Home   |  تماس با ما و ارسال مطالب |  پروژه‌ها  | نرم‌افزارهاي مورد نياز |

home

 

20-06-2015

 

سوره قصص ، مكی 88 آيه

 

به نام خداوندِ رحم كنندهِ ( بخشنده ، گذشت كننده )  مهربان ( با شفقت ، با عاطفه )

  1. طسم

  2. اين است آيات كتاب آشكار

  3. تلاوت ميكنيم برای تو از خبر ( داستان ) موسی و فرعون ، به درستی برای قومی كه ايمان می آورند ( دارند )

  4. بدرستی فرعون بزرگی كرد در زمين و قرار داد اهلش ( سكنه اش ) را شيعه ای ( پيرو و دنباله رو و تابعی ، گروهی هم وضعيت و هم مسلك ) ، ضعيف ميكرد طايفه ای را از ايشان ، ذبح ميكرد ( سر ميبريد ) پسرانشان را و زنده ميگذاشت زنانشان را ، بدرستی او بود از مفسدان ( تبهكاران )

  5. و خواستيم كه منت نهيم برای كسانی كه ضعيف شدند در زمين و قرار دهيم ايشان را امامانی ( پيشوايان و جلودارانی ) و قرار دهيم ايشان را وارثان ( ارث برندگان )

  6. و تمكين دهيم ( استوار و با نيرو كنيم ، فرمانروا كنيم ) برای ايشان در زمين و نشان دهيم فرعون و هامان و سپاهيان آن دو از ايشان را آنچه كه حذر ( احتياط و مواظبت ، دوری و ترس ، واهمه ، پرهيز ) ميكردند

  7. و وحی كرديم به سوی مادر موسی كه شيرش ده [موسی را] ، پس آنگاه كه ترسيدی برايش ، پس بيافكن او را در دريا ( شط ، رود نيل ) و نترس و اندوهگين مباش [كه] ما رد ( مسترد ) ميكنيم او را به سويت و قرار دهيم او را از فرستادگان ( رسولان )

  8. پس برداشت ( گرفت ) او را آل فرعون برای اينكه باشد برای ايشان دشمنی و اندوهی ، بدرستی فرعون و هامان و سپاهيان آن دو بودند خطا كاران ( در امورات اشتباه كنندگان )

  9. و گفت زن فرعون ، روشنی چشمی برايم و برای تو [است] ، نكشيد او را ، ( اميد ) شايد كه نفع كند ما را يا اتخاذ كنيم او را ولدی ( مولود و فرزندی ) و [در حاليكه] ايشان در نميافتند ( نمی دانستند )

  10. و صبح كرد دل مادر موسی خالی ( نگران و تهی و بيهوده ای ، ترسيده و هراسيده ای ) كه نزديك بود حتما فاش كند ( آشكار كند ، لو دهد ) به آن اگر تقويت ( محكم و بسته ، ربط ) نميكرديم برای قلبش برای اينكه باشد از مومنان

  11. و گفت به خواهرش ( خواهر موسی ) فاصله بگير او را ( او را به پا ) ، پس نگاه كرد به او ( او را پاييد ) از كناری ( طرفی ) و [در حاليكه] ايشان درنمی يافتند ( نمی فهميدند )

  12. و حرام ( ممنوع ) كرديم برای او شير دهندگان را از قبل ، پس [خواهر موسی] گفت آيا دلالت ( راهنمايی )  كنم شما را برای اهل خانه ای ( خانواده ای )  كه كفالت ( سرپرستی ، نگهداری ) كنند او را برای شما و ايشان برای او خير خواهان باشند

  13. پس رد ( مسترد ) كرديم او را به سوی مادرش تا روشن شود ديده اش و اندوهگين نشود و برای اينكه بداند كه بدرستی وعده خداوند حقيقت است و ليكن اكثرشان نمی دانند

  14. و زمانی كه رسيد ( بالغ شد ) شدتش ( نهايتش ، نيرويش را ، بلوغش را ) و درست شد ( كامل شد ، مسلط شد ) داديم او را حكمی ( حكمتی ، استيلايی و دانشی را و آنچنان جزا ( پاداش ) ميدهيم نيكوكاران را

