Home   |  تماس با ما و ارسال مطالب |  پروژه‌ها  | نرم‌افزارهاي مورد نياز |

home

 

19-07-2013

 

 

سوره زخرف ، مكی 89 آيه

 

به نام خداوندِ رحم كنندهِ ( بخشنده ، گذشت كننده )  مهربان ( با شفقت ، با عاطفه )

  1. حم

  2. سوگند كتاب آشكار را

  3. ما قرار داديم آن را قرآنی عربی ، باشد برای شما [كه] عقل ( انديشه ) كنيد

  4. و بدرستی آن در مادر كتاب نزد ماست ، حتما بلند مرتبه ای حكيمی [می باشد]

  5. آيا پس بزنيم از شما تذكر را به كناری ( از يادآوری صرفنظر كنيم ) [چرا] كه شماييد قومی اسراف كنندگان

  6. و چه بسيار ارسال كرديم از نبی ( خبر رسانی ) در گذشتگان ( اولی ها و بدوی ها )

  7. و نمی آيد ايشان را از نبی ( پيغامبری ) مگر اينكه به آن تمسخر ميكردند

  8. پس نابود كرديم شديدترين ( قويترين ) از ايشان را [در] دلاوری ( جنگ آوری )  و سپری شد مثال ( حكايت ) گذشتگان ( اولی ها )

  9. و اگر سوال كنی ايشان را [كه] چه كسی خلق كرد آسمانها و زمين را ، حتما ميگويند خلق كرد آنها را عزيز ( قدرتمند ) دانا

  10. كسی كه قرار داد برای شما زمين را مهدی ( گهواره ای ) و قرار داد برای شما در آن راههايی را ، باشد برای شما كه هدايت شويد

  11. و كسی كه نازل كرد از آسمان آبی را به قدری ( اندازه ای ) ، پس انتشار ( پرورش ) داديم به آن بلدی ( دياری ) مرده ای را ، آنچنان بيرون آورده ميشويد

  12. و كسی كه خلق كرد زوجها را همگيش و قرار داد برای شما از كشتی و چهار پايان آنچه را كه سوار ميشويد

  13. برای اينكه استيلا يابيد برای پشتهايش ، سپس ياد كنيد نعمت سرورتان را ، زمانی كه استوار ( سوار ) شديد برايش و بگوييد پاك است كسی كه رام كرد برايمان اين را و نبوديم ما برايش همنشينان ( ياوران ، مشاركت كنندگان )

  14. و ما به سوی سرورمان حتما برگردندگان [هستيم]

  15. و قرار دادند برايش از بندگانش جزئی ( پاره ای ، قسمتی ، بخشی ، تكه ای ) را ، بدرستی انسان حتما كفران كننده ای آشكاری [است]

  16. آيا اتخاذ كرد از آنچه كه خلق ميكند دخترانی را و برگزيد شما را به پسران

  17. و زمانی كه بشارت ( مژده ) شود يكيشان را به آنچه كه زد ( نسبت داد ) برای رحمان ( خداوند مهربان ) همانندی را ، تيره شود سيمايش سوخته ای و اوست اندوهگينی ( فرو بلعنده ای )

  18. آيا كسی كه پرورش داده ميشود در آرايش ( ناز و نعمت ، زيور و آراستگی ) و اوست در خصومت ( مجادله ، جر و بحث ، بگو مگو ، دعوی ) غير آشكاری ( غير واضح و روشنی ، مبهمی )

  19. و قرار دادند ملائكه را ، كسانی كه ايشانند بندگان رحمان ، مونثهايی ( مادينه گانی ) ، آيا شاهد بودند خلقت ايشان را ، به زودی نوشته ميشود شهادت ايشان و پرسيده ميشوند

  20. و گفتند اگر ميخواست رحمان نمی پرستيديم ايشان را [ملائكه را] ، نيست برايشان به آن از علمی ، بدرستی ايشان [نيستند] مگر اينكه تخمين ( گمان ) ميزنند

  21. آيا داديم ايشان را كتابی از قبلش ، پس ايشانند به آن  تمسك ( استدلال ) كنندگان

