Home   |  تماس با ما و ارسال مطالب |  پروژه‌ها  | نرم‌افزارهاي مورد نياز |

home

 

27-06-2015

 

سوره آل عمران ، مدنی 200 آيه

 

به نام خداوندِ رحم كنندهِ ( بخشنده ، گذشت كننده )  مهربان ( با شفقت ، با عاطفه )

  1. الم

  2. خداوند [كه] نيست خدايی مگر او ، آن زنده پابرجا ( پاينده )

  3. نازل كرد برايت كتاب را به حقيقت ، تصديق كننده ای برای آنچه كه پيش رويش [است] و نازل كرد تورات و انجيل را ←

  4. از قبل ، هدايتی برای انسيان ( مردم ) [است] و نازل كرد فرقان ( جدا كننده ) را ، بدرستی كسانی كه كفران كردند به آيات خداوند ، برايشان عذابی شديدی [است] و خداوند قدرتمندی دارای انتقامی [می باشد]

  5. بدرستی خداوند را مخفی نميشود برايش چيزی در زمين و نه در آسمان

  6. اوست كسی كه صورتگری ميكند شما را در رحمها ، هر طور كه ميخواهد ، نيست خدايی جز او ، آن قدرتمند حكيم

  7. اوست كسی كه نازل كرد برايت كتاب را ، از آن آياتی محكمهايی [است] ، آنها مادر ( پايه و اساس ) كتاب [هستند] و ديگر متشابهاتی ( شبيه هايی ) [باشند] ، پس اما كسانی كه در قلبهايشان انحرافی ( ميل به باطلی است ) ، پس تبعيت می كنند آنچه را كه تشابه دارد ( مشابه است ) از آن  [جهت] كسب فتنه ای و كسب تاويل ( تعبير ) آن ، و [در حاليكه] نميداند تاويل ( تعبير ) آن را مگر خداوند و راسخان ( پايداری كنندگان ) در علم ، ميگويند ايمان آورديم به آن ، همگی ( تمامی ) از نزد سرورمان [است] و متذكر ( يادآور ) نميشود مگر دارندگان خردها ( انديشه ها )

  8. سرور ما ، منحرف نكن قلبهايمان را بعد [از] زمانی كه هدايت كردی ما را و به بخش برايمان از نزدت رحمتی را ، بدرستی تو ، تو هستی بخشنده ( بسيار ارزانی كننده )

  9. سرور ما ، بدرستی تو جمع كننده انسيان ( مردم ) برای روزی [هستی] كه نيست ريبی ( شكی ) در آن ، بدرستی خداوند خلاف نميكند ميعاد ( وعده شده ، وعده گاه را )

  10. بدرستی كسانی كه كفران كردند ، هرگز بی نياز نميكند از ايشان اموالشان و نه اولادشان از خداوند چيزی را و ايشان ، ايشانند هيزم آتش

  11. همچون روال آل فرعون و كسانی كه از قبل ايشان [بودند] تكذيب كردند به آيات ما ، پس گرفت ايشان را خداوند به گناهانشان و خداوند سخت پيكرد [است]

  12. بگو برای كسانی كه كفران كردند ، به زودی مغلوب ميشويد و جمع آوری ميشويد به سوی جهنم و بد جايگاهی ( گهواره ای ) [است]

  13. بوده است برايتان نشانه ای در دو گروه [كه] ملاقات كردند آن دو [همديگر را] ، گروهی [كه] قتال ( پيكار ) ميكرد در راه خداوند و ديگری كافری [بود كه] ميديدند ايشان را دو همانندشان ( دو برابرشان ) ديدن چشم و خداوند تاييد ( ياری ) ميكند به ياريش كسی را كه ميخواهد ، بدرستی در آن حتما عبرتی برای دارندگان ديدگان [است]

  14. زينت يافت برای انسيان ( مردم ) دوستی شهوات ( ميل شديد ) از زنان و پسران و اموال بسيار زياد شده از طلا و نقره و اسبان نشان دار ( داغ شده ) و چهار پايان و كشت ( زراعت ) ، آن متاع زندگانی دنياست و خداوند نزدش نيكو بازگشتگاهی ( محل و عده و قراری ) [است]

  15. بگو آيا خبر دهم شما را به بهتری از اين [دارايی يا مورد علاقه] شما ، [باشد] برای كسانی كه تقوی كردند  نزد سرورشان باغهايی ( بهشتهايی ) [كه] جريان دارد از زيرش چشمه ها ، جاودانانند در آن و زوجهايی پاك شده هايی  و خوشنودی هايی  از خداوند و خداوند بيناست به بندگان

  16. كسانی كه ميگويند سرور ما ، بدرستی ما ايمان آورديم ، پس بيامرز برايمان گناهانمان را و نگهدار ما را [از] عذاب آتش

  17. صبوران و راستگويان و فروتنان و انفاق كنندگان و استغفار خواهان به صبحگاهان

  18. شهادت داد خداوند [كه] بدرستی ، نيست خدايی جز او و [همچنين] ملائكه و دارندگان دانش ( دانشمندان ) به پا خواسته به عدالت [كه] نيست خدايی جز او ، آن قدرتمند حكيم

  19. بدرستی دين نزد خداوند اسلام [است] و اختلاف نكرد كسانی كه داده شدند كتاب را ( يهود و نصاری ) ، مگر از بعد اينكه آنچه كه آمد ايشان را دانش ، ستمی مابينشان و كسی كه كفران ميكند به آيات خداوند ، پس بدرستی خداوند سريع الحساب [است]

  20. پس اگر مجادله كردند تو را ، پس بگو تسليم كردم ( اسلام آوردم ) رويم ( رضا و خشنوديم ) را برای خداوند و كسی كه تبعيت كند مرا و بگو برای كسانی كه داده شدند كتاب را و عامه مردم ( بی سوادان ) ،  آيا تسليم شديد ( اسلام آورديد ) ، پس اگر تسليم شدند ( اسلام آوردند ) ، پس هدايت شده اند و اگر رو برگرداندند ، پس جز اين نيست كه برايت ابلاغ [است] و خداوند بينايی به بندگان [است]

  21. بدرستی كسانی كه كفران ميكنند به آيات خداوند و می كشند انبياء ( خبر و پيغام رسانان ) را بدون حقی ( نا حقی ) و می كشند كسانی را كه فرمان ميدهند به عدالت از انسيان ( مردم ) ، پس بشارت ده ايشان را به عذابی دردناكی

  22. ايشان كسانی [هستند] كه نابود شد اعمالشان در دنيا و آخرت و نيست برايشان از ياری كنندگان

  23. آيا نظاره نكردی  بسوی ( خبر نيافتی ) كسانی را كه داده شدند نصيبی از كتاب ، خوانده ميشوند به سوی كتاب خداوند برای اينكه حكم ( داوری ) كند مابينشان ، سپس رو برميگرداند فرقه ای از ايشان و [در حاليكه] ايشان اعراض كنندگان [هستند]

  24. آن [به اين دليل است كه] ايشان گفتند ، هرگز لمس نمی كند ما را آتش ، مگر روزهايی معدودهايی و فريب داد ( مغرور كرد ) ايشان را در دينشان آنچه را كه افترا می بستند

  25. پس چگونه [باشد] زمانی كه جمع آوری كنيم ايشان را برای روزی كه نيست ريبی ( شكی ) در آن و پرداخت شود هر ( تمام ) كسی را آنچه را كه كسب كرد و ايشان ظلم كرده نميشوند

