Home   |  تماس با ما و ارسال مطالب |  پروژه‌ها  | نرم‌افزارهاي مورد نياز |

home

 

04-01-2011

 

سوره بلد ، مكی 20 آيه

 

به نام خداوندِ رحم كنندهِ ( بخشنده ، گذشت كننده )  مهربان ( با شفقت ، با عاطفه )

  1. سوگند نمی خورم به اين بلد ( شهر ، سرزمين ، ديار ، مملكت )

  2. و [در حاليكه] تو [هستی] مقيم ( دارای اجازه  و مجوز اقامت ، اجازه يافته ، حلال شده ، مجاز ) به ( در ) اين بلد ( ديار )

  3. سوگند والدی ( متولد كننده ای ، يكی از والدين ، يعنی پدر يا پدر بزرگ ، جد ) و آنچه را كه متولد كرد ( فرزند دار شد ، صاحب اولا شد ، اولاد به دنيا آورد ) [منظور آدم يا ابراهيم رسول الله است]

  4. بدرستی آفريده ايم انسان را در مشقتی ( درد و رنجی )

  5. آيا حساب ( گمان و خيال ، تصور ) ميكند كه قادر ( توانا ) نميباشد برای او  احدی ( كسی ، شخصی ، وجودی ، موجودی )

  6. ميگويد هلاك ( نابود ، تلف ، نيست ) كردم مالی ( دارايی و ثروتی ) بدون كوشش و تلاشی [را][ يعنی مالی مفت و مجانی و باد آورده ای را كه در حال خانه نشينی و استراحت به دست آورده بودم ، ولخرجی و مصرف نموده ام]

  7. آيا  حساب ( گمان و خيال ، تصور ) ميكند كه نديده است او را ، احدی ( كسی ، شخصی ، وجودی ، موجودی )

  8. آيا قرار نداده ايم  برايش دو چشم

  9. و زبانی ( گويش و گفتاری ) و دو لب را

  10. و هدايت ( راهنمايی ) كرديم او را [به] دو طريقت ( راه ، سلوك ، شيوه زندگی )

  11. پس  تن نداد به عاقبت ( با شوق و اشتياق  تن به كاری نداد كه از برای عاقبت و گذشته خودش باشد )

  12. و چه چيز آگاه ( باخبر ، معلوم و مشخص ) كرد تو را كه چيست عاقبت

  13. باز كردن ( گشودن ، رها كردن ) دربندی ( برده ای ، به ريسمان بسته شده ای ) را

  14. يا اطعامی ( خوراك خوراندنی ) [در] روزگاری دارای تشنگی و گرسنگی ( مشكلات ، قحطی ، خشك سالی ، كميابی )

  15. يتيمی دارای قرابتی ( نزديكی ، چه فاميلی و چه همسايگی و غيره )

  16. يا مسكينی ( درمانده ای ، فقيری ، نيازمندی ) ، دارای خاك نشينی ( خاك نشين شده ای ، زمين گير شده ای ، افليج و فلج شده ای )

  17. سپس باشد از كسانی كه ايمان آوردند و توصيه ( وصيت ، سفارش ) كردند  به صبر ( شكيبايی ، پايداری و مقاومت ) و توصيه كنند به مرحمت ( لطف و بخشش و مهربانی )

  18. آنهايند گروه ( اهل ، جمع و جمعيت ) راست شده ( يمين شده ،  با يمن شده ، خوش اقبال و نيك بخت شده )

  19. و كسانی كه كفر ورزيدند ( ناسپاسی و نا باوری كردند ) به آيات ( نشانه ها ، جملات كتاب ) ما ، ايشانند گروه ( اهل ، جمع و جمعيت ) چپ شده ( شمال يا شوم شده ، شقاوت و بد يمن شده ، بد نگون شده  ، بد شگون شده ، واژگون شده )

  20. برای ايشان آتشی پوشيده شده ای ( بسته و بافته ، حصار و محاصره شده ، احاطه شده ای ) [است]