  22. بلكه گفتند ما يافتيم پدرانمان ( اجدادمان ) را بر آئينی ( فرقه ای ) و ماييم بر آثار ( رد پای ، دنباله روی ) ايشان هدايت شدگان

  23. و آنچنان ارسال نكرديم از قبل تو در قريه ای از هشدار دهنده ای ، مگر اينكه گفت خوشگذرانان آن ، ما يافتيم پدرانمان ( اجدادمان ) را بر امتی ( آيين و عقيده ای ) و ماييم بر آثار ( رد پای ، دنباله روی ) ايشان اقتداء كنندگان ( پا برجايی و ايستادگی كنندگان )

  24. گفت آيا هرچند كه آوريم شما را به هدايتمندتر از آنچه كه يافتيد برايش پدرانتان را ، گفتند ماييم به آنچه كه فرستاده شديد به آن كافران

  25. پس انتقام گرفتيم از ايشان ، پس بنگر چگونه بود عاقبت تكذيب كنندگان

  26. و زمانی كه گفت ابراهيم برای پدرش و قومش ، بدرستی من متبری [هستم] از آنچه كه عبادت ( بندگی ) ميكنيد

  27. مگر كسی كه پديدار كرد مرا ، پس بدرستی او به زودی هدايت ميكند مرا

  28. و قرار داديم او را كلمه ای باقيمانده ای در عقبش ( آينده اش ) ، باشد برای ايشان كه برگردند

  29. بلكه متمتع كردم اينان و پدرانشان را تا اينكه آمد ايشان را حق و رسولی آشكاری

  30. و زمانی كه آمد ايشان را حق ، گفتند اين جادويی [است] و ماييم به آن كافران

  31. و گفتند چرا نازل نشد اين قرآن برای مردی از دو قريه بزرگی

  32. آيا ايشان تقسيم ميكنند رحمت سرورت را ، ماييم كه تقسيم ميكنيم مابين ايشان مايه زندگانيشان را در زندگانی دنيا و بالا برديم بعضی ايشان را فوق ( بالای ) بعضی رتبه هايی ( درجاتی ) را برای اينكه اتخاذ كند بعضيشان بعضی را تسخير شدگان ( رام و در خدمتها ) و رحمت سرورت بهتری [است] از آنچه كه جمع آوری ميكنند

  33. و اگر نبود كه باشند انسيان ( مردم ) امتی ( هم عقيده گانی ) متحدی ( يكی ) ، حتما قرار ميداديم برای كسی كه كفران ميكند به رحمان برای خانه هايشان سقفهايی ( درپوشهايی ) از نقره ای و بالابرها ( نردبانها ، پله ها ، آسانسورها ) برای آن [تا] بالا روند

  34. و برای خانه هايشان درهايی و تختهايی برايش [كه] تكيه زنند

  35. و جواهراتی ( زيور آلاتی ) و بدرستی تمام آن حتما آنچه كه متاع زندگانی دنياست و آخرت نزد سرورت برای متقيان ( پرهيزگاران ) [است]

  36. و كسی كه رو برمی تابد از ذكر رحمان ، آماده ميكنيم برايش شيطانی را ، پس اوست برايش همنشينی ( همدمی )

  37. و بدرستی ايشان حتما سد ( منع ) ميكنند ايشان را از راه و حساب ( گمان ) ميكنند [كه] بدرستی ايشانند هدايت شدگان

  38. تا زمانی كه آيد ما را ، گويد ای  كاش ، بين من و بين تو فاصله ای ( دوری ) دو مشرق [بود] ، پس بد همنشينی [است]

  39. و هرگز نفع نمی كند شما را امروز زمانی كه ظلم كرديد ، بدرستی شما در عذاب مشتركانيد

  40. آيا پس تو ميشنوانی كران را يا هدايت ميكنی كوران را و كسی كه باشد در گمراهی آشكاری

  41. پس اما اگر ببريم تو را ، پس حتما ما از ايشان انتقام گيرندگان [هستيم]

  42. يا نشان ميدهيم تو را آنكه را وعده داديم ايشان را ، پس ماييم برايشان مقتدران ( توانايان )

