Home   |  تماس با ما و ارسال مطالب |  پروژه‌ها  | نرم‌افزارهاي مورد نياز |

home

 

03-09-2010

 

سوره نجم ، مكی 62 آيه

 

به نام خداوندِ رحم كنندهِ ( بخشنده ، گذشت كننده )  مهربان ( با شفقت ، با عاطفه )

  1. سوگند ستاره را ، زمانی كه  فرود آمد (  پايين آمد ، تمايل كرد ، مايل شد ، رفت ، افتاد ، افكنده شد )

  2. گمراه نشد  صاحب ( دوست ، همنشين ، يار و رفيق ) شما و فريب نخورد ( حقه نخورد ، رنگ نشد )

  3. و سخن نميگويد از روی هوا و هوس

  4. كه آن [نيست] مگر  وحی [كه] وحی ميشود

  5. ياد داد  او را ، شديد القوی ( روح القدس يا جبرئيل ، بسيار و شديد در نيرو و توان و قدرت )

  6. دارنده نيرويی ( توان و قدرتی ) ، سپس ايستاد ( درست و راست اندام و قامت شد ، مستولی شد )

  7. و او بود به افق بالا ( بلند مقام و جايگاه ، بالاترين و دورترين نقطه ديد )

  8. سپس نزديك شد ، پس فرود آمد ( نزديك شد ، فروتنی نمود ، خراميد ، آويزان شد )

  9. پس شد [به] اندازه و مقدار دو قوس ( دو منحنی ، دو نيم دايره ، دو كمان يا دو وتر كمان ) يا نزديكتر

  10. پس وحی كرد به جانب عبدش ( بنده و عابدش ، عبادت كننده خداوند ) ، آنچه را كه [خداوند] وحی  كرد

  11. تكذيب ( انكار و رد ) نكرد  دل ( قلب ، سينه ، درون ، وجدان ) ، آنچه را كه ديد

  12. آيا پس مجادله ( جر و بحث ، بگو و مگو ) ميكنيد با او ، بر سر آنچه  كه می بيند

  13. و حتما ديده است او را ، نزولی ( پايين و فرود آمدنی ) ديگری ( مجددی ) را

  14. در نزد سدر پايانی ( آخری ، خاتمه دهنده ، دورترين ، نهايی )

  15. در نزد آن ، باغ ( بهشت ) اسكان ( ماوا ، خانه و منزلگاه ، پناه گاه ، آسايشگاه ) [است]

  16. زمانی كه ميپوشيد ( دربرميكرد ، در تن ميكرد )  سدر را ، آنچه را كه ميپوشيد

  17. تار و تيره و ضعيف  نشد چشم ( ديده ) و زياده روی نكرد ( بيش از حد اغماض نكرد در مشاهده ، تخيل و توهم نكرد ، از ديدن سرپيچی و كناره گيری نكرد )

  18. واقعا ديده است از نشانه های ( معجزه های ) سرورش بزرگ را

  19. آيا پس ديديد لات و عزی را

  20. و منات سومی ( سومين ) ديگر ( ديگری ) را ( نام سه بت زمان جاهليت )

  21. آيا برای شماست مذكر ( نر ، فرزند پسر ) و برای اوست مونث ( براي خداوند ماده ، مادينه ، فرزند دختر )

  22. اين [بدين منوال باشد] ، آنگاه ( كه در آن صورت ) قسمتی ( تقسيمی ، سهم كردنی ) غير عادلانه ( نادرست ، ناقص ، ظالمانه ، كج و با اعوجاج ، غير منصفانه ای ) [باشد]

  23. كه آن [نيست] مگر نامهايی كه اسم برديد ( ناميديد ، نام گذاری كرديد ) آن را شما ( خودتان ) و  پدرانتان ( اجدادتان ) ، نازل نكرد خداوند به آن از دليلی ( ادله و برهانی ) ، كه تبعيت [نه] ميكنند مگر ظن ( گمان ، تصور ، تخمين و حدس ) را و آنچه را كه هوس ميكند نفسها ( جانها و اشخاص ) و حتما آمده است ايشان را از سرورشان هدايت

  24. آيا برای انسان [مهيا و آماده و شدنی است] آنچه را كه تمنا می كند ( می خواهد ، درخواست ، خواهش و التماس می كند ، آرزو می كند )

  25. پس برای خداوند است آخرت ( بعد قيامت ، آينده ) و اوليه ( حال و گذشته ، قبل قيامت )

  26. و چه بسيار [است] از مَلَكی ( فرمانبرداری ، فرمان پذيری ، مطيعی ) در آسمانها [كه] كفايت ( بسنده ، بی نياز ) نميكند شفاعت ( ميانجی گری ، پا درميانی ، حمايت ) ايشان چيزی را ، مگر از بعد اينكه اجازه  دهد خداوند برای كسی كه ميخواهد و راضی ( خشنود ) باشد

  27. بدرستی كسانی كه ايمان نمی آورند به آخرت حتما می نامند ( اسم گذاری ميكنند ) ملائکه را نامگذاری مونث ( مادينه )

  28. و نيست برای ايشان به آن [موضوع و مسئله] از علمی ( دانشی ) ، كه تبعيت [نه] می كنند مگر ظن ( گمان ، تصور ) را و بدرستی گمان ( تصور ، خيال ) بی نياز نمی كند از حقيقت چيزی را

