Home   |  تماس با ما و ارسال مطالب |  پروژه‌ها  | نرم‌افزارهاي مورد نياز |

home

 

06-01-2011

 

سوره قمر ، مكی 55 آيه

 

به نام خداوندِ رحم كنندهِ ( بخشنده ، گذشت كننده )  مهربان ( با شفقت ، با عاطفه )

  1. نزديك ( مجاور ) شد ساعت ( وقت و زمان قيامت ) و شقه ( شكافته ، تكه ، پاره و جدا شده ) شد ماه

  2. و اگر به بينند نشانه ای ( معجزه ای ) را ، اعراض ميكنند و ميگويند [كه] جادوی مستمری ( پيوسته ای ) [است]

  3. و تكذيب كردند و تبعيت كردند [از] تمايلاتشان ( هوا و هوسهايشان ) و هر ( تمام ) كاری ( امری ) استقرار يافته ای ( جا افتاده ای ، در مكان و زمان خود روی دادنی ) [باشد]

  4. و همانا آمده است ايشان را ، از اخبار آنچه كه در آن [است] منزجر شده ای ( به صدا و داد و فرياد آمده ای ، متنفر شده ای ، مايه انزجار )

  5. حكمت ( تدبير و انديشه مدبرانه ) لغايت يافته ای ( ادامه يافته ای ، بالغه ای ، رو به سعودی ، به آخرين حد خود رسيده ای ) ، پس كفايت  نميكند هشدار دهندگان ( رسولان )

  6. پس روی برگردان از ايشان [تا] روزی كه فرا ميخواند  صدا كننده  به طرف چيزی نامعلومی ( ناخوش آيندی )

  7. پايين افتاده ای ( خضوع كننده ای ، سر افكنده ای ) [باشد] چشمانشان ، خارج ميشوند از قبرها ، آنچنان كه گويا ايشان هستند همانند ملخهايی منتشری ( پخش و پلا شده ای )

  8. سرازير شدگانند ( بشتاب روندگانند ) به سوی صدا كننده ، ميگويد كافران اين [است] روزگاری سختی ( دربند و رنجی )

  9. تكذيب كرد قبل از ايشان قوم نوح ، پس تكذيب كردند بنده ما را  و گفتند مجنونی  و زجر كشيده ای ( اذيت شده ای ) [است]

  10. پس خواند سرورش را ، كه بدرستی من مغلوبی ( شكست خورده ای ) [هستم] ، پس ياری كن

  11. سپس گشوديم دربهای آسمان را به آبی ريزانی ( مداومی ، نهر شونده ای )

  12. و جاری كرديم ( جوشانديم ، شكافتيم ) زمين را چشمه هايی ، پس تلاقی كرد ( به هم پيوست ) آب به فرمانی ( حدی ) [كه] اندازه شده [بود] ( مقدر و معلوم شده بود )

  13. و حمل ( سوار ) كرديم او را بر دارای لوحهايی ( الوارهای چوب ، تخته های سياه و قيراندود شده ای ) و ميخ كوب شده ای

  14. ميچرخيد ( روان بود ) به چشمان ما ( زير نظر ما )  ، جزايی ( پاداشی ) برای كسی كه ناسپاسی ( نا باوری ) شده بود

  15. و بدرستی باقی گذارده ايم  آن [واقعه] را  آيتی ( نشانه و معجزه ای ) ، پس آيا [هست] از متذكری ( يادآوری كننده و شونده ای )

  16. پس چگونه بود عذاب  من و هشدارهايم

  17. و حتما آسان كرده ايم قرآن را برای ذكر ( يادآوری ، پند و اندرز ) ، پس آيا [هست] از متذكری ( يادآوری كننده و پند و اندرز شونده ای )

  18. تكذيب كرد عاد ( قوم عاد ) ،  پس چگونه بود  عذاب من و هشدارهايم

  19. ما فرستاديم برای ايشان بادی پر خروشی ( توفنده ای ) را در روز نحسی ( شوم و بد اقبالی ) [به حالت] مستمری ( پی در پی )

  20. ميكند ( ريشه كن ميكرد ) انسيان ( مردم ) را ، آنچنانكه گويا ايشان بودند همانند بيخها ( كندها و تنه های ) نخلی  به آخر رسيده ای ( تو خالی و پوسيده ای )

  21. پس چگونه بود عذاب من و هشدارهايم

  22. و حتما آسان كرده ايم قرآن را برای ذكر ( يادآوری ، پند و اندرز ) ، پس آيا [هست] از متذكری ( يادآوری كننده و پند و اندرز شونده ای )

  23. تكذيب كرد ثمود ( قوم ثمود ) به هشدار دهندگان

  24. پس گفتند آيا بشری ( موجود دو پايی ) از ما ( خودمان )  تكی ( تنهايی )  [كه ميبايست] تبعيت كنيم او را ، بدرستی ما آنگاه [هستيم] در گمراهی  و ديوانگی ( احمقی ، كند ذهنی ، سفاهتی )