  43. پس تمسك  كن ( چنگ زن ) به آنكه وحی شد به سويت ، بدرستی تو بر راهی مستقيمی ( پايداری ) [هستی]

  44. و بدرستی آن حتما ذكری برايت و برای قومت [است] و به زودی پرسيده ميشويد

  45. و بپرس آن كس را كه ارسال كرديم از قبل تو از رسولانمان ، آيا قرار داديم از غير رحمان خدايانی را كه مورد عبادت قرار گيرند

  46. و حتما ارسال كرده ايم موسی را به آياتمان به سوی فرعون و درباريانش ، پس گفت بدرستی من فرستاده سرور عالميان [هستم]

  47. پس زمانی كه آمد ايشان را به آيات ما ، آنگاه ايشان از آن خنده ميكردند

  48. و نشان نداديم ايشان را از نشانه ای مگر آنكه آن بزرگتر از همانندش ( خواهرش ، ديگری ، دو قلويش ) [بود] و گرفتيم ايشان را به عذاب ، باشد برای ايشان كه برگردند

  49. و گفتند ای ساحر بخوان برای ما سرورت را به آنچه كه عهد كرد نزدت ، بدرستی ماييم حتما هدايت شدگان

  50. پس زمانی كه باز كرديم ( برطرف كرديم ) از ايشان عذاب را ، آنگاه ايشان عهد شكنی می كردند ( تخلف می كردند )

  51. و ندا داد فرعون در قومش ، گفت ای قوم من ، آيا نيست برايم فرمانروايی ( مالكيت ) مصر و اين چشمه ها [كه] جريان دارد از زيرم ، آيا پس نمی بينيد

  52. آيا من بهتری [نيستم] از اين كسی [كه] اوست خواری ( كم بهايی ، رذلی و پستی ) و نزديك نيست كه  آشكار كند ( مبين و مشخص و بيان كند ) [سخن را]

  53. پس چرا افكنده نشد برايش دست بندهايی از طلايی يا بيايد همراه او ملائكه همنشينان ( همدم و قرينه ها ، دوش به دوشان )

  54. پس فرونشاند ( خفيف كرد ، خفت بار كرد ) قومش را ، پس اطاعت كردند او را ، بدرستی ايشان بودند قومی فسق كنندگان

  55. پس زمانی كه خشمگين ( متاسف ) كردند ما را ، انتقام گرفتيم از ايشان ، پس غرق كرديم ايشان را جملگی

  56. پس قرار داديم ايشان را درگذشتگانی ( سپری شدگانی ) و مثالی ( درس عبرتی ) برای ديگران ( آيندگان )

  57. و زماني كه زده شد پسر مريم [را] مثالي ( پند و اندرزي ) ، آنگاه قوم تو از او باز ميدارند ( منع ميكنند )

  58. و گفتند آيا خدايان ما بهتري [هستند] يا او ، نزدند آن [مثال] را برايت مگر [به] جدال ( ستيزه ) ، بلكه ايشانند قومي خصومت ( دشمني و گينه ) كنندگان

  59. كه او [مسيح رسول الله نيست] مگر بنده‌اي [كه] نعمت داديم برايش و قرار داديم او را مثالي ( عبرتي ، الگويي ، سرمشقي ) براي پسران اسرائيل

  60. و اگر بخواهيم حتما قرار ميدهيم از شمايان ملائكه‌اي را در زمين [تا] جايگزين شوند

  61. و بدرستي او ( ظهور مسيح رسول الله ) حتما علمي ( دانشي ، مايه فهميدن و دانستني ) براي ساعت ( قيامت ) [است] ، پس ترديد ( شك ) نكنيد به آن [موضوع ، واقعه] و تبعيت كنيد مرا ، اين [است] راهي مستقيمي ( پابرجايي )

  62. و باز ندارد ( مسدود و منع ) نكند شما را شيطان ، بدرستي اوست براي شما دشمني آشكاري

