Home   |  تماس با ما و ارسال مطالب |  پروژه‌ها  | نرم‌افزارهاي مورد نياز |

home

 

09-01-2011

 

سوره يس ، مكی 83 آيه

 

به نام خداوندِ رحم كنندهِ ( بخشنده ، گذشت كننده )  مهربان ( با شفقت ، با عاطفه )

  1. يس

  2. سوگند قرآن حكيم را ( قرآن دانا و صاحب حكمت و حكم كننده و محكم كار و راست را )

  3. بدرستی تو حتما از رسولان ( ارسال و فرستاده شدگان ، انبياء ، پيامبران ) [هستی]

  4. بر راهی ( سيرت و سلوكی ) مستقيمی ( راست و درستی ، هدايت خداوندی ) [هستی]

  5. نازل شده  قدرتمند ( گرامی ) مهربان

  6. برای اينكه هشدار ( ترس و بيم ) دهی قومی را كه هشدار نشد اجدادشان ، پس ايشان غافلان [هستند]

  7. بدرستی حقيقت ( واقعيت ) يافته سخن ( گفتار و حكم )  برای اكثرشان ، پس ايشان ايمان نمی آورند

  8. ما قرار داديم در گردنهايشان زنجيرهايی ( قيد و بندهايی ) را ، پس آن تا ريشها ( چانه ها ) [است] ، پس ايشان سر در هوا ماندگان ( افسار ، قلاده بسته شدگان )[هستند]

  9. و قرار داديم از پيش رويشان سدی ( مانعی ) و از پشت سرشان سدی را ، پس پوشانيديم ايشان را ، پس ايشان نمی بينند

  10. و يكسانی است برای ايشان اگر هشدار دهی ايشان را يا هشدار ندهی ايشان را ، ايمان نمی آورند

  11. جز اين نيست كه هشدار ميدهی آن كس را كه تبعيت كرد ذكر ( يادآوری ) را و ترسيد رحمان ( خداوند رحم كننده ) را به خفا ( پنهانی ) ، پس بشارت ( مژده ) بده او را به گذشتی ( آمرزشی ) و اجری بزرگی ( نيك ، با كرامتی )

  12. ما ، ماييم كه زنده می كنيم مردگان را و مينويسيم آنچه را كه پيش فرستادند ( پيش كش كردند ) و آثار ( نشانه و اعمال ) ايشان را و هر ( تمام ) چيزی را حساب ( شمارش ) كرديمش در پيش رويی ( پيشگاهی ) آشكاری

  13. و بزن ( بازگو كن ) برای ايشان مثالی ( ضرب‌المثل ، حكايت )  اصحاب ( اهل ) [آن] قريه ( شهر ، روستا ) را ، آنگاه كه آمد آن را رسولان ( فرستاده شدگان )

  14. زمانی كه فرستاديم به جانبشان دو [نفر ، تن ، شخص] را ، پس تكذيب كردند آن دو را ، پس پشتيبانی ( تقويت ، حمايت ) كرديم به سومی ، پس گفتند ما به جانب شما فرستاده شدگان [هستيم]

  15. گفتند نيستيد شما مگر ( بجز ) بشری ( موجود دو پايی ) همانند ما و نازل نكرد رحمان ( خداوند رحم كننده ) از چيزی كه شما [نيستيد] مگر  دروغگويان

  16. گفتند سرور ما ميداند [كه] ما به سوی شما واقعا فرستاده شدگان ( رسولان ) [هستيم]

  17. و نيست برای ما ( وظيفه ما ) مگر ابلاغ ( تبليغ ) آشكار

  18. گفتند ما شگون ( فال ) بد زديم  به شما ، اگر نهی نشويد ( بازداشته نشويد ) حتما سنگسار ميكنيم  شما را و حتما ميرسد ( لمس ميشود ) شما را از [جانب] ما عذابی دردناكی

  19. گفتند بدشگونی ( بد اقبالی ، طالع نحس ) شما همراه با شماست ، آيا اينكه يادآورده ميشويد ، بلكه شماييد قومی اسراف كنندگان ( از حد گذرندگان ، متجاوزان )

  20. و آمد از [مكان] دور دست شهر مردی كه ميدويد ، گفت ای قوم من تبعيت كنيد فرستاده شدگان ( رسولان ) را

