داديم ايشان را خبرها ( حكايات ) ، پس دوری برای قومی كه ايمان نمی آورند

  45. سپس ارسال كرديم موسی و برادرش هارون را به آياتمان و دليلی آشكاری

  46. به سوی فرعون و درباريانش ، پس خود بزرگی كردند و بودند قومی بلند مرتبه ( برتری خواهان )

  47. پس گفتند آيا ايمان آوريم برای دو بشر ( موجود دو پا ) همانندمان و [در حاليكه] قوم آن دو برای ما بندگانند ( پرستش كنندگان ) [هستند]

  48. پس تكذيب كردند آن دو را ، پس شدند از هلاك شدگان

  49. و حتما داده ايم موسی را كتاب ، باشد برای ايشان كه هدايت شوند

  50. و قرار داديم پسر مريم و مادرش را نشانه ای ( معجزه ای ) و ماوا ( سكنی ) داديم آن دو را به سوی زمينی مرتفعی دارای آرامشی و [آب ، رود خانه] جاری شده ای

  51. ای رسولان ، بخوريد از پاكی ها و عمل كنيد صالحی را ، بدرستی من به آنچه كه عمل ميكنيد دانايی [هستم]

  52. و بدرستی اين امت ( آيين ، دين ) شماست ، امتی ( دين ، آيين ) واحدی ( يكی ) و من سرور شما [هستم] ، پس تقوی كنيد مرا

  53. پس قطع كردند ( بريدند ، پاره پاره كردند ) كارشان را مابينشان  نوشته هايی ( احكام و دستوراتی ) را هر حزب به آنچه كه نزد ايشان بود شادمانان [بودند]

  54. پس رها كن ايشان را در فرو رفتگی شان ( ژرفايشان ) تا زمانی

  55. آيا حساب  ميكنند بدرستی آنچه را كه مدد ( ياری ) ميكنيم ايشان را به آن از مالی و پسران

  56. شتاب ميكنيم برايشان در خيرات ، بلكه درنمی يابند

  57. بدرستی كسانی كه ايشان از ترس سرورشان هرسناكانند

  58. و كسانی كه ايشان به آيات سرورشان ايمان دارند

  59. و كسانی كه ايشان به سرورشان مشرك نميشوند

  60. و كسانی كه ميدهند آنچه را كه دادند ( داده شدند ) و قلبهايشان هراسانی [است] ، بدرستی ايشان به سوی سرورشان مراجعت كنندگان [هستند]

  61. آنان سرعت ميگيرند در خيرات و ايشانند برايش پيشی گيرندگان

  62. و مكلف نميكنيم شخصی را مگر وسعش ( توانايی و مقدوراتش ) و نزدمان كتابی [است كه] سخن ميگويد به حق و ايشان ظلم كرده نميشوند

  63. بلكه قلبهايشان در ژرفايی از اين [است] و برايشان اعمالی از غير آن [است] ، ايشانند برايش انجام دهندگان

  64. تا زمانی [كه] بگيريم خوشگذرانانشان را به عذاب ، آنگاه  ايشان فرياد ( ناله و شيون ) ميكنند

  65. فرياد نكنيد امروز ، بدرستی شما از ما ياری نميشويد

  66. بوده است آياتم [كه] تلاوت ميشد برايتان ، پس بوديد بر پشتهايتان ( اسلاف و گذشتگانتان ) ، پس ميرفتيد

  67. خودخواهان به آن ، داستان گويی زشت ( بيهوده ) گويی ميكرديد

  68. آيا پس تدبير نكرده اند سخن را يا آمد ايشان را آنچه را كه نيامد پدرانشان اوليان ( گذشتگان )

  69. يا نشناخته اند رسولشان را ، پس ايشان برايش ناشناسانند

  70. يا ميگويند به آن [كه] ديوانه ای [است] بلكه آمد ايشان را به حق و بيشتر ايشان برای حق كراهت دارندگان [هستند]

  71. و اگر تبعيت كند حق هواهايشان ( اميالشان ) را ، حتما فاسد ميشد آسمانها و زمين و كسی كه در آنهاست ، بلكه داديم ايشان را به ذكرشان ( پند و يادآوری شان ) ، پس ايشان از ذكرشان اعراض كنندگان [هستند]

  72. آيا ميخواهی ايشان را باجی ( مالياتی ، خراجی ، مخارجی ) ، پس هزينه سرورت بهتری [است] و اوست بهترين رزق دهندگان

  73. و بدرستی تو حتما ميخوانی ايشان را به سوی راهی مستقيمی ( پايداری )

  74. و بدرستی كسانی كه ايمان نمی آورند به آخرت از راه ، حتما منحرف ( بيرون و خارج ) شدگانند

  75. و اگر رحم كنيم ايشان را و بگشايم آنچه را كه به ايشان است از ضرری ، حتما لجاجت كنند در طغيانشان سرگشته شوند

  76. و حتما گرفته ايم ايشان را به عذاب ، پس ساكن ( آرام و بی حركت ) نشدند برای سرورشان و زاری ( ناله ) نكردند

  77. تا زمانی كه گشوديم برايشان دری  دارای عذابی شديدی را ، آنگاه ايشان در آن پوشيده شدگان [بودند]

  78. و اوست كسی كه پديدار كرد برای شما گوش و ديدگان و دلها را ، [جز] اندكی شكر نميكنيد

  79. و اوست كسی كه زياد كرد شما را در زمين و به سويش جمع آوری ميشويد

  80. و اوست كسی كه زنده ميكند و می ميراند و برای اوست اختلاف شب و روز ، آيا پس عقل نميكنيد

  81. بلكه گفتند همانند آنچه كه گفت اوليان ( قبلی ها ، گذشتگان )