  15. و وارد شد شهر را برای هنگام غفلتی از اهلش ، پس دريافت در آن دو مرد را [كه] قتال ( پيكار به قصد كشت ) ميكردند آن دو [يكديگر را] ، اين از شيعه اش ( پيرو و مريدش ) و اين [ديگری] از دشمنش [بود] ، پس استغاثه ( درخواست كمك و ياری ) كرد او را كسی كه بود از شيعه او برای [برعليه] كسی كه از دشمنش بود ، پس مشت زد ( راند ، حول داد ) او را موسی ، پس گذشت ( مقتضی شد ، تمام شد ) برای او ( فوت كرد ، مرد ) ، گفت اين از عمل شيطان بود ، بدرستی او دشمنی گمراه گری آشكاری [است]

  16. گفت سرورم ، بدرستی من ظلم كردم نفسم ( خودم ) را ، پس بيامرز برای من ، پس آمرزيد برای او ، بدرستی او ، اوست آمرزنده مهربان

  17. گفت سرورم به سبب آنچه كه نعمت دادی ( لطف كردی ) برايم ، پس هرگز نباشم همدستی ( پشتيبانی ) برای مجرمان

  18. پس صبح كرد در شهر ترسانی ، مواظب ( احتياط و مراقبت ) ميكرد ، پس زمانی كه كسی كه ياری كرده بود او را به ديروز ، به ياری ( امداد ) طلبيد او را [مجددا] ، گفت برای او موسی [كه] بدرستی تو حتما فريب خورده ای آشكاری هستی

  19. پس آنگاه كه اراده كرد كه حمله كند ( هجوم آورد ) به كسی كه او بود دشمنی برای آن دو ، گفت ای موسی آيا ميخواهی كه به قتل رسانی مرا آنچنان كه به قتل رساندی نفسی ( كسی ) را به ديروز ، بدرستی كه [نه] ميخواهی مگر اينكه باشی زورگويی در زمين و نمی خواهی كه باشی از اصلاح گران

  20. و آمد مردی از دورترين نقطه شهر [در حاليكه]  ميدويد ، گفت ای موسی بدرستی  بزرگان تصميم ميگيرند ( در صدد و انديشه اند ، می گذرند ) برای تو برای اينكه به قتل رسانند تو را ، پس خارج شو ( فرار كن ) بدرستی من برای تو از خير خواهان [هستم]

  21. پس خارج شد از آن ترسانی [در حاليكه] مراقبت می كرد  ، گفت سرورم نجات ده مرا از قوم ظالمان

  22. و زمانی كه روی آورد ( متوجه شد ) ملاقات ( ديدار ) شهر مدين را ، گفت اميد  سرورم را كه راهنمايم كند راست ( درست ) راهی ( مسير و سلوكی ) را

  23. و آنگاه كه وارد شد آب ( آبشخور ، رودخانه ) شهر مدين را ، دريافت برای آن امتی از انسيان ( مردم ) [را كه]  می نوشاندند ( آب ميدادند دامها ) را و دريافت از غير آنها دو زن را كه حمايت ( نگهداری و مراقبت ) ميكردند آن دو زن [دامها] را ، گفت چيست كار ( وظيفه و شان ) شما دو نفر ، گفتند آن دو [كه] نمی نوشانيم [دامها] را تا اينكه بازگشته شود مراقبان ( چوپانان ، رعيتها ) و پدرمان شيخی ( پير مردی ) بزرگی ( كهنسالی ) [است]

  24. پس نوشاند برای آن دو [دامها را] ، سپس برگشت به جانب سايه ، پس گفت سرورم ، بدرستی من برای آنچه كه نازل كردی به جانبم از خيری ، فقيری ( نيازمندی ، نداری ) [هستم]

  25. پس آمد او را يكی از آن دو ، راه ميرفت به حيايی ( نجابتی ) ، گفت بدرستی پدرم صدا ميكند تو را برای اينكه مزد دهد تو را اجری [به سبب] آنچه كه نوشاندی برای ما [دامها را] ، پس آنگاه كه آمد او را و تعريف كرد برای او داستان ( سرنوشت ) را ، گفت نترس نجات يافتی از قوم ظالمان

  26. گفت يكی از آن دو ، ای پدر ، اجير ( اجر و مزد بگير ، استخدام ) كن او را ، بدرستی بهترين كسيست كه اجير كنی ( توانی كرد ) ، بسيار امين ( امانت داری ) [است]

