Home   |  تماس با ما و ارسال مطالب |  پروژه‌ها  | نرم‌افزارهاي مورد نياز |

home

 

30-07-2013

 

 

سوره حاقه ، مكی 52 آيه

 

به نام خداوندِ رحم كنندهِ ( بخشنده ، گذشت كننده )  مهربان ( با شفقت ، با عاطفه )

  1. [آن] روی دهنده ( فرود آينده ، حادث شونده )

  2. چيست آن روی دهنده ؟

  3. و چه آگاه كرد تو را [كه] چيست آن روی دهند ؟

  4. تكذيب كرد ثمود و عاد به كوبنده

  5. پس اما ثمود ، پس نابود شدند به طغيان ( سركشی ) كننده

  6. و اما عاد ، پس هلاك شدند به بادی توفنده ای بيش از حدی ( عدوان كننده ای )

  7. بگماشت آن را برايشان هفت شبهايی و هشت شبانه روزهايی  پی در پی ( شومی ) ، پس می ديدی قوم را در آن غش كرده ، گويا ايشانند تنه ( كنده ) های نخلی خالی ( تو خالی و پوسيده شده ای )

  8. پس آيا می بينی برايشان از باقيمانده ای ( به جا مانده ای )

  9. و آمد فرعون و كسی كه قبل او [بود] و واژگون شدگان به خطا كاری ها

  10. پس عصيان كردند رسول سرورشان را ، پس گرفت ايشان را گرفتنی بالا آمدنی ( فزونی و بيش از حدی )

  11. ما زمانی كه طغيان كرد آب ، حمل كرديم شما را در جاری شونده ( روان شونده ، كشتی نوح )

  12. برای اينكه قرار دهيم آن را برايتان تذكری و دريابد ( بشنود ) آن را گوشهايی شنونده ای

  13. پس زمانی كه دميده ( باد ) شود در صور ، دميدن تنهايی

  14. و برداشته شود زمين و كوهها ، پس كوبيده شود آن دو ، كوبيدنی تنهايی را

  15. پس در چنين روزگاری واقع شود واقع شونده

  16. و شقه ( شكافته ) شود آسمان ، پس آن در چنين روزگاری واهی ( تهی ، تو خالی ، ترسان و لرزانی ، سستی ) [باشد]

  17. و مَلَك ( فرمانبردار ) بر اطرافش ( پيرامون آسمان ) [باشد] و حمل ميكند عرش ( تخت سلطنت ) سرورت را بالای‌شان ( روي سرشان ) در چنين روزگاری هشت تايی ( هشت گانه ، هشت گروهی )

  18. در چنين روزگاری عرضه ميشويد ، مخفی نميشود از شما رازی ( مخفی شده ای )

  19. پس اما كسی كه داده شود نوشته شده اش را به [دست] راستش ، پس ميگويد اين است ( بگيريد ، به بينيد ) بخوانيد مكتوبم را

  20. بدرستی من گمان ميكردم [كه] بدرستی من ملاقات كننده ای [هستم] حسابم را

  21. پس اوست در معيشتی پسنديده ای ( خشنودی )

  22. در باغی عالی شده ای ( مرغوب و درجه يكی )

  23. ميوه هايش ( چيده شده هايش ) نزديكی ( دم دستی ) [باشد]

  24. بخوريد و بنوشيد گوارايی به [سبب] آنچه كه گذران ( سپری ) كرديد در ايام مجردی ( تهی دستی ، بی طعامی )

  25. و اما كسی كه داده شود مكتوبش را به [دست] چپش ، پس ميگويد وای مرا ، [ای كاش] داده نميشدم مكتوبم را آن

  26. و درنيافته بودم كه چيست حسابم

  27. ای كاش آن بود مقتضی شده ( سپری و منتفی شده )

  28. بی نياز نكرد از من مالم

  29. نابود شد از من تسلطم

  30. بگيريد او را پس دربند كشيدش ( به زنجير كشيد او را )

  31. سپس جحيم را به كشانيدش ( بياندازيدش )

  32. سپس در زنجيری [كه] ذرع ( متراژ ) آن هفتاد ذرع هايی ( هر ذرع 115 سانتی متر جمعا 80.5 متر ) [است] ، پس به پويانيد او را

  33. بدرستی او ايمان نمی آورد به خداوند بزرگ

  34. و ترغيب نميكرد ( اهميت نمی داد ) برای طعام مسكين

  35. پس نيست برايش امروز در اينجا مونسی ( همراهی ، غم خواری )

  36. و نه طعامی جز از غسلينی ( زقومی )

  37. نميخورد آن را مگر خطا كاران

  38. پس قسم نميخورم به آنچه كه مينگريد

  39. و آنچه را كه نمی بينيد

  40. بدرستی اوست حتما گفتار فرستاده ای گرامی ( با كرامتی )

  41. و نيست آن به گفتار شاعری ، [جز] اندكی ايمان نمی آوريد

  42. و نيست به گفتار كاهنی ( پيشگوی ستاره شناسی ، رمال و طالع بينی ) ، [جز] اندكی متذكر نميشويد

  43. نازل شده ای از سرور عالميان [است]

  44. و اگر فرا می بافت ( سرهم ميكرد ) برايمان بعض گفته شده ها ( سخنان ) را

  45. حتما ميگرفتيم از او به [دست] راست

  46. سپس حتما قطع ميكرديم از او رگ قلب ( رگی كه خود قلب را خون رسانی ميكند )

  47. پس نبود از شما از احدی از او باز دارندگان ( مانع شوندگان )

  48. و بدرستی آن حتما تذكری برای متقيان [است]

  49. و ما حتما ميدانيم كه بدرستی از شما تكذيب كنندگانی [هست]

  50. و بدرستی آن حتما حسرتی ( مايه افسوس خوردنی ) برای كافران [است]

  51. و بدرستی آن حتما حقی [به] يقين [است]

  52. پس تسبيح كن به نام سرورت بزرگ را