Home   |  تماس با ما و ارسال مطالب |  پروژه‌ها  | نرم‌افزارهاي مورد نياز |

home

 

13-05-2009

 

برهمكنش يا واكنش روح با ذرات بدون جرم ( دخان - ذرات الهي )

 

 

اصل هم ارزي جرم و انرژي :

 

همانطور كه ميدانيم يكي از نتايج مهم اندازه گيري سرعت نور اين بود كه اين سرعت تحت شرايط مختلف ، همواره يكسان اندازه گيري ميشود و اين ممكن نخواهد بود مگر اينكه تغييراتي در ابزارهاي اندازه گيري ما منجمله واحد طول ( متر ) و واحد زمان ( ثانيه ) ايجاد شود . از اين رو شخصي به نام لورنتس اين تغييرات را فرموليزه كرد :

 

 

 

x طول و t زمان در چهار چوب ساكن ولي 'x و 't در چهار چوب متحرك با سرعت v ميباشد ، همانطور كه مي‌دانيم c سرعت نور است .  در ساده‌ترين توضيح هم بافته فضا - زمان را ميتوان با تناسب زير تعريف كرد :

 

 

 

 

كه بيانگر اين موضوع است كه ما تحت هر شرايطي ، همواره سرعت نور را ثابت اندازه‌گيري خواهيم كرد ، نه اينكه سرعت نور همواره نسبت به ما ثابت باشد . در واقع همين تغييرات در واحد جرم ( كيلوگرم ) نيز پيش بيني ميشود ، يعني :

 

 

كه در آن m0 جرم جسم در چهار چوب ساكن و m جرم جسم در چهار چوب متحرك است . درست برعكس حالت قبل ، يعني با افزايش سرعت ، متر ما كوتاه ، زمان كند ، ولي جرم افزايش خواهد يافت . از ضرب طرفين معادله در  جهت گويا كردن مخرج كسر و بسط جمله داخل پرانتز داريم :

 

 

كه در آن جمله دوم طرف راست معادله ( داخل كادر قرمز رنگ ) به عنوان انرژي جنبشي كلاسيك ذره قابل تشخيص است . جملات بعدي ، تصحيحات نسبيتي انرژي هستند و نخستين جمله ، كميتي از انرژي را نشان مي‌دهد كه فقط از جرم خود جسم ناشي ميشود . اين فرمول اصلي هم ارزي جرم - انرژي نسبيت خاص است كه توسط معروفترين فرمول بيان شده در تاريخ داده ميشود :

 

 

 

ولي همانطور كه در مبحث  قيامت در پيش است ( انقلاب دوم ستارگان نوتروني )  گفته شد :

 

 

سرعت انتشار تك موج گرانشي :

 

به نام خداوندِ رحم كنندهِ ( بخشنده ، گذشت كننده )  مهربان ( با شفقت ، با عاطفه )

سوال كرد سوال كننده به عذابي واقع شدني ( روي دادني ) 1

[بداند] براي كافران [است كه] نيست برايش دفع كننده‌اي 2

از [جانب] خداوند داراي بالابرها ( بالا برنده‌ها ) 3

بالا ميرود ملائكه و روح به سويش در روزي [كه] باشد مقدارش پنجاه هزار سالي 4

............... سوره معارج

 

 

