Home   |  تماس با ما و ارسال مطالب |  پروژه‌ها  | نرم‌افزارهاي مورد نياز |

home

 

14-04-2009

 

سوره ليل ، مكي 21 آيه

 

 

به نام خداوندِ رحم كنندهِ ( بخشنده ، گذشت كننده )  مهربان ( با شفقت ، با عاطفه )

  1. سوگند شب را ، هنگامي كه ميپوشاند ( تاريك ميكند ، پرده ميپوشاند ، پرده مي اندازد يا مي افكند )

  2. و روز را ، هنگامي كه تجلي ميكند ( جلوه ميكند ، برق ميزند ، خودنمايي ميكند )

  3. و آنچه ( هر آنچه را كه ) آفريد ( خلق كرد ) ، مذكر ( نر ) و مونث ( ماده )

  4. بدرستي سعي شما ( تلاش و كوشش شما ) حتما پراكنده ( متفرق ) [است]

  5. پس اما كسي كه عطا ( تقديم ، پيش كش ، تسليم مال ، منظور احسان و زكات ، هزينه در راه خداوند ) نمود و پرهيزگاري ( دوري ، خودداري ، ترس از گناه و خوف از خداوند ) كرد

  6. و تصديق (  گواهي ، تاييد ) كرد به خوبي ( نيكويي ، نيكوكاري ، نيك عملي )

  7. پس بزودي سير ( سوق ) ميدهيم او را بري آسودگي ( آساني ، رفاه ، راحتي ، آسايش ، نيك بختي )

  8. و اما كسي كه بخل ( خسيسي ) كرد و [احساس] بي نيازي كرد ( خودكفايي كرد ، لزومي جهت انفاق نديد )

  9. و دروغ شمرد ( انكار كرد ) به خوبي ( نيكويي ، نيكوكاري )

  10. پس بزودي سير ميدهيم او را بري سختي ( دشواري ، تنگنايي ، گير و دار ، اسارت ، مكافات )

  11. و بي نياز ( كفايت ) نميكند از او مالش ( دارايي و ثروتش ) ، هنگامي كه رد مي شود ( گذر ميكند ، تردد ميكند ، برمي گردد ، مي ميرد )

  12. بدرستي بري ماست ( به عهده ماست ) حتما هدايت ( راهنمايي )

  13. و بدرستي بري ماست حتما آخرت ( آينده ، بعد از قيامت ) و اوليه ( گذشته ، قبل از قيامت )

  14. پس ترسانيدم شما را ( پند و اندرز ، هشدار دادم شما را ) [از] آتشي زبانه كشنده ( بي دود )

  15. درنمي آيد به آن ( كشيده نميشود به آن ) ، مگر  شقي ترين ( بدبختترين ، نگون بختترين ، رو سياه ترين ، مفلوكترين )

  16. كسي كه تكذيب كرد ( انكار و دروغ شمرد ) و روي گرداني كرد ( فرار و پشت كرد ، سر دواند ، سرپيچي كرد )

  17. و بزودي كنار گذاشته ميشود ( دور ميشود ، اجتناب و خودداري ميشود ) آن [جهنم] را ، پرهيزگارترين ( تقوي پيشه ترين ، خدا ترس ترين )

  18. كسي  كه ميدهد ( عطا ميكند ) مالش را (  دارايي و ثروتش را ) ، پاك ميشود ( تزكيه ميشود ، صاف ميشود ، تميز ميشود )

  19. و [اينكه] نيست بري احدي ( شخصي ، كسي ) در نزدش [نزد خداوند] از نعمتي [جايزه و مزدي كه] پاداش گرفته شود

  20. مگر [اينكه جهت] كسب ( طلب ، درخواست ) وجه ( صورت ، خشنودي ، رضايت ) سرورش بزرگترين ( بزرگوارترين در مقام و درجه ) [عملي انجام داده باشد]

  21. و حتما به زودي زود راضي ميشود ( خوشنود ميشود از اجرش )