Home   |  تماس با ما و ارسال مطالب |  پروژه‌ها  | نرم‌افزارهاي مورد نياز |

home

 

08-02-2011

 

سوره فرقان ، مكی 77 آيه

 

به نام خداوندِ رحم كنندهِ ( بخشنده ، گذشت كننده )  مهربان ( با شفقت ، با عاطفه )

  1. پاك ( منزه ) [است] كسی كه نازل كرد فرقان ( فرق دهنده ، جدا كننده ، شكافنده حق از باطل ) را  برای بنده اش ، برای اينكه باشد برای عالميان هشدار دهنده ای ( بيم و هراس دهنده ای )

  2. كسی كه برای اوست فرمانروايی ( مالكيت ) آسمانها و زمين و اتخاذ نكرده است ولدی ( فرزندی ، مولودی ) را و نبوده است  برای او شريكی در فرمانروايی و خلق كرد هر ( تمام ) چيزی را ، پس تقدير ( اندازه گيری ، سنجش ، مقدار دهی ) كرد آن را مقدار دهی ( تقديری ، اندازه اي )

  3. و گرفتند از غير او خدايانی را [كه] نمی آفرينند چيزی را و ايشان [خود] خلق ميشوند و مالك نمی باشند برای خودشان  ضرری و نه نفعی را و مالك نميباشند مرگی را و نه حياتی ( زنده شدنی ) را و نه نشری ( گسترش و انتشار و پديد آوردنی ) را

  4. و گفت كسانی كه كفر ورزيدند ، كه اين [نيست] مگر كذبی ( شايعه ای ) [كه] تهمت ( بهتان ) زد آن را و كمك ( ياری ، مساعدت ) كرد او را برايش قومی ديگران ، پس آورده اند ظلمی و افرايی را

  5. و گفتند حماسه های ( داستانهای ) گذشتگان ( بدوی ها ، اوليها ) است ، بنوشته است آن را پس آن املا ميشود برای او بامدادی و آخر روزی ( شامگاه و غروبی )

  6. بگو نازل كرد آن را كسی كه می داند سر ( راز ) را در آسمانها و زمين ، بدرستی او باشد آمرزنده ای مهربانی

  7. و گفتند چه ميشود برای اين رسول ( فرستاده ) [اين چه پيامبری است كه] ميخورد غذا را و راه ميرود در بازارها ، چرا نازل نشود به جانب او مَلَكی ، پس باشد همراه با او منذری ( هشدار دهنده ای )

  8. يا افكنده  شود به جانب او گنجی يا باشد برای او باغی [كه] بخورد از آن و گفت ظالمان ، بدرستی كه تبعيت [نمی] كنيد مگر مردی جادو شده ای را

  9. نظاره كن [كه] چگونه زدند ( گفتند ) برای تو امثال ( ضرب المثلها ) را ، پس گمراه شدند پس استطاعت ندارند راهی ( مسيری ) را

  10. پاك ( منزه ) است كسی كه اگر بخواهد قرار دهد برای تو خيری ( سود و فايده ای ، نيكتری ) را از آن ، باغهايی  [كه] جاری ميشود از زيرش چشمه ها و قرار ميدهد برای تو قصرها ( كاخها ) را

  11. بلكه تكذيب كردند به ساعت ( هنگام قيامت ) و آماده كرديم برای كسی كه تكذيب كرد به ساعت ، آتش فروزانی را

  12. زمانی كه به بيند ( دريابد ) ايشان را از مكان دوری ، بشنوند برای آن خشمی ( به شدت شكنجه ای ) و فريادی ( صدای بلند از حس و شدت درد ، شهيقی همانند صدای الاغ )

  13. و زمانی كه افكنده شوند در آن مكانی تنگی را ، بسته شدگانند ( به زنجير كشيده شدگانند ) ، صدا ( ندا ، دعا ) كنند ( بخواهند ) در آنجا نابودی ( از بين رفتن ، نيستی را )