ما همواره بايد بدانيم كه سرعت حركت موج به دو عامل كلي بستگي دارد  1 - محيط انتشار موج  2 - جنس و ماهيت خود موج . نور از جنش امواج الكترومغناطيس است ولي گرانش از نوع موج گرانشي ، اگر ما فضا را براي هر دو موج يكسان در نظر بگيريم ، آيا ماهيت اين دو موج يكي است ؟ هر چند كه مبدا و منشاء واحدي داشته باشند ! متاسفانه بشر فعلا توانايي توليد امواج گرانشي را ندارد كه سرعت آن را اندازه گيري كند ولي به احتمال زياد سرعت امواج گرانشي خيلي خيلي ..... بيشتر از سرعت نور است ، اين موج در عرض 50 هزار سال قمري فاصله 13 ميليارد سال نوري را طي مي‌كند ، يعني سرعتي نزديك به 270 هزار برابر سرعت نور و البته اين به فركانس موج گرانشي نيز مربوط ميشود . اگر ابعاد كيهان 14.547.900.000 سال نوري باشد اين موج در عرض 48.493 سال شمسي آن را مي‌پيمايد و همه چيز مقابل خود را منهدم مي‌كند ، پس ميتوان با اين شرايط سرعت آن را 300.000 برابر سرعت نور تخمين زد يعني سرعت تك موج گرانشي برابر سرعت امواج الكترومغناطيسي به توان دو است ، يعني سرعت موج گرانشي برابر C² مي‌باشد :

 

 

GWs سرعت امواج گرانشي است .

 

 

توليد و انتشار امواج الكترومغناطيسي :

 

شكل زير يك ذره باردار ( الكترون ) با اسپين و دوران ميدان الكتريكي در پيرامون آن را نشان مي‌دهد :

 

 

همانطور كه مي‌دانيم ميدان مغناطيسي عمود بر ميدان الكتريكي پديدار ميشود . پس ميدان الكترومغناطيسي پيرامون يك الكترون همانند شكل زير خواهد بود :

 

 

اينك اگر تغييري در سرعت زاويه‌اي يا ارتعاشي ( لرزشي ) در الكترون بوجود آيد ، ميدان الكترومغناطيسي پيرامون آن به نوسان در آمده و امواج الكترومغناطيسي توليد و منتشر خواهند شد . يعني چيزي شبيه به شكل زير :

 

 

 

 

از امواج گرانشي چه استنباطي ميتوان داشت :

 

همانطور كه در مبحث ژئوفيزيك و ساختار هندسي ستاره داوود توسعه يافته گفته شد ، قسمت سطحي زمين را ميتوان از طريق مشاهده مستقيم مطالعه كرد . از طريق چاههاي حفر شده و معدن زير زميني نيز ميتوان اطلاعاتي درباره اعماق زمين بدست آورد . قسمت اعظم اطلاعات مربوط به داخل زمين از طريق مطالعات لرزه‌نگاري بدست آمده است . به هنگام بروز زلزله امواج زيادي توليد و اين امواج در تمام جهات با سرعتهاي متفاوت منتشر مي‌شوند . قسمتي از امواج مستقيما به سطح زمين مي‌رسند و بعضي از آنها نيز پس از انكسار  و انعكاس‌هاي متوالي ممكن است مجددا به سطح زمين برسند و ثبت شوند . امواج حاصله از زلزله را به طور كلي مي‌توان به دو دسته طولي و عرضي تقسيم كرد . در امواج طولي كه با حرف P نشان داده ميشوند ، امتداد ارتعاش با امتداد انتشار موج موازي و سرعت انتشار آنها 5 تا 8 كيلومتر در ثانيه است . امواج عرضي كه به حرف S نمايش داده مي‌شوند ، امواجي هستند كه در آنها امتداد انتشار و امتداد ارتعاش بر هم عمود است و اين امواج با سرعت 3 تا 4 كيلومتر در ثانيه منتشر مي‌شوند . از مشخصات مهم ديگر اين دو نوع موج آن است كه هر چند كه هر دوي آنها از محيط‌هاي جامد عبور می‌كنند ، ولي فقط امواج طولي قادرند از مايعات عبور كنند و عبور امواج عرضي در اين محيط‌ها متوقف مي‌شود .

سرعت انتشار صوت درون آب كه يك موج طولي است و به صورت كره توسعه مي‌يابد ، ۱۴۶۲ متر بر ثانيه است . ولي سرعت انتشار امواج عرضي در سطح آب كمتر از ۱۴۶۲√  يعني  38.23 متر بر ثانيه است . به انيميشن‌هاي زير توجه نماييد :

 

 

انتشار موج عرضي :

 

 

انتشار موج طولي :

 

 

از اين رو اختلاف بسيار فاحشي مابين سرعت انتشار امواج طولي و عرضي وجود خواهد داشت  .