  82. گفتند آيا زمانی كه مرديم و بوديم خاكی و استخوانهايی ، آيا ما حتما مبعوث شدگان [هستيم]

  83. حتما وعده داده شده ايم ما و پدرانمان اين را از قبل ، بدرستی اين [نيست] مگر داستانهای گذشتگان ( پيشينيان )

  84. بگو برای كيست زمين و كسی كه در آن است ، اگر شما ميدانيد

  85. به زودی ميگويند برای خداوند [است] ، بگو آيا پس متذكر نميشويد

  86. بگو كيست سرور آسمانهای هفت [گانه] و سرور عرش عظيم ( بزرگ )

  87. به زودی ميگويند برای خداوندست ، بگو آيا پس تقوی نميكنيد

  88. بگو كيست [كه] به دستش ملكوت ( اقتدار ، بزرگی ) هر ( تمام ) چيزی [است] و اوست كه زور ميگويد ( جبر ميكند ، اجير ميكند ، چيره ميشود ) و اجير ( مجبور ، جبر شده ) نمی شود برايش اگر ميدانستيد

  89. به زودی ميگويند برای خداوندست ، بگو پس كجا جادو ميشويد

  90. بلكه داديم ايشان را به حق ( واقعيت ) و بدرستی ايشان حتما دروغگويان [هستند]

  91. اتخاذ نكرد خداوند از فرزندی ( مولودی ) و نيست همراه او از خدايی ، آنگاه حتما ميرفت ( ميبرد ) هر ( تمام ) خدايی به [سوی] آنچه كه خلق كرد و حتما برتر ( بلند ) ميشد بعض ايشان بر بعضی ، پاك است خداوند از آنچه كه وصف ميكنيد

  92. دانای غيب و شهود [هويدا است] پس متعالی [است] از آنچه كه شرك ميورزند

  93. بگو سرورم ، اگر نشان دهی مرا آنچه را كه وعده داده ميشوند

  94. سرورم ، پس قرار نده مرا در قوم ظالمان

  95. و ما برای اينكه نشان دهيم تو را آنچه را كه وعده ميدهيم ايشان را حتما توانايان [هستيم]

  96. دفع كن به آنكه آن نيكوتر [است] بدی را ، ماييم داناتر به آنچه كه وصف ميكنند

  97. و بگو سرورم ، پناه ميبرم به تو از تحريكات ( وسوسه های ) شيطان

  98. و پناه ميبرم به تو سرورم ، [از] اينكه حاضر ( احضار ) شوند مرا

  99. تا گاهی كه آيد يكی از ايشان را مرگ ، گويد سرورم برگردان مرا

  100. باشد برايم كه عمل كنم صالحی را در آنچه كه ترك ( رها ) كردم ، هرگز بدرستی آن كلمه ای [است كه] او گوينده آن است و از پيش رويشان برزخی ( حايل و حد فاصلی ) به جانب روزی [كه] مبعوث ميشوند

  101. پس آنگاه كه دميده شود در صور ، پس نيست نسبتی مابينشان امروز و پرسيده ( جويا ) نميشوند

  102. پس كسی كه سنگين شود وزن شده هايش پس آنها ، ايشانند رستگاران

  103. و كسی كه سبك شود وزن شده هايش ، پس ايشان كسانی [هستند] كه خسران كردند خودشان را ، در جهنم جاودانان [هستند]

  104. ميسوزاند ( فرا ميگيرد ، بريان ميكند ) سيمايشان را آتش و ايشان در آن ترش رويان ( عبوسان ) [هستند]

  105. آيا نبوده است آياتم [كه] تلاوت ميشد برايتان ، پس شما به آن تكذيب ميكرديد

  106. گويند سرور ما ، غلبه كرد برايمان شقاوتمان ( سنگدليمان ) و شديم قومی گمراهان

  107. سرور ما خارج كن ما را از آن ، پس اگر تعدی ( عدوان ) كرديم ، پس ماييم ظالمان

  108. گويد دور ( ناپديد ، گم ) شويد در آن و سخن نگوييد مرا

  109. بدرستی بود گروهی از بندگانم [كه] ميگفتند سرور ما ، ايمان آورديم پس بيامرز برايمان و رحم كن ما را و تو بهترين رحم كنندگان [هستی]

  110. پس گرفتيد ايشان را تمسخری ( مايه شوخی ) تا اينكه فراموشتان شد ذكرم و شما از ايشان می خنديديد ( مضحكه می كرديد )

  111. بدرستی من جزا ( پاداش ) دهم ايشان را امروز به [سبب] آنچه كه صبر كردند ، بدرستی آنها ، ايشانند پيروزان ( كاميابان )

  112. گويد چه اندازه درنگ كرديد در زمين [از] تعداد ساليان

  113. گويند درنگ كرديم روزی يا بعض روزی را ، پس بپرس شمارندگان را

  114. گويد بدرستی درنگ [نه] كرديد مگر اندكی را ، اگر بدرستی شما ميدانستيد

  115. آيا پس حساب ( گمان ) كرديد كه جز اين نيست كه خلق كرديم شما را بيهوده ای ( عبثی ) و بدرستی شما به سوی ما برگردانده نميشويد

  116. پس متعالی است خداوند پادشاه حق ، نيست خدايی مگر او ، سرور عرش گرامی

  117. و كسی كه ميخواند همراه خداوند خدايی ديگری را ، نيست برهانی ( دليلی ) برايش به آن ، پس جز اين نيست كه حسابش نزد سرورش [ميباشد] بدرستی رستگار نميشود كافران

  118. و بگو سرورم بيامرز و رحم كن و تو هستی بهترين رحم كنندگان