  14. نخوانيد ( نخواهيد ) امروز نيستی را يك دفعه ای و بخواهيد ( بخوانيد ) نيستی بسياری را

  15. بگو آيا آن بهتری است يا باغ ( بهشت ) جاودان ( هميشگی ) ، آنكه وعده شد متقيان ( خدا ترسان را ) ، باشد برای ايشان جزايی ( پاداشی ) و عاقبتی ( پايان و سرنوشتی ، مقصدی )

  16. برای ايشان در آن ، آنچه را كه می خواهند جاودانان ، باشد برای سرورت وعده ای مسئلت شده ( مورد سوال و پرسيده شده ، عهده دار )

  17. و روزی كه جمع آوری ميكند ايشان را و آنچه را كه عبادت ( بندگی ) ميكنند از غير خداوند ، پس ميگويد آيا شما گمراه كرديد بندگانم اينان را ، يا ايشان [خودشان] گم كردند راه را ( سلوك و سيرت را )

  18. گويند پاك ( منزه ) هستی تو ، [شايسته] نبود سزاواری برای ما كه اتخاذ كنيم از غير تو از سرپرستانی ( دوستانی ) را و ليكن متمتع كردی ايشان و پدرانشان ( اجدادشان ) را تا اينكه فراموش كردند ذكر ( يادآوری ) را و شدند قوم بی مصرفی ( تباهی ، بی خير و فاسدی )

  19. پس تكذيب كرده اند شما را به آنچه كه ميگوييد ، پس استطاعت نداريد برطرف كردن  ( برگرداندن ) و نه كمكی ( ياری ، مدد كاری ) را و كسی كه ظلم ميكند از شما ، [پس] می چشانيمش عذابی بزرگی را

  20. و ارسال نكرديم قبل تو از ارسال شدگان ( فرستادگان ) ، مگر اينكه بدرستی ايشان حتما ميخوردند غذا را و  راه ميرفتند در بازارها و قرار داديم بعضی  شما را برای بعضی فتنه ای ( مايه امتحانی ) آيا صبر ( استقامت ) ميكنيد و باشد سرورت بينايی

  21. و گفت كسانی كه اميد ندارند برای لقاء ( الحاق ، ديدار ) ما ، چرا نازل نشد برای ما ملائكه يا نمی بينيم سرور مان را ، بدرستی تكبر ( خودخواهی ) كردند در نفسهايشان ( خودشان ، خويشتن ) و سرپيچی كردند ، سركشی بزرگی را

  22. روزی كه ميبينند ملائكه را ، نيست بشارتی  در چنين روزگاری برای مجرمان و ميگويند دورباشی محروميتی ( ممنوعيتی )

  23. و آمديم به سوی آنچه كه عمل ( انجام ) كردند از عملی ( كرداری ) ، پس قرار داديم آن را غباری ( خاكستری ) پراكنده ای ( پاشيده ای )

  24. اصحاب باغ ( بهشت ) در چنين روزگاری بهترين جايگاهی ( قرارگاه و آرامگاهی ) و نيكوتر استراحت گاهی ( تفريح گاه ) را [دارند]

  25. و روزی كه شقه ميشود ( شقه شقه و شكافته ميشود )  آسمان به ابرها و نازل ميشود ملائكه نزولی ( تنزل و نازل شدنی )

  26. فرمانروايی ( مالكيت ) در چنين روزگاری حق ( مستحق ، واقعيت و حتمی ) است برای رحمان ( خدای مهربان ) و باشد روزی برای كافران مشكلی ( در اسارت و مضيقه ای ، سختی )

  27. و روزی [كه] گاز ميگيرد ظالم برای دستش ، ميگويد ای وای مرا ، ای كاش ميگرفتم همراه  با رسول ( رسول الله ) راهی ( سيرت و سلوكی را )

  28. ای وای مرا ، ای كاش اتخاذ نكرده بودم فلانی را دوستی ( مونسی )