  27. گفت بدرستی من ميخواهم كه به نكاح تو درآورم  يكی از دخترانم اين دو را برای اينكه [به شرط اينكه] اجير ( مزد بگير ) شوی مرا هشت ساليانی ، پس اگر تمام كردی دهی را ( ده سالی را ) ، پس از نزد تو است ( از آن تو است اختيار )  و نميخواهم كه سخت ( مشكل )  شود برايت ، به زودی در ميابی مرا اگر بخواهد خداوند از صالحان

  28. [موسی] گفت آن بين من و بين تو [عهد و پيمانی است كه]  هركدام از دو موعد ( سرآمد ) را كه سپری كردم ، پس نباشد تعدی ( عدوان و  اجباری ) برايم [در انتخاب] و خداوند برای آنچه كه ميگوييم وكيلی ( مراقبی ) باشد

  29. پس آنگاه كه سپری كرد موسی موعد را و راهی شد ( به راه افتاد ) با اهلش ( خانواده اش ) ، دريافت از طرف طور ( كوه طور ) آتشی را ، گفت برای خانواده اش مكث كنيد ، بدرستی من دريافتم ( ديدم ) آتشی را برايم ،  می آورم شما را از آن به خبری يا شعله ای ( مشعلی ) از آتش ، باشد برای شما كه گرم شويد

  30. پس زمانی كه آمد آن را ، ندا شد از جانب دره ايمن شده  در مكان ( سرزمين ) مبارك ( خجسته ) از درخت كه ای موسی همانا من ، منم خداوند سرور عالميان

  31. و اينكه بيافكن عصايت را ، پس آنگاه كه ديد آن را كه ميجنبيد همچنان كه آن است ماری و روی برگرداند ( فرار كرد ) پشت كننده ای و تعقيب نكرد ( به پشت نگاه نكرد ، برنگشت ) ، ای موسی برگرد و نترس بدرستی تو از امنيت يافتگانی

  32. به كش ( به بر ، به پوی ) دستت را در يقه ات ، خارج می شود سپيدی از غير بدی ( زشتی ) و ضميمه كن به جانبت بالت را از آستين ( يا ترس ) ، پس آن دو ، دو برهان از [نزد] سرورت به سوی فرعون و بزرگانش ( درباريانش ) ، بدرستی ايشان باشند قومی فسق ( نافرمانی ) كنندگان

  33. گفت سرورم ، بدرستی من به قتل رساندم از ايشان نفسی ( كسی ) را ، پس ميترسم كه به قتل رسانند مرا

  34. و برادرم هارون ، او فصيح تر ( شيوا تر ) است از من زبانی ( گويشی ، گفتاری ) را ، پس بفرست او را همراه با من تكيه گاهی ( قوتی ، رد كننده ای ) [باشد تا] تصديق ( گواهی ) كند مرا ، بدرستی من ميترسم كه تكذيب كنند مرا

  35. گفت به زودی تشديد ( تقويت ) ميكنيم بازويت را  به [وسيله] برادرت و قرار ميدهيم برای شما دو نفر تسلطی ( دليلی ) را ، پس نرسند ( دست نيابند ) به جانب شما دو نفر به آياتمان ( معجزاتمان ) ، شما دو نفر و كسی كه تبعيت كند شما دو نفر را چيره شدگان [هستيد]

  36. پس زمانيكه آمد ايشان را موسی به نشانه ( معجزه ) هايمان آشكارهايی ، گفتند نيست اين مگر جادويی افترا بسته شده ای و نشنيده ايم به اين در [نزد] پدرانمان ( اجدادمان ) گذشتگان ( اولی  و بدوی ها و قبلی ها )

  37. و گفت موسی ، سرورم داناتر است به كسی كه آيد به هدايت از نزدش و آن كس كه ميباشد برای او عاقبت ( نهايت ، سرانجام ) خانه ( سرا ، بهشت ) ، بدرستی  رستگار نميشود ظالمان

  38. و گفت فرعون ای بزرگان نميدانم ( نمی شناسم ) برای شما از خدايی غير من ( خودم ) ، پس بيافروز ( به پا كن ، خشت به پز ) برای من ای هامان به گل ، پس قرار ده برايم برجی را ، باشد برايم تا  اطلاع يابم به جانب خدای موسی و بدرستی من حتما گمان ميكنم او را از دروغگويان [باشد]