 

آنگونه كه مشخص و معلوم شده است ، تمامي ذرات ، اتمها ، ملكولها ، اجسام ، اشياء و حتي اجرام سماوي ساكن نبوده بلكه ارتعاشات و نوساناتي دارند .

 

 

 

اگر طبق شكل فوق ، ذره بارداري را در نقطه C در نظر بگيريم و با دامنه‌اي كوتاه و فركانسي ( تواتري ) نسبتا زياد در امتداد يك خط مستقيم ( فلش‌هاي سبز رنگ ) شروع به نوسان كند ، بديهي است كه انرژي اين نوسانات به صورت موجهاي الكترومغناطيسي به اطراف منتشر ميشود . در اين حالت دو نوع موج الكترومغناطيسي توليد خواهد شد ، امواج عرضي ( منحني قرمز رنگ ) و امواج طولي ( خطوط آبي رنگ ) . يكي از اين امواج طيفهاي نور و .... ميباشد كه توسط ما ديده و يا توسط ابزارهايي شناسايي ميشود و ديگري همان امواج گرانشي است كه ما آن را به صورت نيروي وزن در سطح سياره زمين احساس مي‌كنيم . اگر مطالب فوق صحيح باشد ما براي اولين بار در تاريخ بشريت موفق شديم به دو نيروي الكترومغناطيس با تعاريف فعلي و گرانش ، وحدت به بخشيم ( متحد كنيم ) . يعني همان آرزوي ديرينه بشر كه تا به حال اميد چنداني به آن نبوده و صد البته ناكام مانده است .

 

 

به شكل زير توجه نماييد :

 

 

اگر امواج طولي و عرضي هر دو در يك لحظه و يك نقطه توليد و از آن منتشر شوند ، بردار قرمز رنگ فاصله طي شده توسط نور و بردار آبي رنگ فاصله طي شده توسط موج گرانش در مقداري از زمان است كه محيط انتشار دو موج از نقطه و كره شروع شده و بعد از بيضي شكل شدن به صورت يك سطح و يا ديسك در مي‌آيد . يعني شبيه عكس زير :

 

 

همانطور كه مي‌دانيم تصوير فوق ، نماي يك كهكشان از پهلو است كه تقريبا اكثر جرم آن در مسير انتشار امواج گرانشي يعني روي ديسك تجمع كرده است . نكته جالب اينجاست كه شايد ما بتوانيم براي گذر نور و .... مانع ايجاد كنيم ، ولي براي گذر امواج گرانشي هيچ مانعي نميتوان ايجاد كرد .

 

 

E انرژي ، F نيرو ، d و r فاصله دو جرم ، M و m جرم دو جسم ، a شتاب و g شتاب گرانشي ، G ثابت جهاني گرانش و U انرژي يا همان انرژي گرانشي است . همانطور كه مشخص است انرژي گرانشي با جرم دو جسم رابطه مستقيم و با فاصله دو جسم رابطه عكس دارد و G ثابت تناسب است . كه بيانگر اين موضوع است كه انرژي امواج گرانشي در روي صفحه پخش و توسعه مي‌يابد يعني محيط دايره كه اگر حجمي بود با مربع فاصله دو جسم رابطه عكس داشت يعني همان سطح كره .