  29. بدرستی گمراه كرده است مرا از ذكر ( ياد ) ، بعد زمانی كه آمد مرا و بود شيطان برای انسان خوار ( پست و خيانت و رها ) كننده ای

  30. و گويد رسول ای سرورم ، بدرستی قوم من برگزيدند اين قرآن را  رها شده ای ( متروك و تنها و فراموش و منسوخ شده ای  )

  31. و بدانگونه قرار داديم برای ( هر ) تمام نبی ( خبر رسانی ) دشمنی از مجرمان و كفايت ( بسنده ) كند به سرورت هدايت كننده ای و ياری كننده ای

  32. و گفت كسانی كه كفر ورزيدند ، چرا نازل نشد برای او قرآن همگی به يك باره ای ، آنچنان برای اينكه ثابت ( پايدار ) كنيم به [وسيله] آن دلت را و ميخوانيم سرودنی ( شمرده شمرده  و به ترتيبی )

  33. و نمی آورند تو را به مثالی مگر اينكه آورديم تو را به حق ( حقيقت ) و نيكو تفسيری

  34. كسانی كه جمع آوری ميشوند بر روی صورتهايشان به جانب جهنم ، آنهايند شری ( بد و زشت ) مكانی و گمراه ترين راهی ( مسيری ) را

  35. و بدرستی داده ايم موسی را كتاب و قرار داده ايم همراه با او برادرش هارون را وزيری ( معاونی )

  36. پس گفتيم برويد شما دو نفر به سوی قوم كسانی كه تكذيب كردند به آيات ما ، پس نابود كرديم ايشان را هلاكتی

  37. و قوم نوح را ، هنگامی كه تكذيب كردند فرستادگان را ، غرق كرديم ايشان را و قرار داديم ايشان را برای مردم نشانه ای ( آيه ای ، مايه عبرتی ) و آماده كرديم برای ظالمان عذابی دردناكی را

  38. و عاد و ثمود و اصحاب رس و تمدنهايی  مابين آن بسياری را

  39. و همگی را زديم  برايش امثال را و كلا ( همگی ) را شكست داديم شكست دادنی ( نابود كرديم نابود كردنی )

  40. و بدرستی آمدند برای قريه ، آنكه باريده شد بارش بد ( زشت و سخت ) ، آيا پس نيستند كه به بينند آن را ، بلكه اميد نداشتند نشر شدنی را ( زنده و برانگيخته شدنی را )

  41. و زمانی كه به بينند تو را ، اتخاذ [نمی] كنند تو را مگر تمسخری ( بيهوده ای ) ، [می گويند] آيا اين كسيست كه برانگيخت خداوند رسولی ( فرستاده ای )

  42. كه نزديك بود كه حتما گمراه كند ما را از خدايانمان ، اگر چه صبر ( شكيبايی ، پايداری ) نميكرديم برای آن [اعتقادمان] و به زودی ميدانند حين ( هنگامی ) را كه مينگرند عذاب را [كه] كيست گمراه تر راهی ( مسيری ) را

  43. آيا ديدی كسی را كه اتخاذ كرد خدايش را ، خواسته اش ( آرزو و عشقش و هوسش ، اميالش ) ، آيا پس تو هستی برايش وكيلی ( مدافع و حامی )

  44. يا حساب ( گمان ) ميكنی كه اكثرشان ميشنوند يا تعقل ميكنند ، بدرستی ايشان [نيستند] مگر اينكه گويا ايشان همچون چهار پايانند ، بلكه ايشانند گمراه تر راهی ( مسيری ) را

  45. آيا نظاره نكرده‌ای به سوی سرورت [كه] چگونه پهن كرد ( گسترش داد )  سايه ( تاريكي ) [را] و اگر مي‌خواست حتما قرار مي‌داد آن را ساكنی ( بدون حركتی ، هميشگی و دايمی ) ، سپس قرار داديم خورشيد را برای آن دليلی ( علت و برهاني ، هدايت و توجيهي )