  26. بگو بار خداوندا ، مالك فرمانروايی ، ميدهی فرمانروايی را [به] كسی كه ميخواهی و برميكنی ( برمی چينی ) فرمانروايی را از كسی كه ميخواهی و عزيز ( قدرتمند ) ميكنی كسی را كه ميخواهی و ذليل ( خوار، پست و ضعيف ) ميكنی كسی را كه ميخواهی ، به دست تو [است] خير ، بدرستی تو برای هر ( تمام ) چيزی توانايی [هستی]

  27. می آميزی ( قاطی ميكنی ) شب را در روز و می آميزی روز را در شب و خارج می كنی زنده را از مرده و خارج می كنی مرده را از زنده و رزق ( روزی ) ميدهی كسی را كه ميخواهی بدون حسابی

  28. اتخاذ نكند مومنان كافران را دوستانی ( سرپرستانی ) از غير مومنان و كسی كه عمل ميكند اين را ، پس نيست از خداوند در چيزی ، مگر اينكه پرهيز ( حذر ) كنيد از ايشان پرهيزی ( دوری ) را و ميترساند ( هشدار می دهد ) شما را خداوند خودش را و به سوی خداوند [است] سرنوشت ( پايان ، اختتاميه )

  29. بگو اگر مخفی كنيد آنچه را كه در سينه هايتان [است] يا آشكار كنيد آن را ، ميداند آن را خداوند و ميداند آنچه را كه در آسمانها و آنچه كه در زمين است و خداوند برای هر چيزی توانايی [است]

  30. روزی كه می يابد هر ( تمام ) شخصی ، آنچه را كه عمل كرد از خيری ، حاضر شده ای ( احضار شده ای ) و آنچه كه عمل كرد از بدی ، دوست ميدارد [كه] ای كاش بدرستی بين آن و بين او فاصله دوری [بود] و ميترساند شما را خداوند خودش را و خداوند رئوفی به بندگان [است]

  31. بگو اگر شماييد [كه] دوست می داريد خداوند را ، پس تبعيت كنيد مرا [تا] دوستتان بدارد خداوند و بيامرزد برايتان گناهانتان را و خداوند آمرزنده ای مهربانی [است]

  32. بگو اطاعت كنيد خداوند و رسول را ، پس اگر رو برگردانيدند ، پس بدرستی خداوند دوست نميدارد كافران را

  33. بدرستی خداوند برگزيد ( برتری داد ) آدم و نوح و آل ابراهيم و آل عمران را برای عالميان

  34. نسلی ( زاد و رود و فرزندان و زاده شدگانی ) [كه] بعض آن از بعضی [هستند] و خداوند شنوايی دانايی [است]

  35. زمانی كه گفت زن عمران ، سرورم ، بدرستی من نذر كردم برايت آنچه را كه در شكم من [است] آزاد شده ای [باشد] ، پس قبول كن از من ، بدرستی تو ، تو هستی شنوای دانا

  36. پس زمانی كه بار نهاد ( زاييد ) آن را ، گفت سرورم ، بدرستی من بار نهادم ( زاييدم )  آن را مونثی و خداوند داناتر [بود] به آنچه كه بار نهاد ( زاييد ) و [زن عمران گفت] نيست مذكر همانند مونث و بدرستی من ناميدم ( اسم گذاری كردم ) آن را مريم و بدرستی من پناهنده ميكنم ( پناه دادم ) آن را به تو و نسلش ( فرزندانش ) را از شيطان رانده شده ( سنگسار شده )

  37. پس قبول كرد او را سرورش به قبولی نيكويی و پرورش داد او را پرورشی نيكويی و به سرپرستی داد او را زكريا ، هر زمان [كه] وارد شد برايش زكريا محراب را ، می يافت در نزدش رزقی ( روزی ) را ، گفت ای مريم [از] كجاست برايت اين [روزی] ، [مريم] گفت آن از نزد خداوند [است] ، بدرستی خداوند رزق ميدهد كسی را كه ميخواهد بدون حسابی

  38. آنجا دعا كرد ( خواند ) زكريا سرورش را ، گفت سرورم ، ببخش برايم از نزدت نسلی ( فرزندی ) پاكی را ، بدرستی تو شنوای دعا ( خواندن ، درخواست ) [هستی]

  39. پس ندا داد او را ملائكه [در حاليكه] او بود به پا ايستاده ای ، نماز ميخواند در محراب ، بدرستی خداوند بشارت ميدهد تو را به يحيی ، تصديق كننده ای به كلمه ای ( مسيح عيسی ابن مريم رسول الله ) از [جانب] خداوند و سيدی ( آقايی ، با وقار و با شخصيتی ، بزرگواری ) و خويشتنداری ( خود نگهدارنده ای ، چيره شده بر هواهای نفسانی ، پاك دامنی ) و نبی ( خبر و پيغام رسانی ) از صالحان [می باشد]

  40. گفت سرورم ، كجا [چگونه] باشد برايم پسركی و [در حاليكه] رسيده است مرا بزرگی ( پيری و فرتوتی ) و زنم نازايی ( يائسه ای ) [است] ، گفت آنچنان خداوند انجام ميدهد آنچه را كه ميخواهد

  41. گفت سرورم ، قرار ده برايم نشانه ای را ، گفت نشانه تو اينكه تكلم نميكنی انسيان ( مردم ) را سه روزهايی ، مگر رمزی ( اشاره ای ) و ذكر ( ياد ) كن سرورت را بسياری و تسبيح كن به شامگاه و صبحگاهان

  42. و زمانی كه گفت ملائكه ، ای مريم بدرستی خداوند برگزيد تو را و پاك كرد تو را و برگزيد ( برتری داد ) تو را برای زنان عالميان ( تمام زنان عالم )

  43. ای مريم فروتن شو برای سرورت و سجده كن و ركوع كن همراه ركوع كنندگان

  44. اين از اخبار غيب [است كه] وحی می كنيم آن را به سويت و نبودی تو در نزد ايشان زمانی كه می افكندند قلمهايشان را [كه] كدامشان كفيل ( سرپرست ) می شود مريم را و نبودی تو نزد ايشان زمانی كه خصومت ( مجادله ) ميكردند

  45. زمانی كه گفت ملائكه  ، ای مريم بدرستی خداوند بشارت ميدهد تو را به كلمه ای از [نزد] خودش [كه] اسمش مسيح عيسی پسر مريم [است] با قدری ( با منزلتی ) در دنيا و آخرت و از نزديك شدگان [باشد]

  46. و تكلم ميكند انسيان ( مردم ) را در گهواره و بزرگ سالگی و از صالحان [است]

  47. [مريم] گفت سرورم كجا ( چگونه ) باشد برايم متولد شده ای ( فرزندی ) و [در حاليكه] لمس نكرده است مرا بشری ( انسانی ، موجود دو پايی ) ، گفت آنچنان خداوند خلق ميكند آنچه را كه ميخواهد ، زمانی كه مقتضی كرد ( گذراند ) كاری را ، پس جز اين نيست كه ميگويد برايش باش ، پس ميشود

  48. و ياد ميدهد او را كتاب و حكمت و تورات و انجيل را

  49. و فرستاده ای به سوی پسران اسرائيل [است] ، بدرستی من آمده ام شما را به معجزه ای از سرورتان ، بدرستی من می سازم برايتان از گل همچون هيات پرنده ، پس می دمم در آن ، پس ميشود پرنده ای به اذن خداوند و تبری دهم ( شفا دهم ، معالجه كنم ، بهبودی دهم ) كور مادرزاد و پيس را و زنده ميكنم مردگان را به اذن خداوند و خبر ميدهم شما را به آنچه كه ميخوريد و آنچه  كه ذخيره ميكنيد در خانه هايتان ، بدرستی در آن حتما نشانه ای برايتان [باشد] ، اگر شماييد مومنان

