Home   |  تماس با ما و ارسال مطالب |  پروژه‌ها  | نرم‌افزارهاي مورد نياز |

home

 

30-07-2013

 

سوره طور ، مكی 49 آيه

 

به نام خداوندِ رحم كنندهِ ( بخشنده ، گذشت كننده )  مهربان ( با شفقت ، با عاطفه )

  1. سوگند طور را ( كوه  طور را )

  2. و كتابی سطر بندی شده ای ( نگاشته شده ای ) را

  3. در پوستينی ( ورقی ، طوماری ) سرگشاده ای ( انتشار و گسترده شده ای ، شفافی ، روشنی ، تكثير شده ای )

  4. و خانه آباد ( كعبه ، مكه عمران شده )

  5. و سقف بلند شده ( بالا رفته ، برافراشته شده )

  6. و دريای لبريز ( آكنده ، پر شده )

  7. بدرستی عذاب سرورت حتما واقع شدنی [است] ( استقرار يافتنی است )

  8. نيست برايش از دفع كننده ای

  9. روزی [كه] نوسان كند ( به راست و چپ ، جلو و عقب ، بالا و پايين حركت كند ، بخزد ، بلرزد ) آسمان نوسانی ( خزشی ) را

  10. و سير ميكند كوهها ، سير كردنی را

  11. پس وای در چنين روزگاری برای تكذيب كنندگان

  12. كسانی كه ايشان در فرو رفتگی بازی گوشی ميكنند

  13. روزی [كه] رانده ميشوند به سوی آتش جهنم راندنی ( انداختنی ) را

  14. اين آتشی [است] آنكه به آن تكذيب ميكرديد

  15. آيا پس جادويی [است] اين ، يا شما نمی بينيد

  16. كشيده ( وارد ) شويد آن را پس صبر كنيد يا صبر نكنيد ، يكسانی [است] برايتان ، جز اين نيست كه جزا داده ميشويد آنچه را كه عمل ميكرديد

  17. بدرستی متقيان در باغهايی و نعمتهايی [هستند]

  18. شادابان ( خوش رويان ، خنده رويان ، برخورداران ) [هستند]  به آنچه كه داد ايشان را سرورشان و نگهداشت ايشان را سرورشان [از] عذاب جحيم ( جهنم )

  19. بخوريد و بنوشيد گوارايی به [سبب] آنچه كه عمل ميكرديد

  20. تكيه زنندگان بر تختهايی [هستند] صف بسته شده ای و [به] زوجيت درآوريم ايشان را به سرمه ای چشمانی

  21. و كسانی كه ايمان آوردند و پيروی كرد ايشان را ذريه ايشان ( زادگانشان ، فرزندانشان ) به ايمانی ، ملحق می كنيم به ايشان فرزندانشان ( زادگانشان ) را و نكاهيم ايشان را از عملشان از چيزی ، هر ( تمام ) مردی به آنچه كه كسب كرد رهنی ( بازداشت و گروی ) [است]

  22. و می گسترانيم ( مدد ميكنيم ) ايشان را به ميوه جاتی و گوشتی از آنچه كه اشتها ( ميل و درخواست و هوس ) ميكنند

  23. منازعه ( مشاجره ) ميكنند در آن كاسه ای ( جام نوشيدنی ) را ، نيست لغوی ( سخن باطلی ، هذيانی  ) در آن و نه گناهكاری ( جفا كاری )

  24. و ميچرخد برايشان پسركهايی برايشان ، گويا ايشانند مرواريد نهفته شده ای ( به رديف چيده شده ای )

  25. و رو كند بعض ايشان برای بعضی [در حاليكه] سوال ميكنند

  26. گويند ما بوديم قبلا در اهلمان ( خانواده مان ) هراسناكان

  27. پس منت نهاد خداوند برايمان و نگهداشت ما را [از] عذاب باد سوزان

  28. ما از قبل ميخوانديم او را ، بدرستی او ، اوست خوب ( نيك ) مهربان

  29. پس ذكر كن ، پس نيستی تو به نعمت سرورت به كاهنی ( رمال و پيشگو، غيبگو و طالع بين از روی وضعيت ستارگان )  و نه مجنونی

  30. يا ميگويند شاعری [است كه]  انتظار ميبريم به آن پيش آمد ( اتفاقات ) روزگار را ( تقدير ، سرنوشت را )

  31. بگو انتظار كشيد ، پس بدرستی من همراه شما از منتظران [هستم]

  32. آيا فرمان ميدهد ايشان را عقايدشان ( توهماتشان ، پندارشان ) به اين ، يا ايشان قومی طغيان كنندگان [هستند]

  33. يا ميگويند فرا بافت آن را ، بلكه ايمان نمی آورند

  34. پس ميبايست بياورند به سخنی همانند آن ، اگر هستند راستگويان

  35. يا خلق شدند از غير چيزی ( هيچی ، پوچی ، چيز و جوهره ديگری ) ، يا ايشانند خلق كنندگان

  36. يا خلق كردند آسمانها و زمين را ، بلكه يقين نمی آورند

  37. يا نزد ايشان [است] خزائن سرورت يا ايشان نگبانان ( محافظان ، خزينه داران  ) [هستند]

  38. يا برايشان پله كانی [است كه بالا روند و] گوش فرا دهند در آن ، پس ميبايست بياورد شنيده شده شان را به دليلی آشكاری

  39. آيا برايش [برای خداوند] دختران و برايتان پسران [است]

  40. يا درخواست ميكنی ايشان را اجری ( مزدی ) ، پس ايشان از غرامتی ( بار و سنگينی ) سنگين شدگان ( بدهكاران ) [هستند]

  41. يا نزد ايشان غيب [است] ، پس ايشان مينويسند

  42. يا ميخواهند ترفندی را ، پس كسانی كه كفران كردند ايشانند ترفند خوردگان

  43. يا برايشان خدايی غير خداوند [است] ، پاك است خداوند از آنچه كه شرك ميورزند

  44. و اگر به بينند پاره ای ( تكه و جدا شده ای ) از آسمان را [كه] سقوط كننده ای [است] ، ميگويند ابری متراكم شده ای [است]

  45. پس رها كن ايشان را تا اينكه ملاقات كرده شوند روزشان را ، آنكه در آن بيهوش ميشوند ( دچار صاعقه ميشوند ، برق گرفته ميشوند )

  46. روزی كه بی نياز نميكند از ايشان ترفندشان چيزی را و نيستند ايشان ياری شدگان

  47. و بدرستی برای كسانی كه ظلم كردند عذابی غير ( پيش از )  آن ( نزديك به آن ) [است] و ليكن اكثرشان نمی دانند

  48. و صبر كن برای حكم سرورت ، پس بدرستی تو به چشمان ما [پيش نظر و تحت نظر ما هستی] و تسبيح كن به ستايش سرورت زمانی را كه به پا ميخيزی

  49. و از شب [نماز شب] ، پس تسبيح كن او را و قبل هايی [رويت] ستارگان [نماز صبح]