  21. تبعيت كنيد كسی را كه مسئلت ( درخواست ، سوال ) نمی كند شما را اجری ( مزدی ) و ايشانند راه يافتگان ( هدايت شدگان )

  22. و نيست برای من ( برايم شايسته نيست ) كه عبادت ( بندگی ) نكنم كسی را كه ساخت ( آفريد ، بر پا كرد ) مرا و به سوی او برگردانده ميشويد

  23. آيا اتخاذ كنم از غير او خدايانی را [كه] اگر بخواهد مرا رحمان ( خداوند رحم كننده ) به ضرری ، كفايت ( بی نياز ) نميكند از من شفاعت ( پا درميانی ، حمايت ) ايشان چيزی را و نرهانند ( نجات ، سلامتی ، آرامش ندهند ) مرا

  24. بدرستی من آنگاه ( در آن صورت ) حتما كه در گمراهی آشكاری [هستم]

  25. بدرستی من ايمان آوردم به سرور شما ، پس بشنويد مرا ( دريابيد مرا )

  26. گفته شد داخل شو باغ ( بهشت ) را ، گفت ای وای ( ای كاش ) قوم من ميدانستند ( می فهميدند )

  27. به [سبب] آنچه كه بخشيد ( آمرزيد ) برای من سرورم و قرار داد مرا از اكرام ( مكرم ، محترم و گرامی ) شدگان

  28. و نازل نكرديم برای قوم او از بعدش از لشگری ( سپاهی ) از آسمان و نبوديم ما نازل كنندگان

  29. كه [نه] بود مگر  صيحة واحدة ( بانگ تنهايی ) ، پس آنگاه ايشان ساكت شدگان ( خاموش و آرميدگان ) [بودند]

  30. ای افسوسی ( حسرتی ) برای بندگان ( عبدها ، انسانها ) ، نمی آيد  به ايشان از رسولی ( فرستاده ای ) ، مگر  اينكه به آن مسخره می كردند

  31. آيا نديده اند كه چه اندازه ( بسيار ) نابود كرديم  قبل از ايشان از تمدنها ( قرن و صده ها ) ، بدرستی ايشان به جانب ايشان باز نمی گردند ( مجددا زنده و حيات نمی يابند )

  32. و اينكه هر ( تمامی ) ، آن هنگام جمع شدگانی ( جميعی ) در نزد ما حاضر شدگان ( احضار شدگان ) [هستند]

  33. و آيه ( معجزه و نشانه ای ) برای ايشان زمين مرده [است كه] زنده كرديم آن را و خارج كرديم ( رويانيديم ) از آن دانه ای ، پس از آن ميخورند

  34. و قرار داديم در آن باغهايی از نخلهايی و انگورهايی ( تاكستانی ) و جوشانيديم در آن از چشمه ها

  35. برای اينكه بخورند از ثمرات ( نتيجه و محصول های ) آن و آنچه كه انجام داد آن دستانشان ( منظور كشاورزی ) ، آيا پس شكر نمی كنند

  36. پاك است كسی كه خلق كرد زوجها را همگی ( تمامی ) آن را از آنچه كه ميروياند ( سبز ميكند ) زمين و از نفسهايشان ( خودشان ) و از آنچه كه نمی دانند ( نمي شناسند )

  37. و نشانه ای برای ايشان شب [است كه]  برميكنيم ( جدا می كنيم ) از آن روز را ، پس آنگاه ايشان تاريك شدگان [هستند]

  38. و خورشيد جريان دارد ( ميچرخد ، حركت ميكند ، روان است ) برای استقراری ( محل استقرار و سكونتی ، آرامگاهی ، واقع شده ای ) برای آن ، آن است تقدير ( اندازه گيری ، مشيت ) قدرتمند دانا ( آگاه ، دانشمند ، عالم )

  39. و ماه ، مقدر ( تقدير ، اندازه گيری ) كرديم آن را ، منزلهايی ( محل سكونتهايی ) ، تا اينكه برگردد ( اعاده كند )  همچون خوشه خرما ( خشك و كج ، درخت كج شده شاخه های بريده از آن ) كهنه ( خشكيده )

  40. نه خورشيد سزاوار برای آن است كه دريابد ( برسد ) ماه را و نه شب سبقت گيرنده روز باشد و هر ( تمامی ) در مداری ( چرخی ، گردونه ای ) شنا ميكنند ( ميچرخند )