  29. پس اعراض ( خودداری ، دوری ) كن از كسی كه روی برمی تابد ( سرپيچی می كند ) از ذكر ( ياد ) ما ، و نخواسته است مگر حيات ( زندگانی ها و زيست ) دنيا ( قبل قيامت ) را

  30. آن نهايت ( ميزان و مقدار نهايی ) ايشان است از علم ( فهم و شعور ، دانايی ) ، بدرستی سرورت ، اوست داناتر به كسی كه گم راه ( حيران ) شد از راهش ( مسير ، سير و سلوكش ) و اوست داناتر به كسی كه هدايت يافت

  31. و برای خداوندست آنچه كه در آسمانها و آنچه كه در زمين است ، برای اينكه جزا دهد ( كيفر ، مجازات كند ) كسانی را كه بدی كردند به [سبب] آنچه كه عمل كردند و جزا ( پاداش ) دهد كسانی را كه نيكی كردند به بهترين [صورت]

  32. كسانی كه اجتناب ( خودداری و پرهيز ) ميكنند [از] بزرگان گناه ( گناهان كبيره )  و گناهان آشكارا ، مگر  خطاها ( اشتباهات ، گناهان ) كوچك ( خرد ، ريز ) ، بدرستی سرورت گسترده ( گشاده دست ، فراخ ) گذشت ( بخشش ، آمرزش ) [است] ، او داناتر به شماست ، زمانی كه پديدار ( نشر ، آفرينش ) كرد شما را در زمين و زمانی كه بوديد جنينی ( مخفی شده ای )  در شكم های مادرانتان ، پس پاك ( بی گناه و بی تقصير ) نكنيد نفسهايتان را ( خودتان را ) ، او داناتر است به كسی كه تقوی كرد ( پرهيزگاری كرد ، از خدا ترسيد )

  33. آيا پس ديدی كسی را كه روی گردانيد ( سرپيچی و تمرد كرد )

  34. و عطا كرد ( بخشيد ) كمی  و امساك كرد ( كامياب نشد ، بی نتيجه ماند ، مفلس شد ، مال نگهدارنده شد به سختی ، خودداری كرد )

  35. آيا در نزد او علم غيب [است] پس او می بيند ( درمی يابد )

  36. يا خبر داده نشده است به آنچه كه در صحف ( نوشته ها و نامه های ) موسی [بود] ( تورات )

  37. و [همچنين كتاب] ابراهيم كسی كه وفا كرد ( به عهد و وظيفه خود عمل كرد )

  38. كه هرگز بر نمی دارد ، بر دارنده ای ، بار ( گناه ) ديگری را

  39. و اينكه نيست برای انسان مگر  آنچه را كه سعی كرد ( جهد و تلاش كند )

  40. و بدرستی [كه  نتيجه] تلاشش به زودی ديده ( رويت ) می شود

  41. سپس جزا داده شود او ، جزايی [به] تمامی ( پرداخت شده ، تمام و كمال ، بدون كم و كسری )

  42. و بدرستی به سوی سرورت پايان راه ( اختتاميه ، خاتمه و نهايت كار ) [است]

  43. و بدرستی او ، اوست كه خنداند ( به خنده درآورد ) و گرياند ( به گريه انداخت )

  44. و بدرستی او ، اوست كه ميراند ( مرده كرد ) و زنده كرد ( حيات داد

  45. و بدرستی او ، خلق كرد دو زوج ، مذكر ( نر ) و مونث ( مادينه ) را

  46. از نطفه ای ، هنگامی كه فرو ريخته شود

  47. و بدرستی برای اوست ( در عهده و وظيفه اوست ) آفرينش ( رويانيدن ، پرورش دادن ، تكثير ) ديگر ( بعدی )

  48. و بدرستی او ، اوست كه بی نياز كرد ( خودكفا كرد ، غنی و پرمايه كرد ) و سرمايه داد ( خشنود كرد ، ذخيره و دارايی داد )

  49. و بدرستی او ، اوست سرور شعری ( ستاره شعری )

  50. و بدرستی او ، هلاك ( نابود و نيست ) كرد عاد ( قوم عاد )  قبلی ( اولی ) را

  51. و ثمود ( قوم ثمود ) را ، پس باقی نگذاشت ( كلا از بين برد )

  52. و قوم نوح را از قبل ( دير باز ) ، بدرستی ايشان بودند ، ايشان  ظالمتر ( ستمگرتر ) و طاغی تر ( عصيان كننده تر )

  53. و زير و زبر شدگان را فرو افكند ( پايين آورد )

  54. پس پوشاند آن را ، آنچه را كه پوشاند

  55. پس به كدامين [يك از]  نعمتهای ( الطاف ) سرورت مشاجره ( شك و شبهه ، تمرد ، ستيزه و مجادله و خصومت ، بگو و مگو ) ميكنی

  56. اين بيم ( هشدار ) دهنده ای است از بيم دهندگان اولی ( قبلی ، ابتدايی ، پيشين )

  57. نزديك شد نزديك شونده ( روز  قيامت )

  58. نيست برای آن از غير ( بدون ، جز ) خداوند آشكار كننده ای ( پيدا و يابنده ای ، مشخص و روشن كننده ای )

  59. آيا پس از اين سخن  تعجب می كنيد ( شگفت زده ميشويد )

  60. و می خنديد  و نمی گرييد

  61. و شماييد بازی كنندگان ( بازی گوشی كنندگان ، سرود خوانندگان ، تكبر كنندگان )

  62. پس سجده كنيد ( زانو زنيد )  برای خداوند و عبادت ( پرستش ، بندگی ) كنيد