Home   |  تماس با ما و ارسال مطالب |  پروژه‌ها  | نرم‌افزارهاي مورد نياز |

home

 

19-07-2013

 

 

سوره دخان ، مكی 59 آيه

 

به نام خداوندِ رحم كنندهِ ( بخشنده ، گذشت كننده )  مهربان ( با شفقت ، با عاطفه )

  1. حم

  2. سوگند كتاب آشكار را

  3. ما نازل كرديم آن را در شبی مباركی ( فرخنده ای ) [كه] ما بوديم هشدار دهندگان

  4. در آن جدا ميشود هر ( تمام ) كاری حكيمانه ای

  5. فرمانی ( كاری ) از نزد ما [كه] ما بوديم ارسال كنندگان

  6. رحمتی از [جانب] سرورت ، بدرستی او ، اوست شنوای دانا

  7. سرور آسمانها و زمين و آنچه كه مابين آن دو است ، اگر هستيد يقين آورندگان

  8. نيست خدايی مگر او ، زنده ميكند و می ميراند ، سرور شماست و سرور پدرانتان اوليهاست ( گذشتگان است )

  9. بلكه ايشان در شكی سرگرمند ( بازی گوشی ميكنند )

  10. پس منتظر ( مراقب ) باش روزی را [كه] می‌آورد آسمان به دخانی ( دودی ، ماده سياه و كدری ) آشكاری

  11. ميپوشاند انسيان ( مردم ) را ، اين است عذابی دردناكی

  12. [می گويند] سرور ما برطرف كن ( بازكن ، بگشای ) از ما عذاب را ، ماييم ايمان آورندگان

  13. كجا برايشان ذكريست و [در حاليكه] آمده است ايشان را رسولی آشكاری

  14. سپس رو برگردانند از او و گويند آموخته‌ای ( درس ياد گرفته‌ای ) مجنونی [ديوانه‌ای است]

  15. ماييم برطرف  كننده عذاب اندكی ( زمانی ) را ، بدرستی شماييد عودت ( بازگشت و تكرار ) كنندگان

  16. روزی كه حمله ميكنيم ، هجوم بزرگ را ، ماييم انتقام گيرندگان

  17. و حتما امتحان كرده ايم قبل ايشان قوم فرعون را و آمد ايشان را رسولی گرامی

  18. كه مسترد ( اعاده كن ) به سويم بندگان خداوند را ، بدرستی من برای شما فرستاده ای امينی [هستم]

  19. و اينكه بزرگی ( والايی ، بلند مرتبگی ) نكنيد برای خداوند ، بدرستی من آوردم شما را به دليلی آشكاری

  20. و من پناه بردم به سرورم و سرور شما [از] اينكه سنگسارم كنيد

  21. و اگر ايمان نياورده ايد برايم ، پس عزلم كنيد ( رهايم كنيد ، دوريم كنيد )

  22. پس خواند سرورش را كه اينان قومی مجرمانند

  23. پس [خداوند گفت] مخفيانه به بر به بندگانم شبانه ای ، بدرستی شماييد تعقيب ( دنبال ) شدگان

  24. و ترك كن دريا را آهسته قدم زنانی ( با آسودگی خاطر ) ، بدرستی ايشان سپاهی غرق شدگان [هستند]

  25. چه بسيار ترك كردند ( باقی گذاشتند ) از باغهايی و چشمه هايی را

  26. و كشتزارهايی و جايگاهی گرامی ( با كرامتی ) را

  27. و نعمتی ، بودند در آن متنعم شدگان ( برخورداران )

  28. آنچنان و وارث كرديم آن را [برای] قوم ديگری

  29. پس گريه نكرد برايشان آسمان و [نه] زمين و نبودند چشم به راهان

  30. و حتما نجات داده ايم پسران اسرائيل را از عذاب خوار ( پست ) كننده

  31. از فرعون ، بدرستی او بود بزرگی خواه ( بلند پرواز ) از زياده روی كنندگان

  32. و حتما متمايز كرده ايم ( بهتر كرده ايم ، برگزيده ايم ) ايشان را بر دانشی برای عالميان

  33. و داديم ايشان را از آيات ( نشانه ها و معجزات ) آنچه را كه در آن امتحانی ( مصيبتی ) آشكاری [بود]

  34. بدرستی اينان حتما ميگويند

  35. كه آن [نيست] مگر مرگمان اوليه و نيستيم ما به انتشار يافتگان ( برانگيخته شدگان )

  36. پس بياوريد به پدرانمان اگر هستيد راستگويان

  37. آيا ايشان بهترند يا قوم تبع و كسانی كه از قبل ايشان [بودند] ، نابود كرديم ايشان را ، بدرستی ايشان بودند مجرمان

  38. و خلق نكرديم آسمانها و زمين را و آنچه را كه مابين آن دو است بازی گوشانه ( جهت سرگرمی )

  39. خلق نكرديم آن دو را مگر به حق و ليكن اكثرشان نميدانند

  40. بدرستی روز جدايی ، ميقات ( محل قرار و ملاقات ) ايشان [است] جملگی

  41. روزی كه بی نياز نميكند دوستی ( سرپرستی ) را از رفيقی ( رئيسی ) چيزی را و نيستند ايشان ياری شوندگان

  42. مگر كسی را [كه] رحم كرد خداوند ، بدرستی او ، اوست عزيز مهربان

  43. بدرستی درخت زقوم

  44. طعام گناه كار [است]

  45. همچون روغن ( عناصر معدنی ) ميجوشد در شكمها

  46. همچون جوشيدن حميم ( آب جوش )

  47. بگيريد او را پس بكشيد ( حمل كنيد ) او را به سوی بدی ( زشتی ، سختی ) جحيم

  48. سپس بريزيد بالای سرش را از عذاب حميم ( آب جوش )

  49. بچش [كه] بدرستی تو ، تو هستی عزيز ( دردانه ) كريم ( عزيز گرامی )

  50. بدرستی اين [است] آنچه را كه شما به آن شك می كرديد

  51. بدرستی متقيان ( خدا ترسان ) در جايگاهی امنی [هستند]

  52. در باغهايی و چشمه هايی

  53. پوشانده ميشوند از حريری و زر بافتی رو به رويان

  54. آنچنان و ازدواج دهيم ايشان را به چشم سرمه ای ها

  55. ميخوانند در آن به هر ( تمام ) ميوه جاتی ، امنيت يافتگان

  56. نميچشند در آن مرگ را ، مگر مرگ اولی و نگهدارد ايشان را [از] عذاب جحيم

  57. فضلی از سرورت آن ، آنست رستگاری ( نجات و فرار ) بزرگ

  58. پس جز اين نيست كه آسان ميكنيم آن را به زبانت ، باشد برايشان كه متذكر شوند

  59. پس مراقب باش [كه] بدرستی ايشان مراقبان [هستند]