Home   |  تماس با ما و ارسال مطالب |  پروژه‌ها  | نرم‌افزارهاي مورد نياز |

home

 

08-02-2011

 

سوره فاطر ، مكی 45 آيه

 

به نام خداوندِ رحم كنندهِ ( بخشنده ، گذشت كننده )  مهربان ( با شفقت ، با عاطفه )

  1. حمد ( ستايش ، تمجيد ) برای خداوند خالق ( به پا دارنده ) آسمانها و زمين ، قرار دهنده ملائكه رسولانی ( فرستادگانی ) [كه] دارندگان بالهايی دو تا و سه تا و چهار تا [هستند] ، می افزايد در خلقت ( مخلوقات )  آنچه را كه ميخواهد ، بدرستی خداوند برای هر ( تمام ) چيزی قادری ( توانايی ) [است]

  2. آنچه را كه ميگشايد خداوند برای انسيان ( مردم ) از رحمتی ، پس نباشد امساك كننده ای ( بازدارنده و مانعی ، پس گيرنده ای ) برای آن و آنچه را كه امساك ميكند ، پس نيست ارسال كننده ای برايش از بعد او ، و اوست قدرتمند ( گرامی ) حكيم ( دانا ، عالم ، حاكم و حكومت كننده )

  3. ای انسيان ( مردم ) ، ياد كنيد نعمت خداوند را برايتان ( خودتان ) ، آيا از خالقی غير خداوند رزق ( روزی ) ميدهد شما را از آسمان و زمين ، نيست خدايی مگر او ، پس كجا دروغ پردازی ميكنيد ( واقعيت را واژگون و دگرگون جلوه ميدهيد )

  4. و اگر تكذيب ميكنند تو را ، پس تكذيب شده است رسولانی از قبل تو و به سوی خداوند باز گردانده ميشود كارها ( امورات )

  5. ای انسيان ( مردم ) بدرستی وعده خداوند حقی ( واقعيتی ) [است] ، پس فريبتان ( مغرورتان ) نكند حيات ( زندگانی ) دنيا و فريبتان ندهد به خداوند فريبنده ( شيطان )

  6. بدرستی شيطان برای شما دشمنی [است] ، پس اتخاذ كنيد او را دشمنی ، جز اين نيست كه ميخواند حزبش ( گروهش ) را برای اينكه شوند از اصحاب آتش فروزان

  7. كسانی كه كفر ورزيدند ، برای ايشان عذابی شديدی [است] و كسانی كه ايمان آوردند و عمل كردند صالحات را ، برای ايشان آمرزشی و اجری بزرگی است

  8. آيا پس كسی كه آراسته شد برای او بدی ( زشتی ) عملش ، پس ديد آن را نيكی ( خوب و شايسته ای ) ، پس بدرستی خداوند گمراه ميكند آن كس را كه ميخواهد و هدايت ميكند كسی را كه ميخواهد ، پس نرود نفست ( خودت ) برای ايشان حسرتهايی ( افسوس و اندوه هايی ) را ، بدرستی خداوند داناست به آنچه كه ميسازند ( بت تراشی ميكنند ، ساخته و پرداخته اند )

  9. و خداوند كسی است كه ارسال كند بادها را ، پس برمی انگيزد ابری را ، پس سوق دهيم آن را به سوی دياری مرده ای ، پس زنده گردانيديم به [وسيله] آن زمين را بعد از مرگش ، آنچنان است انتشار ( برانگيختن ، زنده كردن )

  10. كسی كه ميخواهد عزت ( قدرت ، بزرگواری ، شكوه ) را ، پس برای خداوند است عزت به تمامی ( جملگی ) ، به سوی او صعود ميكند ( بالا ميرود ) كلمه ( كلام ، سخن ) پاك ( تميز و نيكو ) و عمل صالح بالا ميرود او را و كسانی كه حيله ( مكر ) ميكنند بدی ها ( زشتی ها ) را ، برای ايشان است عذابی شديدی ، و حيله آنها ، آن است تباه