  41. و نشانه ای ( معجزه ای ) برای ايشان [اينكه] ما حمل ( بار ، سوار ) كرديم ذريه ( زاد و رود ، شجره ، تسلسل نژادی ) ايشان را در كشتی پربار ( انباشته شده )

  42. و خلق كرديم برای ايشان از همانند آن آنچه را كه سوار ميشوند

  43. و اگر بخواهيم غرقشان ميكنيم ، پس نباشد فريادرس برای ايشان و نباشند ايشان رهايی يافتگان ( نجات يافتگان )

  44. مگر  رحمتی از ما و متاعی ( بهره مندی ) تا موعدی ( زمان معلوم و مشخصی )

  45. و زمانی كه گفته شود برای ايشان بترسيد ( به پرهيزيد ، تقوی كنيد ) آنچه را كه پيش رويتان است و آنچه كه پشت سر شماست ، باشد برای شما كه رحمت شويد ( مورد رحم و لطف و بخشش خداوند قرار گيريد ، رحم كرده شويد  )

  46. و نمی آيد ايشان را از آيه ای از آيات سرورشان مگر  اينكه بودند از آن اعراض كنندگان

  47. و زمانی كه گفته شود برای ايشان انفاق كنيد ( مصرف كنيد ، بخشش كنيد ) از آنچه كه رزق ( روزی ) داد شما را خداوند ، گويد كسانی كه كفر ( ناسپاسی و ناشكری ) كردند برای كسانی كه ايمان آوردند ، آيا اطعام كنيم ( به خورانيم ) كسی را كه اگر ميخواست خداوند اطعامش ميكرد ( می خوراند او را ) ، بدرستی شما [نيستيد] مگر در گمراهی آشكاری

  48. و ميگويند كی ( چه وقت است ) اين وعده ( قول و قرار ) اگر شما هستيد راست گويان

  49. چشم به راه نيستند مگر  صيحة واحدة ( بانگ تنهايی ) را [كه] فراميگيرد ايشان را و [در حاليكه] ايشان مجادله ( خصومت ، بگو مگو ، جر و بحث ) می كنند

  50. پس استطاعت ( توانايی ) ندارند توصيه ای ( وصيتی ) را و نه به جانب اهلشان ( خانواده و كس و كارشان ) مراجعت كنند ( برگردند )

  51. و دميده ( باد ، پر ) شود در صور ( شيپور ) ، پس آنگاه ايشانند از قبرها به سوی سرورشان دوندگان ( به سرعت حركت كنندگان ، شتاب گيرندگان )

  52. گويند ای وای بر ما ، كيست كه برانگيخت ما را از مرقد ( مدفن ، خابگاه ) ما ، اين است آنچه كه وعده داد رحمان ( خداوند رحم كننده ) و راست گفت فرستاده شدگان ( ارسال شدگان )

  53. كه نيست ( نباشد ) مگر  صيحة واحدة ( بانگ تنهايی ) ، پس آنگاه ايشان جمعی ( جمع شدگانی ، جمعيتی ) در نزد ما حاضر شدگان ( احضار شدگان )

  54. پس امروز ظلم كرده نشود نفسی ( كسی ) چيزی را و نه جزا داده شوند مگر ( بجز ) آنچه را كه عمل ميكرديد ( انجام ميداديد )

  55. بدرستی اصحاب ( اهل ) باغ ( بهشت ) امروز در شغلی ( سرگرمی ، مشغوليتی ) كامرانان ( خنده رويان ، دل زندگان ، عيش و نوش كنندگان ) [هستند]

  56. ايشان و زوجهايشان در سايه هايی بر روی اركها ( اريكه ها ، تختها ، جلوس منزلت ) تكيه كنندگان ( استوار شدگان ) [هستند]

  57. برای ايشان در آن ميوه جاتی و برای ايشان آنچه را كه ميخوانند ( ميخواهند ، آرزو ميكنند )

  58. سلامی ( سلامتی ، زنده باشی ) سخنی ( گفتاری ) از سروری مهربانی

  59. و سوا ( جدا ) شويد امروز ای مجرمان

  60. آيا عهد نكردم به شما ، ای فرزند ( نسل ) آدم كه عبادت ( بندگی ) نكنيد شيطان را ، بدرستی او برای شما دشمنی آشكاری [است]