  46. سپس قبض كنيم آن را به سوی خودمان ، قبضی راحتی ( گرفتن سهلي )

  47. و او كسيست كه قرار داد برای شما شب را لباسی ( جامه و پوششی ) و خواب را استراحتی و قرار داد روز را نشرهايی ( پراكندگی هايی )

  48. و اوست كسی كه ارسال كرد بادها را بشارت ( مژده ) ، پيشاپيش رحمتش و نازل كرديم از آسمان آبی پاكيزه ای را

  49. برای اينكه زنده كنيم به [وسيله] آن بلدی ( شهری ) مرده ای را و می نوشانيم آن را از آنچه كه خلق كرديم چهار پايانی و انسيانی ( مردمی ) بسياری را

  50. و حتما رايج كرده ايم ( گردانديم ) آن را مابين ايشان برای اينكه متذكر ( يادآور ) شوند ، پس خودداری ( ابا ) [نه] كرد بيشتر انسيان ( مردم ) مگر كفرانی ( ناسپاسی و نا شكری ) را

  51. و اگر ميخواستيم ، حتما برمی انگيختيم در هر ( تمام ) قريه ای منذری ( هشدار دهنده ای ) را

  52. پس اطاعت نكن كافران را و جهاد كن ايشان را به [وسيله] آن جهادی بزرگی را

  53. و او كسي است [كه] آميخت ( مخلوط ، آشفته و روان كرد ) دو دريا [را كه] اين شيريني گوارايي ( دلپذير و نوشي ) و اين [ديگري] نمكی شوری ( تلخی ) و قرارداد ( مقرر كرد ) مابين آن دو برزخي ( حايل و حد فاصلي ) و دورباشي ( دوري ، جدايي ) دور شده‌اي

  54. و اوست كسی كه خلق كرد از آب بشری ( موجود دو پايی ) را ، پس قرار داد او را نسبی ( فاميلی ، خويش و قومی ، قرابتی ) و دامادی ( ازدواج از دو خانواده ، قبيله ، نژاد و ... ) و باشد سرورت قادری ( توانا ، اندازه گير ، مقدار گذاری )

  55. و عبادت ( بندگی ) ميكنند از غير خداوند آنچه را كه نفع نمی كند ايشان را و ضرر نمی رساند ايشان را و باشد كافر برای سرورش هم پشت ( مددكار و هم دست با دشمنان خدا ، پشت كرده و خيانت كرده )

  56. و ارسال نكرديم تو را مگر مبشری ( مژده دهنده ای ) و منذری ( هشدار دهنده ای )

  57. بگو مسئلت ( درخواست ) نميكنم شما را برايش از اجری ، مگر كسی كه خواهد ، اتخاذ كند به سوی سرورش راهی را

  58. و توكل كن برای زنده كسی كه نمی ميرد  و تسبيح گوی ( خدا را به پاكی ياد كن ) به حمدش ( ستايشش ) و كافی است به او به گناهان بندگانش آگاهی ( دانايی ) را

  59. كسی كه خلق كرد آسمانها و زمين [را] و آنچه كه مابين آن دو [است] در شش ايامي ، سپس استيلا يافت ( استوار و حاكم و سوار ) شد بر روی عرش ، رحمان ( خدای مهربان ) ، پس سوال كن به او ( در مورد او ) آگاهی ( دانا و مطلعی ) را

  60. و زمانی كه گفته شود برای ايشان [كه] سجده كنيد برای رحمان ( خداوند مهربان ) ، گويند و چيست رحمان ، آيا سجده كنيم برای آنچه كه فرمانمان ميدهی و بيافزود ايشان را رميدنی ( متواری شدنی ، فراری )

  61. پاك است كسی كه قرار داد در آسمان برجهايی ( بناهای مرتفع ، بروج الافلاك ) را و قرار داد در آن چراغی ( منظور آفتاب و خورشيدی ) و ماهی ( قمری ) نورانی ( منوری ، درخشانی ) را