 

 

 

اينك ما سعي مي‌كنيم منشاء و منبع اصلي اين دو نيرو را شناسايي كنيم :

 

و هنگامي كه آمد موسي براي ملاقاتگاه ما ، و تكلم كرد او را سرورش ، [موسي] گفت سرورم  بنماي مرا [تا] نظاره كنم به سويت ، [خداوند] گفت هرگز نمي تواني به بيني مرا و ليكن نظاره كن به طرف كوه ، پس اگر استقرار يافت ( ايستاده ماند ) مكانش را ، پس به زودي مي بيني مرا ، پس هنگامي كه تجلي ( جلو ، انعكاس ، تابش ) كرد سرورش براي كوه ، قرار داد آن را  كوبيده‌اي ،  و فرو افتاد ( ولو شد ) موسي بيهوشي ( غش كرده‌اي )  ، پس آنگاه كه به هوش آمد ، گفت پاك ( منزه ) هستي تو ، توبه ( برگشت ) كردم به سويت و من اولين مومنان هستم . آيه 143 سوره اعراف

 

در حقيقت خداوند در اين حالت اندكي از روح خود را تبديل به امواج گرانشي ( صيحة واحدة ) نموده و بر كوه تابانده است ، كه كوه بر اثر تماس با اين امواج ، رانش كرده و دچار انفجارات شديدي شده است .

 

امروزه ذرات بدون جرمي همانند فوتون و نوترينو متصور ميشوند كه با امواج الكترومغناطيسي برهمكنش داشته و ميتوانند در جهت پرتو آن ، تابش و تحرك داشته باشند . اين ذرات مثلا فوتون به تناسب انرژي و فركانس موج الكترومغناطيسي حامل ، جرم و تكانه كسب مي‌كنند ، همچنين وزن كه از روابط زير محاسبه ميشود :

 

 

Ep انرژي فوتون طبق معادله پلانك
h ثابت پلانك
v فركانس طيف نور
E انرژي طبق رابطه هم ارزي جرم و انرژي نسبيت
M جرم
C سرعت نور
m جرم فوتون
P تكانه فوتون
v سرعت كه سرعت خطي فوتون ( نور ) جايگزين آن ميشود
W وزن فوتون در ميدان گرانشي
g شتاب گرانشي

 

اينك ما ميتوانيم در معادلات فوق به جاي C² ، سرعت امواج گرانشي يعني GWs يا Cp را جايگزين كنيم .

 

 

 

 

همانطور كه در مبحث ذره اوليه و نيروي اوليه ( نظريه وحدت نيروها ) گفته شد :

 

و او كسي است [كه] آميخت ( مخلوط ، آشفته و روان كرد ) دو دريا [را كه] اين شيريني گوارايي ( دلپذير و نوشي ) و اين [ديگري] نمكي شوري ( تلخي ) [است] و قرارداد ( مقرر كرد ) مابين آن دو برزخي ( حايل و حد فاصلي ) و دورباشي ( دوري ، جدايي ) دور شده‌اي . آيه 53 سوره فرقان

 

آميخت ( مخلوط ، آشفته و روان كرد ) دو دريا [را تا] ملاقات كنند ( به هم برسند ) آن دو [با يكديگر] 19
مابين آن دو برزخي ( حايل و حد فاصلي ) [است كه] تجاوز ( تعدي به حريم ) نمي‌كنند آن دو [همديگر را] . آيه 20 سوره رحمن

 

چنين به‌نظر مي‌رسد كه درياي اول مقداري از روح خداوند است كه به صورت امواج طولي و عرضي الكترومغناطيسي ( نور و گرانش ) مواج شده و درياي دوم مقداري از دخان ( ماده تاريك ، ذرات الهي ) موجود در عالم ميباشد كه فاقد جرم و گرانش بوده و فقط با اين امواج برهمكنش دارند و حاصل فرآيند آميزش ، آفرينش ماده باريوني (‌ هيدروژن و ... ) مي‌باشد كه روح خداوند در ماده به صورت ميادين الكتريكي ، مغناطيسي و گرانشي تجلي مي‌كند ؛ همچنين به صورت امواج الكترومغناطيسي مثلا نور ( طيفهاي مريي ) ،  براي اينكه خداوند در سوره نور مي‌فرمايد :

 