  39. و خود بزرگی كرد او و سپاهيانش در زمين به غير حقانيت ( نا حق ) و گمان كردند كه بدرستی ايشان به سوی ما برگردانده  نمی شوند

  40. سپس گرفتيم او  و سپاهيانش را ، پس انداختيم ايشان را در دريا ، پس بنگر كه چگونه بود سرنوشت ظالمان

  41. و قرار داديم ايشان را امامانی ( پيشوايان و جلو دارانی ) كه صدا ميزنند به جانب آتش و روز قيامت كمك نميشوند

  42. و مقيدشان ( دنباله رو ) كرديم  در اين دنيا لعنتی را و روز قيامت ايشانند از قبيح شدگان ( زشت و كريه شده ها )

  43. و حتما داده ايم موسی را كتاب از بعد آنچه كه نابود كرديم تمدنهای اولی ( قبلی و گذشته ) را ، شواهدی ( ديده شهودی ، بينايی ها ) برای انسيان ( مردم ) و هدايتی و رحمتی ، باشد برای ايشان كه متذكر شوند

  44. و نبودی به كناره غربی زمانی كه گذرانديم به جانب موسی فرمان را و نبودی از شاهدان

  45. و ليكن ما نشر داديم ( پديدار كرديم ) تمدنهايی را ، پس طولانی شد برای ايشان عمر و نبودی تو مقيمی در اهل مدين [تا] تلاوت كنی برای ايشان آياتمان را و ليكن ما بوديم ارسال كنندگان

  46. و نبودی به جانب طور ( كوه طور ) زمانی را كه ندا داديم ما و ليكن رحمتی از [جانب] سرور تو برای اينكه هشدار دهی قومی را كه نيامد ايشان را از هشدار دهنده ای از قبل تو ، باشد برای ايشان كه متذكر شوند

  47. و اينكه اگر اصابت می كرد ايشان را مصيبت به [سبب] آنچه كه پيش فرستاد دستانشان ، پس ميگفتند سرور ما چرا نفرستادی به جانب ما رسولی را پس [تا] تبعيت كنيم آيات تو را و بشويم از مومنان

  48. پس زمانی كه آمد ايشان را حقيقت از نزد ما ، گفتند چرا داده نشد همانند آنچه كه داده شد موسی را ، آيا كافر نشده اند به آنچه كه داده شد موسی را از قبل ، گفتند دو ساحرند  دو هم پشت ( متحد ) و گفتند ما به تمامی كافران [هستيم]

  49. بگو پس بياوريد به كتابی از نزد خداوند [كه] آن هدايت كننده تر از آن دو [باشد تا]  تبعيت كنم آن را ، اگر هستيد راستگويان

  50. پس اگر اجابت ( پاسخ گويی ) نكردند برای تو ، پس بدان كه جز اين نيست كه تبعيت ميكنند هواهايشان ( اميال و خواسته هايشان ) را و كيست گمراه تر از كسی كه تبعيت كرد هوايش را به غير هدايتی ( راهنمايی ) از [نزد] خداوند ، بدرستی خداوند هدايت نمی كند قوم ظالمان را

  51. و حتما پيوسته ( اتصال دائمی ) داشته ايم برای ايشان سخن ( وحی ) را ، باشد برای ايشان كه متذكر شوند

  52. كسانی را كه داديم ايشان را كتاب از قبل آن ، ايشانند به آن ايمان آورندگان

  53. و زمانی كه تلاوت ميشود برای ايشان ، گويند ايمان آورديم به آن ، بدرستی آن حق است از [نزد] سرورمان ، بدرستی ما ، ما بوديم از قبل آن مسلمانان ( تسليم شدگان )

  54. ايشان داده ميشوند اجرشان را دو بار ( دو برابر ) به [سبب] آنچه كه صبر كردند و دفع می كردند به خوبی بدی را و از آنچه كه روزيشان كرديم انفاق ميكنند

  55. و زمانی كه شنيدند لغوی ( سخن بيهوده و باطلی ) را ، اعراض كنند از آن و گويند برای ما [است] اعمالمان و برای شماست اعمالتان ، سلامی برای شما ، نجوييم ( نخواهيم )  جاهلان را

  56. بدرستی تو هدايت نمی كنی آن كس را كه دوست داری و ليكن خداوند هدايت ميكند كسی را كه ميخواهد و اوست داناتر به هدايت شدگان