  50. و تصديق كننده ای برای آنچه كه پيش رويم [است] از تورات و برای اينكه حلال ( مجاز ) كنم برايتان بعض آن را كه حرام ( ممنوع ) گشت برايتان و آورم شما را به نشانه ای از سرورتان ، پس بترسيد خداوند را و اطاعت كنيد مرا

  51. بدرستی خداوند سرورم و سرور شماست ، پس بندگی كنيد او را ، اين راهی مستقيمی ( پايداری ) [است]

  52. پس زمانی كه احساس كرد عيسی از ايشان كفر را ، گفت كيست يارانم به سوی خداوند ، گفت حواريون ماييم ياران خداوند ، ايمان آورديم به خداوند و شهادت ده به ما [كه] مسلمان ( تسليم ) شدگان [هستيم]

  53. سرور ما ، ايمان آورديم به آنچه كه نازل كردی و تبعيت كرديم رسول ( فرستاده را ) ، پس بنويس ما را همراه شاهدان

  54. و مكر كردند و مكر كرد خداوند و خداوند بهترين مكر كنندگان [است]

  55. زمانی كه گفت خداوند ای عيسی ، بدرستی من می ميرانم تو را ( قبض روح ، می كنم تو را ) و بلند ميكنم ( بالا ميبرم ) تو را به سويم و پاكت ميكنم تو را از كسانی كه كفران كردند و قرار دهنده كسانی [هستم] كه تبعيت كردند تو را بالای ( بلند مرتبه تر از ) كسانی كه كفران كردند تا روز قيامت ، سپس به سويم بازگشت شماست ، پس حكم ( داوری و قضاوت ) ميكنم مابينتان در آنچه كه  در [مورد] آن اختلاف ميكرديد

  56. پس اما كسانی كه كفران كردند ، پس عذاب ميكنم ايشان را عذابی شديدی را در دنيا و آخرت و نيست برايشان از ياری كنندگان

  57. پس اما كسانی كه ايمان آوردند و عمل كردند صالحات را ، پس پرداخت ميكند ايشان را اجرهايشان و خداوند دوست نميدارد ظالمان را

  58. آن را می خوانيمش برايت از آيات و ذكر ( يادآوری ) حكيم

  59. بدرستی مثال عيسی نزد خداوند همانند مثال آدم [است كه] خلق كرد او را از خاكی ، سپس گفت برايش باش ، پس شد

  60. حقيقت از [جانب] سرورت [می باشد] ، پس نباش از ترديد كنندگان

  61. پس كسی كه مجادله كند تو را در آن از بعد آنچه كه آمد تو را از علم ، پس بگو بياييد بخوانيم پسرانمان را و پسرانتان را و زنانمان و زنانتان را و خودمان و خودتان را ، سپس نفرين كنيم ، پس قرار دهيم لعنت خداوند را برای دروغگويان

  62. بدرستی اين حتما آن حكايت ( گفتار ) حقيقی [واقعی است] و نيست از خدايی جز خداوند و بدرستی خداوند حتما اوست قدرتمند حكيم

  63. پس اگر رو برگرداندند ، پس بدرستی خداوند داناست به مفسدان ( تبهكاران )

  64. بگو ای اهل كتاب ( يهود و نصاری ) بياييد به جانب كلمه ای برابر ( مساوی ) مابين مان و مابينتان كه نپرستيم ( بندگی نكنيم ) مگر خداوند را و شريك نه گردانيم به او چيزی را و اتخاذ نكند بعض ما بعضی را اربابانی ( سرورهايی ) از غير خداوند ، پس اگر سر پيچيدند ، پس بگوييد شاهد باشيد به ما [كه] تسليم شدگان ( مسلمانان ) [هستيم]

  65. ای اهل كتاب ( يهود و نصاری ) چرا مجادله ميكنيد در [باره] ابراهيم و [در حاليكه] نازل نشده است تورات و انجيل مگر از بعد او ، آيا پس انديشه نميكنيد

  66. هان شماييد اينان را [كه] مجادله كرديد در آنچه را كه برايتان به آن دانشی [است] ، پس چرا مجادله ميكنيد در آنچه  كه نيست برايتان به آن علمی و خداوند ميداند و شما نميدانيد

  67. نبوده است ابراهيم يهودی و نه نصرانی و ليكن بود حنيفی ( حنفی ، يكتا پرست و خدا ترسی ) تسليم شده ای ( مسلمانی ) و نبوده است از مشركين

  68. بدرستی سزاوارترين ( شايسته ترين ، نزديكترين ) انسيان ( مردم ) به ابراهيم ، حتما كسانی [هستند كه] تبعيت كردند او را و اين نبی ( خبر و پيغام رسان ) و كسانی كه ايمان آوردند و خداوند سرپرست مومنان [است]

  69. دوست داشت طايفه ای از اهل كتاب ( يهود و نصاری ) ، ای كاش گمراه ميكردند شما را و گمراه نميكنند مگر خويشتن را و درنمی يابند

  70. ای اهل كتاب ( يهود و نصاری ) چرا كفران ميكنيد به آيات خداوند و [در حاليكه] شما شهادت ( گواهی ) ميدهيد

  71. ای اهل كتاب ( يهود و نصاری ) چرا می پوشانيد حق را به باطل و كتمان ( مخفی ) ميكنيد حق را و [در حاليكه] خودتان ميدانيد

  72. و گفت طايفه ای از اهل كتاب ( يهود و نصاری ) ، ايمان آوريد به آنچه كه نازل شد برای كسانی كه ايمان آوردند روی روز ( روشنايی و آغاز روز ) و كفران كنيد آخر آن ، باشد برايشان كه باز گردند ←

  73. و ايمان نياوريد مگر برای كسی كه تبعيت كرد دينتان را ،، بگو بدرستی هدايت ، هدايت خداوند [است] كه داده می شود شخصی را همانند آنچه كه داده شديد ، آيا مجادله ميكنند شما را نزد سرورتان ، بگو بدرستی فضل ( برتری ، فضيلت ) به دست خداوندست ، ميدهد آن را كسی را كه ميخواهد و خداوند گشاده دستی دانايی [است]

  74. مخصوص ميكند ( اختصاص ميدهد ) به رحمتش كسی را كه ميخواهد و خداوند دارای فضلی ( بخششی ) بزرگی [است]

  75. و از اهل كتاب ( يهود و نصاری ) كسی [است] كه اگر امين كنی او را به اموالی بسيار ، برميگرداند آن را به سويت و از ايشان كسی [است] كه اگر امين كنی او را به ديناری ( سكه ای ) بر نميگرداند آن را به جانبت ، مگر آنچه كه تداوم دهی ( اصرار كنی ) برايش پا فشاری ( ايستادگی ، لجاجت ) را ، آن به [اين علت است كه] ايشان گفتند [كه] نيست برايمان در امی ها ( عامه مردم ) راهی ( خوردن مال غير اهل كتاب بر ما حرام نيست ) و ميگويند برای خداوند كذب را و [درحاليكه] ايشان ميدانند

  76. بله كسی كه وفا كند به عهدش و تقوی ( پرهيزگاری ) كند ، پس بدرستی خداوند دوست ميدارد متقيان ( خدا ترسان را )

