Home   |  تماس با ما و ارسال مطالب |  پروژه‌ها  | نرم‌افزارهاي مورد نياز |

home

 

17-07-2013

 

 

سوره صافات ، مكی 182 آيه

 

به نام خداوندِ رحم كنندهِ ( بخشنده ، گذشت كننده )  مهربان ( با شفقت ، با عاطفه )

  1. سوگند صف بستگان را ، صفی ( صف بستنی )
  2. پس رانندگان ( صدا زنندگان ) ، راندنی ( صدا زدنی ) ( پس دفع كنندگان ، دفع كردنی )

  3. پس تلاوت كنندگان ذكری ( يادآوری )

  4. بدرستی كه خدای شما حتما يكتايی ( يكی ) [است]

  5. سرور آسمانها و زمين و آنچه كه مابين آن دو است و سرور مشرقهاست

  6. بدرستی ما زينت داديم آسمان دنيا را به زينتي [از] كواكب ( ستارگان )

  7. و حفاظتی از هر ( تمام ) شيطانی سركشی

  8. نمی‌توانند گوش فرا دهند به سوی بزرگان ( سران ، گروه ) بالا ( والا مقام ) و پرتاب ( دفع ) ميشوند از هر ( تمام ) سويی ( سمتی

  9. رانده شده‌ای و برايشان عذابی دايمی ( هميشگی ) [است]

  10. مگر كسی كه بربايد دزديده شده‌ای ( مسروقه‌ای ) را ، پس دنبال ( تعقيب ) كند او را شهابی روشنی ( تند و تيزی ، شعله‌ای افروخته‌ای ، پر شتابي )

  11. پس رای گيری ( پرس و جو ) كن ايشان [را كه] آيا ايشانند شديدتر ( سخت‌تر ) خلقتی يا كسی كه خلق كرديم ما ، بدرستی ما خلق كرديم ايشان را از گلی چسبنده ( برجايی چسبيده ، آبكي )  

  12. بلكه [تو] تعجب كردی و [ايشان] مسخره مي‌كنند

  13. و زمانی كه متذكر شوند ذكر نمي‌كنند

  14. و زمانی كه به بينند نشانه‌ای را ، به مسخره مي‌گيرند

  15. و گويند كه [نيست] اين مگر جادوی آشكاری

  16. آيا زمانی كه مرديم و بوديم خاكی و استخوانهايی ، آيا ماييم حتما مبعوث ( زنده ) شدگان

  17. يا پدرانمان اوليان ( قبلی ها و گذشتگان )

  18. بگو بله و [در حاليكه] شماييد خوار ( ذليل ) شدگان

  19. پس جز اين نيست كه آن راندنی ( بانگ ) تنهايی است ، پس آنگاه ايشانند چشم به راهها ( دل واپسينها )

  20. و گويند ای وای ما را اينست روز دين

  21. اينست روز جدايی ، آنكه به آن تكذيب ميكرديد

  22. جمع آوری كنيد كسانی را كه ظلم كردند و زوجهايشان را و آنچه را كه عبادت ميكردند

  23. از غير خداوند ، پس هدايت كنيد ايشان را به سوی راه جحيم ( جهنم )

  24. و نگهداريد ايشان را ، بدرستی ايشانند سوال ( پرسش ) شدگان ( مسئولها )

  25. چيست برای شما [كه] ياری نميكنيد

  26. بلكه ايشان امروز تسليم شدگانند

  27. و رو كند ( برگردد ) بعضی [از] ايشان بر بعضی [در حاليكه]  سوال می كنند ( جويا ميشوند )

  28. گويند بدرستی شما ، می آمديد ما را از دست ( سمت ) راست ( از در راستی و درستی و دوستی )

  29. گويند بلكه نبوده ايد مومنان

  30. و نبود برای ما برای شما از تسلط ، بلكه بوديد قومی طغيان كنندگان

  31. پس تحقق يافت برای ما سخن سرورمان [كه] ماييم حتما چشندگان

  32. پس فريب داديم شما را ، [در حاليكه] بدرستی ما فريب خوردگان بوديم

  33. پس بدرستی ايشان امروز در عذاب مشتركان [هستند]

  34. ما آنچنان عمل ميكنيم به مجرمان

  35. بدرستی ايشان بودند زمانی كه گفته ميشد برای ايشان [كه] نيست خدايی مگر خداوند ، خود بزرگی ميكردند