خداوند نور آسمانها و زمين [است] ، مثال نورش همچون جا چراغي ( چراغ داني ) [است كه] در آن چراغي [باشد] ، چراغ در شيشه‌اي ( لامپي ، تنگ بلوري ) [است] ، شيشه ( بلور ) گويا آن است ستاره‌اي درخشاني ( جواهر نشاني ) [كه] مي‌سوزد ( افروخته ميشود ) از درختي مبارك شده‌اي ( خجسته‌اي ) زيتوني ، نه شرقي و نه غربي [است] ، نزديك است [كه] روغنش روشن شود ( بتابد ، بدرخشد ) و اگر چه ( درحاليكه ) لمس نكرده باشد ( نرسيده باشد ) آن را آتشي ، نوري بر [روي] نوري ، هدايت می‌كند خداوند به نورش كسي را كه می‌خواهد و می‌زند خداوند مثال‌ها را براي انسيان ( مردم ) و خداوند به هر چيزي دانايي [است] . آيه 35 سوره نور

 

البته اين آيه دال بر اين موضوع نيز ميشود كه توليد انرژي در ستارگان حاصل واكنش هسته‌اي همجوشي است نه فرآيند اكسيداسيون ( تركيب با اكسيژن ) همانند سوختن روغن زيتون در چراغ دانهاي قديمي .

ما مي‌توانيم چنين استنباط كنيم ، همانطور كه خداوند براي خلقت آدم از روح خود بر گل دميده است به همين ترتيب و روال براي خلقت ماده باريوني ( هيدروژن و .... ) از روح خود بر ماده تاريك و يا دخان دميده باشد .

 

سپس ( مستولي شد ) پرداخت به جانب آسمان و آن دخاني ( دودي ، ماده تاريك و سياهي ) بود ، پس گفت براي آن و براي زمين كه بياييد شما هر دو ، راغبانه‌اي يا با كراهتي ( مجبورانه‌اي ) ، گفتند آن دو آمديم اطاعت كنندگان ( تسليمانه ) . آيه 11 سوره فصلت

 

تاريكي و يا سياهي اين ذرات به دليل جذب شديد نور ميباشد كه نبايد اين دخان ( دود ) را با عنصر كربن يا هر ماده سياه ديگري اشتباه گرفت . و اينجاست كه ما ميتوانيم به مباحث و مجادلات فلاسفه مبني بر مادي و غير مادي بودن موجودات در هستي پايان دهيم براي اينكه مشخص و معلوم شد كه ماده ( جرم ) و انرژي هم ارز بوده و هر دو منشاء واحدي به نام روح دارند كه سر چشمه از وجود و ذات خداوند گرفته‌اند .

 

آيا نظاره نكرده‌اي به سوي سرورت [كه] چگونه پهن كرد ( گسترش داد )  سايه ( تاريكي ) [را] و اگر مي‌خواست حتما قرار مي‌داد آن را ساكني ( بدون حركتي ، هميشگي و دايمي ) ، سپس قرار داديم خورشيد را براي آن دليلي ( علت و برهاني ، هدايت و توجيهي ، روشنايي ) 45
سپس قبض كنيم آن را به سوي خودمان ، قبضي راحتي ( گرفتن سهلي ) . آيه 46 سوره فرقان

 

 

از مفهوم دو آيه فوق چنين برمي‌آيد كه در نهايت خداوند تمامي انرژي‌هاي انتشار يافته در عالم را جذب و مجددا تبديل به روح مي‌كند . و چنين به نظر مي‌رسد كه در كيهان تبديلات و موازنه‌اي مابين ماده تاريك ، ماده باريوني و ....  وجود دارد كه صرفا در مشيت و قدرت خداوند قرار گرفته است . همانطور كه در مبحث واكنش هسته‌اي از نوع چهارم ! يعني ادغام نوترونها و پايان هستي ( انقلاب دوم ستارگان نوتروني ) گفته شد در روز قيامت نوترونها درون سياه‌چاله‌ها با هم ادغام شده و تمامي جرم آنها به انرژي امواج گرانشي تبديل خواهد شده كه بعد از منهدم كردن كيهان ، جذب خداوند ميشوند . 