  25. آيا افكنده شد ذكر برای او از مابين ما ، بلكه اوست دروغگويی شروری

  26. به زودی ميدانند فردايی [كه] چه كسی [است] دروغگوی شرير

  27. ما ارسال كننده [بوديم] ماده شتر را فتنه ای ( مايه امتحانی ) برای ايشان ، پس [ای صالح] مراقب باش ايشان را و صبر كن

  28. و خبر بده ايشان را  كه آن آب قسمت ( سهم ) [شد] مابين ايشان ، هر ( تمام ) شربی ( نوشيدنی ) در انتظاری ( حاضر كرده شده ای ، به نوبت و موعدی مشخص و معلومی ) [است]

  29. پس ندا دادند رفيقشان را ، پس جسارت كرد ( به دست گرفت آلت قتاله را ، از خود دليری و شجاعت نشان داد ) ، سپس ذبح كرد ( ناقه را سر بريد )

  30. پس چگونه بود عذاب  من و هشدارهايم

  31. ما فرستاديم  برای ايشان صيحة واحدة ( فرياد و بانگی تك و تنهايی ) را ، پس شدند همچون كاه كوفته شده ( علف خرد ) درهم بسته شده ( به هم گير و بافته شده ، كلوخ شده ، خروار شده )

  32. و حتما آسان كرده ايم قرآن را برای ذكر ( يادآوری ، پند و اندرز ) ، پس آيا [هست] از متذكری ( يادآوری كننده و پند و اندرز شونده ای )

  33. تكذيب كرد قوم لوط به هشدار دهندگان

  34. ما فرستاديم برای ايشان طوفان شنی را ، مگر آل ( خاندان ، تبار ) لوط ، نجات داديم ايشان را به ( در ) سحری ( صبح زودی )

  35. نعمتی از نزدمان  ، آنچنان جزا ( پاداش ) ميدهيم كسی را كه شكر كرد

  36. و همانا هشدار داده بود ايشان را به حمله ( انتقام ) ما ، پس تمرد ( سرسختی ) كردند به هشدار دهندگان

  37. و بدرستی [در صدد] اغفال ( از راه به در كردن برای انجام كاری نا مشروع ) او برآمده بودند از برای ( بحر ) مهمانش ، پس كور كرديم ( فرونشانديم ) چشمانشان را ، پس بچشيد عذابم و هشدارهايم را

  38. و بدرستی صبح كرده است ايشان را ، بامدادی عذابی مستقری ( وقوع يافته ای )

  39. پس بچشيد عذابم و هشدارهايم را  

  40. و حتما آسان كرده ايم قرآن را برای ذكر ( يادآوری ، پند و اندرز ) ، پس آيا [هست] از متذكری ( يادآوری كننده و پند و اندرز شونده ای )

  41. و همانا آمده بود [به جانب] آل  فرعون ، هشدار دهندگان

  42. تكذيب كردند به آيات ما همگيش ، پس گرفتيم ايشان را ، گرفتن عزيزی ( پر قدرت ) مقتدری ( با اقتدار  و قدرت و توانايی ، نيرومندی )

  43. آيا كافران شما بهتری [هستند] از آنهايی از شما ، يا  برای شماست برائتی ( پاكی و بی گناهی ، منع تعقيب ) در كتابها ( نوشته ها ، احكام ، دست نوشته ها )

  44. يا  ميگويند ماييم جميعی ( جمع و جمعيتی )  پيروز شده ای

  45. به زودی شكست ميخورد ( به عزا و اندوه می نشيند ) جمعيت و پشت ميكنند عقبها را

  46. بلكه ساعت ( قيامت ) موعد ايشان [است] و ساعت ( قيامت ) سختتر ( پر گير و دارتر ) و تلخ تر ( سنگين تر ) [است]

  47. واقعا مجرمان در گمراهی  و احمقی ( ديوانگی ، بی خردی ، بی شعوری ، سفاهت ، جنون ، نه فهمی ) [هستند]

  48. روزی كه كشيده ميشوند در آتش بر روی صورتهايشان ، بچشيد مس ( لمس ، حس ، احساس لامسه ) سقر [را]

  49. ما هر ( تمام ) چيزی را آفريديمش به قدری ( اندازه و مقدار و تقدير و سنجشی )

  50. و نيست فرمان  ما  مگر يكی ، همچون تابيدنی ( چشمكی ، اشاره و ايمايی ، نگاه آنی و تندی ، درخشيدنی ، برقی ، يك چهلم ثانيه ) به چشم

  51. و همانا هلاك ( نابود ) كرده ايم همانندهای شما را ، پس آيا [هست] از متذكری

  52. و هر ( تمام ) چيزی [را كه] انجام دادند آن را ، در كتابهاست

  53. و هر ( تمام ) كوچكی  و بزرگی  سطر بندی شده ای ( نوشته و مكتوب شده ای ) [است]

  54. بدرستی متقيان در باغهايی ( بهشتی ) و چشمه ای [هستند]

  55. در نشيمنگاه ( كمپ ) راستی ( واقعی ) در نزد سلطانی ( پادشاهی ) مقتدری ( قادری ، توانايی ، با قدرتی و قوايی ، نيرومندی ) [هستند]