  11. و خداوند خلق كرد شما را از خاكی ، سپس از نطفه ای ، سپس قرار داد شما را زوجهايی و حمل ( بار ) نميكند از مونث و نمی نهد ( وضع حمل نميكند ، نميزايد ) مگر  به علم او و عمر نميكند از عمر كننده ای و نقص ( كم ) نمی كند از عمر او مگر اينكه در كتابی [است] ، بدرستی آن برای خداوند آسانی ( سهلی ) است

  12. و مساوی ( برابر ) نيست دو دريا ، اين شيرينی گوارايی ، روانی ( نوشی ، گوارايی )  است نوشابه ( نوشيدنی ) آن و اين نمكی شوری ( تلخی ) و از هر ( تمامی ) ميخوريد گوشتی نرمی ( تازه ای ) را و استخراج ميكنيد زيوری ( مرواريدی ) را كه ميپوشيد آن را و مينگری كشتی را كه در آن شكافنده ( سير كننده ) [است] برای اينكه كسب كنيد از فضل او و باشد برای شما كه شكر گزاری كنيد

  13. می آميزد شب را در روز و می آميزد روز را در شب و رام كرد خورشيد و ماه را [كه] تمامی جريان دارد ( ميچرخد ، روان است ) برای مدتی ( موعد و زمانی ) معلومی ( معينی ) ، آن شمايان خداوند سرور شماست برای اوست فرمانروايی ( ملكيت ) و كسانی را كه دعا ( صدا ) ميكنيد از غير او ، مالك ( حاكم ) نميباشند از پوست هسته خرمايی

  14. اگر بخوانيد ايشان را ، نمی شنوند خواندن شما را و اگر بشنوند ، استجابت ( جوابگويی ) نكنند برای شما و روز قيامت كفر ميورزند به شرك شما و آگاه نمی كند تو را همانند آگاهی ( دانايی )

  15. ای انسيان ( مردم ) ، شماييد فقيران ( نيازمندان ) به جانب خداوند و خداوند اوست غنی ( ثروتمند ، بی نياز ) ستوده ( تمجيد شده )

  16. اگر بخواهد ميبرد شما را و می آورد به خلقی ( خلقتی ) جديدی ( تازه و نويی )

  17. و نيست آن برای خداوند به گرانی ( دشواری و سختی ، سنگينی )

  18. و بار نمی كند ( به دوش نمی گيرد ) بار كننده ای ( بار برداری ، بار برنده ای  ) بار ديگری را و اگر بخوانی سنگين شده ای ( بار شده و بار بری ) را به سوی حمل ( بار كردن ) آن ، حمل ( بار )  نشود از آن چيزی را ، ولو ( اگر چه ) باشد از دارای قرابتی ( نزديكی ، دوستی و فاميلی و خانوادگی ، خويشاوندی ) ، جز اين نيست كه هشدار ميدهی كسانی را كه ميترسند سرورشان را به خفا ( پنهانی ) و به پا داشتند نماز را و كسی كه پاكی جست پس جز اين نيست كه پاكی ميجويد برای نفسش ( خودش ) و به سوی خداوند است سرنوشت ( پايان راه و كار ، عاقبت ، آتيه )

  19. و برابر نميباشد نابينا ( كور ذهن ) و بينا ( تيز بين ، هشيار )

  20. و نه تاريكی ها و نه نور ( روشنايی )

  21. و نه سايه و نه آفتاب سوزان

  22. و مساوی نيست زندگان ( زنده دلان ) و نه مردگان ( سنگدلان ) ، بدرستی خداوند ميشنواند كسی را كه ميخواهد و نيستی تو به شنواننده ای كسی را كه در قبرهاست

  23. بدرستی تو ، [نيستی] مگر  منذری ( بيم و هراس دهنده ای )