  57. و گفتند اگر تبعيت كنيم هدايت را همراه با تو ، دزديده ( سر به نيست ) ميشويم در سرزمينمان ، آيا تمكين ( پايداری ) نداده ايم برای ايشان حرمی امنی را ، كه جمع آوری ميشود به جانب آن ثمرات ( محصولها ) هر چيزی ، رزقی ( روزی ) از نزدمان و ليكن اكثرشان نمی دانند

  58. و چه بسيار نابود كرديم از قريه [كه] مسرت ( كامجويی ) گرفت زندگيش را ، پس آن است مسكنهای ايشان ، سكنی نگزيده است از بعد ايشان مگر اندكی و بوديم ما ارث برندگان

  59. و نيست سرور تو نابود كننده قريه ها تا اينكه مبعوث كند در پايتخت آن ( مادرش ، مركز و دارالحكومه آن ، هر شهر بزرگ در كل منطقه ) فرستاده ای را [تا] بخواند برای ايشان آياتمان را و نبوديم نابود كننده قريه ها مگر اينكه و اهل آن ظالمان [باشند]

  60. و آنچه كه داده شديد از چيزی ، پس متاع زندگی دنياست و آراستگی آنست و آنچه كه نزد خداوند است بهتری و پايدارتر [است] ، آيا پس عقل نميكنيد

  61. آيا پس كسی را كه وعده داديمش وعده ای نيكويی را ، پس اوست دست يابنده ( ملاقات كننده ) آن ، همانند كسيست كه متمتع كرديم او را متاع زندگانی دنيا ، سپس اوست روز قيامت از احضار ( حاضر ) شدگان

  62. و روزی كه ندا ميكند ايشان را ، پس ميگويد كجاست شريكانم ، كسانی را كه ميپنداشتيد ( گمان ميكرديد )

  63. گفت كسانی كه حقيقت يافت برای ايشان سخن ( گفتار ) ، سرور ما اينان كسانی [هستند] كه فريب داديم ، گمراه كرديم ايشان را همچنانكه فريب خورديم ، برائت ميجوييم به سويت ، نبودند كه ما را بندگی كنند ( عبادت كنند )

  64. و گفته شود [كه] بخوانيد شريكانتان را ، پس بخوانند ايشان را ، پس اجابت ( پاسخ ) نكرده اند برای ايشان و به بينند عذاب را ، ای كاش بدرستی ايشان هدايت ميشدند ( راه ميافتند )

  65. و روزی كه ندا ميكند ايشان را ، پس ميگويد چگونه اجابت ( پاسخ ) كرديد فرستادگان ( رسولان ) را

  66. پس گنگ ( نابينا و نا دانسته ) شود برای ايشان اخبار در چنين روزگاری ، پس ايشان استطاعت ندارند كه جويا شوند ( پرسش كنند )

  67. پس اما كسی كه توبه كرد ( برگردد ) و ايمان آورد و عمل كرد صالحی را ، پس اميد كه باشد از رستگاران

  68. و سرور تو خلق ميكند آنچه را كه ميخواهد و اختيار ميكند ( برمی گزيند ) ، نيست برای ايشان اختياری ، پاك است خداوند و متعالی است از آنچه كه شريك ميكنند

  69. و سرور تو ميداند آنچه را كه كتمان ( مخفی ) می كند دلهايشان و آنچه را كه علنی ( آشكار ) ميكنند

  70. و اوست خداوند كه نيست خدايی مگر او ، برای اوست ستايش در اوليه ( آغاز ، گذشته ) و آخرت ( آينده ، سرانجام ) و برای اوست حكم ( فرمان ، حكومت ) و به سوی او برگردانده ميشويد

  71. بگو آيا ديديد اگر قرار دهد خداوند برای شما شب را بی پايانی تا روز قيامت ، كيست خدايی غير خداوند كه بياورد شما را به سپيدی ( روشنايی روز ) آيا پس نميشنويد

  72. بگو آيا ديديد كه اگر قرار دهد خداوند برای شما روز را بی پايانی تا روز قيامت ، كيست خدايی غير خداوند كه بياورد شما را به شبی تا بی حركت شويد ( آرامش و سكون و سكوت گيريد ) در آن ، آيا پس نمی بينيد

  73. و از رحمتش قرار داد برای شما شب و روز را برای اينكه سكنی گزينيد در آن و برای اينكه كسب كنيد از فضلش و باشد برای شما كه شكر گزاريد

