Home   |  تماس با ما و ارسال مطالب |  پروژه‌ها  | نرم‌افزارهاي مورد نياز |

home

 

03-01-2011

 

سوره قيامت ، مكی 40 آيه

 

به نام خداوندِ رحم كنندهِ ( بخشنده ، گذشت كننده )  مهربان ( با شفقت ، با عاطفه )

  1. سوگند نميخورم به روز قيامت ( روز قيام ، به پا خيزی ، بلند شدن )

  2. و سوگند نميخورم به نفس ( شخص ، ماهيت خود موجود ) ملامت كننده ( نكوهشگر )

  3. آيا حساب ميكند انسان [كه] آيا هرگز جمع آوری ( بازيافت ) نميكنيم  استخوانهايش را

  4. بله ، قادران ( توانايان هستيم ) برای اينكه درست كنيم انگشتانش را ( سر انگشتانش ، بند آخر انگشتانش را )

  5. بلكه ميخواهد انسان برای اينكه هرزگی كند ( فسق و فجور كند )  پيش رويش را ( آينده اش ، بقيه عمرش ، آتيه اش ) را

  6. ميپرسد  كی باشد  روز قيامت

  7. پس زمانی [است كه] برق زند ( فلاش زند ) ديده ( نگاه ، چشم ، بينايی )

  8. و خسوف كند ماه ( تاريك شود ماه )

  9. و جمع كرده شود ( منقبض شود ، به هم پيوسته شود ، به هم پيوند شود ) خورشيد و ماه 

  10. ميگويد انسان در چنين روزگاری ، كجاست محل فرار ( يا زمان گريز )

  11. هرگز ، نيست پناه گاه ( سوراخ  و سنبه ، لانه خزيدن موش و مار و ... )

  12. به جانب سرورت در چنين روزگاری ، استقرار يافته ( مستقر شده ، استوار شده و قرار گرفته شده ، قرارگاه ، يا محل امن و با امنيت و ايمنی ، پايگاه ) [است]

  13. آگاه ( باخبر ) می شود انسان در چنين روزگاری به آنچه كه پيش فرستاده ( جلو انداخته ) و پس فرستاده ( عقب انداخته ) [است]

  14. بلكه انسان برای نفسش ( خودش )  بينايی ( ناظری ، بيننده ای ، واقفی ) [است]

  15. ولو ( اگر چه ) فروريزد ( سلب مسئوليت كند ، به دوش ديگری افكند ، از خود فروريزد ) عذرهايش ( بهانه هايش ) را

  16. به حركت درنياور ( نجنبان )  به [وسيله] آن زبانت را ، برای اينكه تعجيل ( شتاب ) كنی به آن

  17. بدرستی برای ماست ( وظيفه ماست ) جمع آوری ( گردآوری ، فراهم كردن ، فرآوری ) آن و قرائت آن

  18. پس آنگاه [كه] قرائت كرديم آن را ، پس تبعيت كن [از] قرائت شده آن ( سروده شده آن ، مجموعه شده قرائت آن )

  19. سپس بدرستی بر ماست بيان ( نطق ، توضيح و تشريح ، بازگويی ، تعريف ، گفتار ) آن

  20. چنين نيست ، بلكه دوست ميداريد اكنون ( زمان حال ، زندگی دنيا ، سيلی نقد ، لذت و امكانات امروز ، عجله برای رسيدن به خواسته های مد نظر خود ، منفعت فوری ) را

  21. و واگذار ( رها ) می كنيد آخرت را

  22. صورتهايی در چنين روزگاری ، تر و تازه ای ( شاد و خرمی ، بشاشی ) [باشد]

  23. به سوی سرورش ، ناظری ( اميدواری ) [است]

  24. و صورتهايی در چنين روزگاری ، غمگينی ( اندوهگينی ، نااميد و افسرده ای ) [باشد]

  25. گمان ميكند ( ميپندارد ، حدس ميزند ) كه عمل كرده شود به آن ، بلايی ( سختی و مصيبتی ، رويداد ناخوش آيندی ) را

  26. هرگز ، آنگاه كه رسيد گلو ( حلقوم ) را [آخرين باز دم]

  27. و گفته شود ، كيست عالی مقامی ( يا جادوگری )

  28. و يقين كند [كه] بدرستی آن [است] جدايی ( وداع از زندگی ، دوری )

  29. و درهم پيچيده شود  ساق به ساق

  30. به جانب سرورت در چنين روزگاری ، سوق داده شده [است]

  31. پس نه تصديق كرد ( صدقه داد ) و نه نماز گزارد ( خداوند را درود فرستاد )

  32. و ليكن تكذيب كرد  و سرپيچی نمود ( روی برتابيد ، پشت كرد )

  33. سپس رفت به سوی اهلش ( خانواده و اطرافيان و كس و كارش ) [در حاليكه] شادمانی می كرد ( خرامان خرامان راه می رفت )

  34. سزاوار [باشد] برای تو ، پس شايسته [باشد]

  35. بازهم  ، سزاوار برای تو ، پس شايسته [باشد]

  36. آيا حساب ميكند انسان ، كه ترك كرده ميشود بی جهتی ( بی فايده ای ، بيهوده ای ، بدون دليل و جهتی )

  37. آيا نبوده است نطفه ای از منی ( ريزنده ای ، جاری شده ای ) [كه] ريخته ميشود ( ميريزد ، جاری ميشود )

  38. سپس بود علقی ( لخته خونی ، خونی ، چيز معلقی ، آويزانی ، همان نطفه انسان در رحم مادر كه رشد كرده و در آن خون پديدار شده و از رحم مادر آويزان و معلقی است ) پس آفريد ، سپس درست كرد ( متناسب كرد ، سامان داد )

  39. پس قرار داد از آن دو زوج ، مذكر و مونث را

  40. آيا نيست آن ( خداوند ) به قادری ( توانايی ، قدرتمندی ) برای اينكه زنده كند مردگان را