  77. بدرستی كسانی كه خريد و فروش ميكنند به عهد خداوند و سوگندهايشان بهايی اندكی را ، ايشان را نيست نصيبی  برايشان در آخرت و تكلم نميكند ايشان را خداوند و نگاه نميكند به سويشان روز قيامت و پاك نميكند ايشان را و برايشان عذابی دردناكی [است]

  78. و بدرستی از ايشان حتما گروهی [است كه] می چرخانند زبانشان را به كتاب ، برای اينكه محسوب كنيد آن را از كتاب و [در حاليكه] نيست آن از كتاب و ميگويند آن از نزد خداوند [است] و نيست آن از نزد خداوند و ميگويند برای خداوند كذب را و [درحاليكه] ايشان ميدانند

  79. [شايسته] نيست برای بشری كه داده است او را خداوند كتاب و حكم ( تسلط ، حكميت ، داوری و ... ) و نبوت ( خبر و پيغام رسانی ) را ، سپس بگويد برای انسيان ( مردم ) [كه] باشيد بندگانی ( پرستش كنندگانی ) برايم از غير خداوند و ليكن باشيد ربانی ها ( خدايی ها ، خدا جويان و خدا طالبان ) به [سبب] آنچه كه  ياد ميگرفتيد كتاب را و به آنچه كه درس ميخوانديد

  80. و فرمان نميدهد شما را كه اتخاذ كنيد ملائكه و انبياء ( خبر و پيغام رسانان ) را اربابانی ( سرورهايی ) ، آيا فرمان ميدهد شما را به كفر بعد زمانی كه شماييد تسليم ( مسلمان ) شدگان

  81. و زمانی كه گرفت خداوند ميثاق ( پيمان ) انبياء را [از] آنچه را كه دادم شما را از كتابی و حكمتی ، سپس آمد شما را رسولی تصديق كننده ای ، برای آنچه كه همراه شماست ، حتما ميبايست ايمان آوريد به او و حتما ياری كنيد او را ، [خداوند] گفت آيا اقرار كرديد و گرفتيد برای اين [عهد] شما پيمانم را ، گفتند اقرار كرديم ، [خداوند] گفت پس شاهد باشيد و من همراه شما از شاهدان [هستم]

  82. پس كسی كه سرپيچی می كند بعد آن ، پس ايشان ، ايشانند فسق ( نافرمانی ) كنندگان

  83. آيا پس غير دين خداوند را ميجويند و [در حاليكه] برای او تسليم ( مسلمان ) شد كسی كه در آسمانها و زمين است ، خود خواسته ای ( راغبانه ای ) و اجبار شده ای ( نا خواسته ای ) و به سوی او بازگردانده ميشوند

  84. بگو ايمان آورديم به خداوند و آنچه كه نازل شد برايمان و آنچه كه نازل شد برای ابراهيم و اسماعيل و اسحاق و يعقوب و اسباط ( سبط ها ، فرزندان ، طايفه ها ) و آنچه كه داده شد موسی و عيسی و انبياء ( خبر و پيغام رسانان ) را از [جانب] سرورشان ، فرق نميگذاريم ( جدايی نمی افكنيم ) مابين يكی از ايشان و ماييم برايش تسليم ( مسلمان ) شدگان

  85. و كسی كه می جويد غير اسلام دينی را ، پس هرگز قبول نميشود از او و اوست در آخرت از زيانكاران

  86. چگونه هدايت كند خداوند قومی را كه كفران كردند بعد ايمانشان و شهادت دادند [كه] بدرستی رسول حقی [است] و آمد ايشان را بينات ( دلايل آشكار ) و خداوند هدايت نميكند قوم ظالمان را

  87. ايشان جزايشان اينكه برايشان لعنت خداوند و ملائكه و انسيان ( مردم ) جملگی [باشد]

  88. جاودانانند در آن ، تخفيف داده نميشود از ايشان عذاب و نه ايشان مهلت داده ميشوند

  89. مگر كسانی كه توبه كردند ( بازگشتند ) [از] بعد آن و اصلاح كردند ، پس بدرستی خداوند آمرزنده ای مهربانی [است]

  90. بدرستی كسانی كه كفران كردند بعد ايمانشان ، سپس افزودند كفری را ، هرگز قبول نميشود توبه ( برگشت ) ايشان و ايشان ، ايشانند گمراهان ( گم شدگان )

  91. بدرستی كسانی كه كفران كردند و مردند و [در حاليكه] ايشان كافرانی [بودند] ، پس هرگز قبول نميشود از احدی  از ايشان به اندازه ( لقمه ) زمين طلايی و اگر چه فديه دهد به آن ايشان ، برايشان عذابی دردناكی [است] و نيست برايشان از ياری كنندگان

  92. هرگز نميرسيد ( دست نمی يابيد ) خوبی را تا اينكه انفاق ( هزينه ، خرج ) كنيد از آنچه كه دوست ميداريد و آنچه را كه انفاق ( هزينه ) ميكنيد از چيزی ، پس بدرستی خداوند به آن دانايی [است]

  93. تمامی ( همگی ) خوراكيها بود حلالی ( مجازی ) برای پسران اسرائيل ، مگر آنچه كه حرام ( ممنوع ) كرد اسرائيل ( قوم اسرائيل ) برای خودش از قبل اينكه نازل شود تورات ، بگو پس بياوريد به تورات ، پس تلاوت كنيد ( بخوانيد ) آن را اگر شماييد راستگويان

  94. پس كسی كه افترا بست برای خداوند كذب را از بعد آن ، پس ايشان ، ايشانند ظالمان

  95. بگو راست گفت خداوند ، پس تبعيت كنيد آيين ابراهيم حنيفی را ( يكتا پرست و خدا ترسی را ) و نبود از مشركان

  96. بدرستی اولين خانه ای [كه] نهاده ( بنا ) شد برای انسيان ( مردم ) ، حتما آنكه به مكه [است] مباركی ( فرخنده و خجسته ای ) و هدايتی برای عالميان

  97. در آن آيات بيناتی ( دلايل آشكاری ) مقام ( جايگاه ) ابراهيم و كسی كه داخل شود آن را ، باشد ايمنی و برای خداوند [است] برای ( بر عهده و وظيفه ) انسيان ( مردم ) حج خانه ، كسی كه استطاعت دارد به سويش راهی را و كسی كه كفران كرد ، پس بدرستی خداوند بی نيازی از عالميان [است]

  98. بگو‍ ای اهل كتاب ( يهود و نصاری ) چرا كفران ميكنيد به آيات خداوند و [در حاليكه] خداوند شاهدی [است] برای آنچه كه عمل ميكنيد

  99. بگو ای اهل كتاب ( يهود و نصاری ) چرا سد ميكنيد از راه خداوند ، كسی را كه ايمان آورد ، می جوييد آن را انحرافی ( كجی )  و [در حاليكه] شما شاهدان [هستيد] و نيست خداوند به غافلی از آنچه كه انجام ميدهيد

  100. ای كسانی كه ايمان آورديد ، اگر اطاعت كنيد گروهی از كسانی را كه داده شدند كتاب را ( يهود و نصاری ) ، برمی گردانند شما را بعد ايمانتان [در حاليكه] كفران كنندگان [باشيد]

  101. و چگونه كفران ميكنيد و [در حاليكه] شما را تلاوت ( خوانده ) ميشود برايتان آيات خداوند و در [ميان] شماست رسولش و كسی كه چنگ می اندازد ( دست كمك دراز می كند ) به خداوند ، پس هدايت شده است به جانب راهی مستقيمی ( پايداری )