  36. و ميگفتند آيا ماييم حتما ترك كنندگان خدايانمان برای شاعری مجنون

  37. بلكه آمد به حقيقت و تصديق كرد فرستاده شدگان [رسولان پيشين] را

  38. بدرستی شما حتما چشندگان عذاب دردناك [هستيد]

  39. و جزا داده نميشويد مگر آنچه را كه عمل ميكرديد

  40. مگر بندگان خداوند مخلصها

  41. ايشانند كه برايشان رزقی معلومی [است]

  42. ميوه جاتی و ايشانند اكرام ( گرامی ، پذيرايی ) شدگان

  43. در باغهای متنعم ( پر نعمت )

  44. بر تختهايی روبرويان

  45. گردانده ميشود برايشان به جامی ( كاسه ای ) از جاری ( مايع روان شده ای )

  46. سفيد ( روشن ) لذتی برای نوشندگان

  47. نيست در آن سر دردی ( سستی ) و نه ايشان از آن مست ( بيهوش ) ميشوند

  48. و نزد ايشان دختران چشم نگهدار ديده ای [هست]

  49. چنانكه ايشانند تخمی پنهانی ( سپيد پوشی  پوشانده شده ای )

  50. پس رو كند بعضی از ايشان بر بعضی [در حاليكه] سوال می كنند

  51. گويد گوينده ای از ايشان كه بدرستی بود برايم هم نشينی ( قرينی )

  52. ميگفت آيا بدرستی تو حتما از تصديق كنندگانی

  53. آيا زمانی كه مرديم و شديم خاكی و استخوانهايی ، آيا ماييم حتما مديونها ( دين دارها ، پاداش بگيرها )

  54. گفت آيا شماييد  مطلعها ( با خبر و آگاهان )

  55. پس  مطلع شود ، پس بيند آن را در بدی های جحيم ( جهنم )

  56. گويد سوگند خداوند را كه بدرستی نزديك بود پستم ( هلاكم ، ردم ) كنی

  57. و اگر نبود نعمت سرورم ، حتما بودم از احضار ( حاضر ) شدگان [در عذاب]

  58. آيا پس نيستيم ما به مردگان

  59. مگر مرگ ما اولی و نيستيم ما به عذاب شدگان

  60. بدرستی اين حتما همان نجات بزرگ [است]

  61. برای همانند اين ، پس ميبايست عمل كند عمل كنندگان

  62. آيا آن بهترين نزولی ( هديه‌اي ) [است] يا درخت زقوم

  63. ما قرار داديم آن را فتنه‌ای ( مايه امتحاني ) برای ظالمان

  64. بدرستی آن درختی [است] كه خارج ميشود در اصل ( بيخ ، بنيه و ته ) جحيم

  65. خوشه اش ( ميوه و ثمره اش ) گويا آن همانند سرهای شياطين [است]

  66. پس بدرستی ايشان حتما خورندگان از آن [هستند] ، پس مملو ( آكنده و پر ) ميكنند از آن شكمها را

  67. سپس بدرستی برای ايشان برايش ( بعد خوردنش )  حتما آميخته ای ( معجونی ) از حميمی ( آب داغي ) [است]

  68. سپس بدرستی مرجع ( بازگشت ) ايشان حتما به سوی جحيم ( جهنم ) [است]

  69. بدرستی ايشان يافتند پدرانشان را گمراهان ( گم گشته و گم شدگان )

  70. پس ايشان بر ردپاهايشان روان گشتگان ( جاری شدگان ) [هستند]

  71. و حتما گم گشت قبل ايشان اكثريت اوليان ( بدوی ها ، گذشتگان )

  72. و حتما فرستاديم در [ميان] ايشان هشدار دهندگان را

  73. پس بنگر چگونه بود عاقبت هشدار داده شدگان

  74. مگر بندگان خداوند مخلص شده ها

  75. و حتما ندا داده است ما را نوح ، پس حتما خوب بود اجابت كنندگان ( جواب دهندگان )

  76. و نجات داديم او را و اهلش را از اندوه بزرگ

  77. و قرار داديم ذريه او را ، ايشانند باقيماندگان

  78. و ترك كرديم ( گذارديم ) برايش [نام و شهرت نيكو] در ديگران ( بعدی ها ، آيندگان )

  79. سلامی برای نوح در عالميان

  80. ما آنچنان جزا ( پاداش ) ميدهيم نيكوكاران را

  81. بدرستی او از بندگان ما مومنان [بود]

  82. سپس غرق كرديم ديگران را

  83. و بدرستی از شيعيان او ( پيرو و دنباله رو او ) حتما ابراهيم [بود]