  62. و او كسيست كه قرار داد شب و روز را جانشينی برای كسی كه اراده كرد ( خواست ) كه متذكر ( يادآور ) شود يا اراده كند ( بخواهد ) شكوری ( شكر گزاری  را )

  63. و بندگان رحمان كسانی هستند كه راه ميروند روی زمين فروتنانه ای ( باوقاری ) و زمانی كه خطاب دهد ( مخاطب كند ) ايشان را جاهلان ، گويند سلامی ( سلامتی و زنده باشی )

  64. و كسانی كه شب زنده داری ميكنند برای سرورشان سجده ای و به پا خواستنی ( بيدار شدنی ) را

  65. و كسانی كه ميگويند سرور ما به گردان ( رد كن ) از ما عذاب جهنم را ، بدرستی كه عذاب آن باشد غرامتی ( خسارتی ، ضرر و زيان سنگينی )

  66. بدرستی آن بد ( زشت و ناپسند ) است مستقری ( استقراری ، جا گرفتن و قرارگاهی ) و مقامی ( جايگاهی )

  67. و كسانی كه آنگاه كه انفاق كنند ، اسراف نمی كنند  و تنگی ( سخت گيری ، بخيلی ) نكرده اند و باشد مابين آن نظامی ( مقرراتی ، مقدار و اندازه ای ، اعتدالی ، ايستادگی )

  68. و كسانی كه دعا ( صدا ) نمی كنند همراه با خدا خدايی ديگر را و نمی كشند نفسی ( كسی ) را ، آن را كه حرام ( ممنوع ) كرد خداوند مگر  به حق ( حقانيت ) و زنا نمی كنند و كسی كه انجام ميدهد آنرا ، می يابد [به دست می آورد] گناهانی را

  69. مضاعف ( دو برابر ) ميشود  برايش عذاب  روز قيامت و جاودان ميشود در آن خوار شدنی را

  70. مگر كسی كه برگشت ( توبه كرد ) و ايمان آورد و عمل كرد عملی صالحی را ، پس آنهايند كه تبديل ميكند خداوند بدی هايشان ( گناهانشان ) را نيكی هايی ( خيراتی ) و باشد خداوند آمرزنده ای مهربانی

  71. و كسی كه برگشت و عمل كند صالحی را ، پس بدرستی او برميگردد به جانب خداوند توبه كننده ای

  72. و كسانی كه شهادت ( گواهی ) نمی دهند دروغ ( كجی و غير واقعيتی ، كذبی ) را و زمانی كه مرور كنند به سخن بيهوده ( لغو ، ياوه ) ، مروت ( جوانمردی ) كنند بزرگوارانه ای

  73. و كسانی كه آنگاه كه يادآور شوند به آيات سرورشان ، نمی افتند برای آن كری ( گنگی ) و كورانی ( بی عقلانی )

  74. و كسانی كه ميگويند سرور ما به بخش برای ما از زوجهايمان و فرزندانمان ( نواده گان ، زاد و رود ) ما روشنی چشمی و قرار ده ما را برای متقيان پيشوايی ( جلوداری ، پيش رويی )

  75. آنهايند [كه] جزا ( مزد ) داده ميشوند غرفه ( جايگاه ) را به [سبب] آنچه كه صبر ( استقامت ) كردند و افكنده شوند در آن تهيتی ( زنده باشی )  و سلامتی ( تن درستی ) را

  76. جاودانانند در  آن ، نيكو شد مستقری ( محل استقرار و قرارگاهی ) و مقامی ( جايگاهی ) را

  77. بگو مهيا ( اعتنا ) نميكند به شما سرورم اگر نبود دعا ( صدای ، درخواست ) شما ، پس تكذيب كرده ايد ، پس به زودی ميشوند واجب ( لازم و ضروری جهت اتخاذ تصميم ، لازم الاجرا برای مجازات و كيفر )