  102. ای كسانی كه ايمان آورديد ، تقوی ( پرهيزگاری ) كنيد خداوند را ، حق ( درخور ) تقوايش ( ترسيدنش ) را و هرگز نميريد مگر و [درحاليكه] شما باشيد تسليم شدگان ( مسلمانان )

  103. و چنگ زنيد به ريسمان ( طناب ) خداوند جملگی و متفرق نشويد و ذكر كنيد نعمت خداوند را برای خودتان زمانی كه بوديد دشمنانی ، پس الفت انداخت مابين قلبهايتان ، پس صبح كرديد به نعمت او برادرانی و [در حاليكه] بوديد برای لبه حفره ای ( گودالی ) از آتش ، پس برهانيد شما را از آن ، آنچنان مبين ميكند خداوند برايتان آياتش را ، باشد برای شما كه هدايت شويد ( راه يابيد )

  104. و حتما باشد از شما امتی [كه] بخوانند به سوی خير و فرمان دهند به خوبی و نهی ميكنند از منكر ( ناپسند ، ناخوش آيند ) و ايشان ، ايشانند رستگاران

  105. و نباشيد همچون كسانی كه متفرق شدند و اختلاف كردند از بعد آنچه كه آمد ايشان را بينات ( دلايل آشكار ) و ايشان ، برايشان عذابی بزرگی [است]

  106. روزی كه سفيد ( درخشان ) ميشود صورتهايی و سياه ( تيره و سوخته ) ميشود صورتهايی ، پس اما كسانی كه سياه شود صورتهايشان ، آيا كفران كرديد بعد ايمانتان ، پس بچشيد عذاب را به [سبب] آنچه كه كفران ميكرديد

  107. و اما كسانی كه سفيد شد ( درخشان شود ) صورتهايشان ، پس در رحمت خداوند [باشند] ، ايشانند در آن جاودانان

  108. اين آيات خداوند [است كه] تلاوت ميكنيم آن را برايت به حق و [بر آن] نيست كه خداوند بخواهد ظلمی را برای عالميان

  109. و برای خداوند است آنچه كه در آسمانها و آنچه كه در زمين است و به سوی خداوند باز گردانده ميشود كارها

  110. شما بهترين امتی [هستيد كه] خارج شد برای انسيان ( مردم ) ، فرمان ميدهيد به نيكی و نهی ميكنيد از منكر ( ناپسند و ناخوش آيند ) و ايمان می آوريد به خداوند و اگر ايمان می آورد اهل كتاب ( يهود و نصاری ) ، حتما بود بهتری برايشان ، از ايشانند مومنان و بيشترشان فسق ( نافرمانی ) كنندگان [هستند]

  111. هرگز اذيت ( آزار ) نميكنند شما را مگر اذيتی [جزئی] و اگر قتال ( پيكار ) كنند شما را رو برمی گردانند شما را [به]  پشتها ، سپس ياری نميشوند

  112. زده شد برايشان ذلت هر كجا آنچه را كه يافته شوند ، مگر به ريسمانی از خداوند و طنابی از انسيان ( مردم ) و قرار گرفتند به غضبی ( خشمی ) از خداوند و زده شد برايشان مسكينی ( درجا ماندگی ، درماندگی ) اين به [اين دليل است كه] ايشان كفران ميكردند به آيات خداوند و می كشتند انبياء ( خبر و پيغام رسانان ) را بدون حقی ( نا حقی ) ، آن به [سبب] اينكه عصيان كردند و تعدی ( تجاوز ، عدوان ) ميكردند

  113. نيستند برابری از اهل كتاب ( يهود و نصاری ) ، امتی به پا ايستاده ای [كه] تلاوت ميكنند ( ميخوانند ) آيات خداوند را هنگامه های شب و ايشان سجده ميكنند

  114. ايمان می آورند به خداوند و روز آخر و فرمان ميدهند به معروف ( خوبی ) و نهی ميكنند از منكر ( ناپسندی و ناخوش آيندی ) و سرعت ( شتاب ) ميكنند در خيرات ( نيكيها ) و ايشانند از صالحان

  115. و آنچه را كه عمل می كنند از خيری ( نيكی ) ، پس هرگز زدوده نشوند ( نا شكری و ناسپاسی نشوند ) آن را و خداوند داناست به متقيان ( پرهيزگاران ، خدا ترسان )

  116. بدرستی كسانی كه كفران كردند هرگز بی نياز نميكند از ايشان اموالشان و نه اولادشان از خداوند چيزی را و ايشان اصحاب آتش [هستند] ، ايشانند در آن جاودانان

  117. مثال آنچه كه انفاق ( هزينه ) ميكنند در اين زندگانی دنيا ، همانند بادی [است كه] در آن سرمايی [باشد] ، اصابت كند كشت ( زراعت ) قومی [را كه] ظلم كردند خويشتن را ، پس نابود كند آن را و ظلم نكرد ايشان را خداوند و ليكن خودشان را ظلم ميكردند

  118. ای كسانی كه ايمان آورديد ، اتخاذ نكنيد هم رازی را از غير خودتان ، كوتاهی نميكنند شما را خيانتهايی ( فساد و تباهی هايی ) را ، دوست دارند آنچه را كه در رنج باشيد ، آشكار شده است بغضها ( كينه ها ) از دهن هايشان و آنچه كه مخفی شده است [در] سينه هايشان بزرگتر [است] ، مبين ( آشكار ) كرده ايم برايتان آيات را ، اگر انديشه می كنيد

  119. هان شما اينان را دوست داريد ايشان را و دوست نميدارند شما را و ايمان داريد به كتاب همگيش و زمانی كه ملاقات كنند شما را ، گويند ايمان آورديم و زمانی كه خلوت كنند به دندان گاز بگيرند برايتان انگشتان را از خشم ، بگو بميريد به خشمتان ، بدرستی خداوند دانايی به دارايی سينه هاست

  120. اگر لمس كند شما را نيكی ، بد ميشود [حال] ايشان و اگر اصابت كند شما را بدی ، خوشحال ميشوند به آن و اگر صبر كنيد و تقوی ( پرهيزگاری ) كنيد ضرر نميرساند شما را ترفندشان چيزی را ، بدرستی خداوند به آنچه كه عمل ميكنند محيطی ( احاطه كننده ای ) [است]

  121. و زمانی كه صبح كردی از خانواده ات ، جا ميدادی مومنان را جايگاهی برای قتال ( پيكار ) و خداوند شنوايی دانايی [است]

  122. زمانی كه همت گماشت دو طايفه از شما كه سستی ( بی حوصلگی ، نااميدی ، ترسويی ) كنند آن دو و خداوند سرپرست آن دو [بود] و برای خداوند پس ميبايست توكل كند مومنان

  123. و حتما ياری كرد شما را خداوند به بدر و بوديد ذليل شده ای ( شكست خورده ای ) ، پس تقوی ( پرهيزگاری ) كنيد خداوند را ، باشد برای شما كه شكر گزاريد

  124. زمانی كه ميگفتی برای مومنان ، آيا كافی نيست شما را كه مدد ( ياری ) كند شما را سرورتان به سه هزار از ملائكه نازل شدگان ( فرود آمدگان )

  125. بله اگر صبر كنيد و تقوی كنيد ( بترسيد ) و می آيند شما را از جوشش ( فوران ) ايشان ، اين [بار] ياری ميكند شما را سرورتان به پنج هزار از ملائكه نشان گزاری شدگان