 

تمامي ذرات ، اتمها ، ملكولها ، اشياء و اجسام و كليه اجرام سماوي در ارتعاش و لرزش هستند كه اين ارتعاشات ، امواج طولي توليد كرده كه نيروي گرانش را به دنبال خواهد داشت و همچنين امواج عرضي كه توسط ما قابل شناسايي بوده و ميتوانيم نوع ذره و عنصر را تشخيص دهيم . به طور مثال گاز هيدروژن در حالت معمولي امواج مايكروويوي توليد مي‌كند كه توسط راديو تلسكوپها قابل شناسايي است و لذا ميتوان توده‌هاي گازي را در مناطق فضا شناسايي كرد . اينك اگر به اينها انرژي دهيم ؛ نه تنها باعث افزايش جرم آنها خواهد شد بلكه در محدوده مشخصي از امواج الكترومغناطيسي بسته به ميزان انرژي دريافتي ، شروع به تابش خواهند نمود .

در مباحث قبلي نظريه ماده تاريك با خواص گرانشي رد شد ، ولي ماده تاريك با خواص جذب نور وجود دارد و نام آن در كتاب قرآن دخان است . اين ذرات همانند فوتون فاقد هرگونه جرم هستند و بعد از جذب امواج الكترومغناطيس و يا روح ، داراي جرم و گرانش ميشوند كه فوتون هم اينگونه رفتار مي كند . هر ماده‌اي كه جرم و گرانش داشته باشد ، الزاما ميبايست امواج الكترومغناطيس عرضي نيز توليد و منتشر كند . ولي ماده تاريك به صورت مستقيم قابل رديابي نيست ، پس جرم و گرانش هم نخواهد داشت . براي اينكه گرانش امواج الكترومغناطيس طولي تعريف ميشود .

 

ايجاد زلزله توسط ملائكه و پديدار شدن دو موج طولي و عرضي در سياره زمين :

 

پيش بيني دقيق زلزله از فضا :
به گفته دانشمندان روس احتمال پيش بيني زمان دقيق وقوع زلزله از فضا به مراتب راحت تر از بررسي آن از سطح زمين است . به نوشته روزنامه اينترنتي روسي اوترا يوري زايتسف ، كارشناس انستيتو تحقيقات فضايي آكادمي علوم روسيه معتقد است كه مي توان همه مناطق زلزله خيز جهان و زمان دقيق وقوع زلزله را به فاصله يك تا پنج شبانه روز پيش از وقوع آن از فضا مشخص كرد . به گفته وي در زمان وقوع طوفانهاي ژئومغناطيسي در سطح كره زمين كه تحت تاثير فعاليت شديد خورشيد رخ مي‌دهد جريانهاي الكتريكي دچار تغيير و ميدان هاي الكتريكي قوي در مناطق زلزله خيز مشاهده مي شود كه تكانهاي زمين را در پي خواهند داشت .

http://www.haftbit.com/fa/hb471889rd/P_471891d.htm

 

 