  84. زمانی كه آمد سرورش را به قلبی سالمی

  85. زمانی كه گفت برای پدرش و قومش ، چه چيز را پرستش ميكنيد

  86. آيا بر خلاف واقع ( به دروغ ) خدايانی غير خداوند را ميخواهيد

  87. پس چيست گمان شما به سرور عالميان

  88. پس نگاه كرد ، نگاهی در ستارگان

  89. پس گفت بدرستی من بيماری [هستم]

  90. پس رو برتابيدند از او پشت كنندگان

  91. پس تمايل كرد به سوی خدايانشان ، سپس گفت آيا نميخوريد

  92. چيست برای شما ، سخن نميگوييد

  93. پس متمايل شد برای ايشان ضربه ای را به دست راست

  94. پس رو كردند ( برگشتند ) به سويش خشمگين شدگان ( گروهی شوريده )

  95. گفت آيا عبادت ميكنيد آنچه را كه كنده كاری ميكنيد ( مجسمه تراشی ميكنيد )

  96. و [در حاليكه] خداوند خلق كرد شما را و آنچه را كه عمل ميكنيد ( انجام ميدهيد ، منظور درست ميكنيد با دست )

  97. گفتند بنا كنيد برايش بنايی را ، پس بيافكنيد او را در جحيم ( آتش خانه )

  98. پس اراده كردند به او مكری را ، پس قرار داديم ايشان را پستترينها ( فرومايگان )

  99. و گفت بدرستی من رونده ای [هستم] به سوی سرورم ، به زودی هدايت ميكند مرا

  100. سرورم ببخش برايم از صالحان

  101. پس بشارت داديم او را به پسركی بردباری

  102. پس زمانی كه رسيد همراه با او سعی ( دويدن ، محل دويدن حجاج در مكه را ) ، گفت ای پسرم بدرستی ديدم در خوابگاهم [كه] بدرستی من ذبح ميكنم ( سر ميبرم )  تو را ، پس بنگر چه چيز می بينی ( در ميابی ) ، گفت ای پدرم انجام ده آنچه را كه فرمان يافتی ، به زودی در ميابی مرا اگر خواست خداوند از صبر كنندگان

  103. پس زمانی كه تسليم شدند آن دو و زمين خواباند او را بر پيشانی ( پهلو )

  104. و ندا داديم او را كه ای ابراهيم

  105. تصديق كرده ای ( بجا آورده ای ) رويا را ، بدرستی ما آنچنان جزا ( پاداش ) ميدهيم نيكوكاران را

  106. بدرستی اين برای او آزمايش آشكار [بود]

  107. و فديه داديم ( تبديل تعهد ، تاوان داديم ) او را به ذبحی ( قربانی ) عظيمی

  108. و گذاشتيم  برايش در آيندگان

  109. سلامی برای ابراهيم

  110. آنچنان جزا ( پاداش ) ميدهيم نيكوكاران را

  111. بدرستی او از بندگان ما مومنان [بود]

  112. و بشارت داديم او را به اسحاق خبر رسانی ( نبی ، پيغامبری ) از صالحان

  113. و بركت داديم برايش و برای اسحاق و از ذريه ( نسل ) آن دو نيكوكاری [است] و [كسی كه] ظالمی برای نفسش [ميباشد] آشكارايی

  114. و حتما منت نهاديم برای موسی و هارون

  115. و نجات داديم آن دو و قوم آن دو را از اندوه بزرگ

  116. و ياری داديم ايشان را ، پس بودند ايشان غالب شدگان

  117. و داديم آن دو را كتاب مبين شده ( آشكار و روشن شده )

  118. و هدايت كرديم آن دو را راه مستقيم ( پابرجا )

  119. و گذاشتيم برای آن دو در آيندگان

  120. سلامی برای موسی و هارون

  121. بدرستی ما آنچنان جزا ( پاداش ) ميدهيم نيكوكاران را

  122. بدرستی آن دو از بندگان ما مومنان [بودند]

  123. و بدرستی الياس حتما از فرستاده شدگان [بود]

  124. زمانی كه گفت برای قومش آيا تقوی نميكنيد

  125. آيا ميخوانيد [بت] بعل را و رها ميكنيد نيكو ( بهترين ) خالقان را

  126. خداوند سرور شماست و سرور پدران شما گذشتگان [است]

  127. پس تكذيب كردند او را ، پس ايشانند حتما احضار ( حاضر ) شدگان

  128. مگر بندگان خداوند مخلص ها ( خالص شدگان )