  126. و قرار نداد آن را خداوند مگر بشارت برايتان و برای اينكه اطمينان يابد قلبهايتان به آن و نيست ياری مگر از نزد خداوند قدرتمند حكيم

  127. برای اينكه ببرد ( كوتاه كند ) دنباله ای از كسانی كه كفران كردند يا خوار كند ايشان را ، پس برگردند زيان كنندگان

  128. نيست برايت از كار چيزی را ، يا توبه پذيرد ( به بخشد ) برايشان يا عذابشان كند ، پس بدرستی ايشان ظالمان [هستند]

  129. و برای خداوند [است] آنچه كه در آسمانها و آنچه كه در زمين [است] ، ميبخشد برای كسی كه ميخواهد و عذاب ميكند كسی را كه ميخواهد و خداوند آمرزنده ای مهربانی [است]

  130. ای كسانی كه ايمان آورديد ، نخوريد ربا را اضافه ای ( چند برابری ) اضافه شده ای ( چند برابر شده ای ) و تقوی ( پرهيزگاری ) كنيد خداوند را ، باشد برای شما كه رستگار شويد

  131. و بترسيد آتش را ، آنكه آماده شد برای كافران

  132. و اطاعت كنيد خداوند و رسول را باشد برای شما كه مورد رحم واقع شويد

  133. و سرعت بگيريد ( بشتابيد ) به سوی آمرزشی از [جانب] سرورتان و باغی ( بهشتی ) كه عرض آن آسمانها و زمين [است كه] آماده شد برای متقيان ( پرهيزگاران )

  134. كسانی كه انفاق ( هزينه ) ميكنند در [زمان] مسرت ( گشاده دستی ) و ضرر ( ناكامی ، بد حالی ، تنگ دستی ) و فرو بلعندگان خشم و عف كنندگان ( گذشت كنندگان ) [هستند] از انسيان ( مردم ) و خداوند دوست ميدارد نيكوكاران را

  135. و كسانی كه زمانی كه انجام دادند گناه آشكاری را يا ظلم كردند خويشتن را ، ذكر ( ياد ) كنند خداوند را ، پس آمرزش ( استغفار ) خواهند برای گناهانشان و كيست كه بيامرزد گناهان را ، مگر خداوند و پافشاری ( اصرار ) نكرده اند برای آنچه كه عمل كردند و [در حاليكه] ايشان ميدانند

  136. ايشان جزايشان ( پاداش ايشان ) آمرزشی از [نزد] سرورشان و باغهايی ( بهشتهايی ) [كه] جريان دارد از زيرش چشمه ها ، جاودانانند در آن و خوب [است] اجر عمل كنندگان

  137. سپری گشت از قبل شما ساليانی ( تمدنهايی ) ، پس سير ( مسافرت ) كنيد در زمين ، پس بنگريد كه چگونه بود عاقبت تكذيب كنندگان

  138. اين بيانی [است] برای انسيان ( مردم ) و هدايتی و موعظه ای برای متقيان [است]

  139. و بازداشته نشويد و نه اندوهگين شويد و شماييد والاتران ( برتران ) ، اگر شماييد مومنان

  140. اگر لمس می كند شما را جراحتی ، پس لمس كرد قوم را جراحتی همانندش و اين روزها را می چرخانيم آن را مابين انسيان ( مردم ) و [تا] برای اينكه بشناسد خداوند كسانی را كه ايمان آوردند و بگيرد از شما شاهدانی را و خداوند دوست نميدارد ظالمان را

  141. و برای اينكه پاك ( تصفيه ) كند خداوند كسانی را كه ايمان آوردند و نابود كند كافران را

  142. آيا گمان كرديد كه داخل ميشويد باغ ( بهشت ) را و [در حاليكه] هنوز نشناخته است خداوند كسانی را كه جهاد ( سعی و تلاش ) كردند از شما و بشناسد صبر كنندگان را

  143. و حتما تمنا ( درخواست ) ميكرده ايد مرگ را  از قبل اينكه افكنده شود آن ، پس ديده ايد آن را و [در حاليكه] شما نظاره ميكرديد ( منتظر آن بوديد يا نگران بوديد )

  144. و نيست محمد مگر رسولی [كه] سپری گشت از قبلش رسولان ، آيا پس اگر بميرد يا كشته شود ، برميگرديد بر پيشينه هايتان ( گذشته هايتان ، زمانه شرك و جاهليت ) و كسی كه برميگردد بر پيشينه اش ، پس هرگز ضرر نميرساند خداوند را چيزی و به زودی جزا ( پاداش ) ميدهد خداوند شكر گزاران را

  145. و [شايسته] نبوده است برای شخصی كه بميرد مگر به اذن خداوند ، كتابی ( نوشته شده ای ) تعيين شده ای ( مقرر و موعد شده ای ) [است] و كسی كه ميخواهد مزد دنيا را می دهيمش از آن و كسی كه ميخواهد مزد آخرت را ميدهيمش از آن و به زودی جزا ( پاداش ) ميدهيم شكر گزاران را

  146. و چه بسيار از نبی ( خبر و پيغام رسان ) [كه] قتال ( پيكار ) كرد همراهش گروهايی ( گروندگان و مريدانی ) زيادی ، پس سست ( دلسرد ) نشدند برای آنچه كه اصابت كرد ايشان را در راه خداوند و ضعيف نشدند و سرافكنده ( خجل ) نشدند و خداوند دوست ميدارد صبر كنندگان را

  147. و نبوده است سخن ايشان مگر اينكه گفتند سرور ما ، بيامرز برايمان گناهانمان را و زياده رويمان را در كارمان و با ثبات كن قدمهايمان را و ياری كن ما را برای قوم كافران

  148. پس داد ايشان را خداوند مزد دنيا و نيك مزدی آخرت را و خداوند دوست ميدارد نيكوكاران را

  149. ای كسانی كه ايمان آورديد ، اگر اطاعت كنيد كسانی را كه كفران كردند برمی گردانند شما را بر پيشينه هايتان ، پس برميگرديد زيان كنندگان 

  150. بلكه خداوند سرپرست ( دوست ) شماست و اوست بهترين ياری كنندگان

  151. به زودی می افكنيم در قلبهای كسانی كه كفران كردند رعب ( وحشت ) را به [سبب] آنچه كه شريك گردانيدند ( شرك ورزيدند ) به خداوند آنچه را كه نازل نكرده است به آن دليلی و ماوای ايشان آتش [است] و بد منزلی ( جايگاهی ) [است] ظالمان را

  152. و حتما راست گفت شما را خداوند وعده اش را ، زمانی كه رنج ( آسيب ) ميرسانديد ايشان را به اذنش ، تا زمانی كه سست شديد و تنازع كرديد در كار و عصيان كرديد از بعد آنچه كه نشان داد شما را آنچه كه دوست می داشتيد ، از شما كسيست كه ميخواهد دنيا را و از شما كسيست كه ميخواهد آخرت را ، سپس منصرف كرد ( برگرداند ) شما را از ايشان برای اينكه امتحان كند شما را و حتما عف ( گذشت ) كرد از شما و خداوند دارای فضلی برای مومنان [است]

  153. زمانی كه صعود ميكرديد ( بالا ميرفتيد ) و رو برنميگردانديد برای احدی و رسول ميخواند شما را در پشت سرتان ، پس رساند شما را غمی ( اندوهی ) به غمی ( اندوهی ) برای اينكه مبادا اندوه خوريد برای آنچه كه فوت كرد ( از دست رفت ) شما را و نه آنچه را كه اصابت كرد ( رسيد ) شما را و خداوند آگاه [است]  به آنچه كه عمل ميكنيد