  74. و روزی كه ندا ميكند ايشان را ، پس ميگويد كجايند شريكانم كسانی را كه می پنداشتيد

  75. و بچينيم ( برگيريم ) از هر ( تمام ) امتی شاهدی را ، پس بگوييم كه بياوريد برهانتان را ، پس دانستند كه بدرستی حقانيت برای خداوند است و گم شود از ايشان آنچه را كه افترا ميبستند ( دروغ ميبافتند )

  76. بدرستی قارون بود از قوم موسی ، پس بی عدالتی ( تعدی و ستم ) كرد برای ايشان و داديم او را از گنجينه ها  آنچه را كه بدرستی كليدهای آن مشقت بار بود ( سنگين بود ) به گروهی ( زير ده نفر ) دارندگان نيرو ، زمانی كه گفت برای او قومش [كه] سر مستی نكن كه خداوند دوست نمی دارد سرخوشان را

  77. و كسب كن در آنچه كه داد تو را خداوند سرای آخرت و فراموش نكن نصيبت را ( بهره ات را ) از دنيا و نيكوی كن همچنان كه نيكوی كرد خداوند برای تو و نه جوی تباهی را در زمين بدرستی خداوند دوست نمی دارد مفسدان را

  78. گفت جز اين نيست كه داده شدم آن را بر دانشی در نزدم ، آيا ندانسته است كه بدرستی خداوند نابود كرده است از قبل او از تمدنها ، كسی كه او شديدتر از او بود  نيرويی و بيشتر جمعيتی و پرسيده نميشود از گناهانشان جرم كنندگان

  79. پس بيرون آمد بر قومش در آراستگيش ، گفت كسانی كه ميخواستند زندگانی دنيا را ، ای كاش برای ما ميبود همانند آنچه را كه داده شد قارون  ، بدرستی او حتما دارای لذتی ( كام جويی ) بزرگی است

  80. و گفت كسانی كه داده شدند علم ( دانش ) را  وای بر شما ، پاداش خداوند بهتريست برای آن كس كه ايمان آورد و عمل كرد صالحی را و افكنده نميشود ( داده و نصيب نشود ) آن را مگر [برای] شكيبايان

  81. پس فرو برديم به او و به سرای او زمين را ، پس نبود برای او از فرقه ای كه ياری كنند او را به غير از خداوند و نبود از كمك ( ياری ) شدگان

  82. و صبح كرد كسانی كه تمنا كردند ( آرزو و درخواست ميكردند ) جايگاه او را به ديروز ، ميگفتند وای  گويا خداوند است كه توسعه ميدهد رزق را برای كسی كه ميخواهد از بندگانش و مقدر ( تقدير و اندازه ، محدود ) ميكند ، اگر نبود كه احسان ( منت )  خداوند برای ما حتما فرو ميبرد با ما  ، وای  گويا بدرستی رستگار نميشود كافران

  83. اين است سرای آخرت كه قرار ميدهيم آن را برای كسانی كه نميخواهند خود بزرگی ( استكبار ) را در زمين و نه تبهكاری را و عاقبت ( سرانجام ) برای متقيان است

  84. كسی كه آيد به نيكويی ، پس برای اوست خيری از آن و كسی كه آيد به بدی ، پس جزا نمی شود كسانی كه عمل كردند بدی ها را ، مگر آنچه كه عمل ميكردند

  85. بدرستی كسی كه مقرر كرد برای تو  قرآن را ، حتما رد كننده ( برگرداننده ) تو است به سوی معادی ( عودت و بازگشت گاهی ) ، بگو سرور من داناتر است كسی را كه آمد به هدايت و آن كس كه اوست در گمراهی آشكاری

  86. و نبودی تو كه اميد وار باشی كه افكنده شود به جانبت كتاب ، مگر رحمتی از [نزد] سرورت ، پس نباش هم پشت ( متحد ) برای كافران

  87. و باز ندارد تو را از آيات خداوند بعد از گاهی كه نازل شد به سويت و بخوان به جانب سرورت و نباش از مشركان

  88. و نخوان همراه با خداوند خدايی ديگر را ، نيست خدايی مگر او ، هر ( تمام ) چيزی نابود شونده ای است مگر صورتش ( وجودش ) ، برای اوست حكم ( فرمان ، حكومت ، قضاوت ) و به سوی او باز گردانيده ميشويد

83 بقره