  24. ما ارسال كرديم تو را به حق ( حقيقت و واقعيت ) مژده دهنده ای و هشدار دهنده ای و اينكه از امتی [نيست] مگر  اينكه گذر كرد ( رد شد ، نشت و برخواست كرد ) در آن هشدار دهنده ای

  25. و اگر تكذيب ميكنند تو را ، پس تكذيب كرده است كسانی كه از قبل ايشان [بودند] ، آمد ايشان را رسولانشان به بينات ( دلايل آشكار ) و به فرامين ( دست نوشته ها ، نامه ها ، احكام ) و به كتاب منير ( نورانی ، واضح و روشن ، درخشان )

  26. سپس گرفتم كسانی را كه كفر كردند ، پس چگونه بود [نتيجه] انكار ( كيفر كريه )

  27. آيا نديدی كه بدرستی خداوند نازل كرد از آسمان آبی را ، سپس خارج كرديم ( رويانيديم ) به [وسيله] آن ثمراتی ( محصولهايی ) مختلفی ( گوناگونی ) رنگهای آن و از كوهها رگه هايی ( شيار و مسير و راههايی ) سفيدی و قرمزی مختلفی ( گوناگونی ) رنگهايش و مشكی ها  سياهی

  28. و از انسيان ( مردم ) و حيوانات ( گاو و گوسفندان ) و چهار پايان ، گوناگونی رنگهايش آنچنان ، جز اين نيست كه می ترسد خداوند را از بندگانش علما ( دانايان ، دانشمندان ) ، بدرستی خداوند عزيزی ( قدرتمند گرامی ) آمرزنده ای [است]

  29. بدرستی كسانی كه تلاوت ميكنند كتاب خداوند را و به پا ميدارند نماز را و انفاق كردند از آنچه كه رزق ( روزی ) داديم ايشان را سری ( محرمانه ای ) و علنی ( آشكارايی ) ، اميد دارند تجارتی را كه هرگز نابود ( تباه ) نميشود

  30. برای اينكه وفا ( عمل به عهد و پيمان ) ميكند ايشان را اجر ( پاداش ) های ايشان را و می افزايد ايشان را از فضلش ( زياديش ) ، بدرستی او آمرزنده ای قدر شناسی است

  31. و آن چيزی را كه وحی كرديم به جانب تو از كتاب ، آن حق ( حقيقت و واقعيت ) است ، تصديق كننده ای برای آنچه كه پيش روی آن است ، بدرستی خداوند به بندگانش حتما آگاه بينايی است

  32. سپس وارث كرديم ( ارث داديم ) كتاب را [به] كسانی كه برگزيديم از بندگانمان ، پس از ايشان است ظالمی برای نفسش ( خودش ) و از ايشان است ميانه رويی و از ايشان است سبقت گيرنده به خيرات ( نيكی ها ) به اذن ( اراده و اجازه و دستور و خواست ) خداوند ، آن اوست فضل ( فضيلت ) بزرگ

  33. باغهای هميشگی [كه] داخل ميشوند آن را ، آراسته ميشوند در آن از دست بندها ( النگوها ) از طلايی و مرواريدی و لباس ايشان در آن حريری ( ابريشمی ) است 

  34. و گويند حمد ( سپاس ) برای خداوند ، كسی كه برد از ما اندوه را ، بدرستی سرور ما حتما آمرزنده ای  قدر شناسی است

  35. كسی كه مقيم ( ساكن ) كرد ما را سرای اقامت ( اسكان و سكونت ) از فضلش ، نمی رسد ما را ( احساس و لمس نميشود ما را ) در آن بيماری و نمی رسد ما را در آن سستی ( خرفتی و پيری ، فرتوتی )

  36. و كسانی كه كفران كردند برای ايشان آتش جهنم است ، منقضی نميشود ( پايان نمی يابد ) برای ايشان ، پس ( تا ) بميرند و نه تخفيف می يابد از ايشان از عذابش ، آنچنان جزا ميدهيم هر ( تمام ) كفران كننده ای را