  154. سپس نازل كرد برايتان از بعد غم امنيتی ( ايمنی و آسودگی ) خوابی ( چرتی ) را [كه] ميپوشاند طايفه ای را از شما و طايفه ای همت گماشت ايشان را [ترس از] جانهايشان ، گمان ميكردند به خداوند بدون حق ( ناروا و ناپسند را ) ، گمانی جاهليت ( زمان نادانی ) را ، ميگفتند آيا برايمان از كار از چيزی [اختياری است] ، بگو بدرستی كار ، تمامی آن برای خداوند [است] ، مخفی ميكنند در خودشان آنچه را كه آشكار نميكنند برايت ، ميگويند اگر بود برايمان از كار چيزی را ، كشته نميشديم ما [در] اينجا ، بگو اگر بوديد در خانه هايتان ، حتما خارج می شد كسانی كه نوشته شد برايشان كشته شدن ، به سوی خوابگاه هايشان ( آرامگاه هايشان ، قبرهايشان ) و برای اينكه امتحان كند خداوند آنچه را كه در سينه هايتان [است] و برای اينكه تميز ( تصفيه ) كند آنچه را كه در قلبهايتان [است] و خداوند داناست به دارايی سينه ها

  155. بدرستی كسانی كه رو برگردانيدند از شما روز تلاقی دو جمع را ، جز اين نيست كه بلغزاند ( متزلزل كرد ) ايشان را شيطان به بعض آنچه كه كسب كردند و حتما عف كرد خداوند از ايشان ، بدرستی خداوند آمرزنده ای بردباری [است]

  156. ای كسانی كه ايمان آورديد ، نباشيد همانند كسانی كه كفران كردند و گفتند برای برادرانشان زمانی را كه قدم زدند در زمين يا بودند جنگ جويی ، اگر بودند نزد ما نمی مردند و كشته نميشدند برای اينكه قرار ميدهد خداوند آن را حسرتی در قلبهايشان و خداوند زنده ميكند و می ميراند و خداوند به آنچه كه انجام ميدهيد بينايی [است]

  157. و اگر كشته شديد در راه خداوند يا مرديد ، حتما آمرزشی از خداوند و رحمتی بهتری از آنچه كه جمع آوری ميكنند

  158. و اگر مرديد يا كشته شديد حتما به سوی خداوند جمع آوری ميشويد

  159. پس به [سبب] رحمتی از خداوند ملايم شدی برايشان و اگر بودی خشنی غليظ القلب ( سنگدل ) حتما پراكنده ميشدند از پيرامونت ، پس عف ( گذشت ) كن از ايشان و استغفار ( آمرزش ) خواه برايشان و مشورت كن ايشان را در كار ، پس آنگاه كه عزم ( اراده ) كردی ، پس توكل كن بر خداوند ، بدرستی خداوند دوست ميدارد توكل كنندگان را

  160. اگر ياری كند شما را خداوند ، پس نيست چيره شونده ای برايتان و اگر خوار كند شما را ، پس كيست كسی كه ياری كند شما را از بعد او و برای خداوند پس ميبايست توكل كند مومنان

  161. و [شايسته] نيست برای نبی ( خبر و پيغام رسانی ) كه خيانت كند و كسی كه خيانت ميكند ، می آيد به آنچه كه خيانت كرد روز قيامت ، سپس پرداخته ميشود هر شخصی آنچه را كه كسب كرد و ايشان ظلم نميشوند

  162. آيا پس كسی كه دنبال كرد رضايتهای خداوند را ، همانند كسيست كه آورد ناخشنودی ( خشمی ) از خداوند را و ماوايش ( منزلش ) جهنم [است] و بد پايانی ( سرانجامی ) [باشد]

  163. ايشانند [دارای] درجاتی نزد خداوند و خداوند بيناست به آنچه كه عمل ميكنند

  164. حتما منت نهاد خداوند برای مومنان زمانی كه مبعوث كرد در ايشان رسولی از خودشان [كه] تلاوت ميكنند برايشان آياتش را و پاك ميكنند ايشان را و ياد ميدهد ايشان را كتاب و حكمت و اگر چه بودند از قبل حتما در گمراهی آشكاری

  165. آيا زمانی كه اصابت كرد شما را مصيبتی ، [آيا نه] رسانده ايد دو همانندش را ، گفتيد [از] كجاست اين ، بگو آن از نزد خودتان [است] ، بدرستی خداوند برای هر چيزی توانايی [باشد]

  166. و آنچه كه اصابت كرد شما را روز تلاقی ( ملاقات ) دو جمع ، پس به اذن خداوند [بود] و برای اينكه بداند [بشناسد] مومنان را

  167. و برای اينكه بشناسد كسانی را كه نفاق ( دو رويی ) كردند و گفته شد برايشان [كه] بياييد قتال ( پيكار ) كنيد در راه خداوند يا دفاع كنيد ، گفتند اگر ميدانستيم ( بلد بوديم ) قتالی ( پيكاری ) را ، حتما تبعيت ميكرديم شما را ، ايشان برای كفر آن روز نزديكتر بودند از ايشان برای ايمان ، ميگويند به دهنهايشان آنچه را كه نيست در قلبهايشان و خداوند داناتر است به آنچه كه كتمان ( مخفی ) ميكنند

  168. كسانی كه گفتند برای برادرانشان و نشستند ، اگر اطاعت ميكردند ما را كشته نميشدند ، بگو پس دور كنيد از خودتان مرگ را اگر شماييد راستگويان

  169. و گمان نكنيد كسانی را كه كشته شدند در راه خداوند مردگانی [هستند] ، بلكه زندگانی [باشند] نزد سرورشان و رزقمند ( بهره مند ) ميشوند

  170. شادمانان [هستند] به [سبب] آنچه كه داد ايشان را خداوند از فضلش ، و شادی می كنند به كسانی كه هنوز ملحق نشده اند به ايشان از عقبشان ( پشت سرشان ) ، كه نيست ترسی برايشان و نه ايشان اندوهگين ميشوند

  171. شادابی می كنند به نعمتی از خداوند و فضلی و بدرستی خداوند ضايع نميكند اجر مومنان را

  172. كسانی كه اجابت كردند برای خداوند و رسولش از بعد آنچه كه اصابت كرد ايشان را جراحت برای كسانی كه نيكی كردند از ايشان و تقوی كردند اجری بزرگی [است]

  173. كسانی كه گفت برايشان انسيان ( مردم ) بدرستی انسيان ( مردم ) جمع شده اند برايتان ، پس بترسيد ايشان را ، پس افزود ايشان را ايمانی و گفتند كافی است ما را خداوند و خوب وكيلی ( مدافعی ) [است]

  174. پس برگشتند به نعمتی از خداوند و فضلی ، لمس نميكند ايشان را بدی و تبعيت كردند رضايت خداوند را و خداوند دارای فضلی بزرگی [است]

  175. جز اين نيست كه آن شمايان را شيطان ميترساند دوستانش ( سرپرستانش ) را ، پس نترسيد ايشان را و بترسيد مرا ، اگر شماييد مومنان

  176. و اندوهگين نكند تو را كسانی كه سرعت ( شتاب ) ميكنند در كفر ، بدرستی ايشان هرگز ضرر نميرسانند خداوند را چيزی ، ميخواهد خداوند كه قرار ندهد برايشان بهره ای ( نصيب ، خوشی ) در آخرت و برايشان عذابی بزرگی [است]