  63. و زمانی كه آمد عيسی به بينات ( دلايل آشكار ) ، گفت آمده ام ( يا آورده ام ) شما را به حكمت و برای اينكه آشكار ( مبين ) كنم برای شما بعض آنكه اختلاف ميكنيد در [مورد] آن ، پس بترسيد ( تقوی و پرهيزگاری ) كنيد خداوند را و اطاعت كنيد مرا

  64. بدرستی خداوند اوست سرورم و سرور شما ، پس بندگی كنيد او را ، اين راهی مستقيمی ( پايداری ) [است]

  65. پس اختلاف كرد احزاب ( گروها ) از مابينشان ، پس وای برای كسانی كه ظلم كردند از عذاب روزی دردناكی

  66. آيا چشم به راهند مگر ساعت ( قيامت ) را كه بيايد ايشان را غافل گيرانه ای و [در حاليكه] ايشان درنيابند

  67. دوستان ( رفيقان ) در چنين روزگاری  بعض ايشان برای بعضی دشمنی [هستند] مگر متقيان ( پرهيزگاران )

  68. ای بندگان نيست ترسی برای شما امروز و نيستيد شما اندوهگينان

  69. كسانی كه ايمان آوردند به آيات ما و بودند مسلمانان ( تسليم شدگان )

  70. داخل شويد باغ را ، شماييد و زوجهايتان شادمانان ( مسروران )

  71. چرخانده شود برايشان به جامهايی از طلايی و تنگهايی ( آبخوری هايی ، پارچهايی ) و در آن [است] آنچه را كه اشتها ميكند آن را نفسها ( اشخاص ) و لذت ميبرد چشمان و شماييد در آن جاودانان

  72. و اين است باغ ، آنكه ارث داده شديد آن را به [سبب] آنچه كه عمل ميكرديد

  73. برای شماست در آن ميوه جاتی بسياری [كه] از آن ميخوريد

  74. بدرستی مجرمان در عذاب جهنم جاودانان [هستند]

  75. فرونشانده ( آرام شده ) نميشود از ايشان و ايشانند در آن متحيران ( مايوس ، ملبس ) شدگان

  76. و ظلم نكرديم ايشان را و ليكن بودند ايشان ظالمان

  77. و ندا دهند ، ای مالك ( فرمان ده جهنم ) مقتضی كند ( حكم نهايی دهد ) برايمان سرورت ، گويد بدرستی شما مكث ( درنگ ) كنندگان ( ماندنی ) [هستيد]

  78. حتما آمده بوديم شما را به حقيقت و ليكن اكثرتان برای حق كراهت داشتگان [بوديد]

  79. آيا محكم كردند كاری را ، پس ماييم محكم كنندگان

  80. يا حساب ( گمان ) ميكنند [كه] ما نميشنويم سر ( راز ) ايشان را و نجوايشان ( در گوشی ايشان ) را ، بله و فرستادگان ما حتما نزد ايشان مينويسند

  81. بگو اگر بود برای رحمان متولد شده ای ( فرزندی ) ، پس من اولين پرستش كنندگان ( بندگان ) بودم [او را]

  82. پاك است سرور آسمانها و زمين سرور عرش از آنچه كه وصف ميكنند

  83. پس رها كن ايشان را [تا] فرو روند و بازی گوشی كنند تا اينكه ملاقات كرده شوند روزشان را ، آنكه وعده داده ميشوند

  84. و اوست كسی كه در آسمان خدايی [است] و [همچنين] در زمين خدايی و اوست حكيم دانا

  85. و پاك است كسی كه برای اوست فرمانروايی آسمانها و زمين و آنچه كه مابين آن دو [است] و نزد اوست علم ساعت و به سوی او برگردانده ميشويد

  86. و مالك نميباشد كسانی كه ميخوانند از غير او شفاعتی را ، مگر كسی كه شهادت دهد به حق و ايشان ميدانند

  87. و اگر سوال كنی ايشان را كيست [كه] خلق كرد ايشان را ، حتما ميگويند خداوند ، پس كجا برگردانده ميشوند ( دروغ پردازی ميكنند )

  88. و گفتار او [اينكه]  ای سرورم ، بدرستی اينان قومی [هستند كه] ايمان نمی آورند

  89. پس درگذر از ايشان و بگو سلامی پس به زودی ميدانند