  61. و اينكه عبادت ( بندگی ) كنيد مرا ، اين است راهی ( مسير و سلوكی ) مستقيمی ( راستی ، درستی )

  62. و بدرستی گمراه كرده است از شما گروهی كثيری را ، آيا پس  انديشه ( عقل و تفكر ) نكرده ايد

  63. اين جهنم آنچه كه وعده داده ميشديد

  64. كشيده و انداخته  شويد به آن امروز به [سبب] آنچه كه كفر ( ناسپاسی ، نا شكری ) ميكرديد

  65. امروز مُهر ميزنيم  برای دهانهايشان و سخن ميگويد  ما را دستانشان و شهادت ( گواهی ) ميدهد پاهايشان به آنچه كه كسب ميكردند

  66. و اگر ميخواستيم حتما كور ( كدر و تار ) ميكرديم برای چشمانشان ، پس سبقت گيرند راه ( مسير ) را ، پس [از] كجا ( چگونه ) ميبينند

  67. و اگر بخواهيم حتما مسخ ( واژگون ، دگرگون ، تغيير ) ميكنيم ايشان را در مكانشان  ( محلشان ) ، پس استطاعت ندارند راهی شدنی ( حركت و رفتنی ) و نه برگردند

  68. و كسی را كه عمر ميدهيمش  ( سالمند ميكنيم او را ) عاجز ( ناتوان ) ميكنيم او را در خلقت ، آيا پس تعقل ( تفكر ) نمی كنيد

  69. و نياموختيم او را شعر و نيست ( نباشد ) شايسته برای او [شاعری] ، كه [نيست] آن مگر ذكری ( يادی ، يادآوری ) و قرآنی آشكاری

  70. برای اينكه هشدار دهد كسی را كه باشد زنده ای ( زنده دل ، حقيقت طلبی ) و حقيقت يابد سخن ( گفتار ) برای كافران ( ناسپاسان ، نا شكران )

  71. آيا نديده اند كه ما خلق كرديم برای ايشان از آنچه كه عمل كرد ( انجام داد ، خلق كرد ) دستانمان چهار پايانی ( دامهايی ) را ، پس ايشان برای آن مالكان ( صاحب شدگان ) [هستند]

  72. و رام كرديم آن را برای ايشان ، پس از آن سوار شدن ایشان را و از آن میخورند

  73. و برای ايشان در آن منافع و نوشیدنی هاست ، آيا پس شكر نمی كنند

  74. و اتخاذ كردند از غير خداوند خدايانی را ، [تا] باشد برای ايشان [كه] ياری شوند

  75. استطاعت ندارند ياری ايشان را و ايشانند برای ايشان سپاهی حاضر شدگان ( احضار شدگان )

  76. پس اندوهگين نكند تو را سخن ( گفتار ) ايشان ، ما ميدانيم آنچه را كه محرمانه ( سری ) میكنند و آنچه را كه علنی ( پديدار ) ميكنند

  77. آيا نديده است انسان كه ما خلق كرديم او را از نطفه ای ، پس آنگاه اوست خصمی ( خصومت كننده ای ، دشمنی ) آشكاری

  78. و زد برای ما مثلی ( مثال و ضرب المثلی ) را و فراموش كرد خلقتش را ، گفت چه كسی زنده ميكند استخوانها را و [در حاليكه] آن فاسدی ( پوسيده ای ، سنگ و خاك شده ای ) [است]

  79. بگو زنده ميكند آن را كسی كه نشر ( منتشر ، پديدار ) كرد آن را اولین باری ( دفعه ای ) و اوست به هر ( تمام ) خلقتی عالمی ( دانايی )

  80. كسی كه قرار داد برای شما از درخت سبز آتشی را ، پس آنگاه شماييد از آن روشن ( آتش ) ميزنيد

  81. آيا نيست كسی كه خلق كرد آسمانها و زمين را به توانايی ( قدرت و اقتداری ) ، جهت  اينكه خلق كند همانند ايشان را [مجددا] ، بله و اوست خالق عالم ( دانا )

  82. جز این نیست كه فرمان او ، آنگاه كه اراده كند چيزی را كه ميگويد برای آن باش پس ميشود

  83. پس پاك است كسی كه به دستش است ملكوت ( مالكيت ، اقتدار ، توانايی ، حكومت ، فرمانروايی ) هر ( تمام ) چيزی و به سوی او برگردانده ميشويد