  177. بدرستی كسانی كه ميخرند كفران را به [جای] ايمان ، هرگز ضرر نميرسانند خداوند را چيزی و برايشان عذابی دردناكی [است]

  178. و گمان نكنند كسانی كه كفران كردند ، بدرستی آنچه را كه مهلت ميدهيم برايشان بهتری [است] برای خودشان ، جز اين نيست كه آنچه را كه مهلت ميدهيم برايشان ، برای اينكه بيافزايند  گناهی و برايشان عذابی خوار كننده ای [است]

  179. [در صدد] نيست خداوند برای  اينكه رها كند مومنان را بر آنچه كه شماييد برايش تا [اينكه] تميز ( سوا و جدا ) كند خبيث را از پاك و نيست خداوند برای اينكه مطلع كند شما را بر غيب ( نادانسته و ناپيدا ) و ليكن خداوند برمی گزيند از رسولانش كسی را كه ميخواهد ، پس ايمان آوريد به خداوند و رسولانش و اگر ايمان آوريد و تقوی كنيد ، پس برايتان اجری بزرگی [است]

  180. و گمان نكنند كسانی كه بخل ( خسيسی ) ميكنند به آنچه كه داد ايشان را خداوند از فضلش آنست خيری برايشان ، بلكه آنست شری برايشان به زودی گردن گير ميشوند به آنچه كه بخل كردند به آن روز قيامت و برای خداوند است ميراث آسمانها و زمين و خداوند به آنچه كه عمل ميكنيد آگاهی [است]

  181. حتما شنيد خداوند سخن كسانی را كه گفتند بدرستی خداوند فقيری [است] و ماييم اغنيا ( بی نيازان و ثروتمندان ) ، بزودی مينويسيم آنچه را كه گفتند و قتلشان انبياء ( خبر و پيغام رسانان ) را بدون حق ( نا حق ) و ميگويم بچشيد عذاب آتش سوزان را

  182. آن به [سبب] آنچه كه پيش فرستاد دستانتان و بدرستی خداوند نيست به ظلم كننده ای برای بندگان

  183. كسانی كه گفتند بدرستی خداوند عهد كرد به سويمان كه ايمان نياوريم برای فرستاده ای ( رسولی ) تا اينكه بياورد ما را به قربانی [تا] بخورد آن را آتش ، بگو آمده ( آورده ) است شما را رسولانی از قبلم به بينات و به آنچه كه گفتيد ، پس چرا كشتيد ايشان را اگر شماييد راستگويان

  184. پس اگر تكذيب كردند تو را ، پس تكذيب شده است رسولانی از قبل تو ، آمدند به بينات ( دلايل آشكار ) و نوشته ها ( حكمها ، فرامين ) و كتاب روشن ( نورانی ، درخشان )

  185. هر ( تمام ) نفسی چشنده مرگ [است] و جز اين نيست كه پرداخت ميشويد مزدهايتان را روز قيامت ، پس كسی كه دور شود از آتش و داخل شود باغ ( بهشت ) را ، پس رستگار شد و نيست زندگانی دنيا مگر متاع ( مايه ) فريب ( غرور )

  186. حتما آزموده ميشويد در اموالتان و خودتان و حتما می شنويد از كسانی كه داده شدند كتاب را از قبلتان و از كسانی كه شرك ورزيدند اذيتی بسياری را و اگر صبر كنيد و تقوی كنيد ، پس بدرستی آن از عزم ( اراده و پايداری ) [در] كارهاست

  187. و زمانی كه گرفت خداوند ميثاق ( عهد ) را [از] كسانی كه داده شدند كتاب را ، حتما ميبايست مبين ( آشكار ) كنند آن را برای انسيان ( مردم ) و كتمان ( مخفی ) نكنند آن را ، پس انداختند آن را پشت سرهايشان و خريد و فروش كردند به آن بهايی اندكی را ، پس بد [است] آنچه را كه ميخرند

  188. گمان نكن كسانی را كه شادی ميكنند به آنچه كه داده شدند و دوست ميدارند كه تمجيد شوند به آنچه كه انجام نداده اند ، پس گمان نكن ايشان را [است] به نجاتی از عذاب و برايشان عذابی دردناكی [است]

  189. و برای خداوند [است] فرمانروايی آسمانها و زمين و خداوند برای هر چيزی توانايی [است]

  190. بدرستی در خلقت آسمانها و زمين و اختلاف شب و روز ، حتما نشانه هايی برای دارندگان انديشه ها ( خردها ) [است]

  191. كسانی كه ذكر ( ياد ) ميكنند خداوند را ايستاده ای و نشسته ای و برای پهلوهايشان و تفكر ميكنند در خلقت آسمانها و زمين ، سرور ما خلق نكردی اين را باطلی ( بيهوده ای ) ، پاكی تو پس نگهدار ما را [از] عذاب آتش

  192. سرور ما ، بدرستی تو كسی را كه داخل ميكنی [در] آتش ، پس خوار ( رسوا ) كرده ای او را و نيست برای ظالمان از ياورانی

  193. سرور ما بدرستی ما شنيديم ندا كننده ای را [كه] ندا می كرد برای ايمان كه ايمان آوريد به سرورتان ، پس ايمان آورديم سرورمان را ، پس به بخش برايمان گناهانمان را و بزدای از ما بدی هايمان را و به ميران ما را همراه نيكان

  194. سرور ما و بده ما را آنچه را كه وعده دادی ما را بر رسولانت و رسوا ( خوار )  نكن ما را روز قيامت ، بدرستی تو خلاف نميكنی وعده گاه ( وعده شده ) را

  195. پس اجابت كرد برايشان سرورشان ، بدرستی من ضايع نميكنم عمل  ، عمل كننده ای را از شما از مذكری يا مونثی ، بعض شما از بعضی را ، پس كسانی كه مهاجرت كردند و اخراج شدند از ديارشان و اذيت شدند در راه من و كشتند و كشته شدند ، حتما بزدايم از ايشان بدی هايشان را و حتما داخل گردانم ايشان را باغهايی ( بهشتهايی )  [كه] جريان دارد از زيرش چشمه ها ، پاداشی از نزد خداوند و خداوند نزدش نيك پاداشی [است]

  196. فريب ( مغرور ) نكند تو را روی كرد ( رفت و آمد ) كسانی كه كفران كردند در بلاد ( سرزمينها )

  197. متاعی اندكی [است] ، سپس ماوای ايشان جهنم و بد گهواره ای ( جايگاه و آرامگاهی ) [است]

  198. ليكن كسانی كه تقوی ( پرهيزگاری ) كردند سرورشان را ، برايشان باغهايی ( بهشتهايی ) [است كه] جريان دارد از زيرش چشمه ها ، جاودانانند در آن نزولی ( ارزانی ، ارائه شده ای ) از نزد خداوند و آنچه كه نزد خداوند  [است] خيری برای نيكان  [باشد]

  199. و بدرستی از اهل كتاب ( يهود و نصاری ) حتما كسيست كه ايمان می آورد به خداوند و آنچه كه نازل شد برايتان و آنچه كه نازل شد به سويشان ، فروتنانند برای خداوند ، خريد و فروش نمی كنند به آيات خداوند بهايی اندكی را ، ايشان ،  برايشان اجرشان نزد سرورشان [است]  بدرستی خداوند سريع الحساب [است]

  200. ای كسانی كه ايمان آورديد ، صبر كنيد و صبور باشيد و آماده ( مراقب ، حواس جمع ، هشيار ) باشيد و تقوی كنيد خداوند را ، باشد برايتان كه رستگار شويد