و خبر بده ايشان را از مهمان ابراهيم 51
زماني كه داخل شدند بر او ، پس گفتند سلامي ، [ابراهيم] گفت ما از شما هراسان شدگان [هستيم] 52
گفتند نترس ، ما بشارت ميدهيم تو را به پسركي دانايي 53
[ابراهيم] گفت آيا بشارت ميدهيد مرا براي اينكه [در حاليكه] لمس كرد ( رسيد ) مرا بزرگي ( پيري ) ، پس به چه بشارت ميدهيد 54
گفتند بشارت ميدهيم تو را به حقيقت ( به درستي ) ، پس نباش از نااميدها  55
گفت و كيست كه نااميد شود از رحمت سرورش مگر گمراهان ( گم گشتگان ) 56
گفت پس چيست شان ( ماموريت ) شما اي فرستاده شدگان 57
گفتند ما فرستاده شديم به سوي قومي مجرمان 58
مگر خاندان لوط ، ما  حتما نجات دهنده ايشان [هستيم] جملگي 59
مگر زنش [كه] تقدير كرديم ، بدرستي او حتما از ماندگان ( باقيماندگان ) [است] 60
پس زماني كه آمد خانواده لوط را فرستاده شدگان 61
[لوط] گفت بدرستي شماييد قومي ناشناختگان 62
گفتند بلكه آمديم تو را به آنچه كه در آن ترديد ميكردند 63
و آورديم تو را به حق و ماييم حتما راستگويان 64
پس مخفيانه برو به خانواده‌ات به پاره‌اي از شب و دنبال كن دنباله ايشان را و منحرف نشود از شما احدي و رهسپار شويد جايي را كه امر ميشويد 65
و مقتضي كرديم به سويش آن فرمان را كه دنباله ( نسل ) اينان بريده‌اي [است] صبحگاهان 66
و آمد اهل شهر خوش خبر شدگان ( شادابي كنندگان ) 67
[لوط] گفت بدرستي اينان مهمانم [هستند] ، پس رسوايم ( افتضاحم ) نكنيد 68
و بترسيد خداوند را و خوارم نكنيد 69
گفتند آيا  نهي نكرديم تو را از عالميان 70
گفت اينان دخترانم [هستند] اگر هستيد انجام دهندگان 71
جدا"  به عمر ( جان و زندگي ) تو سوگند كه بدرستي ايشان حتما در مستي شان سرگشته بودند ( حيران ، غرق و فرو رفته بودند ) 72
پس گرفت ايشان را بانگ ، مشرف به صبحگاهان 73
پس قرار داديم بالايش را زيرش و بارانديم برايشان سنگهايي از گلي ( سنگهاي رسوبي ، طرح و نشان و نقش دار ) 74
بدرستي در آن حتما نشانه‌هايي براي باهوش‌ها ( هوشمندان ) [است] 75
و بدرستي آن حتما به راهي دائمي ( پايدار ، اقامت يافته ، استوار شده ) [است] 76
بدرستي در آن حتما نشانه‌اي براي مومنان [است] . آيه 77 سوره حجر

 

 همانطور كه در مبحث ژئوفيزيك و ساختار هندسي ستاره داوود توسعه يافته گفته شد ساختار فيزيكي سياره زمين از شكل هندسي ستاره داوود توسعه يافته پيروي مي‌كنند .

 

 

 

همانطور كه در مبحث كاينات هوشمند يا ملائكه گفته شد  تمامي ملائكه ميتوانند به اذن خداوند به شكل و شمايل ( پيكر ) انسان در آيند و ماموريت خود را انجام دهند . ملائكه در داشتن پيكري از زير مجموعه پيكر خود ، هيچ محدوديتي ندارند . ملائكه ميتوانند در هر نقطه داخلي يا سطحي سياره زمين روح خود را تبديل به امواج الكترومغناطيسي طولي و عرضي كنند كه باعث بوجود آمدن دو موج زلزله P  و S خواهد شد .

 

 

 

 

صداهاي زلزله :

غالبا وقوع زلزله توام با صداهايي است كه در بعضي موارد بوسيله گوش انسان نيز قابل تشخيص است . بديهي است اين صداها غير از صداهاي ناشي از اثرات زلزله مثل تخريب ساختمانها و نظاير آن است . صداهاي زلزله در بعضي موارد شبيه رعد و گاهي نيز نظير  صداي وزش باد ، انفجار گلوله‌هاي بزرگ توپ و نظاير آن است . توليد اين صداها به خاطر ايجاد امواج ارتعاشي است كه در اثر برخورد امواج گرانشي با لايه هاي بيروني زمين بوجود می‌آيد ولي فقط در بعضي موارد فركانس آنها در حد شنوايي گوش انسان و قابل شنيدن است . در اين وضعيت حيوانات زودتر از انسان متوجه شده و از خود واكنش شديدي نشان مي‌دهند . من خودم اينچنين صداهاي وحشتناك را هنگام زلزله در بازار مشترك جلفا شنيده‌ام و متعاقب آن سطح كوه‌ها همانند بهمن ريزش كرده و از كوه گرد و خاك بلند شد . 

