Home   |  تماس با ما و ارسال مطالب |  پروژه‌ها  | نرم‌افزارهاي مورد نياز |

home

 

09-01-2011

 

سوره جن ، مكی 28 آيه

 

به نام خداوندِ رحم كنندهِ ( بخشنده ، گذشت كننده )  مهربان ( با شفقت ، با عاطفه )

  1. بگو وحی شد به سويم كه بدرستی گوش فرا داد نفری ( تنی ، گروهی ، عده ای ) از جن ، پس گفتند ما شنيديم قرآنی ( قرائت شده ای ) عجيبی ( شگفت آوری ) را

  2. هدايت ميكند به جانب رشد ( لغايت و كمال ، هشياری و آگاهی ، هدايت ) ، پس ايمان آورديم به آن و هرگز شريك نمی كنيم به سرورمان احدی ( فردی ، شخصی ، كسی ، چيزی ) را

  3. و بدرستی متعالی ( بلند پايه و مرتبه ) است  بزرگی ( عظمت ) سرور ما [كه] اتخاذ نكرد هم نشينی ( همدم و همسری ) و نه فرزندی  را

  4. و بدرستی ميگفت سفيه ما برای خداوند افترايی ( سخن دور از حق و مبالغه ای ، گزافه ای ، ياوه ای ) را

  5. و ما گمان كرديم كه هرگز نميگويد انس و جن برای خداوند دروغی را

  6. و بدرستی بود مردانی از انس ( انسان ) ، پناه ميبردند ( پناهنده ميشدند ) به مردانی از جن ، پس افزودند ايشان را نادانی ( احمقی ، بدی ، ظلم ، گناه ، طغيان ، گمراهی )

  7. و بدرستی ايشان گمان كردند همچنان كه گمان كرديد شما ، كه هرگز مبعوث ( برانگيخته ، زنده ) نمی كند خداوند احدی ( شخصی و موجودی ، كسی ) را

  8. و ما حتما لمس ( احساس ، درك ) كرديم آسمان را ، پس دريافتيم آن را پر شده ( مملو ) [از] حراست كننده ای ( نگهبانی )  شديدی ( محكم و با قدرتی ) و شهابهايی

  9. و ما می نشستيم در آن ( آسمان ) ، نشيمنگاه‌هايی را برای گوش كردن ( استراق سمع ، جاسوسي ) ، پس كسی كه ميشنود ، الان ( اينك ، بدون درنگ ) درميابد ( می آيد ) برای او شهابی منتظری ( آماده و در دام و كمينی )

  10. و ما خبر ( آگاهی ) نداريم  كه آيا شری ( بدی ) خواسته شده به كسی كه در زمين است يا خواست ( اراده ) كرد به ايشان سرورشان رشدی ( لغايت و كمالی ، هشياری و آگاهی ، هدايتی ) را  

  11. و ما ، از ما صالحان ( اصلاح گران ) [است] و از ما غير آن ، هستيم طريقت ( راههای ) پاره پاره ای ( گوناگون ، جدا جدا ، فرقه فرقه ای )

  12. و ما گمان كرديم كه هرگز عاجز نمی توانيم كرد خداوند را در زمين و هرگز نمی توانيم عاجز كنيم او را [به] فراری

  13. و ما آنگاه كه شنيديم هدايت را ، ايمان آورديم به او ، پس كسی كه ايمان می آورد به سرورش ، پس نمی ترسد تنزلی ( كاهش و كاستی ) و نه نادانی ( احمقی ، بدی ، ظلم ، گناه ، طغيان ) را

  14. و ما ، از ما مسلمانان ( تسليم شدگان ) و از ما ستمگران ( جابران ) [است] ، پس آن كس كه اسلام آورد ( تسليم و سلامت و مسلمان شد ) پس آنها سزاوار ( شايسته ) ميباشند رشدی ( لغايت و كمالی ، هشياری و آگاهی ) را

  15. و اما جابران ، پس باشند برای جهنم هيزمی ( آتش افروزی )

  16. و اگر استقامت ( پايداری ) می كردند بر طريقت ( راه و سيرت و سلوك خداوند ) ، حتما می نوشانيديم ايشان را آبی گوارايی ( بسياری ، فراوانی ، سعادت ) را

  17. برای اينكه بيازماييم ايشان را در آن و كسی كه اعراض ( خودداری ) ميكند از ذكر ( ياد ) سرورش ، در ميپويد او را عذابی دشواری ( سربالايی )

  18. و بدرستی مساجد ( سجده گاه ها ) برای خداوند است ، پس دعا ( صدا ) نكنيد همراه با خداوند احدی ( شخصی ، كسی ، موجودی ) را

  19. و بدرستی او آنگاه كه بلند شد بنده ( عبد ) خداوند  [تا] دعا كند ( بخواند ) او را ( نماز بخواند ) [منظور محمد رسول الله]، نزديك بودند كه باشند برای او روی هم ريخته ای ( طبقه طبقه فرو ريخته ای )

  20. بگو جز اين نيست كه دعا ( ندا ) ميكنم سرورم را و شريك نميگيرم به او احدی ( شخصی ، كسی ) را

  21. بگو همانا من مالك نيستم برای شما ضرری و نه  رشدی را ( سودی ، لغايت و كمالی ، هشياری و آگاهی را )

  22. بگو بدرستی من ،، هرگز پناه نميدهد مرا از خداوند احدی ( شخصی ، كسی ) و هرگز نيابم از غير او پناهگاهی را

  23. مگر ( بجز ) ابلاغی از [جانب] خداوند و رسالات ( پيام رسانی های ) او و كسی كه عصيان ميكند خداوند و رسولش را ، پس بدرستی برای او آتش جهنم [است] ، جاودانان در آن هميشگی [هستند]

  24. تا زمانی كه به بينند آنچه را كه وعده داده ميشوند ، پس به زودی ميدانند چه كسی ضعيفتر ياوری و اندك تر عددی ( تعدادی ، نفراتی ) [است]

  25. بگو  آگاه ( با خبر ) [نيستم] آيا نزديكی است آنچه را كه وعده ميشويد يا قرار ميدهد برای او سرورم تاخيری ( مدتی ، غايتی ، سر آمدی ) را

  26. دانای غيب ( نهان ، نديده و نشنيده ) [است] پس ظاهر ( مشخص ) نمی كند برای ناپيدايش احدی ( كسی ، شخصی ) را

  27. مگر  كسی را كه راضی شد از فرستاده ای ، پس بدرستی او درميپوياند ( روانه ميكند ) از پيش رويش و از پشت سرش منتظری ( كمين و مراقبی ، نگهبانی ) را

  28. برای اينكه بداند كه ابلاغ كرده اند رسالات ( پيامبری های ) سرورشان را و احاطه كرد به آنچه كه در نزد ايشان است و حساب كرد ( شمرد ) هر ( تمام ) چيزی را عددی ( به شماره و تعداد مشخصی )