Home   |  تماس با ما و ارسال مطالب |  پروژه‌ها  | نرم‌افزارهاي مورد نياز |

home

 

09-02-2011

 

سوره واقعه ، مكی 96 آيه

 

به نام خداوندِ رحم كنندهِ ( بخشنده ، گذشت كننده )  مهربان ( با شفقت ، با عاطفه )

  1. هنگامی كه واقع شود واقعه ( قيامت )

  2. [كه] نيست برای وقوعش دروغی

  3. پست كننده ای [و] بلند كننده ای ( تنزل دهنده ای و والا مقام كننده ای ) [باشد]

  4. زمانی كه لرزانده شود زمين ، لرزه ای را

  5. و كوبانده  و پراكنده  شود كوهها ،  كوبيده و پراكنده شدني را

  6. پس شود گردهايی ( دانه‌هايی ) ، متفرق شده ای ( پراكنده و معلقی )

  7. و باشيد زوجهايی سه گانه ای ( سه تايی ، سه گروهی )

  8. [1] پس اصحاب راست ( با يمن ، ميمون ، مبارك و خوش اقبال ) چيست اصحاب راست

  9. [2] و اصحاب چپ ( بد يمن ، بد اقبال ، شوم ، شماتت شده ) چيست اصحاب چپ

  10. [3] و سبقت گيرندگان [از] پيشی گرفتگان ( جلو زدگان از جلو روندگان )

  11. آنهايند مقربان ( بسيار به خداوند نزديك و عزيز شدگان )

  12. در باغهای ( بهشتی )  متنعم  ( پر نعمت ) [شده باشند]

  13. گروهی ( فرقه ای ) از اولی ها ( گذشتگان ، بدوی ها )

  14. و اندكی از بعدی ها ( آخری ها ، آينده ها ، ديگری ها )

  15. بر روی جلوسهای طلا بافته شده ای ( جواهر نشانی )

  16. تكيه كنندگان برای آن روبه رويان

  17. ميگردد برای ايشان مولودانی ( پسران كم سن و سالی ) جاودان شدگان ( هميشه در آن سن و سال باقی ماندگان )

  18. به گيلاسهايی ( ليوانهايی ) و شراب دانها و جامی ( پياله ، كاسه ای ) از جاری شده ای ( نوشيدنی روانی )

  19. نه سر درد گرفته ميشوند از آن و نه بی عقل ( بيهوش ، مست ) كرده ميشوند

  20. و ميوه جاتی از آنچه كه اختيار ميكنند ( ميخواهند )

  21. و گوشت پرنده ای از آنچه كه اشتها ميكنند

  22. و سرمه ای چشمی

  23. همانندان مرواريد پوشيده شده [در صدف]

  24. جزايی ( پاداشی ) به سبب آنچه كه عمل ميكردند

  25. نمی شنوند در آن لغوی ( سخن بيهوده و باطلی ) و نه گناه كاری را

  26. مگر سخنی سلامی سلامت باشی

  27. و اصحاب راست ( خوش يمن ) چيست اصحاب راست

  28. در سدری ( درختی )  پر بار و سنگين شده ای ( كه تاب و تحمل ايستادن را ندارد )

  29. و خوشه ای پر پشتی ( انباشته ای )

  30. و سايه ای گسترده شده ای

  31. و آبی ريخته شده ای ( جاری شده ای ، ريزانی ، آبشاری )

  32. و ميوه جاتی كثرت يافته ای ( فراوانی )

  33. نه قطع شونده ای ( تمام شدنی ) [است] و نه ممنوع شده ای ( منع و نهی شده ای ) [باشد]

  34. و همخوابگانی بلند و بالا شده ای

  35. ما پديدار كرديم ايشان را ، پديد آوردنی ( خلقتی )

  36. پس قرار داديم ايشان را باكره هايی ( دوشيزگانی )

  37. همسر دوستی ( خانه داری ) همسن و سالی ( جوانی )

  38. برای اصحاب راست ( با يمن )

  39. گروهی از اوليها ( پيشينيان ) [هستند]

  40. و گروهی از آخريها ( ديگران ، بعديها ) [باشند]

  41. و اصحاب ( اهل ) شمال ( بد شگون ) ، چيست اصحاب شمال

  42. در باد گرمی و آب داغی

  43. و سايه ای از دودی ( سياهی )

  44. نه خنكی و نه كرامتی ( پذيرايی )

  45. بدرستی ايشان بودند قبل از آن خوشگذرانان  ( عيش و نوش كنندگان )

  46. و اصرار ميكردند برای پيمان شكنی ( گناه ، تمرد ) بزرگ

  47. و  ميگفتند آيا زمانی كه مرديم و شديم خاكی و استخوانهايی ، آيا ما حتما برانگيختگان هستيم