 

 

نورهاي زلزله :

به هنگام وقوع بعضي از زلزله‌ها ، آثار نوراني مختلف مثل نور افشاني در آسمان ، برق ، جرقه هاي نوراني و نظاير آن ديده شده است . حتي در زلزله بزرگ ناحيه وژ در سپتامبر 1669 ، شعله‌هاي آتش ( هواي يونيزه شده ) در حال خروج از زمين ، ديده شد . هنوز وابستگي مستقيم اين آثار به زلزله مورد بحث دانشمندان است و به عقيده اغلب زلزله شناسان ، اين نورها ، ناشي از اثرات ثانوي زلزله است كه بسيار اشتباه به نظر ميرسد براي اينكه در مناطق مسكوني مي‌توان نور و آتش را مربوط به اثرات ثانوي زلزله منجمله آتش سوزي و اتصال برق دانست  ولي در بعضي موارد ، در كوهستانها و نيز در سطح درياها  نظير  اين نور ديده شده كه هنوز پاسخ درستي براي آن پيدا نشده است . ولي ما ميدانيم كه اين همان امواج الكترومغناطيس توليد شده عرضي توسط ملائكه است كه ميتواند بعد از خروج از زمين مشاهده شده يا هوا را بشدت يونيزه و نوراني كند . 

 

توجه :

دلايل مختلف ديگري منجمله شكست گسل و يا آتشفشان حتي انفجارات هسته‌اي زير زميني ميتواند باعث زلزله شود كه مورد بحث ما نيست . و هر چند كه اين زلزله هاي ايجاد شده توسط ملائكه ميتواند باعث شكست گسل‌ها و بسياري از تغييرات ديگر در ساختار زمين شود .

 

 

به ياد دارم شب زلزله در استانبول تركيه چند تا بشقاب پرنده بالاي شهر استانبول در حال آن سو و اين سو رفتن بودند كه بعضي از كانالهاي تلويزيوني ( از طريق ماهواره‌ ) به صورت زنده تصاوير آنها را پخش مي‌كردند و در حدود ساعت 3 بامداد ، آن زلزله بزرگ روي داد ، خيلي‌ها عقيده بر اين داشتند كه دليل زلزله ، يوفوها هستند . در واقع طايفه جنيان ميتوانند نقل مكان ملائكه را رديابي نموده و از بعضي ماموريتهاي آنها ، منجمله زلزله باخبر شوند ، براي اينكه آنها تكنولوژي و علم اين كار را در اختيار دارند و حس كنجكاوي آنها را ترقيب به بازرسي و مشاهده از نزديك مي‌كند .

 

 

 

ژنراتورهاي گرانشي :

 

 

 

تصوير فوق مربوط به يك يوفوي مثلثي شكل است كه چهار منطقه نوراني در زير آن ديده ميشود كه به احتمال خيلي زياد امواج الكترومغناطيسي طولي و عرضي توليد مي‌كند كه عرضي ها به صورت نور توسط ما ديده ميشود ولي طولي‌ها يعني امواج گرانشي قابل مشاهده نيست .

 

 

نتيجه :

به طور خلاصه گرانش يكي از نتايج و تاثيرات جرم است و چون جرم معادل و هم ارز انرژي ( امواج الكترومغناطيس ) است ، پس گرانش ماهيت الكترومغناطيسي خواهد داشت .

 

 

 

محمدرضا طباطبايي    5/9/87

http://www.ki2100.com 

 

 

لطفا نظر خود را به تالار زير ارسال فرماييد :


http://persianforum.ki2100.net/viewtopic.php?f=96&t=123