  37. و ايشان با فرياد ياری ميخواهند در آن ، سرور ما خارجمان كن تا عمل كنيم ( انجام دهيم ) صالحی را ، غير آنچه كه عمل ميكرديم ، آيا عمر نداديم شما را آنچه كه تذكر ميداد در آن از تذكر و آمد شما را هشدار دهنده ، پس بچشيد ، پس نيست برای ظالمان از ياوری ( ناصری )

  38. بدرستی خداوند دانای پنهان ( نهفته ) آسمانها و زمين است ، بدرستی او دانايی به دارايی ( مال ، اندوخته ) دلها ( درون و قلبها ) [است]

  39. اوست كسی كه قرار داد شما را جانشينان در زمين ، پس كسی كه كفران كرد پس برای اوست  كفرش و نمی افزايد كافران را كفرشان [در] نزد سرورشان مگر  بيزاری ( نفرت و تنفر و خشمی ) و نمی افزايد كافران را كفرشان مگر  خسرانی ( خسارت و ضرر و زيانی )

  40. بگو آيا ديديد شريكانتان را ، كسانی را كه دعا ( صدا ) ميكنيد از غير خداوند ، نشانم دهيد [كه] چه چيز خلق كردند از زمين يا برای ايشان شراكتی در آسمانهاست يا داديم ايشان را كتابی ، پس ايشان بر بينايی ( دلايلی ) از او [هستند] ، بلكه بدرستی وعده [نه] ميدهد ظالمان بعضی از ايشان  بعضی را مگر غروری ( فريبی )

  41. بدرستی خداوند باز ميدارد ( نگه‌‌ميدارد ، مانع ميشود )  آسمانها و زمين را كه [مبادا] زوال يابند آن دو و اگر زوال ( رو به فنا ) يافتند آن دو ، بدرستی باز [نه] دارد آن دو را از احدی ( شخصی ) از بعد ( غير ) او ، بدرستی او باشد بردباری آمرزنده ای

  42. و قسم خوردند به خداوند به جديت باورشان [كه] اگر آيد ايشان را هشدار دهنده ای ، حتما ميباشند هدايت يافته تر از آحاد امتها ، پس آنگاه كه آمد ايشان را هشدار دهنده ای ، نه افزود ايشان را مگر  فراری ( رميدن و نفرت و متواری شدنی )

  43. خود بزرگی خواهی ( تكبر جويی ) در زمين و حيله زشتی ( بدی ) و محقق ( تحقق ) نمی يابد مكر زشت ( ناخوش آيند ) مگر  به اهلش ( كننده اش ) ، پس آيا چشم به راهند مگر  سنت ( روال ، رويه ) اوليها ( بدويان ، گذشتگان ) را ، پس هرگز نيابی برای سنت ( روال و رويه ) خداوند تبديلی ( بدعتی ، دگرگونی ) را و هرگز نيابی برای سنت ( روال ، رويه ) خداوند تحولی ( نوع گرايی ) را

  44. آيا سير ( مسافرت و گردش ) نه كرده اند در زمين ، پس بنگرند كه چگونه بود عاقبت ( سرنوشت ) كسانی كه از قبل ايشان بودند و بودند شديد ( قوی ) تر از ايشان قوتی ( نيرويی ) را و نيست خداوند را برای اينكه عاجز كند او را از چيزی در آسمانها و نه در زمين ، بدرستی او هست عالمی قادری ( توانايی )

  45. و اگر مواخذه ميكرد خداوند انسيان ( مردم ) را به [سبب] آنچه كه كسب كردند ، باقی نمی گذاشت در پشتش ( سياره زمين ) از حيوانی ( جنبنده ای ، جانوری ) و ليكن به تاخير می اندازد ايشان را تا مهلتی ( موعدی ، اجلی ) معينی ( مشخص و معلومی ) ، پس آنگاه كه آمد موعدشان ( وقت و هنگامشان ، اجلشان ) ، پس بدرستی خداوند باشد به بندگانش بينا