  48. يا پدرانمان اوليها ( گذشتگان )

  49. بگو بدرستی اوليان و آخريان

  50. حتما جمع شدگانند به سوی ميقات ( محل قول و قرار ) روزی معلومی را

  51. سپس بدرستی شما ای گمراهان [و] تكذيب كنندگان

  52. حتما خورندگان [هستيد] از درختی از [نوع] زقومی

  53. پس پر كنندگان [هستيد] از آن شكمها را

  54. پس نوشندگان [هستيد] برای آن از حميم ( آب جوش معدنی و آتشفشانی )

  55. پس نوشندگان [باشيد همانند] نوشيدن شتران تشنه

  56. اين است نازل شده ( پيش كش ) ايشان روز دين ( قيامت )

  57. ما خلق كرديم شما را پس چرا تصديق ( گواهی و تاييد ) نميكنيد

  58. آيا پس ديديد آنچه را كه ميريزيد

  59. آيا شما خلق ميكنيد آن را ، يا ماييم خالقان

  60. ما مقدر ( تقدير )  كرديم مابين شما مرگ را و نيستيم  ما  به سبقت ( پيشی ) گرفته شدگان ( عقب ماندگان )

  61. برای اينكه تبديل ميكنيم امثال ( همانند ) شما را و پديدار ميكنيم شما را در آنچه كه نمی دانيد

  62. و حتما دانسته ايد ( شناخته ايد ) نشر ( پديد آوری ) اولی ( ابتدايی ) را ، پس چرا متذكر نميشويد

  63. آيا پس ديديد آنچه را كه كشت ( زراعت ) ميكنيد

  64. آيا شما زراعت ميكنيد آن را يا ماييم زارعان

  65. اگر بخواهيم حتما قرار ميدهيم آن را خشكيده ای ( خاك و خاشاكی ) پس گمراه ( سرگشته و حيران ) بمانيد [در حاليكه] انديشه می كنيد

  66. [و بگوييد] بدرستی ما  غرامت ديدگان ( خسارت و ضرر ديدگان ) [هستيم]

  67. بلكه ماييم محروم شدگان

  68. آيا پس ديديد آن آب را ، آن را كه مينوشيد

  69. آيا شما نازل كرديد آن را از ابر يا ماييم نازل كنندگان

  70. اگر بخواهيم قرار ميدهيم آن را تلخی ( شوری ) پس چرا شكر نمی كنيد

  71. آيا پس ديديد آتش را ، آن را كه می افروزيد

  72. آيا شما نشر ( پديدار ) كرديد درخت آن را يا ماييم نشر كنندگان ( پديد آورندگان )

  73. ما قرار داديم آن را تذكری و متاعی برای نيازمندان

  74. پس تسبيح كن به اسم سرورت بزرگ را

  75. پس قسم نمی خورم به مواقع ( جايگاههای ) ستارگان

  76. و بدرستی آن حتما سوگندی [است كه] اگر بدانيد بزرگی

  77. بدرستی آن حتما قرآنی كريمی ( با كرامت و ارجمندی ) [است]

  78. در كتابی پوشيده شده ای

  79. لمس نمی كند آن را مگر پاك شدگان

  80. نازل شدنی از [جانب] سرور عالميان [است]

  81. آيا پس به اين حديث ( سخن ) شماييد چاپلوسان ( روغن مالی كنندگان )

  82. و قرار ميدهيد رزقتان ( روزيتان ) را [در اولويت و مهم] ، بدرستی شما تكذيب ميكنيد

  83. پس  چرا وقتی كه [نفس] رسيد حلقوم را

  84. و شماييد در آن حين ( هنگام ) نظاره كنندگان  ( منتظران ، نگرانها )

  85. و ماييم نزديكتر به جانبش از شما و ليكن بينا نيستيد

  86. پس چرا اگر شماييد غير مديونها ( حق به گردنها )

  87. برگردانيد آن ( نفس و جان ) را اگر شماييد راست گويان

  88. پس اما اگر باشد از مقربان ( نزديك شدگان )

  89. پس آسايشی ( شادابی و رحمتی ) و آسودگی ( سبزه زاری ) و باغهای متنعم ( پر نعمت )

  90. و اما اگر باشد از اصحاب راست ( با يمن )

  91. پس سلامی برای تو از اصحاب راست ( با يمن )

  92. و اما اگر باشد از تكذيب كنندگان گم گشتگان ( گمراهان )

  93. پس فرودی ( ريزشی ) از حميمی ( آب جوشانی )

  94. و كشيده شدن جحيمی ( جهنمی )

  95. بدرستی اين [روی داد و واقعه] برای اوست حقيقتی [به] يقين ( حتمی )

  96. پس تسبيح گوی به نام سرورت عظيم را