Home   |  تماس با ما و ارسال مطالب |  پروژه‌ها  | نرم‌افزارهاي مورد نياز |

home

 

17-07-2013

 

 

سوره سباء ، مكی 54 آيه

 

به نام خداوندِ رحم كنندهِ ( بخشنده ، گذشت كننده )  مهربان ( با شفقت ، با عاطفه )

  1. ستايش برای خداوند كسی كه برای اوست آنچه كه در آسمانها و آنچه كه در زمين است و برای اوست ستايش در آخرت و اوست حكيم آگاه

  2. ميداند آنچه را كه فرو ميرود در زمين و آنچه را كه خارج ميشود از آن و آنچه كه نازل ميشود از آسمان و آنچه كه بالا ميرود در آن و اوست مهربان آمرزنده

  3. و گفت كسانی كه ناسپاسی كردند ، نمی آيد ما را ساعت ( قيامت ) ، بگو بله سوگند سرورم را كه حتما ميآيد شما را ، دانای غيب [است] ، پنهان نشود از او سنگينی ذره ای در آسمانها و نه در زمين و نه كوچكتر از آن و نه بزرگتر ، مگر اينكه در كتابی آشكاری [است]

  4. برای اينكه جزا ( پاداش ) دهد كسانی را كه ايمان آوردند و عمل كردند صالحات را ، ايشانند [كه] برايشان آمرزشی و رزقی كريمی ( با كرامتی ) [است]

  5. و كسانی كه تلاش ( مجادله ، ستيزه ) كردند در آيات ما [تا] عاجز كنندگان [باشند] ، ايشانند [كه] برايشان عذابی از كثافتی ( پليدی ) دردناكی [است]

  6. و بيند كسانی كه داده شدند دانش را ، آن كه نازل شد به جانبت از [جانب] سرورت ، آن است حق و هدايت ميكند به سوی راه عزيز ( قدرتمند ) ستوده

  7. و گفت كسانی كه كفران كردند ، آيا دلالت كنم شما را برای مردی كه خبر می دهد شما را كه زمانی كه تجزيه شديد ( پخش و پلا شديد ) هر ( تمام گونه ) تجزيه شده ای ، بدرستی شماييد حتما در خلقتی جديدی

  8. آيا افترا بست برای خداوند كذبی را ، يا به او جنونی [است] ، بلكه كسانی كه ايمان نمی آورند به آخرت در عذاب و گمراهی دوری [هستند]

  9. آيا پس نظاره نكرده اند به جانب آنچه كه پيش رويشان [است] و آنچه كه پشت سر ايشان است از آسمان و زمين ، اگر بخواهيم فرو ميبريم به ايشان زمين را يا اندازيم برای ايشان پاره ای از آسمان را ، بدرستی در آن حتما نشانه ای برای هر ( تمام ) بنده ای بازگردنده ای [است]

  10. و حتما داده بوديم داود را از [جانب] خودمان فضيلتی ، ای كوهها برگرديد مرا همراه با او و [همچنين] پرنده ، و نرم ( خمير ) كرديم برای او آهن را

  11. كه بساز زره هايی را و اندازه بگير در زنجير ( حلقه ) و عمل كنيد صالحی را ، بدرستی من به آنچه كه عمل ميكنيد بينايی [هستم]

  12. و برای سليمان باد را [رفتن] صبحگاه آن [برابر رفتن پياده يك] ماهی و رفت آمد شبانگاهی آن [برابر رفتن پياده يك] ماهی ، و روان كرديم برايش چشمه مس را و از جن كسی را كه عمل ميكرد ( ميساخت ) پيش رويش به اذن سرورش و كسی كه انحراف ( تمرد ) ميكرد از ايشان از فرمانمان ، می چشانيديم او را از عذاب آتش سوزان

  13. انجام ميدادند برايش آنچه را كه ميخواست از [ساختن] محرابها ( نماز خانه ها ) و تمثالها ( مجسمه ها ) و كاسه ای همچون حوض و ديگهايی ايستادگانی ، عمل كنيد آل داود شكری را و [در حاليكه] اندكی از بندگانم شكر گزارند

  14. پس زمانی كه مقتضی كرديم برايش فوت را ، دلالت ( راهنمايی ) نكرد برايشان برای مرگش مگر جانور زمينی [كه] ميخورد چوب دستش را ( موريانه ) ، پس زمانی كه افتاد ، دريافت جن [كه سليمان رسول الله فوت نموده است] ، كه اگر ميدانستند غيب را درنگ نميكردند در عذاب خوار كننده

  15. حتما بوده است برای سباء در مسكنهايشان نشانه ای ، دو باغ از راستی و چپی ، بخوريد از رزق سرورتان و شكر گزاريد برايش ، ديار پاكی  و سروری آمرزنده ای