  129. و گذاشتيم برای او در آيندگان

  130. سلامی برای آل ياسين

  131. ما آنچنان جزا ( پاداش ) ميدهيم نيكوكاران را

  132. بدرستی او از بندگان ما مومنان [بود]

  133. و بدرستی لوط حتما از ارسال شدگان [بود]

  134. زمانی كه نجات داديم او را و اهلش را جملگی

  135. مگر پير زنی [كه] در باقيماندگان [بود]

  136. سپس هلاك كرديم ديگران را

  137. و بدرستی شماييد حتما گذرندگان برايشان [بر ديارشان] صبحگاهان

  138. و به شبانگاه ، آيا پس عقل نميكنيد

  139. و بدرستی يونس ، حتما از فرستاده شدگان [بود]

  140. زمانی كه گريخت به جانب كشتی پرباری

  141. پس قرعه كشيد و سپس شد از فرو افكندگان ( بيرون شدگان )

  142. پس بلعيد او را ماهی و [در حاليكه] او ملامت زده [بود]

  143. پس اگر نبود بدرستی او از تسبيح كنندگان

  144. حتما درنگ ميكرد در شكم آن تا روزی كه مبعوث ميشوند

  145. پس بيرون انداختيم او را به دشت ( ساحل ) و [در حاليكه] او بود بيماری

  146. و رويانيديم  برايش درختی از صيفی ( يا كدو

  147. و ارسال كرديم او را به جانب صد هزار يا اينكه بيشتر ميشدند

  148. پس ايمان آوردند ، پس متمتع كرديم ايشان را تا زمانی

  149. پس رای بگير ايشان را آيا برای سرورت دختران و برای ايشان پسران [است]

  150. يا خلق كرديم ملائكه را مادينه گانی و ايشان شاهدان بودند

  151. هشيار باشيد بدرستی ايشان از خلاف ( دروغ ) گفتنشان حتما ميگويند ( يا اعتراف خواهند كرد )

  152. [نقل قول مشركين] " فرزند آورد ( زاييد ) خداوند " و بدرستی ايشان حتما دروغگويان [هستند]

  153. " برگزيد دختران را بر پسران "

  154. چيست شما را ، چگونه حكم ( داوری و قضاوت ) ميكنيد

  155. آيا پس متذكر نميشويد

  156. يا برای شماست دليلی آشكاری

  157. پس بياوريد به كتابتان اگر شماييد راستگويان

  158. و قرار دادند بين او و بين جنيان نسبتی ( فاميلی ) و حتما دانسته است جنيان [كه] بدرستی ايشانند حتما احضار ( حاضر ) شوندگان

  159. پاك است خداوند از آنچه كه وصف ميكنند

  160. جز [آنچه كه] بندگان خداوند [وصف ميكنند آن]  مخلص ( خالص شده ) ها

  161. پس بدرستی شما و آنچه را كه ميپرستيد

  162. نيستيد شما برايش گمراه كنندگان ( به فتنه و شر اندازندگان )

  163. مگر آن كسی كه اوست رونده ( كشيده شده ، افكنده ) [به] جحيم ( جهنم )

  164. [نقل قول از ملائكه] " و نيست از ما مگر اينكه برايش مقامی معلومی [باشد] "

  165. " و ما حتما ماييم صف كشندگان ( صف كشيدگان ، صف بستگان ) "

  166. " و ما ، حتما ماييم تسبيح كنندگان "

  167. و اينكه حتما ميگفتند

  168. " كاش بدرستی نزد ما [بود] ذكری از گذشتگان "

  169. " حتما ميشديم بندگان خداوند مخلصها "

  170. پس ناسپاسی كردند به آن ، پس به زودی ميدانند

  171. و حتما سبقت گرفت كلام ما برای بندگانمان فرستاده شدگان

  172. بدرستی ايشان برايشان پيروز ( ياری ) شدگان [هستند]

  173. و بدرستی لشگر ما برای ايشان چيره شدگان [باشند]

  174. پس رو برگردان از ايشان تا زمانی

  175. و نگاه كن ايشان را پس به زودی مينگرند

  176. آيا پس به عذاب ما عجله ميكنند

  177. پس زمانی كه نازل شود به سرشان ، پس زشت ( بد ) صبحی ( صبحگاهی ) [است] هشدار داده شدگان را

  178. و روی گردان از ايشان تا زمانی

  179. و بنگر پس به زودی مينگرند

  180. پاك است سرور تو ، سرور عزت ( اقتدار ) از آنچه كه وصف ميكنند

  181. و سلامی برای ارسال شدگان ( رسولان )

  182. و ستايش برای خداوند سرور عالميان