  16. پس اعراض كردند ، پس فرستاديم برايشان سيل سهمگين را و تبديل كرديم ايشان را به دو باغشان ، دو باغ دارندگان خوردنی خمطی ( نوعی ميوه تلخ مزه ) و اثلی ( نوعی درخت شور مزه ای ) و چيزی از سدری اندكی [ سيلی شبيه به سونامی]

  17. آن [چنان] جزا داديم ايشان را به [سبب] آنچكه كفران كردند و آيا جزا داده كنيم مگر كفران كننده را

  18. و قرار داديم بين ايشان و بين قريه ها آنكه بركت داديم در آن ، قريه ای پديدار ، و تقدير كرديم در آن سير ( سفر و سياحت ) را ،  سير كنيد در آن شبهايی و روزهايی را [ای] امنيت يافتگان

  19. پس گفتند سرور ما دور كن بين مسافرتهای ما و ظلم كردند نفسهايشان ( خودشان ) را ، پس قرار داديم ايشان را داستانهايی ( درس عبرتهايی ) و پرت و پلا كرديم ايشان را هر ( تمام ) پخش شده ای ، بدرستی در آن حتما نشانه ای برای هر ( تمام ) صبوری شكر گزاری [است]

  20. و حتما راست گفت [درست حدس زد] برايشان ابليس گمانش را ، پس تبعيت كردند او را مگر فرقه ای از مومنان

  21. و نبود برايش ، برای ايشان از تسلطی مگر برای اينكه بدانيم كيست كه ايمان می آورد به آخرت از كسی كه اوست از آن در شكی و سرور تو برای هر ( تمام ) چيزی حافظی [است]

  22. بگو بخوانيد كسانی را كه پنداشتيد از غير خداوند ، مالك نيستند سنگينی ذره ای را در آسمانها و نه در زمين و نيست برايشان در آن دو از شراكتی و نيست برايش از ايشان از پشتيبانی ( هم پشتی )

  23. و نفع نميكند شفاعت نزد او ، مگر برای كسی كه اذن دهد برايش ، زمانی كه هراسانده شود از قلبهايشان ، گويند چه چيز گفت سرور شما ، گويند حقيقت را و اوست متعالی بزرگوار

  24. بگو كيست كه رزق ميدهد شما را از آسمانها و زمين ، بگو خداوند و ما يا شمايان حتما بر هدايتی يا در گمراهی آشكاری [هستيم]

  25. بگو پرسش نميشويد از آنچه كه جرم كرديم ما و سوال نشويم از آنچه كه عمل ميكنيد

  26. بگو جمع ميكند بين ما  سرور ما ، سپس می گشايد بين ما به حقيقت و اوست گشاينده دانا

  27. بگو نشانم دهيد كسانی را كه الحاق كرديد به او شريكان ، هرگز بلكه اوست خداوند عزيز ( قدرتمند ) حكيم

  28. و نفرستاديم تو را مگر همگی ( جميع ) برای انسيان ( مردم ) بشارت دهنده ای و هشدار دهنده ای و ليكن اكثر انسيان ( مردم ) نميدانند

  29. و ميگويند كی اين وعده [است] اگر شماييد راستگويان

  30. بگو برای شماست ميعاد روزی كه به تاخير نمی افتيد از آن ساعتی را و نه پيش می افتيد

  31. و گفت كسانی كه كفران كردند هرگز ايمان نمی آوريم به اين قرآن و نه به آنكه پيش روی آن [است] ( منظور تورات و انجيل ) و اگر به بينی زمانی را كه ظالمان نگهداشته شدگانند ( متوقف شده هايند ) نزد سرورشان ، برميگرداند بعضی از ايشان به [جانب] بعضی سخن را ، ميگويد كسانی كه ضعيف شدند برای كسانی كه تكبر ( خود بزرگی ) كردند اگر نه بوديد شما  حتما ما بوديم مومنان

  32. گفت كسانی كه خود بزرگی كردند برای كسانی كه ضعيف شدند ، آيا ما  سد كرديم شما را از هدايت بعد زمانی كه آمد شما را ، بلكه شما بوديد مجرمان

  33. و گفت كسانی كه ضعيف شدند برای كسانی كه خود بزرگی كردند ، بلكه مكر شب و روز [شما بود] زمانی كه فرمان ميداديد ما را كه ناسپاسی كنيم به خداوند و قرار دهيم برايش همتايانی را و پنهان كنند ندامت ( پشيمانی ) را زمانی كه ديدند عذاب را و قرار داديم قيد و بندها ( زنجيرها ) را در گردنهای كسانی كه كفران كردند ، آيا جزا داده ميشوند مگر آنچه را كه عمل ميكردند

  34. و ارسال نكرديم در قريه ای از هشدار دهنده ای ، مگر اينكه گفت مرفه های آن ، ما به آنچه كه فرستاده شديد به آن كافران ( هستيم )

  35. و گفتند ماييم بيشتر اموالی و اولادی و نيستيم ما به عذاب شدگان

  36. بگو بدرستی سرورم بسط ( توسعه ) ميدهد رزق را برای كسی كه ميخواهد و تقدير ميكند ( اندازه و محدود ميكند ) و ليكن بيشتر انسيان ( مردم ) نميدانند

  37. و نه اموالتان و نه اولادتان به آنكه نزديك گرداند شما را نزدمان منزلتی ( مقامی ) ، مگر كسی كه ايمان آورد و عمل كند صالحی را ، پس ايشانند [كه] برايشان جزايی ( پاداشی ) دو برابر [است] به [سبب] آنچه كه عمل كردند و ايشان در غرفه ها ( آسايشگاهها ، مهمانپذيرها ) امنيت يافتگانند

  38. و كسانی كه سعی ( مجادله و ستيزه و تلاش ) ميكنند در آيات ما عاجز گانندگان ، ايشانند در عذاب احضار شدگان

  39. بگو بدرستی سرورم بسط ميدهد رزق را برای كسی كه ميخواهد از بندگانش و تقدير ( محدود ) ميكند برايش و آنچكه انفاق كنيد از چيزی ، پس اوست كه جانشين ( جايگزين و معوض ) ميكند آن را و اوست بهترين رزق دهندگان

  40. و روزی را كه جمع آوری ميكند ايشان را جملگی ( تمامي مخلوقات ) ، سپس ميگويد برای ملائكه ، آيا اينان بدرستی شما را عبادت ( بندگی ) ميكردند

  41. [ملائكه] گويند پاكی تو ، تو هستی سرپرست ( دوست ) ما از غير ايشان ، بلكه بندگی ميكردند جن را ، اكثرشان به ايشان ايمان ( باور و پناه )  آورندگان [بودند]

  42. پس امروز مالك نميباشد بعضی [از] شما برای بعضی نفعی و نه ضرری را و ميگوييم برای كسانی كه ظلم كردند بچشيد عذاب آتش را ، آنكه به آن تكذيب ( انكار ) ميكرديد

  43. و زمانی كه تلاوت ميشود برايشان آياتمان بيناتی ( مبين هايی ) گفتند [كه] نيست اين مگر مردی [كه] ميخواهد كه سد كند شما را از آنچه كه ميپرستيد پدرانتان ( اجدادتان ) و گفتند نيست اين مگر بهتانی ( از پيش ساخته ای )  افترا بسته شده ای و گفت كسانی كه كفران كردند برای حقيقت ، زمانی كه آمد ايشان را كه اين [نيست] مگر جادوی آشكاری

  44. و نداديم ايشان را از كتابی [كه] درس بخوانند آن را و نفرستاديم به سويشان قبل تو از هشدار دهنده ای را

  45. و تكذيب كرد كسانی كه از قبل ايشان [بودند] و نرسيدند يك دهم آنچه را كه داديم ايشان را ، پس تكذيب كردند فرستادگانم  را ، پس چگونه بود ناپسند ( ناشناس ، عذاب و انتقام ناخوش آيند )

  46. بگو جز اين نيست [كه] موعظه ميكنم شما را به يكی ( تك سخنی ) كه به پا خيزيد برای خداوند دو تا و تك ( تنها ) سپس تفكر كنيد [كه] نيست به رفيق شما از جنونی كه او [نيست] مگر هشدار دهنده ای برای شما پيش روی عذابی شديدی

  47. بگو درخواست نميكنم شما را از اجری ، پس آن برای شما [باشد لازم جهت پرداخت] ، كه اجر من [نيست] مگر برای خداوند و اوست برای هر ( تمام ) چيزی شاهدی

  48. بگو بدرستی سرورم می افكند به حقيقت ، دانای غيبها ( ناديدهاست )

  49. بگو آمد حق و شروع نكند ( نشود ) باطل و نه برگردد ( برگردانده شود )

  50. بگو اگر گمراه شدم ، پس جز اين نيست كه گمراه  ميشوم برای نفسم ( خودم ) و اگر هدايت شوم پس به [سبب] آنچه كه وحی ميشود به سويم ، سرورم بدرستی اوست شنوايی نزديكی

  51. و اگر به بينی زمانی را كه وحشت زده اند ، پس نيست مرگی و گرفته شوند از مكانی نزديكی

  52. و گويند ايمان آورديم به آن و كجا برايشان بازگشت ( برگشت به دنيا ) [باشد] از مكان دوری

  53. و [در حاليكه] كفران كرده اند به آن از قبل و می اندازند ( ظن و گمان ، تخمين و حدس ميزنند ) به ناپيدا از مكان دوری ( دور از واقعيتی )

  54. و حايل شود بين ايشان و بين آنچه كه اشتها ( هوس ) ميكنند ، همچنانكه عمل شد به امثالشان از قبل ، بدرستی ايشان بودند در شكی ريب آوری ( مشكوكی )